7 370
订阅者
-724 小时
-217 天
-6630 天
帖子存档
7 369
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهان سوزی نه خامی بیغمی
آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی
#حافظ
@Houmak
7 369
کارل گوستاو یونگ، معتقد بود:
ما نمیتوانیم صفتی را که در خود نداریم در دیگری تشخیص دهیم.
به عنوان نمونه اگر شما فردی را خودخواه میدانید، مطمئن باشید شما هم میتوانید به همان اندازه خودخواهی نشان دهید.
چرا که ما نمیتوانیم چیزی را درک کنیم بدون اینکه خود، آن نباشیم.
همچنین مولانا در کتاب فیه ما فیه آورده:
اگر در برادر خود عیب میبینی، آن عیب در توست که در او می بینی. عالَم همچنین آیینه است؛ نقش خود را در او می بینی؛ که المؤمن مرآة المؤمن. آن عیب را از خود جدا کن. زیرا آنچه از او می رنجی، از خود می رنجی...
@Houmak
7 369
استاد حبیب سماعی که یکی از بزرگترین نوازندههای سنتور است و از خاندان سنتورنوازان میباشد، تصنیفها و آهنگهای بسیاری ساخته که در اغلب تصنیفهایشان فرم آوازی با فرم ضربی به صورت بسیار بداهه پردازانه ترکیب شده و اجرای دوباره آثار ایشان به ممارست و تمرین بسیار احتیاج دارد که باز با اجرای اصلی متفاوت میباشد.
7 369
هرچقدر بیشتر در مورد رفتار آدمها نسبت به خودمان توضیح بخواهیم، صمیمیت کمتر میشود و رابطه سردتر میشود.
زیاد توضیح خواستن و زیاد سوالکردن و آدمها را مجبور به دفاع از خودشان کردن، یکی از مهمترین علتهای کم رنگ شدن صمیمیت است.
کمی بر روی ظرفیت درونیمان کار کنیم و سعی کنیم رفتارهای شخصیِ آدمها را تحمل کنیم.
صحبت کردن در رابطه برای حل مشکل با مدام توضیح خواستن و ایراد گرفتن فرق دارد. صحبت کردن برای حل مشکل در مورد تعارضات و رفتارهایی هست که در رابطه به وجود آمده است و از ویژگیهای شخصیتی فرد نیست. ما نمیتوانیم با مدام توضیح خواستن، شخصیت و ویژگی های فردی را تغییر دهیم.
تو چرا دیر جواب میدهی؟
تو چرا زیاد بامن مهمونی نمیای؟
تو چرا میری تو خودت حرف نمیزنی؟
تو چرا حواست نبود به من؟
تو چرا اینطوری حرف میزنی؟
تو چرا ...
حواسمان باشد، یا سوالهای ما به علت ویژگیهای فردی طرف مقابلمان است یا در راستای ترمیم مشکل؟
اگر در راستای ترمیمِ مشکل است بهتر است شکلِ آن توضیح خواستن و سوالی نباشد.
و اگر مربوط به ویژگیهای فردی طرف است باید از خودمان سوال کنیم که چرا با وجود دیدنِ این ویژگیها، اصرار به تغییر طرف و از همه مهمتر اصرار به ماندن در رابطه داریم؟
اگر زیاد توضیح میخواهیم، باید بدانیم که آدم حساس و پرتوقعی هستیم و این به آن معناست که تحملمان در پذیرش تفاوتها کم است و مانند کودکان دوست داریم آدمها در رابطهها شبیه به آنچه "ما" میخواهیم رفتار کنند. در غیر اینصورت عصبانی میشویم و سعی در کنترل و تغییر رفتارهایشان داریم و این در دراز مدت رابطهی صمیمانه را یا تمام میکند یا تبدیل به رابطهی برده و حاکم میکند.
وارد رابطهشدن و ماندن در یک رابطهی صمیمانه با هم بسیار متفاوتند. اگر احساس میکنید مدتهاست گفتگوهایتان سوال و جوابی شدهاست و اگر احساس میکند گفتگوها در طرف مقابلتان احساس فشار برای توضیح و توجیه خودش ایجاد میکند، یعنی رابطهتان دچار مشکلی جدی شده است. تا صمیمیت غیر قابل برگشت نشده، از نقش کودکِ پرسشگر و کنترلگر بیرون بیایید و اجازه دهید دوباره پذیرش و مهر به رابطه برگردد.
#پونه_مقیمی
@Houmak
