467
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-630 天
帖子存档
468
برایش دوران سختی بود؛ دورانی که تقلا میکرد زندگی کند ، خوشحال باشد، اشک بریزد اما خاموش نشود، نفس بکشد بدون درد، نترسد، بجنگد، نرود و بماند و بسازد و فقط زنده بماند ؛
و در نهایت دوام میآوری، بیآنکه کسی بفهمد در خاموشیات، نبردی بیپایان میان رنج و بیاعتنایی جریان دارد ...
#تکست_ناب
468
این رمیکسو خودم زدم به یاد کسی که سالها
مجانی کار کرد اخرشم همه بهش بد و بیراه گفتن و
شاید تنها اشتباهش این بود که تو یه زمان و مکان اشتباه به دنیا اومد مثل همه ما :)
