𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
前往频道在 Telegram
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس میکنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا میرویم تکههایی از خودمان را جا میگذاریم. 😮💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent
显示更多2 280
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-3930 天
帖子存档
2 280
- زن داری؟
+ نه، امیدوارم بگیرم
- عصبانی گفت: خیلی خری. مرد که نباید زن بگیرد.
+ چرا؟ سینیور ماجیوره
- با عصبانیت گفت: مرد نباید زن بگیرد.
نباید ازدواج کند، اگر قرار باشد همه چیز را از دست بدهد نباید دستی دستی خودش را توی مخمصه بیندازد.
مرد که نباید خودش را توی هچل بیندازد و دنبال ِ چیزهایی باشد که آنها را بعداً از دست میدهد.
+ حالا چه الزامی دارد که از دست بدهد؟
- سرگرد گفت: به هرحال از دست میدهد، از دست میدهد پسر با من بحث نکن.
شنل خود را پوشید و کلاهش را بر سر گذاشت.
یک راست آمد به سراغ من و دست گذاشت روی شانهام و گفت، شرمندهام نباید گستاخی میکردم. زنم تازه مُرده. مرا ببخش!
کتاب: #مردان_بدون_زنان
نویسنده: #ارنست_همینگوی
2 280
- زن داری؟
+ نه، امیدوارم بگیرم
- عصبانی گفت: خیلی خری. مرد که نباید زن بگیرد.
+ چرا؟ سینیور ماجیوره
- با عصبانیت گفت: مرد نباید زن بگیرد.
نباید ازدواج کند، اگر قرار باشد همه چیز را از دست بدهد نباید دستی دستی خودش را توی مخمصه بیندازد.
مرد که نباید خودش را توی هچل بیندازد و دنبال ِ چیزهایی باشد که آنها را بعداً از دست میدهد.
+ حالا چه الزامی دارد که از دست بدهد؟
- سرگرد گفت: به هرحال از دست میدهد، از دست میدهد پسر با من بحث نکن.
شنل خود را پوشید و کلاهش را بر سر گذاشت.
یک راست آمد به سراغ من و دست گذاشت روی شانهام و گفت، شرمندهام نباید گستاخی میکردم. زنم تازه مُرده. مرا ببخش!
کتاب: #مردان_بدون_زنان
نویسنده: #ارنست_همینگوِی
2 280
ميليونها انسان تصميم گرفتهاند كه ديگر احساساتى نباشند…
پوست كلفت شدند، تا ديگر كسی نتواند آزارشان دهد، اما به بهايى گزاف!
كسی نمیتواند آزارشان دهد، اما دیگر كسی هم نميتواند شادشان كند…
… 🐘
2 280
امروز هوا طوفانی بود. باد و باران…
مردم چتر بهدست مثل مری پاپینز از اینور به آنور پرواز میکردند.
اینطور مواقع میزان ترافیک سه برابر میشود.
سر یک چهارراه شلوغ، یک رانندهی فلکزده میخواست بپیچد. اما هیچکس بهش راه نمیداد. در عوض من مثل پوریای ولی جوانمردی کردم و بهش راه دادم. قیافهاش از خوشحالی مثل پستهی دهنباز رفسنجان شد (سلام اکبر).
ماه پیش که باز هم طوفان بود، خودم توی آنچهارراه نکبت گرفتار شده بودم. یک پوریای ولی دیگر راه بهم داد. در واقع من از آن پوریای ولی یاد گرفتم و فهمیدم راه گرفتن چه کیفی میدهد.
چند سال پیش هم دم عوارضی، ماشین جلویی پول من را حساب کرد و رفت. بیدلیل. دوهزار تومان بیشتر نبود. اما تمام هفتهی من را ساخت. آنقدر خوشم آمد که چند هفتهی بعد که گذرم خورد همانجا، پول ماشین عقبی را حساب کردم. حدس میزنم که او همانقدر کیف کرده.
گمان کنم ماجرا همان داستان تو نیکی میکن و در دجله انداز باشد. گو اینکه من با مصرع دوم آقای سعدی چندان موافق نیستم که ایزد در بیابانت دهد باز. گمان نکنم که باریتعالی اینقدر بیکار باشند که بارگاه را ول کنند و ببینند کی پول کی را دم عوارضی میدهد تا چند هفتهی بعد آن را برایش جبران کنند.
احتمالاً خود شیخ هم منظورش این نبوده اما راه دیگری برای تشویق مردم به نیکی پیدا نکرده.
ما آدمها به همدیگر چندان اعتمادی نداریم و نمیتوانیم نیکی کنیم، صرفاً بابت اینکه یک روزی یک آدم دیگری بیاید و جبران کند. در نتیجه وظیفهی جبران را انداخته گردن خداوند که مو لای درز کارهایش نمیرود.
اما احتمالاً شیخ بیشتر نظرش این بوده که خوبی مثل بیماریهای ویروسی، واگیر است. از آدمی به آدم دیگر منتقل میشود. فقط کافیست که در معرض آن بود تا دچارش شد.
خلاصه این خرده نیکیهای دمدستی خیلی خوب و مفیدند. اینکه مثلاً…
پول عوارضی یا قهوهی کسی را بدهی.
به ماشین بغلی راه بدهی.
لبخند بزنی.
توی دستمال فین کنی.
پیرمرد از خیابان رد کنی.
گاز نگیری، لگد نزنی.
یا حتی بوس بفرستی برای یک آدم قشنگ.
اینها درست مثل یک سرمایهگذاری بلند مدتاند که سودش مستقیماً به جیب خودمان میرود.
فکر کنم برای سلامت جامعه هم مفید است و آن را قابلسکونتتر میکند. در واقع جامعه را میکند یک کلاس آموزشی که همه هم معلمند و هم دانشآموز. کلاسی که روند آموزش در آن تصاعدی است.
همهی این حرفها را تعمیم بدهیم به بدیها. آن هم مرض ویروسی واگیر است. از نوع آسانترش البته.
… 🦉
2 280
وقتی به دنبال عسل میروید؛
باید آمادگی نیش زده شدن توسط زنبور را نیز داشته باشید.
… ☘️
2 280
وقتی به دنبال عسل میروید؛
باید آمادگی نیش زده شدن توسط زنبور را نیز داشته باشید.
… 🍉2 280
– فیبی: فقط بهم بگو موهاشو بو كردى يا نه؟
+ راس: موهاشو بو كرده باشم؟ خب مثلاً اگه كرده باشم چى؟!
– فیبی: ۹۰ درصد فرومونهاى يک زن از سرش خارج ميشه.
واسه همينه كه زنا كوتاهترن تا وقتی مردا بغلشون میكنن عاشقشون بشن.
#Friends
2 280
کودک درونم ازم خواست بهت بگم دلش لک زده با تو حرف بزنه و تو بین گفتگو خندهت بگیره و اون ذوق کنه از خندههات و توی دلش هزارتا پروانه برقصن.
من نه، ولی اون دلش خواسته، بچهست دیگه...
… 🦉
2 280
بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند…
خودتان را از آنها رها سازید و از دستشان خلاص شوید.
منتظر نباشید تا قدر تلاشهایتان را بشناسند و عشقتان را بفهمند.
• در را ببندید،
• آهنگ را عوض کنید،
• خانهتکانی کنید،
• گرد و غبارها را بتکانید،
• از آنچه هستید دست بردارید و به آنچه که واقعا هستید روی آورید.
انسان جدید، زندگی جدید…
#پائولو_کوئیلو
… 🦉
2 280
یک نانوایی کار قشنگی کرده و به شکل رایگان نان میدهد دست مردم بیبضاعت…
یک نوشته هم گذاشته دم نانواییاش و همینی که گفتم را آنجا نوشته است. جملهی اولش هم اینطور شروع میشود که…
"اوضاع اخیر یکی از آزمایشهای الهی است".
بعد با خودم فکر کردم ما چند وقت است که نشستهایم سر جلسه و مشغول دادن آزمون الهی هستیم؟
درست که فکر میکنم، کمی بعد از اینکه من به دنیا آمدم، آزمون شروع شد. البته فقط یک امتحان نبود.
هزار امتحان پشت سرهم که سر هر کدامش با ته قبلی روشن میشود و اصولاً هیچ زنگ تفریحی هم بینشان نیست.
درست انگار که در هستهی سازمان سنجش و آموزش کشور حیاتمان شکل گرفته. کاری هم ندارند که از امتحان قبلی سرافراز بیرون آمدیم یا نه.
انگار که فکر کنند بنیهمان ضعیف است، فقط ما را میگذارد توی بوته آزمایش. مثل چای کیسهای، نخمان را گرفتهاند و فرو میکنند توی آب جوش و دوباره درمیآورند. هر چه هم میگوییم رنگمان تمام شده و بیخیال شوید، کاری ندارند.
یک مرز نازکی وجود دارد بین آزمون الهی و عذاب الهی.
آنقدر نازک که الان درست نمیدانم به کدامشان مبتلا شدهایم.
دارند امتحانمان میکنند؟ یا امتحان خرداد و شهریور را رد شدهایم و حالا وارد دوران عذاب شدیم؟
کی فارغالتحصیل میشویم؟
راه ترک تحصیل چیست؟
چطور غلط کردم خودمان را اثبات کنیم؟
…🦉
2 280
همین که محمود درویش میگه:
اولاً: دوستت دارم!
ثانیاً: هر آن چه بینمان رخ داد، اولاً را از یاد نبر…
… 🦉
