𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
前往频道在 Telegram
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس میکنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا میرویم تکههایی از خودمان را جا میگذاریم. 😮💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent
显示更多2 020
订阅者
-424 小时
-87 天
-2430 天
帖子存档
2 020
بعضی وقتها حرف نزدن هیچ نوع زحمت و سختی ندارد، اما گاهی وقتها فشار و دردش از بلند کردن پیانو هم سختتر است.
— استيو تولتز / جز از کل
Book... 🐘
2 020
حقیقت این است...
فرودگاهها بوسههای بیشتری، از سالنهای عروسی به خود دیدهاند و دیوارِ بیمارستانها بیشتر از عبادتگاهها دعا شنیدهاند.
هميشه اینگونهایم...
همه چیز را موکول میکنیم به زمانی که چیزی در حال از دست رفتن است.
— چارلی چاپلین
Book... 🐘
2 020
خودم را دوست دارم...
همه جا همراهم بوده و یکبار نگفت، حاضر نیستم با تو بیایم، آمد و هیچ نگفت، حرف نزد، گفتم و او شنید رنجش دادم و تحمل کرد.
— علیرضا روشن
Book... 🐘
2 020
🎈 عنوان ویدیو : Benchwarmer // Quand tu ne joues pas beaucoup // LOL ComediHa!
🔅 کیفیت :
1920x1080
#LOL
Book... 🐘
2 020
میگذرند...
زودتر از آنچه که فکر کنی میگذرند. عشقها، اضطرابها، هیجانها باد و بارانهایِ یک تابستانند.
— رسول یونان
Book... 🐘
2 020
در یک رابطه دونفره وقتی دونفر هیچ مشکلی باهم ندارند حتما یکی از آنها تمام حرفهای دلش را نمیزند.
— ویلیام شکسپیر
Book... 🐘
2 020
نه میتوانیم بمیریم، نه میتوانیم زندگی کنیم. نه میتوانیم همدیگر را ببینیم، نه میتوانیم همدیگر را ترک کنیم. به تنگنای عجیبی افتادهایم.
— ژان پل سارتر
Book... 🐘
2 020
گرگها هرگز گریه نمیکنند...
اما گاهی چنان عرصهی زندگی بر آنان تنگ میشود که برفراز بلندترین کوهها میروند و دردناکترین زوزهها را میکشند.
— چگوارا
Book... 🐘
