455
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-430 天
帖子存档
455
از یک جایی به بعد از هر رابطهای یا حسرت میماند یا افسوس.
حسرت حرفهایی که نزدهای، کارهایی که نکردهای. یا افسوس حرفهایی که زدهای و کارهایی که کردهای.
از یک جایی به بعد دلتنگ آدمها نمیشوی.
دلتنگ خودی از تو که بردهاند میشوی، سادگیهایی که دیگر نداری، اعتمادی که ترک برداشته، آرزوهایی که گمشده.
از یک جایی به بعد هیچ رفتنی، نبودنی، نماندنی تو را از پا در نمیآورد.
تُنگ شکسته را دیگر نمیتوان شکست.
این آخرش را اما اشتباه کردم، تنگ شکسته را میشود هزار پاره کرد، میشود تکههای شکستهاش را بارها و بارها زیر پا له کرد.
این آخرش را اشتباه کردم، از یک جایی به بعد هر رفتنی، هر نبودنی، هر نماندنی تو را از پا در میآورد، آنجا که تهماندهی توان و اعتمادت را توشهی راه دیگران کردهای.
آنجا که خودت را زندگی نکرده تمام کردهای؛
آنجا که خودت و آرزوهایت را جا گذاشتهای.
❤️👌
Piano : evgeny grinko
@Recantic
