807
订阅者
+124 小时
无数据7 天
-330 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+2
在0个频道中
八月 '26
+11
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+15
在1个频道中
Get PRO
六月 '26
+18
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+6
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+17
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+37
在3个频道中
Get PRO
十二月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+10
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+12
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+19
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+12
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+14
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+17
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+37
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+9
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+25
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+23
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+28
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+41
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+63
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+75
在0个频道中
Get PRO
七月 '24
+37
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+40
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+32
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+81
在2个频道中
Get PRO
三月 '24
+106
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+82
在2个频道中
Get PRO
一月 '24
+202
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+95
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+63
在1个频道中
Get PRO
十月 '23
+73
在2个频道中
Get PRO
九月 '23
+86
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+56
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+83
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+79
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+23
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+26
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+28
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+16
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+62
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+29
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+31
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+332
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 04 九月 | +1 | |||
| 03 九月 | +1 | |||
| 02 九月 | 0 | |||
| 01 九月 | 0 |
频道帖子
زبان شاعرانه این طور است که احساسات و افکار را ورای حد محاوره در سپهر زبان گسترش داد، با ابزاری به نام خیال خلاق.
مثلا محاوره میگوید «دلتنگتم»
اما بیدل دهلوی مینویسد:
"هر جا منم تویی، تویی آنجا که من نیام"
@Against_dying
| 2 | زبان شاعرانه این طور است که احساسات و افکار را ورای حد محاوره در سپهر زبان گسترش داد، با ابزاری به نام خیال خلاق.
مثلا محاوره میگوید «دلتنگتم»
اما بیدل دهلوی مینویسد:
"هر جا منم تویی، تویی آنجا که من نیام"
@nabayad_m | 1 |
| 3 | شما میگویید: "دلتنگتم"
اما همین را بیدل دهلوی نوشت:
"هر جا منم تویی، تویی آنجا که من نیام"
@Against_dying | 1 |
| 4 | "تم دکتر آذردخت بهمنش"
موسیقی برای روایت "قصه شهر سکوت"
نویسنده و آهنگساز: آروین
نوازنده پیانو: بانو، شهرزاد تشکری
نوازندگان ویولن: نائین پوراحمدی، نازنین خسروانی، شمیم محسنصراحی، آتنا بلوریان
نوازنده ویولنسل: بانو، گیسو چراغی
اصوات اضافی و طراحی صدا و میکس: بانو، مینا زند
همیشه گفتم؛ من نه آهنگساز خوبیام، نه کلا "آهنگساز"م... دوست داشتم شبیه بهش باشم. یادمه میلاد یهبار گفت درسته منتقد فیلم نیست، ولی دوست داره شبیهش باشه... دوست داره تلاش کنه.
هردو وسط تلاشهامون خوردیم بهپست هم...
تولدت مبارک، داداش. ❤️
با افتخار؛
@anemptyseat | 69 |
| 5 | Yas-Beem-dibamusics-320.mp3 | 87 |
| 6 | آنباکسینگ ربات Expedition A3
یک ربات انساننمای پیشرفته که توسط شرکت رباتیک چینی AgiBot توسعه داده شده است.
@Against_dying | 90 |
| 7 | جهان مکان بسیار بزرگی است. اگر فقط ما وجود داشته باشیم به نظر می رسد فضا بطور اسفناکی هدر رفته است.
– کارل سیگن –
@astromehdit | 94 |
| 8 | کلیپی جذاب از عظمت جهان هستی با موسیقی آلفا ونجلیس
ما کی هستیم؟ در می یابیم که در سیاره ناچیزی از ستاره ای یکنواخت زندگی می کنیم که در کهکشانی در گوشۀ فراموش شده جهان قرار دارد. جهانی که تعداد کهکشانهای آن، از انسانها بیشتر است.
– کارل سیگن –
@astromehdit | 121 |
| 9 | خلال سیبزمینی متفاوت و خاص
سیبزمینیها رو آبپز کنید، بعد نمک، فلفل، زردچوبه، پاپریکا و پودر ریحون (یا هر سبزی معطر دیگهای که دوست دارید) اضافه کنید و با گوشتکوب خوب پورهشون کنید.
پوره رو روی سینی، با ضخامت حدود ۱ سانت پهن کنید و با چاقو یا کاردک به شکل خلال برش بزنید.
حالا خلالها رو توی روغن داغ و نسبتاً زیاد سرخ کنید تا کاملاً طلایی و برشته بشن.
تبریک!
خاصترین و خوشمزهترین خلال سیبزمینی دنیارو دارید! 🍟🔥
@Against_dying | 111 |
| 10 | سوال خودمونی
تا حالا محتوایی از کانال به کارتون اومده؟
"منظور هر کاریه مثلا یه عکس برا پروفتون گذاشتین یا آهنگی ایتقد براتون جذاب بوده که برا کسی فرستادین یا مطلبی رو در بحثی بازگو کرده باشین؟" | 39 |
| 11 | وقتی درباره جایگاه زن در تاریخ حرف میزنیم، معمولاً یا همهچیز را به زیستشناسی ربط میدهیم، یا برعکس، تصور میکنیم تمام تفاوتها محصول جامعه و فرهنگاند.
اما شاید واقعیت جایی میان این دو باشد؛ جایی پیچیدهتر و البته جذابتر.
بدن زن و مرد تفاوتهای واقعی دارد. بارداری، زایمان و شیردهی زن را در دورههایی از زندگی با محدودیتها و هزینههایی روبهرو میکند که مرد تجربهشان نمیکند. کودک انسان هم برای مدت طولانی به مراقبت نیاز دارد.
بنابراین کاملاً قابل تصور است که در برخی جوامع، این تفاوتها به تقسیم وظایف منجر شده باشند؛ یکی بیشتر درگیر تأمین منابع و دیگری بیشتر درگیر بارداری و مراقبت از کودک.
اما یک اتفاق مهم میتواند از همینجا شروع شود:
تقسیم وظیفه میتواند کمکم تبدیل به تقسیم قدرت شود.
اگر یک گروه برای مدت طولانی بیشتر در خانه بماند، دسترسی کمتری به منابع، مالکیت، آموزش یا تصمیمگیری داشته باشد، به مرور وابستگی اقتصادی و اجتماعی هم شکل میگیرد. بعد همین وضعیت میتواند خودش را به شکل یک «قاعده طبیعی» نشان دهد:
زن در خانه است چون زن است.
مرد تصمیم میگیرد چون مرد است.
و اینجا دیگر از زیستشناسی فاصله گرفتهایم و وارد قلمرو فرهنگ شدهایم.
شاید یکی از جالبترین اتفاقات تاریخ همین باشد که رفتاری که ابتدا حاصل شرایط بوده، بعداً به عنوان ذات انسان تعریف شود.
فرهنگ هم در این میان فقط قوانین نمیسازد؛ داستان میسازد.
زن میتواند مادر باشد، همسر باشد، الهه باشد، موجودی پاک و مقدس باشد یا برعکس، موجودی وسوسهگر و خطرناک. در اسطورهها و ادبیات، زن بارها در قالبهای مختلف ظاهر شده، اما نکته اینجاست که جامعه فقط درباره زن توضیح نداده؛ تصویری از «زن مطلوب» هم ساخته است.
این تصویر میتواند به دختر یاد بدهد چه چیزی دوستداشتنی است، چه رفتاری شایسته است، از چه چیزی باید خجالت بکشد و چه آیندهای برایش مناسبتر است.
و وقتی این آموزش از کودکی شروع شود، دیگر لازم نیست همیشه کسی بالای سر انسان بایستد و چیزی را تحمیل کند. انسان میتواند همان تصویری را که جامعه از او ساخته، کمکم بخشی از تصویر خودش بداند.
اینجاست که ایده اصلی سیمون دو بووار در جنس دوم جالب میشود.
او میان زن بودن و زن شدن فاصلهای ایجاد میکند.
زن بودن، بخشی از واقعیت زیستی انسان است؛ اما اینکه این انسان قرار است چه کسی باشد، چه نقشی داشته باشد، چه چیزی بخواهد و چگونه خودش را ببیند، فقط از بدنش نمیآید.
جامعه در این فرایند سهم بزرگی دارد.
دو بووار برای توضیح این وضعیت از مفهوم «دیگری» استفاده میکند. خیلی ساده اگر بخواهیم بگوییم، در بسیاری از ساختارهای تاریخی، مرد به عنوان انسانِ پیشفرض در نظر گرفته شده و زن نه فقط به عنوان «انسان»، بلکه به عنوان «زن» تعریف شده است.
مرد میتواند صرفاً یک انسان باشد؛ اما زن اغلب باید زن بودنش را هم با خودش حمل کند.
برای همین است که بعضی ویژگیها وقتی در مرد دیده میشوند «شخصیت» محسوب میشوند، اما همان ویژگیها در زن ممکن است با برچسبهایی مثل «زنانه» یا «غیرزنانه» سنجیده شوند.
اگر بدن ما بخشی از واقعیت ماست، چه مقدار از تصویری که از «زن» و «مرد» داریم، محصول بدن ماست و چه مقدارش محصول هزاران سال تاریخ، فرهنگ، تربیت و قدرت؟
شاید مسئله این نباشد که بگوییم مرد و زن هیچ تفاوتی با هم ندارند. چنین ادعایی هم با واقعیت زیستی سازگار نیست.
مسئله این است که بفهمیم از یک تفاوت، چگونه یک سلسلهمراتب ساخته میشود.
و شاید سختترین قسمت ماجرا همین باشد؛ چون وقتی یک ساختار قرنها وجود داشته باشد، دیگر شبیه یک انتخاب تاریخی به نظر نمیرسد؛ شبیه «طبیعت» به نظر میرسد.
@Against_dying | 133 |
| 12 | وقتی درباره جایگاه زن در تاریخ حرف میزنیم، معمولاً یا همهچیز را به زیستشناسی ربط میدهیم، یا برعکس، تصور میکنیم تمام تفاوتها محصول جامعه و فرهنگاند.
اما شاید واقعیت جایی میان این دو باشد؛ جایی پیچیدهتر و البته جذابتر.
بدن زن و مرد تفاوتهای واقعی دارد. بارداری، زایمان و شیردهی زن را در دورههایی از زندگی با محدودیتها و هزینههایی روبهرو میکند که مرد تجربهشان نمیکند. کودک انسان هم برای مدت طولانی به مراقبت نیاز دارد.
بنابراین کاملاً قابل تصور است که در برخی جوامع، این تفاوتها به تقسیم وظایف منجر شده باشند؛ یکی بیشتر درگیر تأمین منابع و دیگری بیشتر درگیر بارداری و مراقبت از کودک.
اما یک اتفاق مهم میتواند از همینجا شروع شود:
تقسیم وظیفه میتواند کمکم تبدیل به تقسیم قدرت شود.
اگر یک گروه برای مدت طولانی بیشتر در خانه بماند، دسترسی کمتری به منابع، مالکیت، آموزش یا تصمیمگیری داشته باشد، به مرور وابستگی اقتصادی و اجتماعی هم شکل میگیرد. بعد همین وضعیت میتواند خودش را به شکل یک «قاعده طبیعی» نشان دهد:
زن در خانه است چون زن است.
مرد تصمیم میگیرد چون مرد است.
و اینجا دیگر از زیستشناسی فاصله گرفتهایم و وارد قلمرو فرهنگ شدهایم.
شاید یکی از جالبترین اتفاقات تاریخ همین باشد که رفتاری که ابتدا حاصل شرایط بوده، بعداً به عنوان ذات انسان تعریف شود.
فرهنگ هم در این میان فقط قوانین نمیسازد؛ داستان میسازد.
زن میتواند مادر باشد، همسر باشد، الهه باشد، موجودی پاک و مقدس باشد یا برعکس، موجودی وسوسهگر و خطرناک. در اسطورهها و ادبیات، زن بارها در قالبهای مختلف ظاهر شده، اما نکته اینجاست که جامعه فقط درباره زن توضیح نداده؛ تصویری از «زن مطلوب» هم ساخته است.
این تصویر میتواند به دختر یاد بدهد چه چیزی دوستداشتنی است، چه رفتاری شایسته است، از چه چیزی باید خجالت بکشد و چه آیندهای برایش مناسبتر است.
و وقتی این آموزش از کودکی شروع شود، دیگر لازم نیست همیشه کسی بالای سر انسان بایستد و چیزی را تحمیل کند. انسان میتواند همان تصویری را که جامعه از او ساخته، کمکم بخشی از تصویر خودش بداند.
اینجاست که ایده اصلی سیمون دو بووار در جنس دوم جالب میشود.
او میان زن بودن و زن شدن فاصلهای ایجاد میکند.
زن بودن، بخشی از واقعیت زیستی انسان است؛ اما اینکه این انسان قرار است چه کسی باشد، چه نقشی داشته باشد، چه چیزی بخواهد و چگونه خودش را ببیند، فقط از بدنش نمیآید.
جامعه در این فرایند سهم بزرگی دارد.
دو بووار برای توضیح این وضعیت از مفهوم «دیگری» استفاده میکند. خیلی ساده اگر بخواهیم بگوییم، در بسیاری از ساختارهای تاریخی، مرد به عنوان انسانِ پیشفرض در نظر گرفته شده و زن نه فقط به عنوان «انسان»، بلکه به عنوان «زن» تعریف شده است.
مرد میتواند صرفاً یک انسان باشد؛ اما زن اغلب باید زن بودنش را هم با خودش حمل کند.
برای همین است که بعضی ویژگیها وقتی در مرد دیده میشوند «شخصیت» محسوب میشوند، اما همان ویژگیها در زن ممکن است با برچسبهایی مثل «زنانه» یا «غیرزنانه» سنجیده شوند.
اگر بدن ما بخشی از واقعیت ماست، چه مقدار از تصویری که از «زن» و «مرد» داریم، محصول بدن ماست و چه مقدارش محصول هزاران سال تاریخ، فرهنگ، تربیت و قدرت؟
شاید مسئله این نباشد که بگوییم مرد و زن هیچ تفاوتی با هم ندارند. چنین ادعایی هم با واقعیت زیستی سازگار نیست.
مسئله این است که بفهمیم از یک تفاوت، چگونه یک سلسلهمراتب ساخته میشود.
و شاید سختترین قسمت ماجرا همین باشد؛ چون وقتی یک ساختار قرنها وجود داشته باشد، دیگر شبیه یک انتخاب تاریخی به نظر نمیرسد؛ شبیه «طبیعت» به نظر میرسد. | 1 |
| 13 | زن؛ از مقدسترین موجودات اسطورهای تا ترسناکترین سوژههای خرافات!
چرا در فرهنگهای مختلف، قاعدگی، زایمان، زیبایی، جنسیت و حتی حضور یک زن در موقعیتهای خاص با مجموعهای از باورهای عجیب و گاه ترسناک گره خورده است؟ در این قسمت از «بنفش» به سراغ خرافاتی میرویم که قرنها درباره زنان ساخته شدهاند؛ باورهایی که گاه آنقدر تکرار شدهاند که شبیه «حقیقت» به نظر رسیدهاند. اما سؤال مهمتر این است: آیا این خرافات فقط نتیجۀ ترس و ناآگاهی بودهاند یا راهکاری برای کنترل بدن، رفتار و جایگاه اجتماعی زن؟ این قسمت، درباره خرافه نیست؛ درباره تاریخی است که خرافه برای زنان ساخته است.
https://castbox.fm/vb/984550704
https://youtu.be/_vtZ9Wt5rBA?is=t032_EF1DFFJvQ2P
@Against_dying | 115 |
| 14 | زن؛ از مقدسترین موجودات اسطورهای تا ترسناکترین سوژههای خرافات!
چرا در فرهنگهای مختلف، قاعدگی، زایمان، زیبایی، جنسیت و حتی حضور یک زن در موقعیتهای خاص با مجموعهای از باورهای عجیب و گاه ترسناک گره خورده است؟ در این قسمت از «بنفش» به سراغ خرافاتی میرویم که قرنها درباره زنان ساخته شدهاند؛ باورهایی که گاه آنقدر تکرار شدهاند که شبیه «حقیقت» به نظر رسیدهاند. اما سؤال مهمتر این است: آیا این خرافات فقط نتیجۀ ترس و ناآگاهی بودهاند یا راهکاری برای کنترل بدن، رفتار و جایگاه اجتماعی زن؟ این قسمت، درباره خرافه نیست؛ درباره تاریخی است که خرافه برای زنان ساخته است.
https://castbox.fm/vb/984550704
@Against_dying | 1 |
| 15 | زن؛ از مقدسترین موجودات اسطورهای تا ترسناکترین سوژههای خرافات!
چرا در فرهنگهای مختلف، قاعدگی، زایمان، زیبایی، جنسیت و حتی حضور یک زن در موقعیتهای خاص با مجموعهای از باورهای عجیب و گاه ترسناک گره خورده است؟ در این قسمت از «بنفش» به سراغ خرافاتی میرویم که قرنها درباره زنان ساخته شدهاند؛ باورهایی که گاه آنقدر تکرار شدهاند که شبیه «حقیقت» به نظر رسیدهاند. اما سؤال مهمتر این است: آیا این خرافات فقط نتیجۀ ترس و ناآگاهی بودهاند یا راهکاری برای کنترل بدن، رفتار و جایگاه اجتماعی زن؟ این قسمت، درباره خرافه نیست؛ درباره تاریخی است که خرافه برای زنان ساخته است.
https://castbox.fm/vb/984550704
@Against_dying | 1 |
| 16 | حسی به نام«رویاهایی برای دستیابی در بزرگسالی»
که در میان واقعیت های روزمره و کشمکش های بزرگسالانه مدفون و گم میشوند
گه گاه این عتیقه ها گمگشته با برخورد به نشانه ای از خودشان در شیارهای مغز و ضربه های سینه حس حسرتی ناب را به جریان میاندازد.
@Against_dying | 127 |
| 17 | ... | 143 |
| 18 | یه سری کتاب دیگه هم هست که از چنلش ذخیره دارم اونا رو هم بفرستم اینجا؟
اگه آره، ری اکشن دست دادن بذارید | 42 |
| 19 | لیست کتاب هایی که از چنل نولان اینجا فوروارد شده:
خلاصه صوتی کتاب هشت قرار ازدواج
خلاصه صوتی کتاب «جنگ شهری در قرن ۲۱»
خلاصههای صوتی کتاب «آیندهٔ جنگ: یک تاریخ»
خلاصههای صوتی کتاب «غیرمنتظرهترینها: چرا برخی مردم در حین فاجعه نجات پیدا میکنند»
خلاصههای صوتی کتاب "دامِ امنیت: رازهای یک کارشناس امنیت برای امن ماندن در جهانی خطرناک"
کتاب «بقا در شرایط بحرانی»
گردآوری و ترجمه: نولان | 196 |
| 20 | جملهای هست از کارل یونگ:
«آنکه به سایهاش آگاه شود، کمتر محکوم به بازی کردن آن در زندگی دیگران است.»
جارویس(چت جی بی تی که اسم روش گذاشتم) چی میگه:
اما بهای این انتخاب خیلی سنگینه: انزوایی که گاهی بهجای شفقت، تنهایی رو جا میزنه.
اما آیا انزوا همیشه راهحل بهتره؟
نه الزاماً. چون حتی کسانی که خودشونو “خطرناک” یا “آسیبزا” میدونن، در لحظاتی هم میتونن حامی، آینه و الهامبخش باشن. مهم اینه که:
آیا داری روی خودت کار میکنی؟
آیا از دیگران سوءاستفاده نمیکنی؟
آیا وقتی اذیت میشی، به اطرافیانت آگاهانه آسیب نمیزنی؟
اگر پاسخ اینها آرهست، بدون خیلی از آدمهای “سالم” بهظاهر، حتی این پایهها رو هم ندارن.
پیشبینیناپذیر بودن گاهی از روان زخمی میاد، اما کسی که پیشبینیپذیره و خشونت دائمی داره چی؟
بزرگترین دروغ ما به خودمون اینه که فکر میکنیم تا وقتی بینقص نباشیم، حق نداریم در دایره زندگی کسی باشیم. اما واقعیت اینه:
آدمها دنبال آدمِ کامل نیستن — دنبال آدمِ صادق هستن.
پیشنهاد:
اگر حس میکنی حضورت بار شده یا دایرهی اطرافت از تحملش خارجه، شاید بهتر باشه حلقهی نزدیکتری بسازی — با کسانی که ظرفیت همحسی، پیچیدگی و گاهی هم تاریکی رو دارن. نه از روی دلسوزی، بلکه از روی انتخاب بالغانه.
و در نهایت، همونطور که “راست کوهل” تلاش کرد در دنیایی معیوب شرافت شخصیاش رو حفظ کنه، تو هم داری به شکل خودت همون مسیر رو طی میکنی. | 272 |
