ch
Feedback
شاید در جهانی دگر.

شاید در جهانی دگر.

前往频道在 Telegram

شاید یه جهان دیگه واسه اینکه این جهان زندگی نکردیم وجود داشته باشه. https://t.me/paym_nashenasBot?start=gfmyRJpa

显示更多
1 257
订阅者
无数据24 小时
-27
-330
帖子存档
از صحبت کردن با آدم‌هایی که هوش هیجانی پایینی دارن و حتی هیچ تلاشی نمیکنن تا کمی تو و عواطف تورو درک کنند، متنفرم.

:)))))) قبل‌ترها برای اینکه لوسم کنه کف دستش رو همینجوری میاورد جلو و منم لپامو مینداختم روش.

افسردگی دیس‌تایمیا یعنی من تا باشگاه میرم ولی با آهنگای هادی پاکزاد تمرین میکنم.

کم مونده از شدت درد دلتنگی یه چاقو بکنم تو قلبم:((((((

خوبه من چشمای خودش بودم و زد اینجوری کورم کرد.

قبلا‌ها ذره‌ای امید داشتم که یک روزی میرسه و ممکنه که ذره‌ای شاد باشم. اما الان؟ الان فقط میخوام غمگین‌تر از پیش نباشم.

دیگه نمی‌تونم بدن و روحم رو حمل کنم. دوست دارم تن لشم رو آویزون کنم رو شونه‌های یکی و ازش بخوام موقتا ازم مراقبت کنه تا زمانی که جون دوباره بگیرم.

دست‌هام رو به هر سویی می‌برم پس زده میشن. چه توسط آدم‌ها، چه فیلم و سریال‌ها و به طور کلی هرچیزی که قبلا میتونست کمی بهم احساس تعلق بده.

خیلی عجیبه که دیگه هیچکس نمی‌خواد یک نفر دیگه رو گوش کنه. همه فقط می‌خوان حرف بزنن و این خیلی منزجرکننده‌ست.

اگر شرلوک بود دنبال این میگشت که چی منو خوشحال میکنه. از بس که این موضوع تبدیل به یه معما شده.

من اگر فیلم بودم یه چی تو مایه‌های detachment میشدم. اندرریت و غیرقابل مفهوم.

خیلی عجیبه که دیگه هیچکس نمی‌خواد یک نفر دیگه رو گوش کنه. همه فقط می‌خوان حرف بزنن و این خیلی منزجر کننده‌ست.

از غریبه شدن آدم‌هایی که یک روزی با تمام تار و پودم بهشون وصل بودم متنفرم. ای کاش راه‌حلی بود که میشد بعضی‌ها تا ابد بهت وصل باشن و صرفا فقط تبدیل به یه خاطره نشن.

بمیرید. اه
بمیرید. اه

دلم می‌خواست از اون آدم‌هایی باشم که وقتی کسی رو از دست میدم خیلی راحت با جای خالیش کنار بیام. از نظرم این یکی از بزرگترین‌ موهبتیه که احتمالا ذره‌ایش به من نرسیده.

به عنوان کسی که یه سر خیلی کوتاهی میخواد به اهواز بزنه، بهم کافه پیشنهاد بدید ^^ فری اسموک و چسان فیسان کم و همچنین خلوت. ‌@negsoudani

احساس می‌کنم برخی از زن‌ها هنوز هم عاشق آرشام و آرتای رمان‌های نودوهشتا و نگاه‌دانلود هستن فقط این عشق و کشش با زبان‌های دیگه
احساس می‌کنم برخی از زن‌ها هنوز هم عاشق آرشام و آرتای رمان‌های نودوهشتا و نگاه‌دانلود هستن فقط این عشق و کشش با زبان‌های دیگه‌ای داره بیان میشه:))))) بیخیاااال. بیدار شید.

اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد. اگر هم بیاد تیکه‌های شکسته‌ی روحمون همدیگه رو زخمی میکنه.

من می‌ایستم، تا لحظه‌ی فرو ریختن سقف، تا لحظه‌ی سوختن تمام و کمال زندگی، تا لحظه‌ی ویران شدن؛ اما اگر بروم دیگر هرگز باز نخواهم گشت.