ch
Feedback
شاید در جهانی دگر.

شاید در جهانی دگر.

前往频道在 Telegram

شاید یه جهان دیگه واسه اینکه این جهان زندگی نکردیم وجود داشته باشه. https://t.me/paym_nashenasBot?start=gfmyRJpa

显示更多
1 257
订阅者
无数据24 小时
-27
-330
帖子存档
دلم میخواد انقدر تو ازدحام و شلوغی گم شم که خودمو از یاد ببرم.

و در نهایت تنها چیزی که در مورد آدما خیلی خوب میفهمی اینه که هیچوقت نمیتونی هیچ چیزی رو در موردشون بفهمی.

میشه اگر پیج هودی و دورسی که قیمتشون مناسب باشه، معتبر باشه به من معرفی کنید؟ @Negsoudani

خیلی اینو دوست دارم:)))))

شما نمیتونید بدون اینکه صحبت کنید کسی رو بابت اینکه از درون شما خبر نداره و شمارو نفهمیده، مقصر بدونید. نمیتونید بابت اینکه کسی متوجه احساستون نشده، حق به جانب باشید. احساسات ما پیچیده‌تر از اون چیزی هستن که بدون صحبت کردن فهمیده بشن چه بسا اکثر مواقع حتی زمانی که شما در مورد احساساتتون صحبت میکنید هم به طور کامل فهمیده نمیشن. زبان یه سرنخ برای ماست. این زبان لامذهب، این کلمه‌ها و جمله‌ها، کلید ما برای ارتباطه. حرف بزنید تا فهمیده شید. حرف بزنید تا شناخته شید. حرف بزنید تا ارتباطات پا بر جا بمونه...

شما نمیتونید بدون اینکه صحبت کنید کسی رو بابت اینکه از درون شما خبر نداره و شمارو نفهمیده، مقصر بدونید. این زبان لامذهب، این کلمه‌ها و جمله‌ها کلید ما برای ارتباطه. حرف بزنید تا فهمیده شید. حرف بزنید تا شناخته شید. حرف بزنید تا ارتباطات پا بر جا بمونه...

یه لطفی به خودتون و تمام آدمای اطرافتون کنید و متوجه شید که بعضی از آدما تا واسشون احساسات و افکارتون رو توضیح ندید، متوجه بطن ماجرا نمیشن. متوجه نمیشن شما از چی ناراحتید و از چی خوشتون میاد. متوجه نمیشن که شما به چی فکر میکنی و چه احساسی داری. متوجه نمیشن که چقدر روزات داره واست سخت میگذره و خیلی چیزای دیگه. اگر قرار بود که هممون احوالات، احساسات، تجربیات و تفکرات همدیگه رو بدون صحبت کردن و بروز دادن بفهمیم که این زبان لامذهب اصلا رشد پیدا نمیکرد.

بیا به هم یه فرصت دوباره بدیم تا به هم ثابت کنیم که ذات ما اونقدرا هم تحت تاثیری پلیدیِ این جهان و آدماش قرار نگرفته...

#Alternative_Rock 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ‌@WhatTheRock

Repost from N/a
تاریکم اسماعیل... اما مگر نه این‌که زندگی تقلایی طولانی در تاریکی‌ست؟ -رضا براهنی.

ترکت میکنم و میدانم که بدون تو هم رنج میکشم. اما همین که تو مسبب این زخم‌ها نیستی، خیالم را آسوده‌تر می‌سازد.

همه یادشون رفته منو. حالا که تموم شده. بذار این خطِ اخر‌ِ نامه بگم برات. می‌ارزید. اون روزا به این شبا می‌ارزید. گفتم که بدونی پشیمون نیستم. فقط دیگه نیستم. خستم. میخوام چهارتا پاییز بخوابم.

اگر تراپیستم تا فردا پس فردا بهم وقت نده احتمالا باید منو بیمارستانی‌، سردخونه‌ای، زیر قبری و همچین‌ جاهایی ملاقات کنه.

به قول مهرشاد، آنتی‌سوشال بودن تو این کشور بزرگترین نعمتِ ممکنه.

فقط ناامیدتر شدم.

انگار درونم داره منو از درون می‌خوره.

از آدمایی که هروقت دلشون خواست میان و هروقت دلشون نخواست هم برمیگردن میرن تو قبر خودشون، متنفرم.