ch
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

前往频道在 Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

显示更多
2 072
订阅者
-124 小时
-77
-2830
帖子存档
+2
کتابی که در کل تیک تاک پر شده تو چهار ماه این کتاب به پرفروش ترین کتاب جنایی امسال تبدیل شد🤌😌 کتابی که اشک تمام خواننده های خودش رو در آورده🫠

کتاب هنوز نمرده ام کتابی که قرار با روح روانتون بازی کنه کتابی که تا مدت ها بعدش اشکلون در میاد هر بار که به اش فکر کنید📚🥀⛓️ و هالی جکسون اومده با کتاب جدیدش دنیارو به آتیش بکشه❤️‍🔥

سلامممم به روز دوم معرفی کتاب هنوز نمرده ام خوش اومدین❤️‍🔥☠️

+4
کتاب هنوز نمرده ام🩸🎃 🖨نویسنده:هالی جکسون🩸 🌪ژانر:تریلر،جنایی،هیجانی🔪 🌪ناشر:نشر نون 🔥چاپ اول/۳۸۶صفحه/۴۹۹تومان‼️ @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

مامانش اصرار داشت، نه مطمئن بود و میخواست تصمیم رو توی ذهن دخترش بذاره که جراحی کنه ولی جت تصمیمش رو گرفت، اون عمل رو انتخاب
+2
مامانش اصرار داشت، نه مطمئن بود و میخواست تصمیم رو توی ذهن دخترش بذاره که جراحی کنه ولی جت تصمیمش رو گرفت، اون عمل رو انتخاب نکرد، اون زمان قرضی رو در آغوش گرفت و برای اولین بار توی عمرش خواست یه کاری رو به پایان برسونه و وقتی مادرش ازش پرسید "چه کاری توی این 7 روز میخواد بکنه" جوابش این بود که "میخواد معمای قتل خودش رو حل کنه!"

دختری که ختی نمیتونست تصمیم بگیره صبحونه چی بخوره و همه چیز رو به "بعدا" موکول میکرد حالا باید تصمیم مرگ و زندگی میگرفت، کار
+2
دختری که ختی نمیتونست تصمیم بگیره صبحونه چی بخوره و همه چیز رو به "بعدا" موکول میکرد حالا باید تصمیم مرگ و زندگی میگرفت، کار زندگی رو ببیناااا.
تنها زمانی که داشت این بود که قبل از تصمیمش با پلیس حرف بزنه چون خب جت واقعا زنده نبود دیگه نه؟! به هرحال قرار بود بمیره، وقتی با پلیس حرف زد فهمید که نه تنها قاتل رو نگرفتن، بلکه هیچ اثری هم نه از اون و نه از آلت قتاله هم پیدا نکردن... پلیس رفت و خانواده ش با دکی دوباره اومدن داخل تا تصمیمش رو بشنون⛓️🩸

تا اینکه دکتر حرفش رو تموم کرد، آسیبی که به سر و مغز جت وارد شده بود یه آسیب عادی نبود، و علاوه بر بیماری ارثی که از پدرش گرف
+2
تا اینکه دکتر حرفش رو تموم کرد، آسیبی که به سر و مغز جت وارد شده بود یه آسیب عادی نبود، و علاوه بر بیماری ارثی که از پدرش گرفته بود زنده موندنش قرار نبود طولانی باشه! جت با زمان قرضی داشت زندگی میکرد، 7 روز، تمام زمانی که براش باقی مونده بود همین بود و بعدش مرگ. و تنها یه راه برای نجاتش وجود داشت که اونم جراحی بود. با خودش گفت خب این که خبر خوبیه و باید خوشحال باشن دیگه نه؟! ولی نههه، احتمال زنده بیرون اومدنش از عمل زیر ده درصد بود، پس اون باید انتخاب میکرد که الان بمیره یا 7 روز دیگه؟!

و صدای قدم های سریع از پشت به جت نزدیک شدن و بدون اینکه فرصتی بهش بدن... یه ضربه...دوتا... سه تا....جمجمه جت رو شکوند و افتاد
+2
و صدای قدم های سریع از پشت به جت نزدیک شدن و بدون اینکه فرصتی بهش بدن... یه ضربه...دوتا... سه تا....جمجمه جت رو شکوند و افتاد زمین و بعدش دیگه تاریکی مطلق.🩸🔪
دو روز گذشت و چشمای جت باز شدن، صدای بوق میومد و تصویر جلوی چشمش کم کم واضح شد، مامان باباش، داداشش... و یه اتاق سفید، خب زنده بود، یادش میومد چه اتفاقی افتاده و تقریبا حواسش سرجاش بود.
ولی زنده بود، وای خدای من زنده بود و شاکر بود که اون آدم حالا هرکی که بود نتونست اونو بکشه... کم کم هوشیاریش رو به دست آورد دکتر اومد سراغش تا معاینه‌ش کنه و حرف بزنه، خب با توجه به حرفای دکتر زنده بودن جت یه معجزه بود ولی چرا خانواده‌ش جوری بودن که انگار طرف مُرده؟!⛓️☠️

خونه ای زیبا و بزرگ که بازسازی شده بود و اونجا بین بقیه خونه های کوچیک خیلی به چشم میومد. وارد خونه شد و سگش به استقبالش اومد
+2
خونه ای زیبا و بزرگ که بازسازی شده بود و اونجا بین بقیه خونه های کوچیک خیلی به چشم میومد. وارد خونه شد و سگش به استقبالش اومد و دم تکون میداد. خونه ساکت و آروم بود چون فقط جت بود و سگش، حداقل این چیزی بود که اون فکر میکرد! به سمت آشپرخونه رفت و تیکه شیرینی از توی سبد برداشت و شروع کرد به خوردن و سگش هم دنبالش اومد و این پا اون پا کرد که شیرینی بگیره تا اینکه یهو، صدای سگ از ناز ناز کردن به پارس کردن عوض شد و نگاهش به راهروی تاریک پشت سر جت خیره شد!

معرفی کتاب هنوز نمرده ام⛓️ انگار همه چی کلا تقصیر جت بود و او هیچ کاری رو درست انجام نمیداد، از شغلش که دست کشیده بود و با 27
+2
معرفی کتاب هنوز نمرده ام⛓️
انگار همه چی کلا تقصیر جت بود و او هیچ کاری رو درست انجام نمیداد، از شغلش که دست کشیده بود و با 27 سال سن هنوز  به دست‌آورد خاصی نرسیده بود و همیشه هم تیکه کلامش بود که "بعدا انجامش میدم" و همینم کفر مامانش رو درمی‌آورد. دیگه خسته شده بود و تحمل شب رو بیشتر از این نداشت، به راه افتاد و از تپه بالا رفت تا به خونه‌شون رسید.🩸

کتاب هنوز نمرده ام اسم پسره جی جی لیم بود و میخواست با جت حرف بزنه اما همین که از دهنش دراومد که موضوع حرفش درمورد یه موضوع د
+2
کتاب هنوز نمرده ام
اسم پسره جی جی لیم بود و میخواست با جت حرف بزنه اما همین که از دهنش دراومد که موضوع حرفش درمورد یه موضوع دیگه ای جز خودشونه تیرش به سنگ خورد چون داداش جت سر رسید و دیگه عملا نذاشت حرفی بزنه. ولی خب جت همچین علاقه ای هم به برادرش نداشت و با اینکه طرف سی سالش شده بود و با دوست صمیمی جت ازدواج کرده بود هنوزم عین خواهر برادرای 10-15 ساله توی سر و کله همدیگه میزدن. به هرحال امشب قرار نبود وضعیت بهتر بشه، جشن داشت تموم میشد و جت هم یه سر به سمت مامان باباش زد و یه بحثی هم اونجا صورت گرفت🥀🎃

معرفی کتاب هنوز نمرده ام جشنی که برگزار شده بود از طرف خانواده جِت بود، یکی از پولدارترین خانواده های اون شهر🎃! ولی جت دوست
+2
معرفی کتاب هنوز نمرده ام
جشنی که برگزار شده بود از طرف خانواده جِت بود، یکی از پولدارترین خانواده های اون شهر🎃! ولی جت دوست داشتم هرجایی باشه بجز اون جشن، چون حوصله آدما رو نداشت چه برسه به اینکه بخواد اینطوری تحملشون کنه، کی این روزا حوصله آدمارو داره اصلا که جت هم داشته باشه؟! به هرحال اون شب که جت میخواست با کسی رو در رو نشه عملا از بقال مغازه تا اکسش همه باهاش میخواستن حرف بزنن که اولیش هم همین دوست پسر سابقش بود، کسی که جت اونو پس زده بود و رابطه‌شون رو تموم کرده بود ولی پسره انگار همچنان گیر این دختر بود.

معرفی کتاب هنوز نمرده ام 31 اکتبر بود، شب هالووین، شب که زندگی جِت میسون برای همیشه عوض شد! عوض که چه عرض کنم عملا شبی بود که
+2
معرفی کتاب هنوز نمرده ام
31 اکتبر بود، شب هالووین، شب که زندگی جِت میسون برای همیشه عوض شد! عوض که چه عرض کنم عملا شبی بود که زندگیش تموم شد و الان با وقت اضافی داره سر میکنه! بذارید برگردیم به عقب و داستان رو براتون تعرییف کنم؛ اون شب توی وودستاک خانواده ها درحال جشن گرفتن هالووین بودن، بچه ها لباس های مخصوص خودشون رو پوشیده بودن و توی خیابونا جولان میدادن و دنبال آبنبات و شکلات میگشتن🎃

+2
کتاب جدید هالی جکسون📚🔪 نویسنده مجموعه "راهنمای کشف قتل از یه دختر خوب" یعنی "هنوز نمرده‌ام" برای خیلیا که این مجموعه رو خوندن فقط اسم هالی جکسون کافیه تا این کتاب جدیدش هم بخونن و لذت ببرن❤️‍🔥🩸

+2
کتاب_هنوز نمرده ام⛓️ کتاب جنایی امسال که شده پادشاه جنایی کتابی که تو چهارماه شد پرطرفدارترین کتاب جنایی🩸🔪 و نویسنده محبوب این کتاب که قبلا هم طوفان به پا کرده با کتاب هاش و این بار یک طوفان جدیدی با کتاب جدید به پا کرده❤️‍🔥

خب خب آماده معرفی هستین🩸😈

پس ساعت ۱۴ آماده معرفی این کتاب خفن خاص ما باشین🩸🔪 کتابی که کل دنیا برای خوندش کلی ذوق داشتن کتابی که اینقدر خاص و معروفه و
پس ساعت ۱۴ آماده معرفی این کتاب خفن خاص ما باشین🩸🔪 کتابی که کل دنیا برای خوندش کلی ذوق داشتن کتابی که اینقدر خاص و معروفه و بهترین نویسنده اون نوشته📚🕷 مطمعنم موقع معرفی خودتون با شنیدن اسم نویسنده جذب کتاب میشید😈⛓️

پس آماده هستین برای یک کتاب مخصوص هالووین🎃 کتابی که از دل خود هالووین میاد😈 کتابی که وحشت خاصی رو تو دلتون میندازه یک کتاب
پس آماده هستین برای یک کتاب مخصوص هالووین🎃 کتابی که از دل خود هالووین میاد😈 کتابی که وحشت خاصی رو تو دلتون میندازه یک کتاب معروف با یک نویسنده معروف مخصوص همچنین کتاب هایی هستش🩸🔪

۳۰ اکتبر روز ترس وحشت جشنی قدیمی که هرسال در ۳۰ اکتبر گرفته میشه جشنی از روی ترس وحشت جشنی که در قدیم حتی وحشتش هم واقعی بود ولی الان جشنی از لباس های ترسناک وخاصی که بچه های کوچولو میرم دم خونه و هدیه میگیرن از بقیه همسایه ها باید بگم اسم این جشن خاص اسمش هالووین هست🎃🕷

البته یک چیزی بگم ربات خرابه بچه ها فعلا پس می تونید زیر پست ها کامنت بزارید🥰