ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

前往频道在 Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza

显示更多
2 001
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-1530 天
帖子存档
وقتی پیام های خوشحالیتون رو میبینممم کلیی انرژی میگیرم ازتون🥰🤩 اینطوری هی دلم میخواد کتاب های جدیدتر و قشنگ تری بهتون معرفی کنم😁

میبینم که بسته هاتون و بسته های کمپین داره به دستتون میرسه کلی مبارکتون باشه بچه ها🥹🥳 ممنون از اعتماد و خریدتون😍🌸
+3
میبینم که بسته هاتون و بسته های کمپین داره به دستتون میرسه کلی مبارکتون باشه بچه ها🥹🥳 ممنون از اعتماد و خریدتون😍🌸

سلام به رزا بوکی های عزیزمم😍 میبینم که به روز آخر آفر های کتاب «تاریکی درون ما و سایه های میان ما» رسیدیم و حجم سفارش هاتون چندبرابر شده😁

رزا بوکی ها حواستون باشه فردا شب مهلت آخره استفاده از افر های کتاب هست و بعد از اون کتاب افزایش قیمت داره‼️

کریسانتا برای موندنش توی اون عمارت مجبور شد حتی دروغ بگه ولی خب این ها مهم نیستن مهم اینه که اینبار هم سربلند از میدون جنگ بی
کریسانتا برای موندنش توی اون عمارت مجبور شد حتی دروغ بگه ولی خب این ها مهم نیستن مهم اینه که اینبار هم سربلند از میدون جنگ بیرون بیاد‼️

وصیت نامه ای که مشخص نیست کی نوشته شده....🤐
وصیت نامه ای که مشخص نیست کی نوشته شده....🤐

همه چی بعد مرگ اون پیرمرد عالی شد... کریسانتا آزاد شده بود و حالا وقتش بود نقشه هاش رو عملی منه اما! اتفاق ناخوشایندی جلوی هم
همه چی بعد مرگ اون پیرمرد عالی شد... کریسانتا آزاد شده بود و حالا وقتش بود نقشه هاش رو عملی منه اما! اتفاق ناخوشایندی جلوی همه ارزوهای اون رو میگیره👀

با مرگ شوهر کریسانتا مرد های زیادی توجهشون به اون جلب شد برای همین نامه هایی برای جلب توجهش براش ارسال شدن...
با مرگ شوهر کریسانتا مرد های زیادی توجهشون به اون جلب شد برای همین نامه هایی برای جلب توجهش براش ارسال شدن...

حسادت و نفرت توی این کتاب به شدت به چشم میخوره🫣 حالا چجوری بین این دوتا حس حس زیبای عشق شکل بگیره؟

ریتم داستان خیلی تند هست و الکی یک مسئله کش پیدا نمیکنه و حوصله سر بر نیست🙅🏻‍♀
برای همین خیلی زود وارد درگیری ها و تنش های کتاب میشیم و یک لحظه ام دلمون نمیخواد کتاب رو زمین بزاریم🙂‍↔️

فقط و فقط تا فردا شب آفرهای کتاب موجودن و بعد از اون به صورت عادی و۹۰هزارتومان گرون تر میتونید داشته باشید کتاب رو🥲
فقط و فقط تا فردا شب آفرهای کتاب موجودن و بعد از اون به صورت عادی و۹۰هزارتومان گرون تر میتونید داشته باشید کتاب رو🥲

اگه عاشق ژانر انمیز تو لاورز هستید این یکی از بهترین کتاب هاست توی این ژانر😁👌

کتاب تاریکی درون ما🍷👁 🖇ناشر:داهی 🖇ژانر:فانتزی،عاشقانه،دارک رومنس،انمیز تو لاورز 🖇تعداد صفحه:۴۰۸صفحه 🖇چاپ اول 🖇جلدسخت/ل
+1
کتاب تاریکی درون ما🍷👁 🖇ناشر:داهی 🖇ژانر:فانتزی،عاشقانه،دارک رومنس،انمیز تو لاورز 🖇تعداد صفحه:۴۰۸صفحه 🖇چاپ اول 🖇جلدسخت/لبه صورتی رنگ/آستر بدرقه رنگی ❌قیمت اصلی:۵۲۰تومان❌ ‼️قیمت چاپ اول کتاب مخصوص رزا بوکی ها:۴۳۰تومان🪄
آیتم های ویژه رزا بوکی ها👇🏻🙂‍↔️
۹۰هزارتومان تخفیف ویژه رزا بوکی ها🥳 آرت بوک های جذاب از شخصیت ها🤩 سه تا فتوکارت شخصیت با کیفیت و کاملا رایگان😍 @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌 این فقط یه رویا بود مگه نه؟ اما اون از جاش پرید و با وحشت بهم گفت "تو نباید این‌جا باشی!"
معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌
این فقط یه رویا بود مگه نه؟ اما اون از جاش پرید و با وحشت بهم گفت "تو نباید این‌جا باشی!" منظورش چی بود؟ اون واقعاً کی بود؟ چرا همیشه آرگوس و دایسون مراقبش بودن که خشمگین نشه؟ چرا رنگ چشم‌هاش تغییر می‌کردن؟ اون واقعا انسان بود؟ یا....

معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌 اریکس روی سرش شاخ داشت، و همین‌طور دندون‌های نوک تیز! درحالی که توی رخت خواب سفید رنگش می
معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌
اریکس روی سرش شاخ داشت، و همین‌طور دندون‌های نوک تیز! درحالی که توی رخت خواب سفید رنگش می‌غلتید بهش نزدیک شدم و دستم رو توی موهاش فرو کردم.

معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌 اون شب‌ها ناپدید می‌شد، معلوم نبود که کجا می‌خوابه، همیشه تک و تنها می‌رفت قدم می‌زد و هی
معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌
اون شب‌ها ناپدید می‌شد، معلوم نبود که کجا می‌خوابه، همیشه تک و تنها می‌رفت قدم می‌زد و هیچ‌کس هم نمی‌تونست پیداش کنه. اینا چه معنایی داشتن? خودم هم نمی‌دونستم، تا این‌که یک شب وقتی حین کتاب خوندن توی کتابخونه خوابم برده بود، اون رو توی خوابم دیدم! اما... با ظاهری عجیب و وحشتناک!

معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌 وقتی که پول رو ازش گرفتم، بلافاصله کارآگاه خصوصی رو استخدام کردم تا دنبال هویت و گذشته‌ی
معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌
وقتی که پول رو ازش گرفتم، بلافاصله کارآگاه خصوصی رو استخدام کردم تا دنبال هویت و گذشته‌ی واقعی اریکس بگرده. هرچه‌قدر که بیشتر  با اریکس آشنا می‌شدم، شخصیتش برام توی هاله‌ای از ابهام قرار می‌گرفت!

معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌 من بهش یاد می‌دادم که چطور وارد جامعه‌ی اشراف بشه، در عوض سیصد نکو پول ازش می‌گرفتم، به ا
معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌
من بهش یاد می‌دادم که چطور وارد جامعه‌ی اشراف بشه، در عوض سیصد نکو پول ازش می‌گرفتم، به اضافه ماهانه صد نکو مقرری! اون بی‌چون و چرا پذیرفت. با این‌که این پیشنهادم به این معنی بود که مجبورم بیشتر باهاش وقت بگذرونم، اما باید انجامش می‌دادم.

معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌 به‌هرحال باید باهاش معامله‌ای می‌کردم، بهش گفتم اگر می‌خواد توسط پادشاه سایه‌ها که به زود
معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌
به‌هرحال باید باهاش معامله‌ای می‌کردم، بهش گفتم اگر می‌خواد توسط پادشاه سایه‌ها که به زودی شوهر خواهر من می‌شه، به رسمیت شناخته بشه و مقام دوک رو بگیره، نیاز داره که من ازش تعریف و تمجید کنم‌ به علاوه، چون اون هیچ آشنایی‌ای با زندگی اشرافی نداشت و به گفته‌ی خودش سالیان سال توی ارتش زندگیش رو گذرونده بود، اصلاً نمی‌تونست مثل یه مرد متشخص رفتار کنه.

معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌 دیدن و تحمل کردن اریکس توی عمارت واسم به شدت آزاردهنده بود. اون دوتا نوچه به اسم‌های آرگو
معرفی روز دوم کتاب تاریکی درون ما🌌
دیدن و تحمل کردن اریکس توی عمارت واسم به شدت آزاردهنده بود. اون دوتا نوچه به اسم‌های آرگوس و دایسون داشت که همه‌جا همراهش بودن. وقتی که با حرف‌هام و رفتارام، اریکس رو خشمگین می‌کردم، جلوش رو می‌گرفتن تا مبادا بهم حمله کنه. اما یک‌بار، وقتی که تا سرحد مرگ عصبیش کرده بودم، دیدم که رنگ چشم‌هاش از قهوه‌ای به کهربایی تغییر کرد؛ چطور چنین چیزی ممکن بود؟ شاید اشتباه دیده بودم....