کتابفروشی رزا📕🌸
前往频道在 Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza
显示更多1 986
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2030 天
帖子存档
1 986
این کتاب از نشره خوبه خوارزمی هست برای همین چشم بسته میتونم بگم از لحاظ کیفیت تضمین شده است😍👌
1 986
+1
کتاب سووشون👀📰
رمانی که در دوران جنگه جهانی دوم در شهر قشنگ شیراز اتفاق میوفته و زمانی رو نشون میده به ما که ایران تحت اشغال متفقین بوده و مردم تحت فشار و فقر بودن...🫠نویسنده:سیمین دانشور ژانر:تاریخ ایران ،ادبیات ایران،عاشقانه ۳۰۵صفحه شومیز:۲۱۰تومان جلد سخت:۲۷۰تومان ‼️کیفیت چاپ و جلد کتاب عالیه و این قیمت نسبت به همه این ها کمتره و تعداد این کتاب هم به شدتت محدوده🫠 @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin
1 986
شبها صدای پای غریبه رو تو کوچه میشنیدن، گاهی نگاه های سنگین پشت پنجره حس میکردن و بازار پر شده بود پچپچ در مورد اون و خانوادهاش...درست اینجا بود که زری مثل خوره ترس دست دادن همسر عاشق و خونواده قشنگش مثل خوره به جونش افتاده بود و نمیدونست این داستان قراره آخرش به کجا برسه⁉️
1 986
کمکم از همون مهمونی سایههای تهدید روی زندگیش بخاطر همکاری نکردن هاش با دولت و مخالفتش با حاکمیت پررنگتر میشه !
1 986
یوسف بشدت آرمانگراست و نمیتونه در برابر بیعدالتی کوتاه بیاد...
اون بهخاطر موضعگیریش، دشمن زیاد داره، اون مدام تاکید میکنه«نمیتونم گندم مردم شهرمو بدم تا سرباز خارجی سیر شه و بچهی ایرانی گرسنه بمونه.»🫠
1 986
یوسف تو هر شرایطی درگیر اینه که «چرا مردم بیصدا دارن له میشن؟ چرا کسی کاری نمیکنه؟» و زری دغدغه ش اینه که «چطور از خانوادهام، بچههام و آرامش خونهم محافظت کنم؟»
اما خیلی زود میفهمه که تو این روزگار، حتی سکوت هم ممکنه خطرناک باشه‼️
1 986
همونجا، یوسف با دیدن نون چند متری، قابهای شیرینی و آجیل و کیک ۵ طبقه روی سفره عقدِ دختر حاکم فوراً واکنش نشون داد و گفت " گوساله ها چطور دست میر غضبشان را می بوسند چه نعمتی حرام شده و آن هم در چه موقعی..." و مردمی که اونجا بودن شنیدن و ازشون فاصله گرفتن و از اتاق بیرون رفتن😶
زری ازش خواهش کرد یک امشب رو کوتاه بیاد و خودش رو گرفتار حاکم نکنه🤐
1 986
یوسف به این مهمونی اجباری دعوت شده، اما حوصلهی ادا و اطوار مهمونای نظامی و خانوادهی حاکم رو نداره🫡
زری هم با تردید و اکراه همراهشه. از لحظهی ورودشون به مجلس، اختلاف لحنشون با بقیه مشخصه🫢
1 986
زری زنی درونگرا و بهشدت خانوادهدوست، که با ترسی پنهون زندگی میکنه. اون عاشق یوسفه ، اما از مبارزهجویی اون وحشت داره🥲
دلش میخواد یوسف کنار خانواده بمونه، مزرعهاش رو بچرخونه و از سیاست فاصله بگیره...
1 986
یوسف اون آدمیه که توی هر جمعی، بهجای همراه شدن با جریان قدرت و چاپلوسی، ترجیح میده روبهروش بایسته🫴🏻
