ch
Feedback
دکتربراتی-گشتالت درمانگرGestalt Therapist

دکتربراتی-گشتالت درمانگرGestalt Therapist

前往频道在 Telegram

دکتراعظم براتی مبدع متدآیش مدرس دانشگاه مشاوربیماران خاص،کودک،نوجوان فردی مشاوره آنلاین_حضوری اددمین t.me/Dr_A_Barati www.sbm24.com/Drazambarati عضو سایت پزشکان بدون مرز اینستا dr.a.barati لینکدین http://linkedin.com/in/dr-azam-barati-17924689

显示更多
301
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-330 天
帖子存档
اولین سالی که جگرگوشه ام، روز تولدش، کنارش نیستم. 😢🥺 یار همیشگیم رفیق و همراهم دوستم همه زندگیم. عشق مامان. دلیل زنده بودنم. تولدت مبارک. ❤♥💋❤️‍🔥💜🌹🌹

حتما ببینید 🤍 چگونه بدون دارو، به ترشح هورمونهای "شادی آور" بدن کمک کنیم؟ #آموزنده

Repost from N/a
Pdf کتاب گشتالت درمانی و استرس تالیف اعظم براتی 👆👆👆

Repost from N/a
4_417333828894329599.pdf

🔰دوره آموزشی مدیریت استرس 🌹مدرس:  خانم براتی دکترای مشاوره _روانشناسی 🗓چهارشنبه 22 شهریور 1402 ساعت ۹ صبح الی ۱۳ 💻غیرحضوری ( انلاین) از طریق لینک👇 متعاقبا اعلام می گردد. 👈به عنوان guest با نام و نام خانوادگی خود به کلاس وارد شوید. 🔹کسانی که ثبت نام نموده اند مجاز به شرکت در کلاس می باشند. 💳هزینه دوره : ۲۰۰ هزار تومان شماره کارت بنام (فرزانه جعفری) 6219861915611205 🔹بعد از واریز هزینه، فیش واریزی خود را به پی وی تلگرام اینجانب ارسال نمایید. @FrznJfri

شخصیت و ترتیب تولد در خانواده. اولین بار توسط ادلر مطرح شد.

به تصویر کشیدن مفهوم گشتالت.
به تصویر کشیدن مفهوم گشتالت.

اینم یه نمونه از ماشین سربازی ( اسمی که من گذاشته بودم) 😜😄
اینم یه نمونه از ماشین سربازی ( اسمی که من گذاشته بودم) 😜😄

#زندگینامه_اعظم #قسمت_ششم با اینکه الان پنج روزه دخترم مهاجرت کرده و دل و دماغ نوشتن ندارم، اما چون قول داده بودم هر جمعه یک قسمت از زندگینامه ام رو بنویسم، سعی می کنم خودمو جمع و جور کنم و انجام وظیفه کنم. خب کلاس اول دبستان بودم و خواهرم دوم دبستان. من قبول شدم و او رد شد. حالا هر دو. دوم دبستان هستیم. از اونجایی که احساس مسئولیت می کردم، خواهرمو کنار دست خودم نشوندم. زنگ املاء سریع واسش می نوشتم. برگه امتحان را براش پر می کردم. همچنان مبصر کلاس بودم و هیچکس جرات نداشت به خواهرم چپ نگاه کنه، اسمش میرفت توی لیست بدها با دهها ضربدر جلوش. همه پسرهای کلاس ازم حرفشنوی داشتن. موقع تقسیم تغذیه بزرگترین موز و پرتقال و سیب را به خواهرم میدادم. وقتی می رفتیم خونه، مامان تقسیم کار کرده بود. موقعی که نوبت من بودکه ظرف بشورم یا جارو کنم، به خواهرم می گفتم بجام انجام بده. منم در عوض مشقاشو براش می نوشتم. دوم دبستان به خوشی گذشت و منو خواهرم با نمرات عالی قبول شدیم. تابستون طبق معمول من توی بیابونهای افسریه با سربازها بازی می کردم. باهاشون دوست بودم. وقتی برای بردن مواد غذایی به پادگان میرفتن. من دنبال ماشین می دویدم. اونام برام بسته های کمپوت، نون باگت، تن ماهی و..... پرت می کردن. من خوشحال و خندان سهم خودمو می بردم خونه. اما با دمپایی مامان روبرو میشدم که چرا ازشون گرفتم.😱 با پسرهای همسایه بازی می کردم. الک دولک. خرپلیس. هفت سنگ. فوتبال. زووو. لیس پس لیس و..... هیچوفت با دخترهای محل، خاله بازی نکردم 😜 همیشه سرزانوهام پاره بود. کفشم پاره میشد. کتک می خوردم. اما از شیطنت دست برنمی داشتم. کلاس سوم دبستان دسته گلی به اب دادم که هفته دیگه براتون می نویسم. #سرطان_ترس_نداره_درمان_داره_دردداره_هزینه_داره #گشتالت_درمانگر #مشاوره_آنلاین #روانشناسی #کودک_نوجوان #خانواده #دکتراعظم_براتی_روانشناس_مشاور_گشتالت_درمانگر_مبدع_متدآیش #کنترلگری_براتی_گشتالت #ارزیاب_کانون_ارزیابی #Gestalt_therapist #control #Azam_Barati #Iranian_psychologis

#دل_نوشته_من دیروز5شهریورسال 1402ساعت 14/30 دخترعزیزم پروازکردبسوی زندگی بهتر،دختری که طی 26سال هیچوقت منواذیت نکرد.نوزادی آروم بود،کودکی جستجوگروپرسشگربود،نوجوانی ریسک پذیروهیجان طلب بود . جوانی پرشور و متین و فهیم بودتمام دوران سه ساله بیماریم ،پرستاری صبورودلسوزبود.همیشه همراهم بود،کنارم بودومراقبم بود.زندگیم رابعدازخدا،مدیون دخترم هستم .روزگارباری راروی دوش دخترم گذاشت که براش خیلی سنگین بود،اماخم به ابرونیاورد.برای یه دختر 21 ساله واقعاسخت وطاقت فرسا.بودگاهی خسته میشد .خستگی جسمی رابادوش گرفتن وقهوه خوردن ونوشابه های انرژی زا( رد بول ، هایپ )رفع میکردتا بتونه کنارم بمونه . 6تا عمل خیلی خیلی سخت داشتم ، تنها کسی که پشت دراتاق عمل منتظرم بود دخترم بود .35 بار بستری شدم استاد بستری و ترخیص بیمارشده بودیک سال از سلامتی من می گذره.حالا دیگه وقت رفتنه پاره تنم عزیزم جیگرم یه دونه دخترم رفت که زندگیشوبسازه خدایا همراهش باش امیدوارم کارما پاداش خوبیهاشو بهش بده مطمئنم بهشت برین جاشه دختر عزیزم،جیگر مامان،بروسفر سلامت،آرزوی شادی وسلامتی برات دارم.تو بروسفرسلامت غم من مخور .......😘🌺❤️❤️❤️❤️

طعم خوش رهایی از قفس ..... دختر قشنگم ، داماد عزیزم ، آزادیتان مبارک . مهاجرت با همه تلخی هاش ، طعم‌های شیرینی داره که ارزش پیدا می کنه . طعم شیرین ، آرامش ، امید ، انگیزه ، پیشرفت ، آینده روشن و قابل برنامه ریزی ، زندگی بدون استرس . #سرطان_ترس_نداره_درمان_داره_دردداره_هزینه_داره #گشتالت_درمانگر #مشاوره_آنلاین #روانشناسی #کودک_نوجوان #خانواده #دکتراعظم_براتی_روانشناس_مشاور_گشتالت_درمانگر_مبدع_متدآیش #کنترلگری_براتی_گشتالت #ارزیاب_کانون_ارزیابی #Gestalt_therapist #control #Azam_Barati #Iranian_psychologis

Minoram Parandeye Mohajer ba Seday Zan.mp31.79 MB

درس زندگی ....... امید خودباوری همدلی کارگروهی اعتماد انگیزه ارزشمندی و..............

#زندگینامه_اعظم #قسمت_پنجم خب دوستان رسیدیم به مدرسه و آتیش سوزوندن های خاص خودش 😁 اول اینکه خواهرم فاطمه کلاس اول را دوسال خوند و کلاس دوم دبستان بود که من رفتم مدرسه . روز ثبت نام مدرسه کاملا یادمه . مدرسه محله مشیریه بود . تا خونه ما حدود نیم ساعت / سه ربع پیاده ، فاصله داشت و البته بیابون بود . منو مامان رفتیم . مامان چادر گلدارشو سرکرد . زمینه چادرش مشکی یا سورمه ای بود . با گلهای ریز روشن . خلاصه رفتیم . یه ساختمون یه طبقه بود که از بیرون پنجره و میله هایی به رنگ آبی داشت ( شبیه نونوایی بربری 😜) من که کنجکاو بودم بدونم مدرسه چجورجاییه . میله هارو گرفتم و بالا رفتم و سرک کشیدم داخل اتاق ( بعدها فهمیدم دفتر مدرسه بود) سه تا میز بود پشت هر میز یه خانم خوشگل نشسته بود . اون دوتا رو یادم نمیاد ولی اونی که بلند شد اومد جلو پنجره رو کاملا یادمه. موهای مشکی تا روی شونه هاش که انتهای موها به سمت بالا حالت داشت . دامن کوتاه مشکی تا روی زانو . بلوز سفید آستین کوتاه و جلو دکمه دار . با یه خط کش چوبی قهوه ای روشن . اومد جلو به مامانم گفت : اینو می خوای اسم نویسی کنی ؟ مامان گفت آره. یهو با خط کش زد توی سرم و گفت : معلومه این می خواد چشمونو دراره. من که فرق سرم درد گرفته بود هنوز گیج بودم که مامان بازوی منو نیشگون گرفت و گفت : بتمرگ یه جا ، تا اسمتو بنویسن از شرت راحت بشم . منو مثل یه پشه پرت کرد و منم پهن شدم روی زمین . یادم نمیاد گریه کرده باشم . فقط خوشحال بودم که میرم مدرسه. خلاصه اول مهر شد و منو فاطمه رفتیم مدرسه . معلم کلاس اولم یادم نمیاد . ولی کلاس مختلط بود . ینی یه ردیف دختر ، یه ردیف پسر بودیم . از همون روز اول مهر سال ۱۳۵۱ من مبصر کلاس شدم 😜 ( تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل ) از طرفی هم مسئول پخش تغذیه بودم . مامور بهداشت هم بودم . 😱😝 ادمه در جمعه آینده. #سرطان_ترس_نداره_درمان_داره_دردداره_هزینه_داره #گشتالت_درمانگر #مشاوره_آنلاین #روانشناسی #کودک_نوجوان #خانواده #دکتراعظم_براتی_روانشناس_مشاور_گشتالت_درمانگر_مبدع_متدآیش #کنترلگری_براتی_گشتالت #ارزیاب_کانون_ارزیابی #Gestalt_therapist #control #Azam_Barati #Iranian_psychologis