Abyss of Ideas
前往频道在 Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
显示更多1 073
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+2930 天
帖子存档
1 073
مولانا
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد
باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا
یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی
غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا
هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی
نک سرده مهمان شد تا باد چنین بادا
زان طلعت شاهانه زان مشعله خانه
هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا
زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش
عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا
شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد
خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا
از دولت محزونان وز همت مجنونان
آن سلسله جنبان شد تا باد چنین بادا
عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا
ای مطرب صاحب دل در زیر مکن منزل
کان زهره به میزان شد تا باد چنین بادا
درویش فریدون شد هم کیسه قارون شد
همکاسه سلطان شد تا باد چنین بادا
آن باد هوا را بین ز افسون لب شیرین
با نای در افغان شد تا باد چنین بادا
فرعون بدان سختی با آن همه بدبختی
نک موسی عمران شد تا باد چنین بادا
آن گرگ بدان زشتی با جهل و فرامشتی
نک یوسف کنعان شد تا باد چنین بادا
شمس الحق تبریزی از بس که درآمیزی
تبریز خراسان شد تا باد چنین بادا
از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی
ابلیس مسلمان شد تا باد چنین بادا
آن ماه چو تابان شد کونین گلستان شد
اشخاص همه جان شد تا باد چنین بادا
بر روح برافزودی تا بود چنین بودی
فر تو فروزان شد تا باد چنین بادا
قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد
ابرش شکرافشان شد تا باد چنین بادا
از کاخ چه رنگستش وز شاخ چه تنگستش
این گاو چو قربان شد تا باد چنین بادا
ارضی چو سمایی شد مقصود سنایی شد
این بود همه آن شد تا باد چنین بادا
خاموش که سرمستم بربست کسی دستم
اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا
1 073
تمام تفسیر های متافیزیکی یا هنری از مونالیزا برای این هست که نمی دانند چرا از این اثر خوششان آمده ! در واقع مخاطب سعی می کنه با تفسیر نشان بدهد که چیزی در مورد علاقه اش به اثر می تواند بگوید در حالیکه انسان بدون هیچ دلیل و بدون هیچ حسی که قابلیت تبدیل شدن به کلمه داشته باشد از مونالیزا خوشش می آید . اوج هنر ، ساختن علاقه وصف ناپذیره
1 073
Repost from حداقلْ کلانشهر
🔰 ژاک دریدا از اشباح میگوید، روایت بازداشتش در پراگ را تعریف میکند
📝 بریدهها از فیلم Ghost Dance ساختهٔ Ken McMullen برداشته شد. نسخهٔ کامل فیلم را با زیرنویس انگلیسی میتوانید از اینجا ببیند:
📽 youtube.com/watch?v=SwkjAuN-_-k
❗️کیفیت این ویدیو "پایین" است.
این ویدیو #زیرنویس_فارسی دارد...
از مارک فیشر...
★ خروج از قصر خونآشامان ـ چپِ غربی چطور دارد به بیراهه میرود:
★ t.me/AtLeastLiterature/562
★ رئالیسم کاپیتالیستی چیست؟
★ t.me/AtLeastLiterature/670
★ حذف شدن آینده
★ t.me/AtLeastLiterature/671
★ هانتولوژی چطوری آینده را حذف میکند؟
★ t.me/AtLeastLiterature/672
★ ما همه روی تختخواب مارک فیشر میخوابیم...
★ t.me/AtLeastLiterature/673
★ انجیل به روایت مارک فیشر...
★ t.me/AtLeastLiterature/674
☕️ اگر این مطلب ذهن شما را به اندازهٔ حداقل یک فنجان اسپرسو روشن کرده است، از حداقلْ کلانشهر به قدر یک فنجان اسپرسو حمایت کنید:
💳 idpay.ir/Metropolatleast
📣 حداقلْ کلانشهر
🔗 @AtLeastLiterature
1 073
موسیقی واپسین
قطعهِ "پایان"
آهنگساز: ریوچی ساکاموتو
آلبوم موسیقی متن فیلم سینمایی
"از گور برخاسته"(۲۰۱۵)
سبک: ساندترک، کلاسیک، نیوایج
1 073
Repost from ترجمه ادب و فرهنگ عربی مسعود باب الحوائجی
☝️☝️
اما هرگاه که خواستهام از قدرت کنارهگیرم،وجدانم به زنهار و عتابم خاسته:
کای وای پس از من کیست بر این پاکان فرمان رانَد؟کیست شفا دهد لنگ و پیس و کور را؟
کیست کز پس من سُتخوان مردگان زنده دارد وز شنل خویش،ماهِ تابان برآرد و بر مردمان باران فرو فرستد و نوَد ضربه تازیانهشان کوبد و بر درختان مصلوبشان سازد و واداردِشان که چون گاوان بزیند و بمیرند؟
هرگاه فکر ترک کردن سروری شما به سرم خطور میکند اشکهایم چون ابر بهاری سرازیر میشوند وانگهی توکل بر خدا میکنم که دوباره بر گُردهی این توده سوار آیم..
زینک تا به یوم المحشر والقیامه!.
•بهتر است ویدئو را خودتان بشنوید حتا اگر عربی ندانید رساتر از هر ترجمهای است.
1 073
Repost from ترجمه ادب و فرهنگ عربی مسعود باب الحوائجی
اینشعرخوانی نزارقبانی است بنام
«بیوگرافی سردار شمشیرزن عرب»
کز زبان او به نارسیسیستِ حاکم عربی اشاره میکند
میگوید:
وی مردمان من سروَر شما گشتهام
بتهاتان بشکنید وز پسِ آن همه سرگردانی به پرستشم درآیید
من همیشه تجلي نمیکنم
بر سنگفرشهای صبر بنشینید شایدم ببینید
کودکانتان،بینان و
زنانتان بیشوهر رها کنید
تنها از من پیروی کنید
خدای را به پاس نعمتش که مرا گسیل داشت
تا تاریختان،رقم زنم شکرگزارید
که تاریخ بی من رقم نمیخورد
منم که در زیبایی یوسفم
خدای! هیچ مویی چو زلفکانم بلوند
و هیچ پیشانی،چون جبینِ پیامبرانهام نیافرید
چشمانم بیشهزاری از زیتون و بادامند
به سُجده افتید تا ایزد برایتان نگاهبان این چشمها باشد
مجنون لیلا منم
زنانتان بفرستید کز من آبستن شوند
و همسرانشان،تا ثنایم گویند
افتخار کنید کز گندم تن من میخورید
فخرتان این بس کز بادام و انجیربُنانِ من میچینید
فخرتان بس که به من شباهت برید
من آن رویدادم کو طی هزارانسده،یکبار رخ دهد
وی مردم:
منم پیشتر از همه،دادگرتر و زیباتر از جملهی حاکمان!
بدرالدجی وماه این تاریکستان منم
سپیدای یاسمن منم،مخترع نخستین چوبهی دار منم،برترین فرستادگان منم.
👇👇
1 073
Repost from ادبیات، فلسفه و سینما
ویدیویی کوتاه از مستندِ جذابِ "Life Story" ساخته ی "دیوید_ آتنبرو"
"David_Attenborough"
در رابطه با "ماهیِ بادکنکی ژاپنی"،
با عنوان "بزرگ ترین هنرمندِ طبیعت"،
در هیچ کجای طبیعت، حیوانی وجود ندارد که قادر به ساخت چنین ساختار پیچیده و کاملی باشد.
#مستند
@NazariyehAdabi
1 073
Repost from کافه اشنو
گفتمش خندان چرا !؟
بر لبهی پرتگاه مرگ، نیستی مگر ؟
گفت:
چون عاشق زندگانیام
در لحظهی وداع، لبخند میزنم !
#محمود_درویش
#حسین_برهمت
@caffeeahno
1 073
Repost from The Catcher in the Rye
بعد از چندبار که مسیح برمیگرده و میبینه یارانش خوابیدن، بهشون میگه:
«...حالا وقتش رسیده که به پسر انسان خیانت شود و به دست گناهکاران بیفتد. بلند شوید برویم. نگاه کنید! شاگرد خائن من میآید!» حرف عیسی هنوز تمام نشده بود که یهودا (یکی از آن ۱۲ نفر) از راه رسید. همراه او گروه بزرگی با شمشیر و چوب و چماق هم آمدند. [انجیل متی ۲۶: ۴۵-۴۷]
دورتر یهودا و سربازها مشخصان. اینجا جاییه که یهودا به سربازان رومی میگه اونکسی که میبوسمش همون شخصیه که باید دستگیرش کنید و عیسی رو بازداشت میکنن.
1 073
Repost from The Catcher in the Rye
رنج در باغ
[مسیح] در حالی که زیر فشار روحی شدیدی بود، به آنها گفت: «از شدّت غم و اندوه چیزی نمانده که بمیرم. اینجا باشید و با من بیدار بمانید.» [انجیل متی ۲۶: ۳۷-۳۸]
© The Agony in the Garden, 1458-60. by Giovanni Bellini
1 073
Repost from بهمن دارالشفایی
رامین پرهام:
«بابا کتاب داد. بابا رفت.
باقر پرهام (۹ تیر ۱۳۱۴ - ۷ خرداد ۱۴۰۲)
[عکس از مسعود کیمیایی، دهه ۷۰]»
فهرست تعدادی از ترجمههای باقر پرهام
فرج سرکوهی:
«باقر پرهام از خوشفکرترین و خلاقترین روشنفکرانِ ایران،از چهرههای موثرِ کانونِ نویسندگانِ، از بهترین مترجمهای متونِ دشوار و مهم به زبانِ فارسی و از کسانی است که با حضورِ فعال، اندیشهها و آثارِ خود بر غنای فکری جامعهی ما افزود.
امروز خبرِ رفتنِ او را خواندم.
تسلیت به همه ما.»
.
