Abyss of Ideas
前往频道在 Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
显示更多1 073
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+2930 天
帖子存档
1 073
Repost from رو به درون
انسان خیر خواه
homo bonae voluntatis
یاور اولادزاد
علی اشکان نژاد
امروز ویدئویی از مناظره دو فیلسوف انگلیسی در مورد ماهیت وجودی خدا میدیدم که تقریبا شبیه دعوای دو پیرمرد روستایی بر سر موضوعی چالش برانگیز بود. پرشور، چهرههای عرق کرده و تقریبا چیزی شبیه نزدیک به درگیری بدنی!
اما خدا آنچنان حضور مستقیمی در معادلات جهان دارد که همچنین دعوایی بر سر آن شکل بگیرد؟ مهمترین ویژگی خدا در ادیان ابراهیمی "سکوت"ش در برابر اتفاقات روی زمین بود، در هر دو بار تخریب معبد یهودیا، خدا دخالتی نمیکند، مسیح فرزند منتسب به خدا به صلیب کشیده میشود ولی خدا سکوت میکند در اسلام که خدا تقدیری همه انسان ها را مشخص کرده است و فقط به نظاره نشسته است، حتی عرفای ما ویژگی اصلی عارف را رسیدن به مرحله سکوت خداوندی دانسته اند بقول مولانا "حرف مزن جامه مدر هیچ مگوی" ، اما وقتی خدا سکوت میکند چه اتفاقی میافتد؟!
انسانها با هم سخن میگویند تا " انسانی خیر خواه" که ایدئال خودشان است را پدید آورند. در واقع مسئله اصلی منتقدان متافیزیک و حتی علاقهمندان به متافیزیک باید سخن انسان ها باشد ، اما انسانها چگونه همدیگر را تزکیه یا تربیت می کنند؟ با اخلاقی کردن ، سرکوفت زدن، دست و پا کردن مکانیزم هویچ و چماق، حتی صنعت نوشتار تاریخ نویسی و یادآوری اسطورهای انسانها برای رستگاری و لعن کسانی هست که در زمان حیات شان دست آنها بهشان نرسیده ،
اما در زمانه فعلی که ساختار های مذهبی در شبکه بین الاذهانی تضعیف شده اند این ساختار جمعی چگونه کار میکند؟
گفتگو با ارواح و فرشتگان جای اش را با ارتباط با اکانت ها عوض کرده است سجده و تایید مرجعیتها جایش را به تایید شخصیت های مشهور داده است، توصیه به غذا دادن به گربه های بیسرپرست بجای موعظه کمک به یتیمان، عدم مزاحمت کلامی در اتاق های چَت جای توصیه برای حفظ حرمت کلام را گرفته است.
انسانها آنچنان در متافیزیک شبکههای اجتماعی غرق شده اند که حتی بهشت و جهنم هم برای خودشان در این محیط ها درست کردهاند، ناگهان کاربری با میلیونها لایک بخاطر ویدئویی در صفحهاش مواجه میشود و همان زمان شخصیت مشهوری بخاطر کامنتی با دریایی از فحش پذیرایی میشود ، انگار انسانها نمیتوانند بدون ساز و کار تولید "انسان خیرخواه " حتی نفس بکشند، چه برسد از آن بعنوان غایتی انتزاعی عبور کنند، در هیچ جلسه روانشناسی نمیگویند به خاطر اینکه نزدیکانتان باعث بوجود آمدن تروماها و آسیبهای روحی شما شدهاند میتوانید آنها را از بین ببرید یا اصولا قدرتی تراپیست برای تغییر اجتماعی و اقتصادی ندارد برای همین توصیههایی در مورد نحوه مدارا به شما میدهند که چرخه تولید " انسان خیر خواه " از حرکت نیایستد ، اگر مثلا واعظ مذهبی میتوانست حکم جهاد یا قیامی بیرونی را اعلام کند که باعث تغییر محیط سوژه های مخاطب اش بشود ، روانشناسی همه بار اقتصاد روانی جامعه را می خواهد بر دوش فرد بیمار بگذارد و از بخواهد که "خیر خواه" باشد.
اما انسان، گریزی از اینکه موجودی خیرخواه باشد ندارد تودههای مردم نه درکی از کلیت کارکرد جامعه دارند و نه قابلیت رسیدن به جایگاه ساختار ساز ، برای همین باید در در هر لحظه تربیت و کنترل بشوند ، بقول دوستی در زمان سرکوب شدید قیام جلیقه زرد ها فرانسه می گفت: چماق پلیس فرانسه همان کارکرد دموکراسی فرانسه را دارد. هر دو برای تربیت فرانسوی واجب است!
@towardinside
