895
订阅者
无数据24 小时
+97 天
+5930 天
帖子存档
894
Repost from MovieTwitte | مووی توییت
فمیلی گای اگه اینو تو سال 2019 نشون میداد قطعا کنسل میشد.
#FamilyGuy
@MovieTwitte | استووی
894
توی شهر خودم با ویز و بلد و نشان رفت و آمد میکنم بعد میخوام برم تهران هم زندگی کنم🤡 خدایا خودت از مفقود شدن و گمنام مردن نجاتم بده.
894
منم خیلی دلم میخواست بشینم و یکسره درباره کسکشی انسانها و رفتارهای کیریشون چسناله کنم اما ۱۲ ساله نبودنم اجازه نمیده که فکر کنم این یک چیز کلی و قابل تعمیم دادنه و اصلا هم تقصیر خودم نیست که گیر چنین افرادی میفتم.
894
Repost from SUT Twitter
واقعا عجیبه روزی صدبار با مامانت دعوا میکنی و دوباره اب از اب تکون نمیخوره و ده دقیقه بعد همه چی مثل قبله اما یه خورده با بابات بحث کنی تا دوروز نمیتونین باهم صحبت کنین
«مارتین تایلر»
@sut_tw
894
تو ماشینم وقتی آهنگای فلش به H میرسه راحت به اندازه یه تهران رفتن و برگشتن میتونید هایده گوش بدید:))))))))
894
تنها زمانی از سال که آرزو میکنم کاش این خواننده مجازا مثل زمانی که سیزده چهارده سالم بود سلیقم بودن بهارهاست که همه میرن کنسرت اینا جیغ و داد میکنن. واقعا خوش میگذره. جدی ولی نوش جونتون اگه الانم دوستشون دارید و میرید. هعی جوانی یادت بخیر.
894
Repost from توییتر فارسی
اگه پوست لب بازسازی نمیشد من خیلی وقت پیش از ناحیه لب تموم شده بودم
*میم هستم*
@OfficialPersianTwitter
894
ببخشید ولی فست فود خونگی کثافته. اصلا حال نمیده. اول اینکه "فست" نیست؛ دومم اینکه زیادی سالم و تمیزه. فست فود یعنی یک چیز کثافت پر ادویه محرک ریفلاکس چاق کنندهای که ماهی یک بار برای خودت سفارش میدی، نیم ساعت بعدش هم توی معدته. غذای سالم میخواستم که همون یک قوطی کبریت پنیر فتای خودم رو میخوردم با دو کف دست نون بربری.
894
برای من این حالت برای یادآوری لحظات شرم آور اتفاق نمیفته؛ برای تصور اعمال شرم آور در موقعیتهای جدی اتفاق میفته. یعنی مثلا تو مطب دکتر نشستم و کنارم یک آقای غریبهست؛ یهو مغزم میگه تف کن تو صورتش، زود باش تف کن تو صورتش، همین الان باید تف کنی تو صورتش. بعد مجبورم سرم و تکون بدم و یه صدایی دربیارم تا این فکر کثیف زودتر منحرف بشه.
894
Repost from توییتر دانشگاه تهرانی ها
یک لحظات شرمآوری در زندگیم هست که هر وقت بهشون فکر میکنم، بلافاصله باید یه صدای ناگهانی از خودم در بیارم تا فکرم منحرف شه و کمتر خجالت بکشم
-chibs-
@uttweet
894
مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا. چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن. میگه شما لرین؟ میگن نه. ما ترکیم. لرا تو اتوبوسن
894
از یه رشتی سوال می کنن سخت ترین
سوال کنکور چی بود میگه نام پدر چیست
دوست رشتیه بهش می گه چه بچه خوشگلی داری
می گه حالا یک کاری برای ما کردی هی منت بذار
رشتیه میره قهوه خونه
یه دفعه یه لاته میاد تو چاقو رو میزنه وسط میزه میگه خار اینوریا رو گاییدم ، مادر اون وریها رو هم گاییدم !!
یه دفعه رشتیه بلند میشه میگه آقا ببخشید من خواهر ندارم میشه اونور بشینم
رشتیه حال میكنه از تریپه لاته فرداش یه چاقو ور میداره میره قهوه خونه شترق میكوبه رو میز .... تا میاد حرف بزنه ۳ -۴ تا از این مشتیا تیزی ها رو میكشن بیرون ! طرف جفت میكنه میگه .... خواهرمو اونوریا .... مادرمو اینوریا
از رشتیه می پرسن به معجزه اعتقاد داری ؟ میگه آره! زندان که بودم زنم حامله شد!
ز رشتیه میره خونه میبینه زنش با یه مرده غریبه رو کاره بعد میشینه ساکت نگاشون میکنه .بعد از یک ساعت طرف میره.بعد زنه میگه چت بود ما رو نگاه میکردی؟!! ...رشتیه با خوشحالی میگه جنبه رو داشتی خانوم
زن رشتیه از شوهرش میپرسه که : آقاجان چرا برای من کفش نمیخری؟ شوهرش جواب میده: خانوم جان تو که 24 ساعت لنگات رو هواست کفش میخوای چکار؟
رشتیه بچه دار میشه پول نداشته خرج بیمارستان رو بده میره محل داد میزنه میگه نامردا بیان دونگتونو بدید
رشتیه میگن شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارین؟ میگه: 100% من خودم 2 سال بعد از مرگ پدرم بدنیا آمدم
ن رشتی حامله بوده و میزاد، شوهرش میگه: عزِیزم بهت تبریک میگم که مادر شدی! زنه میگه مرسی عزِیزم امیدوارم یه روزی هم تو پدر بشی!
894
به رشتیه گفتن خانومتو دیدیم تو ماکسیمای یه مرد غریبه که صدو شصت 120 تا میرفتن میگه: این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره
