[ فَر نِوِشت ]
前往频道在 Telegram
- من پر از حرفای تازه؛ عاشق گفتن و گفتن/ تو با درد من غریبه؛ اما تشنهی شنفتن . ⭐️ ناشناس ↶ t.me/HidenChat_Bot?start=263570479
显示更多275
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
نیاز دارم پیشش بودم الان.
بغلش میکردم و میگفتم «به اندازه کافی قوی بودی همه این سالا».
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری؟🖤
نیاز دارم به کسی که بشه باهاش درباره ستارهها، داستانها و خیالات دور صحبت کرد؛ بدون اونکه نیاز به صحبت درباره هیچ واقعیتی رو حس کنیم.
آنقدر محکم زد با پاش بهم که کلی خون ازم اومد
الان کلی چیز میاره برام از دلم در بیاره
نمیگم من بی تقصیرم
ولی حقم نبود
جوری بزنه ک اینجوری راهی بیمارستان بشم :)
هر کار میکنم نمیتونم مثل قبل بخوامش
از یک طرف مجبورم
کاش بمیرم
تنها بودن با احساس تنهایی کردن فرق میکنه من تنها نیستم ولی همیشه احساس تنهایی میکنم
منم داشتم موزیک مورد علاقهم رو گوش میدادم و دقیقا به همین فکر میکردم. دلم میخواد خود کوچیک وپر از جراحتم رو بغل بگیرم.
حرفایی یواشکی، عمیق برای آخر شب”
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-503616-XGnAKuv
