591
订阅者
-124 小时
+57 天
+830 天
帖子存档
Repost from موسیقی زیبا، فاخر و آرامشبخش
قطعه: «ایران ایران»
با صدای: MINEL
زیبا، وطندوستانه، عمیق و احساسی
روایتی از خاک، ریشه، درد، امید و نوری که همیشه از دل تاریکی عبور میکند.
@easternnicemusic
دوتار نوازی
استاد محسن میرزازاده
بسیار زیبا، از عمقِ اندوهِ جان
@easternnicemusic
موسیقی تلفیقی ایرانی-اسپانیایی
بسیار زیبا، آرامشبخش، رویایی
از شنیدن ۶۳ دقیقه موسیقی بیکلام تلفیقی ایرانی و اسپانیایی لذت ببرید؛ ترکیبی از ملودیهای اصیل دستگاههای موسیقی ایرانی، ریتمهای پرانرژی فلامنکو اندلسی، تزیینات ظریف قانون و ضربهای عمیق دف.
در این اثر صدای عود سولو و نی دوردست در کنار گیتار نایلونی، کاخن سبک و سازهای کوبهای دستی فضایی گرم و پویا ایجاد میکند.
ترکیبی آرامشبخش از صدای دلنشین سنتور و گیتار اسپانیایی که فضایی گرم و الهامبخش ایجاد میکند.
این ویدیو با کیفیت 4K و حالوهوای طلایی بعدازظهر سواحل خلیج فارس و جزایر اسپانیا، انتخابی عالی برای برای کار، مطالعه، رانندگی، تمرکز و فعالیت روزانه بسیار مناسب است.
@Modern_Learning_for_GenZ
https://youtu.be/UH3bfZ6Rb9E?is=DOV4DNTLEEOUBgKz
اشعار مولانا جلالالدین رومی
با صدای: هوش مصنوعی
زیبا، عارفانه
@easternnicemusic
Repost from صدا و سکوت
دلگیر نباش؛ گاهی زیباترین شکوفهها از جایی میرویند که روزی عمیقترین زخمها بودهاند...
📀 @SoundSilence
Repost from تفکر
با من امشب زیر باران گریه کن
سر به زانوی خیابان گریه کن
مو به مو پیچ و خم هر کوچه را
با خم موی پریشان گریه کن
به یاد زندانیان دربندِ حُکّامِ ظالم
#تاجزادهها
@Tafakkor
داستان نگارش قطعه چکاد
به قلم: زندهیاد پرویز مشکاتیان
یادش بخیر هر سال که میگذرد، میگوییم دریغ از پارسال. زمانی اول خرداد هر سال با یاران همدل و همزبان و نیز علاقهمند به طبیعت و زیباییهای بیحد و حصر سرزمینمان به دامنه دماوند میرفتیم و یک هفته چادر میزدیم مادر سرسپید، بالای سرمان بود و رودخانه لار، همچون زمزمه تاریخ پرخروش وطنمان جاری بود در دل دشت لار و شقایقها آن قدر باشکوه و زیبا که چون شب کلاه به سرمان میگذاشتیم.
دیگر سالهاست که با خاطرات آن روزها خرداد را در خیال میگیریم و گاه به یاد بام آسمان این سرزمین مژهها به گونه میدود بی آن که بخواهی یا نخواهی.
باری سال ۱۳۶۱ بود و آلبوم بیداد در شرف ضبط. اقامت افکندیم به دامنه دماوند و چادرها گرداگرد زده شد و آتش به اصطلاح سرخ پوستی در مرکز دایره برپا شب تا صبح این سیاه بخت فرزند با مادر سرسپید درد دل آغازید و پگاه آن دم که یاران به کوه زدند برای قارچ و نیز به رودخانه برای ماهی، این سیاه بخت فرزند کاغذی برداشت و بر پیشانی آن نگاشت: «چکاد».
مادر سرسپید کلاه بر سر نهاده بود، در زیباییاش هیچ نگویی بهتر و سنگینتر.
دستان به روی کاغذ میآمد که، پسرِ مشاحمدِ توچالی که برای انجام کارها در چادر مانده بود، آمد و پرسید: «چه مینویسی؟ و این چگونه خطی است؟».
گفتم: «خاطرات سفر را به خط میخی مینویسم.»
گفت: برایم بخوان.
از او اصرار و از این سوی انکار، که دیدم نمیشود به کار ادامه داد. گفتمش به پلور برود برای خرید چند چیز که به کارمان نیز نمیآمد. کار تمام شد و نزدیکیهای غروب پسرِ مشاحمدِ توچالی به چادر بازگشت و یاران هم به صرافت دریافته بودند که به دنبال نخود سیاه رفته است. بوسیدمش و دلیلم را برایش گفتم.
و بدین گونه بود که قطعه "چکاد" آفریده شد، در دامنه کوهی که چکادش سر بر ابرها ساییده و همیشه کلاه سپید بر سر دارد.
بر دامنه "دماوند".
به قلم: پرویز مشکاتیان
بر گرفته از کتاب سرگذشت موسیقی ایرانی
نوشته: عزت اله الوندی
@easternnicemusic
قطعه: چکاد
اثر: زندهیاد پرویز مشکاتیان
بسیار زیبا، ماندگار
یادش بخیر هر سال که میگذرد، میگوییم دریغ از پارسال. زمانی اول خرداد هر سال با یاران همدل و همزبان و نیز علاقهمند به طبیعت و زیباییهای بیحد و حصر سرزمینمان به دامنه دماوند میرفتیم و یک هفته چادر میزدیم مادر سرسپید، بالای سرمان بود و رودخانه لار، همچون زمزمه تاریخ پرخروش وطنمان جاری بود در دل دشت لار و شقایقها آن قدر باشکوه و زیبا که چون شب کلاه به سرمان میگذاشتیم.
دیگر سالهاست که با خاطرات آن روزها خرداد را در خیال میگیریم و گاه به یاد بام آسمان این سرزمین مژهها به گونه میدود بی آن که بخواهی یا نخواهی.
باری سال ۱۳۶۱ بود و آلبوم بیداد در شرف ضبط. اقامت افکندیم به دامنه دماوند و چادرها گرداگرد زده شد و آتش به اصطلاح سرخ پوستی در مرکز دایره برپا شب تا صبح این سیاه بخت فرزند با مادر سرسپید درد دل آغازید و پگاه آن دم که یاران به کوه زدند برای قارچ و نیز به رودخانه برای ماهی، این سیاه بخت فرزند کاغذی برداشت و بر پیشانی آن نگاشت: «چکاد».
مادر سرسپید کلاه بر سر نهاده بود، در زیباییاش هیچ نگویی بهتر و سنگینتر.
دستان به روی کاغذ میآمد که، پسرِ مشاحمدِ توچالی که برای انجام کارها در چادر مانده بود، آمد و پرسید: «چه مینویسی؟ و این چگونه خطی است؟».
گفتم: «خاطرات سفر را به خط میخی مینویسم.»
گفت: برایم بخوان.
از او اصرار و از این سوی انکار، که دیدم نمیشود به کار ادامه داد. گفتمش به پلور برود برای خرید چند چیز که به کارمان نیز نمیآمد. کار تمام شد و نزدیکیهای غروب پسرِ مشاحمدِ توچالی به چادر بازگشت و یاران هم به صرافت دریافته بودند که به دنبال نخود سیاه رفته است. بوسیدمش و دلیلم را برایش گفتم.
و بدین گونه بود که قطعه "چکاد" آفریده شد، در دامنه کوهی که چکادش سر بر ابرها ساییده و همیشه کلاه سپید بر سر دارد.
بر دامنه "دماوند".
به قلم: پرویز مشکاتیان
بر گرفته از کتاب سرگذشت موسیقی ایرانی
نوشته: عزت اله الوندی
@easternnicemusic
قطعه: We are still here
با صدای: هوش مصنوعی
زیبا، پر از درد و امید
@easternnicemusic
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
