ch
Feedback
ژیکان

ژیکان

前往频道在 Telegram

ژیکان در زبان کُردی به معنای قطره‌ی باران و زیبا و آرامش‌بخش است ناشناس: https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cjhdfiiee

显示更多
597
订阅者
无数据24 小时
-97 天
-2530 天

数据加载中...

标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
一月 '25
一月 '25
+6
在0个频道中
十二月 '24
+5
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+11
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+12
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+13
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+6
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+17
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+17
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+2
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+12
在2个频道中
Get PRO
三月 '24
+5
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+7
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+14
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+9
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+7
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+21
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+22
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+186
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+100
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+421
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+9
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+330
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+18
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+22
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+114
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+9
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+10
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+7
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+19
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+6
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+19
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+67
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+15
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+59
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+9
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+11
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+19
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+471
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
31 一月0
30 一月0
29 一月+1
28 一月0
27 一月+1
26 一月0
25 一月+1
24 一月0
23 一月+1
22 一月0
21 一月0
20 一月+1
19 一月0
18 一月0
17 一月0
16 一月0
15 一月0
14 一月+1
13 一月0
12 一月0
11 一月0
10 一月0
09 一月0
08 一月0
07 一月0
06 一月0
05 一月0
04 一月0
03 一月0
02 一月0
01 一月0
频道帖子
اما حالا می‌دیدم که من هرگز قادر به زندگی کردن نبوده‌ام و اکنون نیز برای منطبق شدن با زندگی و یادگرفتن خیلی دیر بود‌. فکر می‌کردم که در زندگی‌ام هرگز چیزی انجام نداده بودم مگر خیره شدن در چاه تاریکی که درونم وجود داشت. 📚 چنین گذشت بر من #ناتالیا_گینزبورگ @zhican

2
کسی که سهراب را دوست داشته باشد، شاملو را احساس کند، فروغ را بستاید و هر شعر خوب را آیه‌یی زمینی بپندارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهدکرد... کسی که به کیارستمی شگفت‌زده نگاه کند، به زرّین‌کلک با نهایت احترام، به صادقی با محبت، و آثار مخملباف را دوست داشته باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد... کسی که در برابر باخ، بتهوون، و موتزارت، فروتنانه سکوت اختیار کند، به تار جلیل شهناز، عود نریمان، آواز شجریان و ترانه‌ی اندک‌اندکِ شهرام ناظری عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد... کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند، خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند، و تک‌بیت‌های صائب را دوست بدارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد... کسی که زیباییِ نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمتِ خوف انگیز کاشیکاری‌های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد... شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار، اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد... 📚 چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم #نادر_ابراهیمی @zhican
301
3
عزیز من! ما برای تکمیل هم آمده‌ییم، نه برای تعذیب و تعزیر هم. این، عین حقیقت است و حقیتی تردید ناپذیر... به زودی خواهی دید که من چگونه از درون این قطعه سنگ عظیمِ حجیمِ بدهیبت، مجسمه‌ی یک آوازِ مهرمندانه را بیرون می‌کشم... یک آواز، به نرمی پر کاکایی‌ها، به نرمی نگاه یک کودک گیلک، به نرمی نگاه یک عاشقِ صادقِ محتاج به معشوقِ مهربانِ دست نیافتنی... 📚 چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم #نادر_ابراهیمی @zhican
323
4
دست‌های مهربانت را به من بسپار تا به یاد آن‌ها بیاورم که چگونه باید زلف عروسکها را نوازش کرد... 📚 چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم #نادر_ابراهیمی @zhican
295
5
عزیز من! زندگی، بدون روزهای بد نمی‌شود؛ بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم. اما، روزهای بد، همچون برگهای پاییزی، باور کن که شتابان فرو می‌ریزند، و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان می‌شکنند، و درخت استوار و مقاوم بر جای می‌ماند. عزیز من! برگهای پاییزی، بی‌شک، در تدام بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم‌بخشیدن به تداومِ درخت، سهمی از یادنرفتنی دارند... 📚 چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم #نادر_ابراهیمی @zhican
290
6
گرمای زمستانی پسرم! مشق‌هایت را نوشته‌ای؟ سر که برمی‌گردانم پهنایِ‌ صورتم خیسِ اشک می‌شود پا به فرار می‌گذارم  پسرم مشق‌هایش را نمی‌نویسد دست‌هایش را نگاه می‌کند چشم‌هایِ‌ مرا ــ زنم را در قلبم چال کردم ــ پسرم! مشق‌هایت را ننویس دست‌هایت را بنویس چشم‌هایت را آن قایقِ کوچک را که مادرت در تو جا گذاشت بنویس ما غمگینیم و دریا دور بنویس آسمان برایِ‌ خود آسمان است ما درون‌ِ هم می‌میریم نه در خاک، نه در آسمان بنویس پدرت از آسمان از شهر می‌ترسد از خیابان از زنده‌ها می‌ترسد پسرم ما آفتاب نیستیم گوشت و خون و استخوانیم و «امید» و «عشق» و «پرواز» و همه‌ی این‌ها گرمای زمستانی هستند فصل به فصل فتیله پایین‌تر می‌آید می‌نویسم تا پسرم ننویسد : ما زنده نیستیم ما بلد نیستیم خانه‌ای در دریا هستیم که مجبوریم از دور، چراغی را زنده نگه داریم پسرم پدرت مرد نیست قایقی‌ست که پدرانش تراشیده‌اند که با آن روزی به دریاها بروند و او آن‌ را تکه‌تکه کرده و با هر تکه‌ـ‌ تکه‌اش بلند‌بلند خندیده است باید از این تکه‌ها آتشی به‌پا کنیم مادرت ، در قلبِ من، سردتر شده قایق‌هایمان را تکه‌تکه کردیم دریا نیز تمام شده ما دیوانه‌تر از آنیم که بتوانیم زنده باشیم     @shahramsheydayi از کتاب #آتشی_برای_آتشی_دیگر #شهرام_شیدایی #کلاغ_سفید
324
7
وقتی که جنگ به پایان رسید باهم ازدواج خواهیم کرد و جهان پر از گل هایی مانند تو خواهد شد و تو زیباترین دختر دنیا را بدنیا خواهی آورد. ( بخشی از نامه ی پیدا شده در جیب سربازی کشته شده در جنگ جهانی دوم در سال 1939) @zhican
302
8
دنیا غیر از تو برای من معجزه نداده نه رابطمون بالا پایین داشته گه گاهی ولی هنوزم تازگی روز اشنایی چون به همدیگه قول دادیم این نشه عادی @zhican 🫀²
396
9
سنگینم سنگین و سبک عجب تناقضی چه می‌شود کرد با من اسیر در بند ذوالاکتاف زمان به دریایم بسپارید و بگذارید رها شوم #امیر_رضا_طهماسبی @zhican
476
10
کنج دنج جهان... @zhican
کنج دنج جهان... @zhican
487
11
ولی من اگر هزاران سال زنده باشم، پیر و شکسته و مردنی شوم، بازهم به یاد تو خواهم بود؛ باور کن اگر بمیرم استخوان‌هایم، خاکسترم، جسدم، کفنم، تو را دوست خواهند داشت... #غلامحسین_ساعدی @zhican
493
12
انگار نمی‌دانستیم مرز میان ما و کتاب‌ها کجاست. کتاب ها آب ‌وهوای ما بودند، محیط زیست ما بودند، پوشش و پوشاک ما بودند. ما فقط کتاب‌ها را نمی‌خواندیم، ما به آن‌ها تبدیل می‌شدیم. ما کتاب‌ها را به درونمان می‌بردیم و آن‌ها را به سرگذشت خودمان تبدیل می‌کردیم‌. کتاب‌ها متعادلمان می‌کردند‌. آرام‌مان می‌کردند. کتاب‌ها به ما ورن می‌دادند. #آناتول_برویارد @zhican
475
13
بشتابید روی سبزه غذا بخورید روزی از روزها سبزه رویتان غذا می‌خورد 📚 به زیبایی زن #ژاک_پرِوِر @zhican
478
14
هر چه زبان وسیع‌تر و دامنه‌ی لغاتش گسترده‌تر باشد امکان تفکر عمیق بیشتر می‌شود و شخص می‌تواند به جزئیات فکر و حتی زبان‌آوری کند، (نمونه‌ی این زبان‌آوری را در ترجمه کتاب شهریار اثر ماکیاولی می‌بینیم که جناب داریوش آشوری به جای ۲۵ بار تکرار کلمه‌ی فضیلت ۱۶ ترجمه‌ی مختلف به فراخور متن آورده است‌.) حکومت‌های توتالیتر مثل آنچه که در ۱۹۸۴ می‌بینیم قصد نابودی و کوچک‌ کردن زبان را دارند تا تفکر را از مردم بگیرند یا مثل بسیاری از حکومت‌هایی که می‌بینیم سعی می‌کنند تا کلمات را از معنا تهی کنند. این‌ها باعث می‌شود انسان نتواند از یک جایی بیشتر فکر کند چون کتاب و زبان و نوشتن محدود به تعدادی واژه شده است و برای توصیف یا تعریف یا بسط یک موضوع کلمه‌ای نیست. در واقع حکومت‌های توتالیتر با نابودی زبان روی کار ماندن خود را تضمین می‌کنند. #امیر_رضا_طهماسبی @zhican
398
15
شاید فکر کنی که کار عمده‌ی ما اختراع لغات جدید است و حال آن‌که به هیچ وجه چنین نیست. ا لغات را خراب می‌کنیم و در هم می‌ریزیم و تعداد لغاتی که هر روز خراب می‌شود به ده‌ها و گاه صدها می‌رسید و بعد زبان را به حداقل ممکنه کوچک و محدود می‌سازیم. در مجلد یازدهم حتی یک لغت که قبل از سال ۲۰۵۰ به صورت ناقص و یا غیر مفیدی درآید وجود نخواهد داشت. ... برای مثال کلمه‌ی خوب را می‌گیریم. اگر کلمه‌ی خوب وجود دارد چه احتیاجی به کلمه‌ی بد داریم؟ ناخوب کاملا منظور ما را برمی‌آورد و شاید هم از کلمه بد بهتر باشد، زیرا این کلمه درست نقطه مقابل کلمه‌ی خوب است و حال آنکه بد چنین نیست و باز اگر می‌خواهیم صفت تفضیلی خوب را داشته باشیم چه احتیاجی به یک رشته کلمات مبهم و بی‌فایده از قبیل عالی، اعلا و لغاتب نظیر ِن داریم؟ کلمه‌ی اضافه خوب منظور ما را تامین می‌کند و اگر بخواهیم مفهوم قوی‌تری به آن بدهیم می‌توانیم بگوییم دوبل خوب. 📚۱۹۸۴_ترجمه مهدی بهره‌مند #جورج_ارول @zhican
311
16
یکی از پایه‌های اساسی رمان ۱۹۸۴ موضوع تحریف و تغییر تاریخ است در واقع وینستن اسمیت شخصیت اصلی رمان در وزارت حقیقت کار می‌کند که وظیفه‌اش دروغ گفتن به مردم است و کار وینستن جعل و تغییر روزنامه‌ها و مجلات مربوط به گذشته است. هر گاه اماری تغییر می‌کرد یا اتفاقی بر خلاف پیشبینی‌ها یا سخنان برادر بزرگ می‌افتاد وینستن وظیفه‌ داشت که اطلاعات گذشته را حذف و اطلاعات جدید را وارد کند و نسخه قدیمی را از بین ببرد. حکومت‌های توتالیتر همیشه سعی در نابودی تاریخ و تقویم به طرف مختلف داشته و دارند؛ به این دلیل که بعد از یکی دو نسل که مطالعه داشته‌اند یا سنشان آن قدر زیاد است که گذشته را زندگی کرده‌اند از میان بروند و نسل جدید تاریخ تحریف و باز تعریف شده‌ی این‌ها را بخواند و به آن رجوع کند و مطمئن شود که که حکومت حاضر بهترین و تنها حکومتی‌ست که می‌تواند این کشور را خوب اداره کند. حتی کسانی که تاریخ را می‌دانند جوری با ترساندن و بایکوت کردند شخص را طرد می‌کنند که انگار وجود ندارد و اطلاعات دسته اولی که دارد به درد کسی نمی‌خورد‌. دستگاه عریض و طویل مسئول سانسور و تغییر تاریخ و اتفاقات هست و این دسترسی مردم به حقیقت واقعی مشکل و حتی غیرممکن می‌سازد. #امیر_رضا_طهماسبی @zhican
320
17
گولداشتین، شخصیت منفور ضد حزب در رمان ۱۹۸۴ همان دشمن فرضی در حکومت‌های توتالیتر است. ترساندن مردم در حکومت‌های دیکتاتوری و ایجاد یک دشمن فرضی که اصلا معلوم نیست وجود دارد یا نه. و دستگیری و حبس و اعدام جاسوسان و کسانی که با این دشمن فرضی همکاری داشته‌اند باعث نهادینه شدن ترس در دل مردم، خفه کردن صدای اعتراضات به هر بهانه‌ای و ربط دادن این اعتراض به همکاری با گولداشتین (دشمن فرضی) برای پرونده‌سازی علیه معترضان از راهکارهای حکومت‌های دیکتاتور است. #امیر_رضا_طهماسبی @zhican
257
18
مثل معمول چهره‌ی امانوئل گولداشتین دشمن مردم روی پرده تلسکرین دیده می‌شد‌. از این گوشه و آن گوشه سالن صدای هیس‌هیس به گوش می‌رسد. زن باریک اندام صدایی که آمیخته به ترس و تنفر بود از حلقوم بیرون داد. گولداشتین یکی از منحرفین بود که مدت‌ها پیش (تاریخ صحیح آن‌ را کسی نمی‌دانست) خود از رهبران بزرگ حزب محسوب می‌شد و مقامی نظیر مقام 《برادر بزرگ》 داشت و بعدا در اقدامات ضد انقلابی شرکت کرده محکوم به اعدام شده و سپس به نحو اسرارآمیزی ناپدید گردیده بود. برنامه مراسم 《دو دقیقه تنفر》 روز‌به‌روز فرق می‌کرد ولی در اغلب برنامه‌ها گولداشتین نقطه و محور اصلی محسوب می‌شد. وی خائن اصلی و اولین کسی بود که به صلاحیت و پاکی رهبران حزب مشکوک شده بود و عقیده بر این بود که کلیه جنایاتی که بعدا علیه حزب صورت گرفت، تمام خیانت‌ها، اقدامات خرابکارانه، انحرافات و مخالفت‌های شدید، همه از تعلیمات و افکار وی ناشی شده‌ است و علاوه بر این رهبران حزب عقیده داشتند که گولداشتین هنوز زنده است و در نقطه‌ای پنهان شده و مترصد فرصت است تا توطئه‌های خود را تجدید کند و می‌گفتند که محتملا وی در آنسوی دریاها تحت حمایت اربابان خود به سر می‌برد و بعضی شایعات هم جریان داشت که اصولا ممکن است گولداشتین در خود 《اوشینیا》 مخفی شده باشد. 📚 1984_ ترجمه مهدی بهره‌مند #جورج_ارول @zhican
234
19
با پاهایم فکر می‌کنم با دست‌هایم اندیشه با پوستم می‌نگرم و موهایم می‌رقصد با پاهایم فکر می‌کنم به کوچه‌ها و خیابان‌ها با دست‌هایم اندیشه به مادرانه آرام، آن چادر نماز چیت که باز خواهد شد، هنگام که بازمی‌گردم به کوچه‌ها و خیابان‌های خودم. با پوستم می‌نگرم به آفتاب و ماه بی‌تقویم و موهایم می‌رقصد در این باران که می‌بارد بر سیم خاردار. با پاهایم فکر می‌کنم ‌که از آفتاب و باران تو می‌گذرم با دست‌هایم اندیشه به گل قالی، چیدن سیب، خرید نان. با پوستم می‌نگرم به زخم سر سردارانت آه، سرزمین من سرم خانقاه آشفته مویان است. شعر با پاهایم فکر می‌کنم 📚 واقعیت رویای من است #بیژن_نجدی @zhican
288
20
نارنجی @zhican
نارنجی @zhican
275