500
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-1430 天
帖子存档
500
بلندم کن
مثل یه آهنگی که معنیشو نمیدونی
بلندم کن
از آخرین لیوان خالی توی مهمونی
بلندم کن
دارم می افتم، مثل سروی ناز، چشما مست، موها باز
با اسب از توی خیابونای بارونی
بلندم کن
رو آخرین دیوار این کشور نوشتم
من وقت کم دارم واسه بوسیدن تو
تو وقت کم داری واسه بوسیدن من
رو آخرین دیوار این کشور نوشتم
ما عمرمون کوتاهه مثل خندهی تو
ما عمرمون کوتاهه مثل دامن من
مثل یه پرچم روی دستت واسه چرخیدن
بلندم کن
تا خرخره خوردم، کشیدم، واسه رقصیدن بلندم کن
از تیسفون تا سیستان جنگه، دل خونه، دل تنگه
با خواب از بیداریِ سنگین این میهن
بلندم کن
رو آخرین دیوار این کشور نوشتم
من وقت کم دارم واسه بوسیدن تو
تو وقت کم داری واسه بوسیدن من
رو آخرین دیوار این کشور نوشتم
ما عمرمون کوتاهه مثل خندهی تو
ما عمرمون کوتاهه مثل دامن من
500
بعضی وقتها فقط دوست دارم حس کنم
که درک شدم
اینکه یکی حرفمو گوش کنه
و بهم بگه میفهمم تو چه حالی داره
500
Repost from رادیو راه با مجتبی شکوری
گاهی آدم بخاطر عبور از مرحله ای چنان درد میکشد و تغییر می کند که دیگر خودش هم نمیتواند خودش را بشناسد.
محمدرضا کاتب@Radiorahpodcast 🎧
500
آن قَدَر بار ندامت به وجودم جمع است
که اگر پایم از این پیچ و خم اید بیرون،
لنگ لنگان درِ دروازه هستی گیرم نگذارم که کسی از عدم آید بیرون!
500
یک گوشهی بدنم مرا به زندگی میخواند
و گوشهی دیگری به مرگ.
این دوگانگی را در روحم
کشندهتر و شدیدتر حس میکنم...
بهرام صادقی
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
