⦙ VMIN ᵃʳᵉᵃ ⦙ 🥀࿔
关闭频道
┆ مــنطقـهی ویــمیـن شیــپرا ꪻ 🐥🤝🐯 〜 𝗧𝗵𝗲 𝗚𝗿𝗲𝗮𝘁𝗲𝘀𝘁 𝗖𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 𝗙𝗼𝗿 𝗩𝗠𝗜𝗡 𝗟𝗼𝘃𝗲𝗿𝘀•♡🧶🖇 ارتبــاط و سـوالات : @Vmin_Admin
显示更多4 076
订阅者
无数据24 小时
-97 天
-5030 天
帖子存档
4 077
.˚ ₍📒₎┊..⃗. #CHAT ⨾ #MLS
𒀭 𝙉𝙖𝙢𝙚 : My little student.
𒀭 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚 : Romance, Fluff
𒀭 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 : Zahra
⤶ جیمین اصلا علاقهای به شرکت توی کلاسهای دانشگاه نداره و تا وقتی دوست پسرش استادشه، غیبتهاش کاملا موجه حساب میشه. مگه نه؟
——𝐇𝐚𝐩𝐩𝐲 𝐉𝐢𝗺𝐢𝐧 𝐃𝐚𝐲🎂ꨄ
៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡ ָָ࣪࣪
4 077
+1
.˚ ₍🎈₎┊..⃗. #IMAGINE ⨾ #HBD_JM
[ برای خوندنِ ایمَجین ⥥کلیــــک⥥ کنید ]
——𝐇𝐚𝐩𝐩𝐲 𝐉𝐢𝗺𝐢𝐧 𝐃𝐚𝐲🎂ꨄ
៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡̸ ָ࣪
4 077
+8
.˚ ₍🧑❤️🧑₎┊..⃗. #MOMENT ⨾
——𝐇𝐚𝐩𝐩𝐲 𝐉𝐢𝗺𝐢𝐧 𝐃𝐚𝐲🎂ꨄ
پست تولدی تهیونگ برای سولمیتیش 🥹
وقتی دنبالشون میگشتم، تمام تلاشم رو کردم. جیمین عزیزِ دلِ همهست~ ❤️ تولدت مبارک!៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡̸ ָ࣪
4 077
.˚ ₍📨₎┊..⃗. #TWT ⨾ #HBD_JM
جیمین: تهیونگ، اگه قرار بود برای تولدم یه آرزو کنی، چی آرزو میکردی؟
تهیونگ: اینکه هیچوقت ازم جدا نشی.
جیمین: عاااا😭🥹
تهیونگ: چون حوصلهی آموزش از صفر ندارم، تو حداقل یه روانی آشنایی.
جیمین: یعنی منو به خاطر خودم نمیخوای؟
تهیونگ: چرا عزیزم، تو خیلی خاصی.
جیمین: میدونم✨
تهیونگ: مثلاً کدوم آدم سالمی ساعت سه صبح به من زنگ میزنه که بپرسه اگه پنگوئن بودم بازم دوستم داشتی یا نه؟
جین در حال سفارش دادن کیک تولد با طرح پنگوئن به این امید که جیمین بالاخره یه بار توی زندگیش کیک رو به صورت تهیونگ نکوبه
——𝐇𝐚𝐩𝐩𝐲 𝐉𝐢𝗺𝗶𝗻 𝐃𝐚𝐲🎂ꨄ
៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡̸ ָ࣪
4 077
+2
.˚ ₍🎂₎┊..⃗. ⨾ #GIF ⨾ #HBD_JM
سالها قبل، در چنین روزی، فرشتهای پا به زمین گذاشت که قرار بود معنای تازهای برای واژهی آرامش باشه؛ کسی که شبیه معجزهای بین تمام اتفاقات معمولی این جهان، به زندگی آدمها راه پیدا کرد و بدون اینکه بدونه، پناهی شد برای قلبهایی که از ناملایمات دنیا خسته شده بودن.
تو، شبیه طلوع خورشید بعد از طولانیترین شب زمستونی، شبیه بارونی روی خاکهای تشنه، شبیه امیدی در آخرین صفحهی قصههایی که خیال میکردیم دیگه پایانی ندارن. انگار خدا، درست در لحظهای که جهان به کمی مهربونی بیشتر احتیاج داشت، تکهای از نورش رو به زمین بخشید تا به یادمون بیاره هنوز هم زیباییهایی برای دوست داشتن وجود دارن.
امروز، تنها سالروز تولد یک آدم نیست، بلکه یادآوریِ تمام لبخندهاییه که با تو به زندگی برگشتن، تمام امیدهایی که با بودنت دوباره جوونه زدن و تمام روزهای سردی که به لطف حضورت، رنگ بهار به خودشون گرفتن.
زادروز زمینی شدنت مبارک، فرشتهی روزهای ابری من.
امیدوارم زندگی، تمام نوری رو که به جهان بخشیدی، هزاران برابر به قلب خودت برگردونه. 🦢🍃
——𝐇𝐚𝐩𝐩𝐲 𝐉𝐢𝗺𝗶𝗻 𝐃𝐚𝐲🎂ꨄ
៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡̸ ָ࣪
4 077
.˚ ₍🩸₎┊..⃗. #MUSIC ⨾ #LOSTLOVE
آهنــگهای این پــارت؛
گوش کنیــد و لــــذت ببریـــد🎼
نکته: موزیکهای بیکلام، مربوط به کل چپتر هست و میتونین همراه با مطالعهی چپتر، پخش کنین. موزیکهای باکلام هم، مربوط به کاپلها و کاراکترهای داستانه که روی کاور آهنگ، مشخص شده برای کدوم هست. برای ارتباط بیشترتون با فضای داستان درنظر گرفته شده.៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡ ָ࣪
4 077
.˚ ₍🩸₎┊..⃗. #FIC ⨾ #LOSTLOVE
𒀭 𝙉𝙖𝙢𝙚 : Lost In Love
𒀭 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 : Vmin - Namkook
𒀭 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚 : Mafia - Action - Smut
𒀭 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 : ADEL
𒀭 𝙐𝙥 : یکشـنبههـا
𒀭 𝙋𝙖𝙧𝙩 : 15
៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡ ָ࣪
4 077
.˚ ₍🩸₎┊..⃗.Lost In Love ⨾
⤶ تو دنیای مافیا، برای حفاظت از اطرافیانت باید خودت و قلبت رو قربانی کنی؛ اما اگه این وسط گذشتهای تاریک هم وجود داشته باشه، اونوقت اوضاع برای وین و لوکا چطور پیش میره؟
⤶ حدِ نظرات برای پارت بعدی: 100+
៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡ ָ࣪
4 077
Repost from 「 𝖵𝗆𝗂𝗇 𝖥𝗂𝖼 𝖳𝗐𝖾𝖾𝗍 」᭝
+1
.˚ ₍🩸₎┊..⃗. #LOSTLOVE
جِیکِی دهن کجیای بهش کرد و بدون معطلی برای خودش پاستا کشید. لوکا خندید و خودش هم شروع به کشیدن غذا کرد. چند دقیقه اول فقط صدای قاشق و چنگال شنیده میشد. جِیکِی اینقدر با اشتها غذا میخورد که لوکا بالاخره نتونست جلوی خودش رو بگیره:"یواشتر."
جِیکِی سرش رو بالا آورد و نالید:"نترس قرار نیست خفه بشم."
لوکا چیزی نگفت و جی با کمی مکث به اطراف نگاه کرد. این سکوت اطراف اصلا چیز نرمالی نبود. با تعجب پرسید:"هی، پدرت کجاست؟ نمیبینمش."
لوکا کمی آب نوشید و با خیالی راحت جواب داد:"اون به یه سفر رفته، تا پس فردا نمیاد نگران نباش. میتونی راحت باشی."
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡ ָ࣪
4 077
.˚ ₍❤️₎┊..⃗. #CHAT ⨾ #I_Pest
𒀭 𝙉𝙖𝙢𝙚 : Insolent Pest
𒀭 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚 : School life, Comedy, Romance, Smut
𒀭 𝙋𝙖𝙧𝙩 : 4
𒀭 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 : Arna
⤶ جیمین فقط به پسری که برادرِ کوچکترش میگفت بهش قلدری میکنه پیام داد اما نمیدونست چرا اون پسر اینقدر مزاحم و در کنارش پرروعه؟!
⤶ حدِ نظرات برای پارت بعدی: +50
៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡ ָָ࣪࣪
4 077
.˚ ₍❤️₎┊..⃗. #CHAT ⨾ #I_Pest
𒀭 𝙉𝙖𝙢𝙚 : Insolent Pest
𒀭 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚 : School life, Comedy, Romance, Smut
𒀭 𝙋𝙖𝙧𝙩 : 3
𒀭 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 : Arna
⤶ جیمین فقط به پسری که برادرِ کوچکترش میگفت بهش قلدری میکنه پیام داد اما نمیدونست چرا اون پسر اینقدر مزاحم و در کنارش پرروعه؟!
⤶ حدِ نظرات برای پارت بعدی: +50
៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡ ָָ࣪࣪
4 077
.˚ ₍🩸₎┊..⃗. #MUSIC ⨾ #LOSTLOVE
آهنــگهای این پــارت؛
گوش کنیــد و لــــذت ببریـــد🎼
نکته: موزیکهای بیکلام، مربوط به کل چپتر هست و میتونین همراه با مطالعهی چپتر، پخش کنین. موزیکهای باکلام هم، مربوط به کاپلها و کاراکترهای داستانه که روی کاور آهنگ، مشخص شده برای کدوم هست. برای ارتباط بیشترتون با فضای داستان درنظر گرفته شده.៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡ ָ࣪
4 077
.˚ ₍🩸₎┊..⃗. #FIC ⨾ #LOSTLOVE
𒀭 𝙉𝙖𝙢𝙚 : Lost In Love
𒀭 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 : Vmin - Namkook
𒀭 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚 : Mafia - Action - Smut
𒀭 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 : ADEL
𒀭 𝙐𝙥 : پنجشـنبهها
𒀭 𝙋𝙖𝙧𝙩 : 14
«برای دریافت رمز، اسکرینشات نظرتون از پارت قبل رو به پیوی نویسنده بفرستید.🩶»
៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡ ָ࣪
4 077
.˚ ₍🩸₎┊..⃗.Lost In Love ⨾
⤶ تو دنیای مافیا، برای حفاظت از اطرافیانت باید خودت و قلبت رو قربانی کنی؛ اما اگه این وسط گذشتهای تاریک هم وجود داشته باشه، اونوقت اوضاع برای وین و لوکا چطور پیش میره؟
⤶ حدِ نظرات برای پارت بعدی: 100+
៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡ ָ࣪
4 077
Repost from 「 𝖵𝗆𝗂𝗇 𝖥𝗂𝖼 𝖳𝗐𝖾𝖾𝗍 」᭝
+1
.˚ ₍🩸₎┊..⃗. #LOSTLOVE
چند ثانیه گذشت. بعد وین دستش رو جلو برد، انگشت کوچیکش رو مقابل لوکا گرفت و باعث شد پسر با دیدنش مات بمونه:"جدیای؟"
وین کاملاً جدی سر تکون داد و لوکا زد زیر خنده:"رئیس بزرگ مافیا داره با من قول انگشتی میبنده؟"
وین چشمهاش رو ریز کرد:"نمیشه؟"
لوکا همچنان که داشت میخندید، انگشت کوچیکش رو دور انگشت وین قفل کرد:"میشه عزیزم، قول!"
وین انگشتش رو محکمتر دور انگشتش گرفت:"قول!"
برای چند لحظه هیچکدوم دست همدیگه رو رها نکردن. لوکا به دستهاشون نگاه کرد و لبخند زد. عجیب بود، بعد از اونهمه حسادت و فاصله و خشم و حرف نگفته، چیزی که رابطهاشون رو زیباتر میکرد، همین دو انگشت گرهخورده بود. درست مثل بچگیهاشون! و شاید همین برای هردوشون کافی بود.
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡ ָ࣪
4 077
.˚ ₍❤️₎┊..⃗. #CHAT ⨾ #I_Pest
𒀭 𝙉𝙖𝙢𝙚 : Insolent Pest
𒀭 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚 : School life, Comedy, Romance, Smut
𒀭 𝙋𝙖𝙧𝙩 : 2
𒀭 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 : Arna
⤶ جیمین فقط به پسری که برادرِ کوچکترش میگفت بهش قلدری میکنه پیام داد اما نمیدونست چرا اون پسر اینقدر مزاحم و در کنارش پرروعه؟!
⤶ حدِ نظرات برای پارت بعدی: +50
៚ 뷔민 ⨾ @VMIN_AREAA ♡ ָָ࣪࣪
4 077
Repost from 「 𝖵𝗆𝗂𝗇 𝖥𝗂𝖼 𝖳𝗐𝖾𝖾𝗍 」᭝
+1
.˚ ₍₎┊..⃗. #SOLAVITA
نگاهش به در خروجی و قلبش جایی بالای اون پلهها، کنار مردی بود که صداش رو از همون جملهی اول شناخته بود.
چشمهای بهونه گیرش مثل آسمون اون شب، شروع به باریدن کردن و ردی که هر قطرهی اشکش به جا میذاشت، تموم وجودش رو میسوزوند.
گذشته ترک عمیقی از خودش به جا گذاشته بود که قابل ترمیم به نظر نمیرسید و تردیدش برای بالا رفتن از اون پلهها و دیدنش از همون روزها و اتفاقات بعدش میاومد.
اگه باز هم ترک میشد، اگه جای تهیونگ شخص دیگهای رو میدید، اگه ترسای توی ذهنش به واقعیت بدل میشدن و اگه تصویر اون غریبه توی ذهنش خراب میشد جیمین برای آخرین بار میمرد و دست از زندگی میکشید.
پس نگاهش رو از در خروجی گرفت و پلههای مقابلش رو یکی یکی رد کرد.
باید کار نیمه تمومش رو جای دیگهای تموم میکرد.
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡ ָ࣪
