1 212
订阅者
-324 小时
-127 天
-3030 天
帖子存档
1 212
فکرم این بود
که جهان وطنمه و
بی مرزم توی نقشه
چل سالگی
یه بلوغ شاعرانهاس
که بدنش وطنت شه
بحران ناب هستی
تو هیچ کتابی پیدا نمیشه، رفیق
بنیان عقل به جایی نمیرسه
که شیدا بشه، رفیق
تجربهی خام
تاج، زیر پام
تا جا داره پس
من تاجر خاطرههام
من متهم به چل سالگیام
چلّهمو بگیر
1 212
خالی نمیشم از غمی که حق من نیست
روزی هزار بار مُردم و غم هام نمردن
این گریه های کهنه ی بی وقفه ی من
انگار از تاثیر هیچ بوی نبردن
یه عمر که از دور منو دریا میبینن
اما درونم چیزی جز سراب و غم نیست
من از خودم گلایه دارم دردم اینجاست
این زندگی چیزی که من میخواستم نیست
از من فقط یه اسم مونده و یه سایه
اما میدونم هیشکی جز من متهم نیست
این اعتراف آغاز یک پایان تازس
این زندگی چیزی که من میخواستم نیست
از من فقط یه اسم مونده و یه سایه
اما میدونم هیشکی جز من متهم نیست
این اعتراف آغاز یک پایان تازس
این زندگی چیزی که من میخواستم نیست
این زندگی چیزی که من میخواستم نیست
این فاجعه دائم داره تکرار میشه
پنجره ای که رو به دیوار باشه هر روز
بعد از یه مدت از خودش بیزار میشه
مثل یه پروانه که وابستس به پیلش
شاید نمیخواستم به دنیا پا بذارم
مثل یه ماهی که پر از وحشت آبه
روزای خیلی سختیو در پیش دارم
از من فقط یه اسم مونده و یه سایه
اما میدونم هیشکی جز من متهم نیست
این اعتراف آغاز یک پایان تازس
این زندگی چیزی که من میخواستم نیست
از من فقط یه اسم مونده و یه سایه
اما میدونم هیشکی جز من متهم نیست
این اعتراف آغاز یک پایان تازس
این زندگی چیزی که من میخواستم نیست
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
