ch
Feedback
شــب هـای جـمــعـه

شــب هـای جـمــعـه

前往频道在 Telegram
8 895
订阅者
-924 小时
-597 天
-22630 天
帖子存档
مامانت ب بابات کادو داده 😂 @sooo85
مامانت ب بابات کادو داده 😂 @sooo85

پیرمرد دیوث به تمام خواننده های قدیمی تـــ.. جاوز کرد @sooo85

تو دستشویی پسرش خط کش پیدا کرده @sooo85

اولین نیستیم ولی تلاش میکنیم بهترین باشیم.

. آخونده تو خیابون بود خبرنگاره ازش پرسید: شما روزی چن کیلو گوشت میخورین؟! گفت 30تا40کیلو! گفت چه زیاااااااد...!! یه موتوری رد شد گفت حاج آقا ک،،، یرم تو دهنت!!! گفت ملاحظه بفرمایید این 250 گرمش @sooo85

اولین نیستیم ولی تلاش میکنیم بهترین باشیم.

پیرمردی که سه پسر داشت و هر سه زن داشتند شبی مهمان پدر شدند، بعد از شام هر کدام به گوشه ای رفته و با زن خود خوابیدند، نصف شب پسر بزرگش هوس ک*س میکنه، زنش میگه زشته جا نیست همه میفهمن ، شوهر میگه برو سر یخچال آب بخور دیدیم کسی بیدار نشد شروع میکنیم، زنش رفت سر یخچال و آب خورد و دید کسی بیدار نشد، شوهرش کارشو کرد و بعدش دوتا پسر دیگه هم به ترتیب همینکارو کردن . صبح پیرمرد گفت: دیشب تا صبح تشنه بودم ... عروساش گفتن پدرجان پس چرا آب نخوردی؟! گفت: آخه دیدم هرکی رفت سر یخچال آب خورد گرفتن گ.اییدنش، تخم نکردم برم 😑😂 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@sooo85

یکی از این دخترا تو زندگیم کمه :) @sooo85

پسره داشت کونی بازی در میاورد لو رفت! والدین عزیز لطفا قبل از ورود به اتاق فرزند خود در بزنید! @sooo85

روزی جوانی یک زن زیبا و چشم رنگی دید در کنار این بانو یک بچه به زیبایی مادرش بود مرد ارام ارام نزدیک این زن شد گفت اجازه هست روی بچه ماهتون بوس کنم زن گفت بله مشکلی نیست ببوسید مرد گفت این بچه بوسیدن داره چون از جای خوبی در اومده زنه که منظور مرد رو فهمیده بود گفت این هشت سال پیش به دنیا اومده برو کی*ر شوهرم رو ببوس که تازه داغ داغ یک ساعت پیش در اومده مرد گف ک. ص ننت فرار کرد😈😈😁😂😂😂💦 @sooo85

سالار ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺗﺨﻤﻬﺎ ﮔﻔﺖ : ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺍﻣﺸﺐ ﭘﺎﺭﺗﯽ ﺩﻋﻮﺗﯿﻢ ! ﺗﺨﻤﻬﺎ ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺗﻮ ﯾﻪ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯼ ﮐﺜﯿﻔﯽ ! ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﺮﯼ ﺗﻮ، ﻣﺎ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﻣﯿﻤﻮﻧﯿﻢ🔞😁 @sooo85

اولین نیستیم ولی تلاش میکنیم بهترین باشیم.

وقتی تجربه نداریو شب عروسیت با بابات تماس تصویری میگیری و میگی: بابا حالا باید چکار کنم؟ @sooo85

یکی از این دخترا تو زندگیم کمه :) @sooo85

نشسته بودم بابام پرسید چشمات چرا قرمزه؟ گفتم گُل کشیدم. لبخند زد گفت برو ک.صلیس خودم شنیدم تو توالت داشتی واسش گریه میکردی @sooo85

خدا میدونه اگه خجالت نمیکشید دیگه چیا میگفت @sooo85
خدا میدونه اگه خجالت نمیکشید دیگه چیا میگفت @sooo85

اولین نیستیم ولی تلاش میکنیم بهترین باشیم.

' دوست دخترمو بردم تو یه کوچه بن بست زیپمو باز کردم یه دستمو گذاشتم رو دیوار با دست دیگه ک.یرمو اوردم بیرون گفتم بخور... گفت : نه بدم میاد گفتم زود باش الان یکی میاد گفت نه بدم میاد گفتم بابا زود باش نرین تو اعصابم گفت : نمیتونم من حالم بد میشه همینطور که بحث میکردیم یکی از در اومد بیرون گفت : داداش من برات میخورم دستتو از رو زنگ بردار مادرمونو گا'ییدی😂😂 @sooo85

اولین نیستیم ولی تلاش میکنیم بهترین باشیم.

وقتی همسایت داره نفت استخراج میکنه 😂 @sooo85