ch
Feedback
🇮🇷نابودی اسرائیل حسب ایه۷سوره اسراء🇮🇷

🇮🇷نابودی اسرائیل حسب ایه۷سوره اسراء🇮🇷

前往频道在 Telegram

تحلیل‌ و بررسی‌ مستند و تخصصی‌ درباره تحولات‌ ایران و جهان در راستای آیات ۲تا۷و۱۰۴ از سوره مبارکه «أسراء» مبنی بر تحقق وعده دوم خداوندحکیم برای نابودی #دولت_بنی_اسرائیل در بیت المقدس...✊🏼 ادمین: @Besharat111 تبلیغات : @Arma_ad_agency

显示更多

📈 Telegram 频道 🇮🇷نابودی اسرائیل حسب ایه۷سوره اسراء🇮🇷 的分析概览

频道 🇮🇷نابودی اسرائیل حسب ایه۷سوره اسراء🇮🇷 (@twovadeh) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 17 228 名订阅者,在 新闻与媒体 类别中位列第 12 678,并在 伊朗 地区排名第 19 164

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 17 228 名订阅者。

根据 31 八月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -63,过去 24 小时变化为 5,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 0.87%。内容发布后 24 小时内通常能获得 0.68% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 150 次浏览,首日通常累积 118 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 3

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
تحلیل‌ و بررسی‌ مستند و تخصصی‌ درباره تحولات‌ ایران و جهان در راستای آیات ۲تا۷و۱۰۴ از سوره مبارکه «أسراء» مبنی بر تحقق وعده دوم خداوندحکیم برای نابودی #دولت_بنی_اسرائیل در بیت المقدس...✊🏼 ادمین: @Besharat111 تبلیغات : @Arma_ad_agency

凭借高频更新(最新数据采集于 01 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 新闻与媒体 类别中的关键影响点。

17 228
订阅者
+524 小时
+27 天
-6330 天
帖子存档
Repost from قرآن
هرشب قبل از خواب چند آیه قرآن

🔴 در صورت حکم جهاد ، آماده نبرد با آمریکا و اسرائیل هستید؟ ۱_ آمادگی دارم ███████████ 87% ۲_آمادگی ندارم ███ 13% لطفاً همه نظر بدید👆🏻

🔴خائن مفعول اعظم ممد خاتمی: امضای ترامپ معتبره 🔻خائن کودتاچی: عی عی عی سند شیچست آمریکاست 🔻 ترامپ امشب به فاکس نیوز درباره توافق با ایران: معامله با ایران ارزش کاغذی که روی آن نوشته‌شده‌ را ندارد

تصاویری دردناک از کودکان مجروح حمله موشکی امریکا به سیریک
+2
تصاویری دردناک از کودکان مجروح حمله موشکی امریکا به سیریک

سپاه: پادگان تفنگداران آمریکایی در اردن موسوم به کمپ تبتین هدف موشک های بالستیک قرار گرفت/ تعداد زیادی از نیروهای آمریکایی به درک واصل شدند

🔴 #مهم / برای پیروزی سربازان آقا امام زمان ؛ برای نصرت فرمانده کل قوا ،نائب امام زمان ، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای و یاران ایشان دعا کنید🤲🙏 اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم 〰〰〰〰 @Zohour_I12

🔴 نتیجه مواضع ضعیف امروز جناب رئیس جمهور ؛ پزشکیان چند ساعت قبل حمله در اجلاس شانگهای : ‌«با صدای بلند اعلام می‌کنم اگر آمریکا به توافق برگردد، ما هم برمی‌گردیم!» ترامپ امشب بعد از حمله به جنوب ایران: ‌«توافق با ایرانی‌ها حتی ارزش کاغذی که روی آن نوشته شده را ندارد!» ✍ لیاقت ملت مبعوث چنین رییس جمهور معرض ، بی عرضه و غربزده ای نیست ، خدایا ملت ما را از دست این فرد منافق و اطرافیانش نجات بده ... 〰〰〰〰 @Zohour_I12

تصاویری از لحظه برخورد موشک ایرانی به مواضع آمریکا در اردن منتشر شده است

🔴قابل توجه خائنین نهج البلاغه بر سر نیزه کن: 🔥امیرالمومنین على عليه السلام: دشمنان تو سه گروه‌اند: 🔥دشمن تو، دشمن دوست تو
🔴قابل توجه خائنین نهج البلاغه بر سر نیزه کن: 🔥امیرالمومنین على عليه السلام: دشمنان تو سه گروه‌اند: 🔥دشمن تو، دشمن دوست تو و "دوست دشمن تو" 🚨[حكمة 295 .]

🔻رهبر معظم انقلاب: ملّت عزیز ایران و جبهه‌ی مقاومت، درسهای فراموش‌نشدنی برای دشمن امریکایی دارد ✅️ @Rajanews_com
🔻رهبر معظم انقلاب: ملّت عزیز ایران و جبهه‌ی مقاومت، درسهای فراموش‌نشدنی برای دشمن امریکایی دارد ✅️ @Rajanews_com

‌ ♻️ سؤال رسایی از وزیر امور خارجه بی غیرت درباره چهار اسیر سپاهی در کویت: تکلیف چهار اسیر سپاهی در کویت چیست؟ وزارت‌خارجه برای آزادی این اسرا چه اقداماتی انجام داده است؟ اینکه گفته می‌شود وزارت‌خارجه می‌خواهد برای آزادی آنها وکیل بگیرد و هزینه وکالت را مطالبه کرده، درست است؟ مگر برای آزادی اسرائی که در ماموریت اسیر شده‌اند، وکیل می‌گیرند؟ قطر در حالی میانجی بین آمریکا و ایران شده که منافعش با یک طرف این دعواست! آیا با این ویژگی، قطر صلاحیت میانجیگری را دارد؟! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

پزشکتان سر خر را کج کرده به سرعت باز می گردد تا جلوی پاسخ نظامی به رفیق اش امریکا را بگیرد.

Repost from پیشگامان
🔴 على عبدی در برنامه اشاره شبکه امید: 🔹بمب اتم امروز برای ما از نان شب واجب تر است! 🔹بمب اتم دیگر یک خواسته نیست بلکه یک الزام و ضرورت وجودی است. اگر بقای ایران را می خواهیم باید آن را بسازیم. 🔸 امروز باید هرچه زودتر وارد مرحله تست گرم بمب اتم شویم تا رسماً اتمی شدنمان را به دشمن اعلام کنیم. #بمب_اتم_ایران .

📸 متحیرم در مغز ایزدخواه و امثال او که این دست مطالب را نشر می دهند چه می گذرد که خیال می کنند با کوبیدن واقعیت به چهره کریه
📸 متحیرم در مغز ایزدخواه و امثال او که این دست مطالب را نشر می دهند چه می گذرد که خیال می کنند با کوبیدن واقعیت به چهره کریه این ملاعین آنها نادم می شوند؟ ابدا. وفاقی ها برده های خانگی یهود هستند و تا همیشه شما را بابت ایستادن مقابل اراده اربابِ جزیره اپستین مقصر و مجرم می دانند. حتی اگر ارباب کافر و کودک خوارشان از خون شما بگذرد این سگهای قلاده به گردنِ وفاقی شما را نمی بخشند و اگر مجال یابند قبل از ارباب تکه تکه تان می کنند. ما در جنگیم. دشمن در خانه است. اسراییل فارسی وفاقی. 🆔liberalsetiz

Repost from RaefipourFans
آقایان! دست از این توافق بی‌ارزش و بی‌اعتبار بردارید و بجنگید که صلح و امنیت پایدار جز با مقاومت و جنگ به دست نمی‌آید! ✍️ شیخ
آقایان! دست از این توافق بی‌ارزش و بی‌اعتبار بردارید و بجنگید که صلح و امنیت پایدار جز با مقاومت و جنگ به دست نمی‌آید! ✍️ شیخ شبانی @raefipourfans

💢تصاویر اولیه از حمله آمریکا به مراسم عقد در هرمزگان 2 نفر شهید و 28 نفر زخمی شدند😭

مرحله ششم؛ تنها راه مهار بدهی در کوتاه‌مدت فقط قربانی کردن دلار خواهد بود. در این سناریو واشنگتن مجبور است دست به اقدامات انتحاری بزند یعنی عملاً از تورم برای سبک کردن موضعی بار واقعی بدهی استفاده کند. برای درک بهتر یعنی روی کاغذ آمریکا بخشی از بدهی خود را پرداخت کرده است اما در واقع: بخشی از هزینه بدهی به دارندگان دلار، سپرده‌گذاران، بازنشستگان و دارندگان اوراق منتقل شده است یعنی به بدنه جامعه آمریکا که خودش سوخت آتش بحران‌های قبلی و بعدی خواهد شد و در این مرحله منتظر آغاز شورش‌های گسترده داخلی و جنگ داخلی باشید. اینجاست که سؤال بزرگ‌تری مطرح می‌شود: اگر دولت آمریکا برای نجات بدهی مجبور به کاهش ارزش واقعی دلار شود، آیا جهان همچنان حاضر است بخش بزرگی از پس‌انداز خود را به دلار نگه دارد؟ اینجاست که مرحله هفتم آغاز می‌شود: آغاز فروش ذخایر دلاری در سطح جهانی، خرید طلا و خروج آن از آمریکا و آغاز فروپاشی چرخه پترودلار دقت بفرمایید که هیچ‌کس لازم نیست یک‌شبه دلار را کنار بگذارد اما برای ایجاد مشکل کافی است بانک‌های مرکزی جهان به‌تدریج سهم دلار را کاهش دهند و سهم: طلا، یورو، یوان، ارزهای منطقه‌ای و دارایی‌های دیگر را افزایش بدهند. چه برسد که موج فروش گسترده در کنار بحران‌ها رقم زده شود و دوباره همان چرخه: کاهش تقاضا برای Treasury، افزایش بازده اوراق، افزایش هزینه بهره دولت، افزایش کسری، انتشار اوراق بیشتر، نگرانی بیشتر درباره پایداری بدهی! حتی کاهش محدود این امتیاز برای اقتصادی با ده‌ها تریلیون دلار بدهی بسیار پرهزینه خواهد بود. مرحله هشتم؛ شوکی که می‌تواند بحران مزمن را به بحران حاد تبدیل کند هنوز یک قطعه برای تکمیل این سناریو باقی مانده است. اقتصادهای بزرگ معمولاً فقط به دلیل بدهی بالا ناگهان فرو نمی‌ریزند. یک کاتالیزور لازم است. برای آمریکا این محرک می‌تواند یکی یا ترکیبی از این موارد باشد: یک رکود شدید جهانی، بحران بانکی، جنگ بزرگ و افزایش ناگهانی مخارج نظامی، شوک انرژی، بازگشت تورم شدید، بحران سیاسی بر سر بودجه و سقف بدهی، یا سقوط شدید بازارهای مالی. مرحله نهم؛ «لحظه انتخاب» آمریکا در نهایت واشنگتن باید تصمیم بگیرد چه چیزی را نجات دهد: ارزش دلار یا توان پرداخت دولت؟ اگر فدرال رزرو برای دفاع از دلار نرخ بهره را بالا نگه دارد، دولت، بانک‌ها، بازار مسکن و شرکت‌ها تحت فشار شدید قرار می‌گیرند. اگر برای نجات دولت و بازار اوراق پول ارزان ایجاد کند، تورم و کاهش اعتماد به دلار تشدید می‌شود. اگر مالیات‌ها شدیداً افزایش پیدا کنند، اقتصاد آسیب می‌بیند. اگر هزینه‌ها کاهش پیدا کنند، بحران اجتماعی و سیاسی ایجاد می‌شود. اگر دولت همچنان استقراض کند، بدهی بزرگ‌تر می‌شود. به بیان دیگر، ممکن است آمریکا به نقطه‌ای برسد که گزینه خوب وجود نداشته باشد؛ فقط گزینه‌های بد با هزینه‌های متفاوت باقی مانده باشند و این دقیقاً جایی است که معنای «ورشکستگی» تغییر می‌کند چراکه برخلاف داستان‌هایی که در این چند دهه برای ما تعریف کردند نوع ورشکستگی آمریکا به عنوان ابرقدرت مالک نظم جهانی عادی نیست حداقل تا مراحل میانی شبیه ورشکستگی‌های کشورهای دیگر مانند آرژانتین نخواهد بود ایالات متحده به احتمال زیاد یک روز صبح اعلام نخواهد کرد پولی برای پرداخت بدهی نداریم زیرا بدهی اصلی آن به ارزی است که خودش منتشر می‌کند. ورشکستگی آمریکا از نوع ورشکستگی کارکردی است. یعنی دولتی که هنوز دلار دارد اما دیگر نمی‌تواند هم‌زمان: ارزش دلار را حفظ کند، بهره بدهی خود را بپردازد، برنامه‌های رفاهی را تأمین مالی کند، بودجه دفاعی عظیم داشته باشد، اقتصاد را هنگام رکود نجات دهد، و اعتماد سرمایه‌گذاران جهانی را نیز حفظ کند. در چنین شرایطی ممکن است هیچ دادگاهی آمریکا را «ورشکسته» اعلام نکرده باشد، اما دولت عملاً بخش بزرگی از آزادی اقتصادی خود را از دست داده است. هر دلار درآمد جدید، پیشاپیش میان طلبکاران، بازنشستگان، ارتش و هزینه‌های جاری تقسیم شده است. این همان چیزی است که می‌توان آن را ورشکستگی مالی یک ابرقدرت نامید. و شاید خطرناک‌ترین بخش ماجرا همین باشد بحران آمریکا الزاماً زمانی آغاز نمی‌شود که دنیا دیگر دلار نخواهد. نکته ریز دقیق اینجا است که این ورشکستگی خیلی زودتر آغاز می‌شود. زمانی که جهان هنوز دلار را می‌خواهد، اما برای نگهداری آن بهره بیشتری مطالبه می‌کند. دقت بفرمایید که CBO در سناریوی پایه خود هنوز فروپاشی آمریکا را پیش‌بینی نمی‌کند؛ بلکه به آمریکا هشدار می‌دهد. اما نکته نگران‌کننده برای آمریکایی‌ها اینجاست: برای ساختن سناریوی ورشکستگی آمریکا دیگر لازم نیست فرض کنیم فردا دلار کنار گذاشته شود، چین همه Treasuryهای خود را بفروشد یا اقتصاد آمریکا ناگهان نابود شود. کافی است چند روند گفته شده بالا برای مدت کافی ادامه پیدا کنند روند‌هایی مانند: کسری بودجه مزمن، انباشت بدهی، هزینه بهره فزاینده، نرخ بهره نسبتاً بالا و کاهش تدریجی انعطاف سیاست‌گذاری. در واقع تعداد زیادی از این‌ها همین امروز وجود دارد یا سعی در کنترل آن‌ها است. اینجاست که کافی است یک بحران بزرگ در زمان نامناسب از راه برسد. مانند ورود آمریکا به جنگ با کشوری که تسلیم نمی‌شود. آن وقت آمریکا با وضعیتی روبه‌رو خواهد شد که شاید خطرناک‌ترین مرحله برای هر قدرت اقتصادی باشد: نه اینکه پول نداشته باشد؛ بلکه برای حفظ ارزش پولش نتواند بدهی‌هایش را نجات دهد، و برای نجات بدهی‌هایش مجبور شود ارزش پولش را قربانی کند. اگر چنین نقطه‌ای فرا برسد، سقوط اقتصادی آمریکا احتمالاً با یک انفجار ناگهانی آغاز خواهد شد. این، واقع‌بینانه‌ترین شکل ورشکستگی اقتصادی آمریکا است. دوستان گرامی دو نکته را مورد توجه قرار بدهید. اول اینکه این مقاله خلاصه شده یک تحلیل چند برابری است که حدود یک چهارم کم شده است و اینکه هرگز به معنای تعیین زمان برای این رخداد نیست بلکه بخشی از فرایند آغاز شده و بخشی تشدید شده است و بخشی در انتظار تصمیمات حساس آمریکا است که سعی می‌کنم در تحلیل‌های تصویری و نوشتاری آتی بیان شود. دوم اینکه این مباحث تخصصی است هرگز اجازه ندهید با عینک نقد یا دفاع سیاسی آن را برایتان تفسیر کنند. در صورت نیاز تحلیل کامل بعداً تقدیم شما عزیزان خواهد شد. یاعلی شهریور ١۴٠۵ میلاد رضایی کانال تحلیلی خبری ایران شهر خورشید https://t.me/iran_cityofsun (2/2)

مارپیچ بدهی در آمریکا چگونه می‌تواند به سرعت به ورشکستگی اقتصادی برسد؟ #تحلیل_اختصاصی | میلاد رضایی شاید در گذشته درباره خطرات افزایش بدهی‌های رسمی و غیررسمی انباشته آمریکا مطالبی را دیده باشید اما امروزه دیگر مشکل اقتصاد آمریکا فقط این نیست که بدهی دولت زیاد شده است. مشکل واقعی از جایی آغاز می‌شود که خودِ بدهی شروع به تولید بدهی جدید کند. برآورد دفتر بودجه کنگره آمریکا ــ CBO ــ نشان می‌دهد در سال مالی ۲۰۲۶، دولت فدرال حدود ۵.۶ تریلیون دلار درآمد خواهد داشت، اما حدود ۷.۴ تریلیون دلار هزینه خواهد کرد؛ یعنی در بهترین حالت و بدون در نظر گرفتن شرایط جنگی و تقابل استهلاکی با ایران و یا نقش‌آفرینی منفی در جبهه اوکراین و بحث هزینه‌های سنگین حمایت از اسرائیل، اقتصاد آمریکا حتی بدون وقوع یک بحران بزرگ، کسری بودجه در حدود ۱.۹ تریلیون دلار تجربه می‌کند که البته در واقعیت احتمالاً بیش از دو برابر این عدد خواهد شد. یادآوری می‌کنم که در همین سال هزینه خالص بهره بدهی دولت از مرز یک تریلیون دلار عبور می‌کند؛ یعنی رقمی نزدیک به یک‌پنجم کل درآمد دولت فقط برای بهره بدهی مصرف می‌شود. وضعیت آنجا بدتر می‌شود که CBO حتی پیش‌بینی می‌کند هزینه بهره تا سال ۲۰۳۶ به حدود ۲.۱ تریلیون دلار در سال برسد.😯 این همان جایی است که باید درباره خطر Debt Spiral یا مارپیچ بدهی صحبت کرد. در این وضعیت دولت دیگر فقط برای ساخت جاده، تأمین بودجه ارتش، Medicare یا اداره کشور قرض نمی‌کند؛ بخشی از بدهی جدید صرف تأمین هزینه بدهی‌های قبلی می‌شود. (روی این موضوع دقت بفرمایید) و اگر این چرخه با یک شوک اقتصادی بزرگ ترکیب شود، سناریوی بسیار خطرناک‌تری قابل تصور است. در اینجا مراحل این اتفاق را با هم مرور خواهیم کرد. مرحله اول؛ در ابتدایی‌ترین حالت آمریکا وارد دوران «کسری بودجه دائمی» می‌شود. مشکل واشنگتن این است که کسری بودجه کنونی محصول یک جنگ جهانی یا یک رکود استثنایی نیست بلکه به یکی از خروجی‌های زیرساختی اقتصاد آمریکا تبدیل شده است. مهم این است که CBO برای سال ۲۰۲۶ کسری معادل ۵.۸ درصد در تولید ناخالص داخلی را پیش‌بینی می‌کند و حتی در سناریوی پایه خود انتظار دارد کسری تا سال ۲۰۳۶ به حدود ۳.۱ تریلیون دلار در سال، معادل ۶.۷ درصد GDP برسد. بدهی در اختیار عموم نیز از حدود ۱۰۱ درصد GDP در ۲۰۲۶ به ۱۲۰ درصد GDP در ۲۰۳۶ می‌رسد و در افق بلندمدت CBO حتی تا حدود ۱۷۵ درصد GDP بالا می‌رود. این نکته نیز بسیار مهم است. اقتصادی که در دوران عادی و بدون رکود شدید مجبور است سالانه چنین کسری بزرگی ایجاد کند، نه تنها هنگام وقوع بحران بعدی فضای مانور بسیار کمتری خواهد داشت بلکه شوک‌های دومینووار نیز حاصل اولین برخوردهاست. البته توجه داشته باشید هرچه تاکنون گفتیم پیش‌بحران محسوب می‌شود و بحران واقعی احتمالاً زمانی آغاز می‌شود که چهار اتفاق هم‌زمان رخ دهد: رکود اقتصادی + کسری بودجه بالا + نرخ بهره بالا + نیاز عظیم دولت به تمدید بدهی‌های سررسیدشده. آن زمان دیگر مسئله فقط حجم بدهی نیست؛ مسئله قیمت تأمین مالی بدهی خواهد بود. مرحله دوم؛ تله بهره آغاز می‌شود حال به مرحله دوم می‌رویم جایی که دولت آمریکا بدهی‌های خود را دائماً تمدید می‌کند. وقتی اوراق قدیمی با نرخ‌های پایین سررسید می‌شوند، خزانه‌داری مجبور است آن‌ها را با اوراق جدیدی جایگزین کند که ممکن است نرخ بهره بسیار بالاتری داشته باشند. در نتیجه حتی اگر دولت هیچ برنامه جدیدی هم ایجاد نکند، هزینه بهره می‌تواند افزایش پیدا کند. اینجاست که یک چرخه خطرناک شکل می‌گیرد: (بدهی بیشتر _ بهره بیشتر _ کسری بودجه بیشتر _ انتشار اوراق بیشتر و سرانجام چرخه به حالت اول برگشته و بدهی بیشتر را شامل می‌شود). به همین دلیل CBO همین حالا پیش‌بینی می‌کند پرداخت بهره از حدود ۳.۳ درصد GDP در سال ۲۰۲۶ به ۴.۶ درصد GDP در سال ۲۰۳۶ افزایش پیدا کند. اما بگذارید یادآوری کنم همین این‌ها نیز به نوعی سناریوی پایه و حالت خوش‌بینانه می‌باشند. در این شرایط واکنش بازار جهانی بسیار حائز اهمیت است که آن هم تحت تأثیر شرایط دنیا خصوصاً جنگ با ایران قرار دارد. اگر بازار برای خرید اوراق خزانه آمریکا فقط یک یا دو درصد نرخ بهره بیشتری مطالبه کند، محاسبات می‌تواند بسیار سریع تغییر کند و اینجا شوک‌های جدی آغاز می‌شود که هر کدام کاتالیزور بحران بعدی هستند. وقتی ده‌ها تریلیون دلار بدهی باید به‌تدریج تمدید شود، حتی افزایش کوچک نرخ تأمین مالی در نهایت می‌تواند صدها میلیارد دلار هزینه اضافی سالانه ایجاد کند. و اینجا بحران وارد مرحله سیاسی می‌شود که تنها راه نجات آمریکا جنگ در وسعت منطقه‌ای است خصوصاً با کشورهایی که بحث نفت و گاز و انرژی دنیا را در اختیار دارند یا مناطق ژئوپلیتیک خاص! مرحله سوم؛ مرحله ورود اثرگذاری انسانی است یعنی دولت مجبور می‌شود بین مردم و طلبکاران انتخاب کند ببینید در ظاهر دولت آمریکا بسیار ثروتمند است اما در باطن بسیار بدهکار و بودجه دولت هم نامحدود نیست. اینجاست که آن ظاهر دچار فروپاشی می‌شود. اگر هزینه بهره مرتب افزایش پیدا کند، سهم بیشتری از درآمد مالیاتی باید به دارندگان اوراق خزانه پرداخت شود. این پول دیگر نمی‌تواند برای: زیرساخت، آموزش، تحقیقات، صنایع پیشرفته، یا حمایت از اقتصاد در دوران رکود و حتی جنگ یا دفاع استفاده شود و اگر دولت درخواست بودجه‌های این‌چنینی داشته باشد عملاً کاغذ چاپ می‌کند که خودش رکود تورمی را به بحران‌های بالا اضافه می‌کند. حالا جالب اینجاست که اتفاقاً CBO می‌گوید تا سال ۲۰۳۶ هزینه خالص بهره تقریباً با کل مخارج اختیاری دولت فدرال برابری خواهد کرد. (بازم تأکید می‌کنم این محاسبات در شرایط رویایی و بدون وجود جنگ مستقیم یا نیابتی یا بحران‌های اقتصادی است) خب از این لحظه مسئله بدهی از یک موضوع حسابداری تبدیل به یک مسئله امنیت ملی داخلی می‌شود. یعنی اگر تاکنون هر مشکلی بوده شاید دولت آمریکا می‌توانسته با قلدری، زور نظامی و یا حتی جنگ فکری حلش کند اما از اینجا به بعد بحث مردم آمریکا به میان می‌آید. واشنگتن مجبور خواهد بود یکی از چهار کار را انجام دهد: _ مالیات‌ها را به‌شدت افزایش دهد؛ _ هزینه‌های دولتی و خدمات اجتماعی را کاهش دهد؛ _ بدهی بیشتری ایجاد کند؛ _ یا اجازه دهد فدرال رزرو بخشی از فشار بدهی را با سیاست پولی کاهش دهد. هر چهار گزینه هزینه اقتصادی و سیاسی سنگین داخلی جدا از توالی بحرانی خارجی دارند. مرحله چهارم؛ بازار اوراق خزانه وارد منطقه خطر می‌شود دقت بفرمایید که تاکنون آمریکا یک مزیت استثنایی داشته است: اوراق خزانه این کشور ستون اصلی بازار مالی جهان بوده است و هر وقت این موضوع به خطر افتاده، حاکمیت آمریکا به سرعت وارد عمل شده و با اعمال زور مشکل را حل می‌کرده است و به همین دلیل واشنگتن تاکنون توانسته حجم عظیمی بدهی ایجاد کند بدون اینکه شبیه کشورهای عادی دچار بحران بدهی شود. اما این مزیت تنها تا زمانی کار می‌کند که اول نظم آمریکایی در دنیا برقرار باشد و همچنین بازار به دولت آمریکا اعتماد داشته باشد و فرض کند: سیاست‌های خزانه‌داری تقریباً بدون ریسک است اما با آغاز اولین ترک‌ها همه چیز به سرعت و یک‌شبه بر سر آمریکا آوار می‌شود. شاید شنیده باشید، Fitch قبلاً رتبه اعتباری آمریکا را از AAA پایین آورده بود و در ۱۶ مه ۲۰۲۵، Moody's نیز رتبه آمریکا را از Aaa به Aa1 کاهش داد. بنابراین دیگر هیچ‌یک از سه مؤسسه بزرگ رتبه‌بندی، آمریکا را با همان موقعیت اعتباری بی‌نقص گذشته ارزیابی نمی‌کنند. البته دقت بفرمایید که این کاهش رتبه به‌تنهایی آمریکا را ورشکسته نمی‌کند اما خطر از زمانی آغاز می‌شود که سرمایه‌گذاران برای نگهداری بدهی آمریکا Risk Premium بیشتری مطالبه کنند، یعنی بگویند: «اگر قرار است این حجم بدهی را بخریم، بهره بیشتری می‌خواهیم.» این خودش یک چرخه جدا است یعنی افزایش نرخ بهره دوباره کسری بودجه را افزایش می‌دهد و همان چیزی که دیگر قابل مخفی کردن در آمار و اعداد نیست و بازار به سرعت روی آن واکنش نشان می‌دهد و همین پروسه به دلیل ترس بازار تشدید می‌شود. این همان مکانیسمی است که می‌تواند یک بحران بدهی را خودتقویت‌کننده کند. (مهم) مرحله پنجم؛ فدرال رزرو در یک انتخاب تقریباً غیرممکن گرفتار می‌شود. چراکه در همین شرایط، به محض اینکه تورم دوباره بالا برود، تنها ابزار فدرال رزرو برای مهار تورم یعنی افزایش نرخ بهره به وسط می‌آید که بیماری نرخ بهره بالا را ایجاد می‌کند. اما نرخ بهره بالا یعنی: هزینه تأمین مالی دولت بیشتر، وام مسکن گران‌تر، کارت اعتباری گران‌تر، سرمایه‌گذاری شرکت‌ها کمتر، فشار بر بانک‌ها، کاهش قیمت دارایی‌ها، و افزایش رکود تورمی. از طرف دیگر اگر فدرال رزرو برای نجات بازار اوراق و دولت نرخ بهره را کاهش دهد یا دوباره حجم بزرگی Treasury خریداری کند، بازار ممکن است نتیجه بگیرد که: سیاست پولی آمریکا دیگر برای کنترل تورم نیست؛ برای تأمین مالی دولت است. اقتصاددانان به این وضعیت نزدیک به مفهوم Fiscal Dominance ــ سلطه مالی بر سیاست پولی اشاره می‌کنند. اینجا اتفاق بسیار مهمی رخ می‌دهد. از آنجایی که آمریکا مجبور است به سمت خلق نقدینگی و چاپ دلار برود آنگاه بحران بدهی آمریکا احتمالاً به شکل «تمام شدن دلار» ظاهر نخواهد شد و این چاپ دلار یا خلق پول مستمر عظیم به Default تورمی ختم می‌شود. یعنی دولت ۱۰۰ دلار بدهی خود را می‌پردازد، اما آن ۱۰۰ دلار قدرت خرید گذشته را ندارد و با اعمال بدهی این قدرت خرید خیلی کمتر می‌شود تا جایی که دولت برای مخارج خود باز باید پول چاپ کند. (1/2)

مرحله ششم؛ تنها راه مهار بدهی در کوتاه‌مدت فقط قربانی کردن دلار خواهد بود. در این سناریو واشنگتن مجبور است دست به اقدامات انتحاری بزند یعنی عملاً از تورم برای سبک کردن موضعی بار واقعی بدهی استفاده کند. برای درک بهتر یعنی روی کاغذ آمریکا بخشی از بدهی خود را پرداخت کرده است اما در واقع: بخشی از هزینه بدهی به دارندگان دلار، سپرده‌گذاران، بازنشستگان و دارندگان اوراق منتقل شده است یعنی به بدنه جامعه آمریکا که خودش سوخت آتش بحران‌های قبلی و بعدی خواهد شد و در این مرحله منتظر آغاز شورش‌های گسترده داخلی و جنگ داخلی باشید. اینجاست که سؤال بزرگ‌تری مطرح می‌شود: اگر دولت آمریکا برای نجات بدهی مجبور به کاهش ارزش واقعی دلار شود، آیا جهان همچنان حاضر است بخش بزرگی از پس‌انداز خود را به دلار نگه دارد؟ اینجاست که مرحله هفتم آغاز می‌شود: آغاز فروش ذخایر دلاری در سطح جهانی، خرید طلا و خروج آن از آمریکا و آغاز فروپاشی چرخه پترودلار دقت بفرمایید که هیچ‌کس لازم نیست یک‌شبه دلار را کنار بگذارد اما برای ایجاد مشکل کافی است بانک‌های مرکزی جهان به‌تدریج سهم دلار را کاهش دهند و سهم: طلا، یورو، یوان، ارزهای منطقه‌ای و دارایی‌های دیگر را افزایش بدهند. چه برسد که موج فروش گسترده در کنار بحران‌ها رقم زده شود و دوباره همان چرخه: کاهش تقاضا برای Treasury، افزایش بازده اوراق، افزایش هزینه بهره دولت، افزایش کسری، انتشار اوراق بیشتر، نگرانی بیشتر درباره پایداری بدهی! حتی کاهش محدود این امتیاز برای اقتصادی با ده‌ها تریلیون دلار بدهی بسیار پرهزینه خواهد بود. مرحله هشتم؛ شوکی که می‌تواند بحران مزمن را به بحران حاد تبدیل کند هنوز یک قطعه برای تکمیل این سناریو باقی مانده است. اقتصادهای بزرگ معمولاً فقط به دلیل بدهی بالا ناگهان فرو نمی‌ریزند. یک کاتالیزور لازم است. برای آمریکا این محرک می‌تواند یکی یا ترکیبی از این موارد باشد: یک رکود شدید جهانی، بحران بانکی، جنگ بزرگ و افزایش ناگهانی مخارج نظامی، شوک انرژی، بازگشت تورم شدید، بحران سیاسی بر سر بودجه و سقف بدهی، یا سقوط شدید بازارهای مالی. مرحله نهم؛ «لحظه انتخاب» آمریکا در نهایت واشنگتن باید تصمیم بگیرد چه چیزی را نجات دهد: ارزش دلار یا توان پرداخت دولت؟ اگر فدرال رزرو برای دفاع از دلار نرخ بهره را بالا نگه دارد، دولت، بانک‌ها، بازار مسکن و شرکت‌ها تحت فشار شدید قرار می‌گیرند. اگر برای نجات دولت و بازار اوراق پول ارزان ایجاد کند، تورم و کاهش اعتماد به دلار تشدید می‌شود. اگر مالیات‌ها شدیداً افزایش پیدا کنند، اقتصاد آسیب می‌بیند. اگر هزینه‌ها کاهش پیدا کنند، بحران اجتماعی و سیاسی ایجاد می‌شود. اگر دولت همچنان استقراض کند، بدهی بزرگ‌تر می‌شود. به بیان دیگر، ممکن است آمریکا به نقطه‌ای برسد که گزینه خوب وجود نداشته باشد؛ فقط گزینه‌های بد با هزینه‌های متفاوت باقی مانده باشند و این دقیقاً جایی است که معنای «ورشکستگی» تغییر می‌کند چراکه برخلاف داستان‌هایی که در این چند دهه برای ما تعریف کردند نوع ورشکستگی آمریکا به عنوان ابرقدرت مالک نظم جهانی عادی نیست حداقل تا مراحل میانی شبیه ورشکستگی‌های کشورهای دیگر مانند آرژانتین نخواهد بود ایالات متحده به احتمال زیاد یک روز صبح اعلام نخواهد کرد پولی برای پرداخت بدهی نداریم زیرا بدهی اصلی آن به ارزی است که خودش منتشر می‌کند. ورشکستگی آمریکا از نوع ورشکستگی کارکردی است. یعنی دولتی که هنوز دلار دارد اما دیگر نمی‌تواند هم‌زمان: ارزش دلار را حفظ کند، بهره بدهی خود را بپردازد، برنامه‌های رفاهی را تأمین مالی کند، بودجه دفاعی عظیم داشته باشد، اقتصاد را هنگام رکود نجات دهد، و اعتماد سرمایه‌گذاران جهانی را نیز حفظ کند. در چنین شرایطی ممکن است هیچ دادگاهی آمریکا را «ورشکسته» اعلام نکرده باشد، اما دولت عملاً بخش بزرگی از آزادی اقتصادی خود را از دست داده است. هر دلار درآمد جدید، پیشاپیش میان طلبکاران، بازنشستگان، ارتش و هزینه‌های جاری تقسیم شده است. این همان چیزی است که می‌توان آن را ورشکستگی مالی یک ابرقدرت نامید. و شاید خطرناک‌ترین بخش ماجرا همین باشد بحران آمریکا الزاماً زمانی آغاز نمی‌شود که دنیا دیگر دلار نخواهد. نکته ریز دقیق اینجا است که این ورشکستگی خیلی زودتر آغاز می‌شود. زمانی که جهان هنوز دلار را می‌خواهد، اما برای نگهداری آن بهره بیشتری مطالبه می‌کند. دقت بفرمایید که CBO در سناریوی پایه خود هنوز فروپاشی آمریکا را پیش‌بینی نمی‌کند؛ بلکه به آمریکا هشدار می‌دهد. اما نکته نگران‌کننده برای آمریکایی‌ها اینجاست: برای ساختن سناریوی ورشکستگی آمریکا دیگر لازم نیست فرض کنیم فردا دلار کنار گذاشته شود، چین همه Treasuryهای خود را بفروشد یا اقتصاد آمریکا ناگهان نابود شود. کافی است چند روند گفته شده بالا برای مدت کافی ادامه پیدا کنند روند‌هایی مانند: کسری بودجه مزمن، انباشت بدهی، هزینه بهره فزاینده، نرخ بهره نسبتاً بالا و کاهش تدریجی انعطاف سیاست‌گذاری. در واقع تعداد زیادی از این‌ها همین امروز وجود دارد یا سعی در کنترل آن‌ها است. اینجاست که کافی است یک بحران بزرگ در زمان نامناسب از راه برسد. مانند ورود آمریکا به جنگ با کشوری که تسلیم نمی‌شود. آن وقت آمریکا با وضعیتی روبه‌رو خواهد شد که شاید خطرناک‌ترین مرحله برای هر قدرت اقتصادی باشد: نه اینکه پول نداشته باشد؛ بلکه برای حفظ ارزش پولش نتواند بدهی‌هایش را نجات دهد، و برای نجات بدهی‌هایش مجبور شود ارزش پولش را قربانی کند. اگر چنین نقطه‌ای فرا برسد، سقوط اقتصادی آمریکا احتمالاً با یک انفجار ناگهانی آغاز خواهد شد. این، واقع‌بینانه‌ترین شکل ورشکستگی اقتصادی آمریکا است. دوستان گرامی دو نکته را مورد توجه قرار بدهید. اول اینکه این مقاله خلاصه شده یک تحلیل چند برابری است که حدود یک چهارم کم شده است و اینکه هرگز به معنای تعیین زمان برای این رخداد نیست بلکه بخشی از فرایند آغاز شده و بخشی تشدید شده است و بخشی در انتظار تصمیمات حساس آمریکا است که سعی می‌کنم در تحلیل‌های تصویری و نوشتاری آتی بیان شود. دوم اینکه این مباحث تخصصی است هرگز اجازه ندهید با عینک نقد یا دفاع سیاسی آن را برایتان تفسیر کنند. در صورت نیاز تحلیل کامل بعداً تقدیم شما عزیزان خواهد شد. یاعلی شهریور ١۴٠۵ میلاد رضایی کانال تحلیلی خبری ایران شهر خورشید https://t.me/iran_cityofsun (2/2)