قند پهلو
前往频道在 Telegram
🍃🌺 گفتـم هـواي ميكـده غـم ميـبرد ز دل گفتا خوش آن كسان كه دلي شادمان كنند ارتباط با ادمین: @ghand_pahlo0 همراه ما باشید 😊✌ https://t.me/joinchat/AAAAAEOrNGnIZa1jsAo9NA
显示更多456
订阅者
-224 小时
-17 天
无数据30 天
帖子存档
456
امشب اه و ناله ام را ارغوان خواهد شنید
راز پنهان دلم را از دهان خواهد شنید
من ک میسوزم چنین در اتش عشقی نهان
غیر از این مردم خدای مهربان خواهد شنید
سینه ام سرشار دردی بی امان شد ای دریغ
قصه ی عشق مرا پیر و جوان خواهد شنید
بازوانت را به دور گردن من حلقه کن
حس خوبم را فقط این بازوان خواهد شنید
حسرتی بر جان من ارام جانم بوسه زن
بر لبانی که فقط ایجان و جان خواهد شنید
غرق در اغوش خود کن جسم بی جان مرا
سوز عشقم را کران تا بیکران خواهد شنید
با خدا از عشق پرشورم بگو در خلوتت
هر چه آمد بر سرم رب جهان خواهد شنید
روز دیدارم فقط نرگس بیاور عشق من!
حال و روزم را گل و این باغبان خواهد شنید
#نرگس_زارع🌹
456
(بغلم درد میکند) هر شب چه کنم کنار من باشی؟
چه کنم سرم بیارامد؟ چه کنم قرار من باشی؟
غم دوری مرا ز پا انداخت شرر امد به جان من افتاد
تب عشقت جهان من را سوخت چه کنم دچار من باشی؟
نرگس همیشه بارانی چه کند برای این طغیان
فصل چشم قشنگ تو پاییز چه کنم بهار من باشی؟
دل من به دامت افتاده کمکی بکن مرا دریاب
سر راهت نشسته چشمانم چه کنم شکار من باشی؟
سهم من از این همه اخر غم دلتنگی و پریشانی ست
چه کنم که قسمتم گردی؟ چه کنم که یار من باشی؟
هر چه کردم نشد دلم ارام نشد از تو بگذرد قلبم
تو بگو چگونه برگردم ؟عشق ماندگار من باشی
تو نباشی کنار من اصلا زندگی چ لذتی دارد
چه کنم که بعد از این تنها گل گلعذار من باشی؟
#نرگس_زارع🌹
456
چشم ها آتشِ افتاده به جان را دیدند
همه عالم عطشِ نصف جهان را دیدند
ناگهان بستر یک رود بدل شد به کویر
ماهیان بهت زده! مردنشان را دیدند
آه! پل های کهنسال خدا می داند
داغِ پرپر شدنِ چند جوان را دیدند
رعیتی تشنه شدند و همه از بخششِ خان
فقط انداختنِ آب دهان را دیدند
زار بر خاک مزارش زده اند آنان که
یک زمان زنده ی این رودِ روان را دیدند...
#مه_زاد_رازی
@Tak_B_Tanz
🍂☕️🍂
456
کاش ما آن دو پرستو بودیم
که همه عمر سفر میکردیم
از بهاری به بهار دیگر
#فروغ_فرخزاد
@Tak_B_Tanz
🍂☕️🍂
456
شکست اگر دل عاشق، به عشق خرده مگیر
مگر گناه مسلمان به گردن دین است؟
#نفيسه_سادات_موسوى
@Tak_B_Tanz
🍂☕️🍂
456
یک بغل شعر سرودم نَبَرد از یادم ،
لیکن از بخت بدم شعر و غزل دوست نداشت...!
#زهرا_مصلح
@Tak_B_Tanz
🍂☕️🍂
456
چه اسفندها... آه!
چه اسفندها دود کردیم!
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند: این روزها می رسی
از همین راه!
#قیصر_امین_پور
@Tak_B_Tanz
🍂☕️🍂
456
ارغوان...
این چه رازیست که هربار بهار
با عزای دل ما می آید...
از بهاران خبرم نیست...
@Tak_B_Tanz
🍂☕️🍂
456
لعنت به این دردی که افتاده ست بر جانم
افسرده و دلمرده و در خــویش ویرانم
ایکاش می شد گوشه ای ارام می مردم
از زنده بودن زندگی کردن پشیمانم
راه رهایی نیست اینجا مثل زندان است
از سایه ی ازادی ام حتی گریزانم
من ماندم و تنهایی و سرمای اغوشم
در بستری اغشته با درد فراوانم
هر شب کنار پنجره دنبال بارانم
اما پر از اشک است در پهنای فنجانم
همچون گلی پژمرده در یک گوشه ی ایوان
همبازی خاک سیاه و سرد گلدانم
اینجا کسی دنبال یک اهو نمی اید
گورم شده دیوارهای خانه می دانم
#نرگس_زارع
@Tak_B_Tanz
🍂☕️🍂
456
دردهاے لعنتـــے در من چــرا پایان نداشت
داستان عشق پایانے بهجز هجران نداشت
من چشیـدم ســرد و گـــرم روزگار تلـــخ را
زندگــے ڪردم شبیہ آدمے ڪہ جـان نداشت
مے زدم بر آب و آتش تا ڪہ دردم ڪـم شود
جز بہ جادوے لبت دردم ولے درمان نداشت
ڪوچہ ها را تڪ بہ تڪ بر بال بــاران تاختم
حس و حالم را چرا یڪ روح سرگردان نداشت
مــوج گیســوے مرا از شــانههایت دور ڪن
نرگست یڪ عاشق دیوانہ و حیران نداشت
میبرم با خود بہ گور این آرزو را بعد از این
زندگے در گــرم آغوشت چرا امڪان نداشت؟
#نرگس_زارع
@Tak_B_Tanz
🍂☕️🍂
456
پاییز
چه غریبانه کرکرهاش را پایین کشید…
سه ماه زردی را به دوش کشید تا به یلدایش برسد…
و اما این روزها…
یلدا را با گیسوان بلندش عروس زمستان کردند…
دریغا که دل پاییز شکست…
پاییزی که خیلیها را عاشق کرد…
افسوس کسی ندانست پاییز خود عاشق بود،
عاشقِ یلدا…
#یلدا_مبارک
@Tak_B_Tanz
🍂☕️🍂
