635
订阅者
-324 小时
+137 天
+2930 天
帖子存档
◽️◽️◽️◽️
🔷
زندگی فقط به اندازهی حرفهای شدن توی یه کار زمان میده. پس مواظب باش دنبال چه کاری میری!
📺سریال کارآگاه حقیقی
🗞 بازتاب
#دکتر_امیرحسین_جلالیندوشن. روانپزشک
پر کردن شکافها
رویکرد «روانپزشکی تقاطعمند» در پیشگیری از خودکشی در جهانی پرتلاطم
ارایه شده در کنگرهی جهانی روانپزشکی. پراگ
با وجود دههها پژوهش و مداخلات بالینی، رویکردهای معمول هنوز هم در فهم و پیشگیری از خودکشی ناکارآمد باقی ماندهاند، زیرا آن را صرفاً به عنوان نشانهای از پریشانی روانشناختی درونزاد یا اختلالات روانپزشکی در سطح فردی تلقی میکنند. این نگاه محدود، که عمدتاً بر آسیبشناسی درونی و عوامل نوروبیولوژیک تمرکز دارد، نتوانسته به پیچیدگی واقعیت اجتماعی و تاریخی این پدیده پاسخ دهد. این در حالی است که در جهان امروز، خودکشی همچنان یکی از مهمترین چالشهای سلامت عمومی است که زندگی میلیونها نفر را در همهی سنین، طبقات اجتماعی و مناطق جغرافیایی تحتتأثیر قرار میدهد. رویکرد «روانپزشکی تقاطعمند» (Intersectional Psychiatry) که در نظریهی تقاطعمندی «کیمبرلی کرنشاو» (۱۹۸۹) ریشه دارد، تلاش میکند این محدودیت را پشت سر بگذارد و خودکشی را در پیوند با نیروهای اجتماعی، سیاسی و ساختاری تحلیل کند. این دیدگاه بر این باور است که آسیبپذیری نسبت به خودکشی نه تنها از اختلالات روانی بلکه از نابرابریهای ساختاری، تبعیض سیستماتیک و بیعدالتیهای اجتماعی ناشی میشود. وقتی رنج و آسیب تنها به فرد نسبت داده شود، نقش عوامل بیرونی – از فقر و نژادپرستی گرفته تا سرکوب سیاسی – نادیده میماند. هدف این رویکرد، ایجاد یک تغییر پارادایمی است: پیوند دادن بینش بالینی با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی و تبدیل روانپزشکی از یک نهاد «خنثی» به کنشگری فعال در جهت عدالت ساختاری. بر اساس این دیدگاه، پیشگیری مؤثر از خودکشی نیازمند کنار گذاشتن مدلهای صرفاً فردمحور و در پیش گرفتن یک رویکرد چندلایه و تقاطعی است که شکافهای اساسی دانش، سیاست و رابطه را پر کند. سه شکاف مهم که در سیاستهای فعلی پیشگیری از خودکشی دیده میشوند عبارتاند از: ۱. شکاف معرفتشناختی: فاصله میان دانش علمی (مانند مدلهای پیشبینی خطر) و تجربهی زیستهی افراد. ۲. شکاف سیاستی: فاصله میان شواهد پژوهشی تولید شده و ساختارهای ناکارآمد و پراکندهی نظامهای سلامت که قرار است دانش روزآمد را اجرایی نمایند. ۳. شکاف رابطهای: فقدان اعتماد میان افراد آسیبپذیر و نهادهای قدرت، که اغلب با سرکوب و نابرابری تشدید میشود. یکی از محورهای کلیدی مورد توجه روانپزشکی تقاطعمند، مفهوم خشونت ساختاری (Structural Violence) است؛ اصطلاحی که نخستینبار «یوهان گالتونگ» جامعهشناس نروژی در دههی ۱۹۶۰ مطرح کرد و سپس «پل فارمر» آن را به حوزهی سلامت گسترش داد. این مفهوم توضیح میدهد که چگونه ساختارهای اجتماعی و سیاسی با محروم کردن مردم از نیازهای اساسیشان موجب رنج، بیماری و خودکشی میشوند. تحقیقات اخیر نیز نشان میدهد که ابزارهای متعارف ارزیابی خطر (مانند تقسیم بیماران به دستههای «کمخطر»، «متوسط» و «پرخطر») در پیشبینی خودکشی قابل اعتماد نیستند. برای مثال، پژوهشی توسط «لارن ان. فارست» و همکاران منتشر شده در جاما(۲۰۲۳) نشان داد که فراوانی افکار و رفتارهای خودکشی در میان زنان اسپانیاییتبار دوجنسگرا (bisexual) از اقلیتهای نژادی در مناطق روستایی بهمراتب بالاتر از میانگین است – واقعیتی که با مدلهای کلاسیک خطر قابل توضیح نیست و تنها در چارچوب تبعیضهای متقاطع قابل فهم است. گزارش «اتحاد ملی اقدام برای پیشگیری از خودکشی» (۲۰۲۵) نیز نشان میدهد که سیاستهای موجود بهطور عمده واکنشی، فردی و پراکندهاند و اغلب عوامل اجتماعی و اقتصادی را نادیده میگیرند. این گزارش خواستار تغییر رویکرد به سمت سیاستهای پیشگیرانهی ساختاری، چندبخشی و جامعهمحور است که به ریشههای اجتماعی خودکشی بپردازد. در سطح بالینی، این تغییر پارادایمی شامل سه تحول اساسی است: ۱. پرداختن به علل ریشهای: تمرکز از پاتولوژی فردی به سوی نابرابری، حقوق ویژه (Previllage)و سرکوب ساختاری. ۲. زمینهمند کردن ارزیابی: جایگزینی ابزارهای صرفاً کمی با فرمولبندیهای جامع که آسیبپذیریهای ساختاری و منابع اجتماعی را در نظر بگیرند. ۳. توانمندسازی بیماران: مشارکت دادن بیماران به عنوان صاحبان تجربه در تصمیمگیری درمانی، برای مقابله با بیعدالتی معرفتشناختی و بازگرداندن شأن انسانی به آنان. در نهایت، روانپزشکی تقاطعمند ما را فرامیخواند تا از محدودهی اتاق درمان فراتر برویم و با دیدی چندوجهی به دلایل خودکشی بنگریم؛ دیدی که نهتنها به روان فرد، بلکه به ساختارهایی میپردازد که او را به آستانهی نابودی کشاندهاند. تنها در این صورت است که میتوانیم شکافهای موجود در دانش، سیاست و رابطه را پر کنیم و به سوی پیشگیری مؤثرتر و عادلانهتر گام برداریم. #تجربههای_روانپزشکانه
آدمی که قبلا داغ طرد شدن و تنها بودن به وجودش زده شده باشه، برای اینکه مثل قدیما باز رها نشه، طرد نشه، پس خورده نشه، میشه آدمی که سعی میکنه کنترل اوضاع رو تو دست بگیره!
وقتی در گذشته، به هر دلیلی، پیام «خطر» بطور بیوقفه به مغز بچه مخابره و مدام زندگیش در «ترس» سپری بشه، باوری در وجودش برای همیشه شکل میگیره مبنی بر اینکه این دنیا عجیب جای خطرناکیه! خب آدمی با همچین پیشینهای، حتما یاد میگیره ترسهاش رو زندگی کنه که مبادا تجارب گذشته باز تکرار بشن! یعنی بطور وسواس گونهای سعی میکنه نذاره داغی که قبلا به وجودش زدن، مجددا در بزرگسالی تکرار بشه.
مثلا اگه داغ دلش بخاطر بیپولی و فقر بوده باشه، ترس از بیپولی، از گرسنگی مردن باعث میشه خروار خروار پول تو زندگی رو هم سوار کنه! اگه داغ دلش بخاطر نگاه بالا به پایین بقیه باشه، سعی میکنه بطور سیریناپذیری به بالاترین جایگاه اجتماعی خودشو برسونه، حالا اگه داغ دلش ناشی از طرد شدن و تنها بودن باشه چیکار میکنه؟ به محض اینکه کسی گوشهای از قلبش رو لمس کنه، جوری بهش میچسبه که راه نفس طرفو بند بیاره! انگار شکاک شدن میشه راهی برای کن ترلِ اوضاع که نکنه داغ دل، دوباره تازه بشه.
پس برای اینکه مثل قدیما باز رها نشه، طرد نشه، پس خورده نشه، میشه آدمی که سعی میکنه کنترل اوضاع رو تو دست بگیره! ولی بدبختانه، نهایتا هم رها میشه، هم طرد میشه و هم پس خورده میشه! چون با کنترل کردن پارتنرش، جز رها کردن، طرد کردن و پس زدن راه دیگهای براش باقی نمیذاره! و از همه تلختر، بعد که طرف مقابلش رفت، باز به این نتیجه میرسه که دنیا، چه دنیای بیرحمیه، پس دفعه بعد، کمتر اعتماد کن، بیشتر شک کن و دست از کنترل بر ندار! اینجوری میشه که این آدمها محکوم به زندگی در یک دور باطل میشن…
خب حالا شما در همچین وضعیتی چه باید کنید؟ هیچ کار! مجبورم این جمله کلیشهای ولی مهم رو تکرار کنم: شما در درجه اول موظفید که خودتون رو از بودن در یه رابطه ناسالم دور نگهدارید. وظیفه شما تغییر دیگران نیست، وظیفه شما مراقبت از خودتونه! خبر بد اینکه شانس تغییر و درمان این آدمها بسیار بسیار پایینه مگر با دارودرمانی و جلسات رواندرمانی طولانی، چرا؟ چون اونها جوری مسیر رابطه رو پیش میبرن که هر روز بیشتر از قبل به درست بودن باور معیوبشون اعتقاد پیدا میکنن! از اونجائیکه آدمهای شکاک و پارانوئید هیچوقت حاضر نمیشن ترسهاشون رو مهار کنن، پس مدام تلاش میکنن پارتنرشون رو مهار کنن، اونها از ترس تنها شدن، اونقدر پارتنرشون رو تحت فشار میذارن که بالاخره جز طرد کردن راه دیگهای برای پارتنرشون باقی نمیذارن! و تنها شدن مجدد براشون این معنی رو داره که دنیا، چه دنیای بی رحمیه، پس دفعه بعد، کمتر اعتماد کن، بیشتر شک کن و دست از کنترل بر ندار!
#مقاله #شک #شکاک #طرد_شدن
✍ دکتر بهزاد چاوشی
کسی را که در اندرون اندکی روشنایی نبود، پند بیرونش سود ندارد و هر که را در اندرون اندکی روشنایی بود ، روشنایی کلام عارفان از گوش او در آید تا اندر وی پیوندد،
نور سوی نور دَوَد.
اگر خواهی که در زیر خاک نروی،
در نور گریز،
که نور زیر خاک نرود.
مجالس سبعه/ مولانا
#گزین_گویه
#به_گزینی_از_متون_کهن
"... هیچ انسانی نمی تواند رازی را حفظ کند. اگر لب هایش ساکت باشد با نوک انگشتانش پچ پچ می کند. افشاگری از هر منفذی از او بیرون می ریزد."
#روانکاوی
#انتقال_متقابل
If you have been brutally broken,
But still have the courage to be gentle to others
Then you deserve a love
Deeper than the ocean itself
اگه به صورت بیرحمانهای شکسته شدی،
ولی بازم شجاعت اینو داری که با بقیه ملایم و ظریف باشی
پس تو لایق عشقی هستی
که از اقیانوس هم عمیق تر باشه
یک بانوی گردشگر خارجی با سفر به ایران و مکانهای تاریخی ویوهای زیبایی را با هنرنمایی فوق العاده ی خود خلق کرده..
دریاچهٔ صورتی مهارلو، قلعهٔ سریزد تصاویری از شش مسجد در شیراز و اصفهان و یزد از جمله مسجد شاه، مسجد جامع اصفهان، مسجد نصیرالملک مکان باستانی "نقش رستم" و کویر خارا....
این کلیپ زیبا از با ریمیکسی از تصنیف "درون آینه" از "همایون شجریان ببینید و لذت ببرید👌
@ravananalyst
هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگرچه دستانش از ابتذال شكننده تر بود
هراس من باري
همه از مردن در سرزميني است
كه مزد گوركن
از آزادي آدمي
افزون تر باشد
جستن
يافتن
وآنگاه
به اختيار برگزيدن
واز خويشتن خویش
باروئي پي افكندن
اگر مرگ را از اين همه ارزشي بيش تر باشد
حاشا حاشا كه هرگز از مرگ هراسيده باشم
#شاملو
@Ravananalyst
زندگی کوتاه تر از آنست که به تردید میان خود بودن و خوب بودن مجالی دهد. خود باشید و مسرور یا آنچه دیگران می خواهند باشید و مغموم. مسئولیت هر دو با شماست: یکسو هزینه زیستن و آنسو مردن است.
#وحیدشاهرضا
عجایب هفتگانه جهان..
1. دیدن
2. شنیدن
3. لمس کردن
4. چشیدن
5. احساس کردن
6. خندیدن
7. عشق ورزیدن.....
این کاملا غیرممکن است که من از وجود تجربهای آگاه باشم درحالی که «منی» (ایگویی) که این تجربه را میکند وجود نداشته باشد.
#کارل_گوستاو_یونگ
وفادار بودن یعنی انتخاب کنی که همیشه درست بمونی، حتی وقتی کسی نمیبینه... واقعیت اینه که خیانت یه انتخابه، نه یه اتفاق. تا خودت نخوای، هیچکس نمیتونه تو رو به اون سمت ببره...؛
.
.
سکانسی از فیلم «بزرگسال جوان» با بازی شارلیز ترون و پاتریک ویلسون؛
شما این فیلم رو دیدین؟ نظرتون راجع به این سکانس؟
_
🎬Young Adult (2011)
🌟IMDb : 6.3/10 🍅Rotten
Tomatoes : 80%
«آسیبهای روانی، اغلب از چیزهایی میآیند که در ظاهر بیاهمیتاند، لحظههایی که کسی باید میبود، و نبود.»
مسعودخان
«روانکاوِ خوب، مفسرِ ذهن نیست؛ بلکه شاهدی است که میتواند رنجِ دیگری را بیآنکه فرار کند، تاب بیاورد.»
Masud Khan, Hidden Selves: Between Theory and Practice.(1983)
تمامى اشیاء در ابتدا چيزى نیستند. چيزى نیستند مگر یک شیء ساده. یک لیوانِ دستهدارِ ساده. یک گلدانِ سفالیِ قدیمی. هر چیزی که هزاران هزار از آن در جهان هست و میشکند و باز میآید و دیده نمیشود. هر چیزِ ناچیز و کوچک. هیچ نیستند تا معشوق، دست بر آنها میکشد. تا آن لیوان میشود لیوانِ چایاش. گلدانِ سفالیِ ساده میشود گلدانِ دلخواهاش. آن وقت است که اشیاء پا به بازی میگذارند. بازیِ تو و چرخِ دوست داشتنِ معشوق. همان بازیِ خاطرههای کوچه و خیابانهای شَهرت که هیچ نبودند تا آن روز که با او در آنها قدم زدهای. با آن که خیابانها را از آنِ خود کرده.
همان بازیِ همیشگی. قمارِ زمان و انسان و عشق، بر میزِ زندگی.
📝 #سيدمحمدمركبيان
@ravananalyst
