ch
Feedback
تجربه نزدیک به مرگ / ان دی ئی

تجربه نزدیک به مرگ / ان دی ئی

前往频道在 Telegram

NDE – near death experience تجربه ایست که طی آن شخص به علت بیماری و حوادث مرگبار به‌طورموقت علائم حیات را از دست میدهد اما دوباره احیاء شده وبه زندگی برمیگردد، بسیاری ازاین افراد ازدیدن یک دنیای متفاوت واحساسی معنوی سخن میگویند

显示更多
4 060
订阅者
-124 小时
-87 天
-1230 天
帖子存档
Repost from IANDS Iran
📚 به‌زودی منتشر می‌شود: ✨«کاوش در ماوراء» به روایت چهار گروه از تجربه‌کنندگان نزدیک به مرگ: پزشکان، کودکان، بازماندگان خودکش
📚 به‌زودی منتشر می‌شود: ✨«کاوش در ماوراء» به روایت چهار گروه از تجربه‌کنندگان نزدیک به مرگ: پزشکان، کودکان، بازماندگان خودکشی، تجربه‌های جهنمی ⚡️روایت‌هایی شگفت‌انگیز از یکی از بزرگ‌ترین رازهای هستی: آن‌سوی مرز زندگی و مرگ چه می‌گذرد؟ و پیام اصلی تجربه‌کنندگان نزدیک به مرگ چیست؟ به‌زودی منتظر انتشار این مجموعه باشید. 📔نسخه الکترونیکی گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران @IranNDE

‌ 📌 در محضر حقیقت، انسانها فارغ از جایگاه روحی‌، به شکل بالقوه قابلیت طی‌الطریق و رسیدن به مقصود را دارند. ارواحی که در زمین
‌ 📌 در محضر حقیقت، انسانها فارغ از جایگاه روحی‌، به شکل بالقوه قابلیت طی‌الطریق و رسیدن به مقصود را دارند. ارواحی که در زمین زیست می‌کنند، پیش‌تر در جهان ماورا، دست به عملی شجاعانه زده و زندگی در زمین را انتخاب کرده‌اند که یکی از راه‌های تجربه و رشد است و البته که مسیر راحتی نیست. 📌 در مرام‌نامۀ خلقت هیچ روحی سیاهی لشگر و بی‌اهمیت نیست، و در این مسیر طولانی و پربلا فراموش نمی‌شود. مسافران این کاروان دیر یا زود به سرمنزل مقصود می‌رسند و هیچ روحی در انتهای این کاروان، تنها و خسته رها نمی‌شود. تمامی ارواح چون مخلوق دست مبارک حضرت حق هستند، صاحب ارزش و منزلت ذاتی‌اند و فرصت و امکانات لازم برای رشد و تعالی به آنها عطا شده است. 📌 بالا و پایین یا عقب و جلو بودن در این ساحت، محلی از اعراب ندارد. همه ما تار و پود یک پارچه‌ایم، که در تکاپوی رشد و تعالی، موج می‌گیرد و بالا و پایین می‌شود، پس زمانی در فراز و زمانی دیگر در فرود هستیم. از نمایی فراتر و فراخ‌تر، ما تار و پود پیراهن زربفتی هستیم که حقیت بر تن دارد، ما بر تن حقیقت موج می‌گیریم و می‌رقصیم و می‌درخشیم. 💫 @NDEchanel

📝📝📝 🔰 قسمتی از تجربۀ سرباز ارتش آمریکا، جرج ریچی 📌 من این پدیده را مکرراً مشاهده کردم، ارواحی که در میان مردم بودند (و هنوز متوجه مرگ خود نبودند یا آن را قبول نمی‌کردند). من روح یک زن را دیدم که از زن دیگری (که زنده بود) با عجز، التماس می‌کرد که یک سیگار به او بدهد، گویی بیشتر از هر چیز دیگر در دنیا به آن نیاز دارد. ولی آن زن که کاملاً از وجود او غافل بود یک سیگار برای خودش روشن کرده و مشغول به پک زدن به آن شد. روح آن زن با نیاز و اشتیاق فراوان پیوسته سعی می‌کرد که به سیگار او پکی بزند، که البته بدون فایده بود. این صحنه‌ برای من سرد و مورمور کننده بودند. من به یاد خودم افتادم؛ وقتی که می‌خواستم با افراد در راهروی بیمارستان حرف بزنم، در حالی که هیچ کس به من توجهی نمی‌کرد. آن‌ها هم مانند من مرده بودند. 📌 من زنی حدود ۵۰ ساله را دیدم که در خیابان، مردی با همان سن و سال را دنبال می‌کرد. او به نظر خیلی زنده می‌رسید و در حالتی پر اضطراب و با چشمانی پر از اشک مرتباً آن مرد را نصیحت می‌کرد و نکات مختلفی را به او گوشزد می‌نمود. آن مرد او را نمی‌دید و هیچ توجهی به او نمی‌کرد. من فهمیدم که او مادر آن مرد است و از اینکه هر دو حدوداً هم سن به نظر می‌رسیدند معلوم بود که سال‌هاست که از مرگ او می‌گذرد ولی هنوز آن مرد را دنبال می‌کند. در انجیل آمده است: «به دنبال گنج‌های خود بر روی زمین نگرد، زیرا آنجا که گنج‌های توست، قلب تو خواهد بود». 📌 تمام این افراد ارواحی بودند که باوجود عدم امکان تماس و ارتباط با دنیای زمینی، هنوز هم قلب و دلشان اسیر دنیا بود. در یک خانه، مردی جوان را دیدم که مرد مسنی را اتاق به اتاق دنبال می‌کرد و می‌گفت: «متأسفم پدر. نمی‌دانستم این کارم با مادر چه خواهد کرد، نفهم بودم». با اینکه من صدای او را می‌شنیدم، خیلی واضح بود که مرد مسن‌ آن را نمی‌شنید و او را نمی‌دید. مرد مسن‌ در حال حمل یک سینی به اتاقی بود که در آن زن سالمندی در رختخواب دراز کشیده بود. مرد جوان می‌گفت: «متأسفم پدر… متأسفم مادر». 📌 ما به یک کلوپ که فضای تاریکی داشت رفتیم که به نظر نزدیک به یک پایگاه نیروی دریایی بود. ملوان‌های زیادی جلوی پیشخوان صف کشیده بودند و در حال نوشیدن ویسکی و الکل‌های دیگر بودند. در آنجا ارواحی را می‌دیدم که سعی می‌کردند از نوشیدنی این ملوان‌ها بنوشند. آن‌ها بیهوده تلاش می‌کردند که جام الکل‌ها را از روی پیشخوان بردارند ولی دست آن‌ها در جام فرو می‌رفت. این ملوان‌ها متوجه حضور این ارواح در آنجا نبودند و تلاش سخت و ملتمسانۀ آن‌ها را برای نوشیدن جرعه‌ای الکل نمی‌دیدند. ولی این ارواح یکدیگر را می‌دیدند و می‌شنیدند و گاه گاهی بین آن‌ها جنگ و نزاع سختی بر سر یک جام الکل، که هیچ یک نیز نمی‌توانستند از آن بنوشند، رخ می‌داد. تمام این ارواح کسانی بودند که گرچه دستشان از زمین بریده و ارتباط آن‌ها با دنیای مادی قطع شده بود اما هنوز هم دل و نیازشان به دنیا بود. 📌 من متوجه شدم که تمامی انسان‌هایی که می‌بینم نوعی از هالۀ نور در اطراف خود دارند، نوعی مرز خفیف مانند یک میدان الکتریکی. ولی ارواحی که آنجا بودند این هالۀ نور را نداشتند. یک بار دیدم که یکی از ملوانان در اثر نوشیدن الکل زیاد از حال رفت. دو مرد دیگر زیر بغل او را گرفته و به کناری بردند. دیدم که هالۀ نورانی اطراف بدن او از ناحیۀ سر باز شده و بلافاصله یکی از ارواح وارد بدن او شد. به نظر می‌رسید که این ارواح نیز زمانی بدنی داشته‌اند، ولی چنان خود را به نوشیدن الکل وابسته کرده بودند که وابستگی آن‌ها از حد جسم گذشته ‌و به یک وابستگی فکری و روحی تبدیل شده است. حال که آن‌ها بدن خود را از دست داده‌اند، تا ابد از چیزی که تا این حد به آن وابسته هستند بریده شده‌اند، مگر برای زمان‌های کوتاهی که مالکیت بدن یک شخص الکلی دیگر را در دست بگیرند. تصور تا ابدیت این‌گونه زیستن برایم سرد و مورمور کننده بود. 🔰 این تجربه را به شکل کامل می‌توانید در لینک‌های زیر مطالعه کنید: منبع فارسی: http://neardeath.org/lifereview/george_ritchie/ منبع انگلیسی: Kevin Williams NDE Website: http://www.near-death.com/experiences/notable/george-ritchie.html کتاب: “Return from Tomorrow” by George C. Ritchie and Elizabeth Sherrill, Revell Publication, December 1, 1996, ISBN-13: 978-0800784126. 💫‌ @NDEchanel ‌‌

Repost from IANDS Iran
دوستان و همراهان گرامی، بسیاری از هموطنان مقیم خارج از کشور پیام می‌دادند که به دلیل محدودیت‌های پرداختی و عدم امکان ارسال فیزیکی کتاب از ایران، امکان دسترسی به کتاب‌های جدید حوزه روان‌شناسی و معنویت را ندارند. برای حل این مشکل، نسخه الکترونیکی کتاب «تجربه‌ی نزدیک به مرگ و تسلی داغدیدگان» را در پلتفرم آمازون منتشر کرده‌ایم تا به آسانی و با چند کلیک در دسترس همه فارسی‌زبانان سراسر جهان قرار گیرد. این کتاب با تکیه بر تجارب نزدیک به مرگ و آموزه‌های تسلی‌بخش، همراهی است برای عبور از گذرگاه‌های سخت دلتنگی و داغدیدگی. جهت دریافت آنی نسخه الکترونیکی می‌توانید به صفحه کتاب در آمازون مراجعه فرمایید: لینک تهیه کتاب گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران @IranNDE

🌎🌎🌎 ✔️ این ویدیوی پرنکته و پرمعنا رو تماشا کنید! ⭐️@NDEchanel⭐️ ‌

🇳🇴🌚🇳🇴 ✔️ واقـــــعا دم مـــــا گـــــرم...! 🔹 مــــا ایرانی‌ها با تاریخ و فرهنگی چند هزارساله، رسم‌ها و رفتارهای زیبایی داریم که شایسته است به دنیا نشانشان بدهیم و به آن‌ها افتخار کنیم؛ اما متأسفانه در نیم‌قرن اخیر، تصویر ایران و ایرانی در بخش بزرگی از رسانه‌های جهان، بیشتر با مفاهیم منفی گره خورده است. 🔸 رســــانه‌ها، قدرت زیادی در ساختن تصویر یک ملت دارند؛ تصویری که گاهی ناقص و حتی مغرضانه است. این همان اتفاقی‌ست که شوربختانه برای ما ایرانی‌ها افتاده، دلایلش را خودتان بهتر از من می‌دانید. 🔹 «حــــسام برآبادی» در نروژ زندگی می‌کند و در UiT (دانشگاه قطب شمال نروژ چه اسم جالبی) در شمالی‌ترین نقطه نروژ، پزشکی می‌خواند. ایشان در ویدیوهایش با لهجه‌ای شیرین، لبخندی گرم و انرژی بسیار، از زندگی‌اش در سرزمین وایکینگ‌ها می‌گوید، صمیمیت و صداقتش به دل می‌نشیند! 🔸 بســــیار خوشحال شدم وقتی دیدم یک ایرانی، با وجود سال‌ها زندگی در آن سرزمینی دور، همچنان به ریشه‌های ایرانی‌ش وفادار مانده و تلاش می‌کند چهره‌ای واقعی از فرهنگ ایرانیان را به مردم دنیا نشان دهد. ✍️ به «حــــسام» پیام دادم و برای انتشار ویدیوهایش اجازه گرفتم. خیلی زود جواب داد و با همین صدای شیرینش، یک پیام صوتی سرشار از مهربانی و عشق ایرانی برایم فرستاد. لینک صفحه‌اش را می‌گذارم؛ اگر دوست داشتید، ویدیوهایش را ببینید. 🔗https://www.instagram.com/hesam_barabadi?igsi=NXE1bDhid3FoMHIz #ویدیو 💡@AR_ NOSRATI💡 ‌

Repost from IANDS Iran
پیتر پاناگور (Peter Panagore) در طول تجربه نزدیک به مرگ خود، صدای پر از عشق یک موجود هوشمند و قدرتمند را شنید که باعث شد او احساس کند مورد محبت قرار گرفته و شناخته شده است.به او چیزی نشان داده شد که خیلی‌ها آن را «اثر نمای کلی» (Overview Effect) توصیف می‌کنند؛ یعنی دیدن تمام زمین و بشریت و احساس یک پیوند عمیق و پر از عشق با تمامی انسان‌ها. گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران DNDSI.ir

🪽🪽🪽 👍 دوستان من! ✔️ جهان سیاه و تاریک نیست. زندگی رو از روی تیتر اخبار قضاوت نکنین، دنیا فقط در اون چیزی که هر روز در رسانه‌ها و صفحات اجتماعی به ما نشون می‌دن، و در ابتذال و سطحی‌نگری بزک‌کرده‌ی اکسپلور اینستاگرام خلاصه نمیشه. انسانیت واقعی رو در هیاهوی سلبریتی‌ها خودنما و حاکمان ریاکار و صاحبان ثروت‌های بادآورده، پیدا نمی‌کنین! ✔️ انسانیت واقعی، اغلب بی‌صداست: در کسیه که می‌بخشه، بدون اینکه دیگری بفهمه. در کسیه که با وجود ترس و نا‌امیدی، همچنان برای خوب ماندن تلاش می‌کنه. در کسیه که به‌جای کنترل کردن، کمک می‌کنه. در قلبیه که وسط این همه تاریکی، هنوز نور رو انتخاب می‌کنه. درسته که تاریخ، تنها اسم قدرتمندان رو ثبت میکنه اما آینده رو آدم‌های آگاه، بیدار و ازخودگذشته می‌سازن! ✔️ میلیون‌ها نفر همین حالا، بدون دوربین، بدون میکروفون و بدون هیاهو، دارن دنیا رو تغییر می‌دن؛ با یک مهربانی خالص یک لبخند شیرین یک ایثار کوچک یک انتخاب درست یک دستِ یاری و یک قلب روشن ✔️ تغییر اثرگذار و پایدار، با سروصدا اتفاق نمی‌افته. گاهی بزرگ‌ترین رویدادهای جهان، در سکوت شروع می‌شن و در تنهایی رشد می‌کنن، و وقتی به بار می‌نشینن، دیگران تازه در جهان بیرون می‌تونن آثارش رو تماشا کنن و از مواهبش بهره‌مند بشن، بدون اینکه حتی بدونن چه انسان‌های ناشناس اما بزرگی، چنین روزهایی رو برای اونا رقم زدن! ✔️ پس تو هم اگر با وجود تمام دردها و مشکلاتت در این سالها، هنوز نور رو انتخاب می‌کنی، اما خسته‌ای، بدان که تنها نیستی، ادامه بده و به تاریکی تن نده! شاید ما همان نسلی باشیم که سال‌های بعد، تاریخ درباره‌شان خواهد نوشت: «آن‌ها بی‌سروصدا جهان را تغییر دادند و آن را به جای بهتری تبدیل کردند.» ⭐️@NDEchanel⭐️ ‌

«جیمز رندی»؛ شعبدهبازی غیرقابل‌اعتماد
✍️ احمد بهزادی
نه‌تنها دلیلی برای اعتماد به جیمز رندی و «جایزۀ یک‌میلیون‌دلاری» مؤسسه‌ش وجود نداره، بلکه شواهدی وجود داره که حتی صداقت رندی رو به‌شدت زیر سؤال می‌بره. ماجرایی که در ادامه می‌خونید، تنها یک نمونه از این شواهده و البته حتی همین یک مورد به‌تنهایی برای زیرسؤال‌بردن کارهای یک نفر کفایت می‌کنه. توانایی تله‌پاتیک سگ‌ها سال 1998، دکتر روپرت شلدریک، زیست‌شناس و محقق فراروان‌شناسی، مطالعه‌ای رو منتشر کرد که گویای توانایی تله‌پاتیک سگ‌ها بود؛ به‌طور خاص این مطالعه می‌گفت سگی به اسم «جایتی» به‌طور تله‌پاتیک متوجه می‌شد سرپرستش کِی به خونه برمی‌گرده و درست قبل‌از اومدن اون به استقبالش می‌رفت (از «این لینک» حتی می‌تونید ویدئوهای این تحقیق رو ببینید). [البته دکتر شلدریک، علاوه‌بر این کِیس، شواهد بسیار بیشتری هم در زمینۀ توانایی تله‌پاتیک حیوانات جمع‌آوری کرد؛ مثلاً نگاه کنید به «این ویدئو» که قبلاً زیرنویس کردم و دربارۀ توانایی ذهن‌خوانی یک طوطیه؛ همین‌طور «این پست» هم پیشنهاد می‌کنم.] اما واکنش جیمز رندی چی بود؟ جیمز رندی با مجلۀ «Dog World» مصاحبه کرد و گفت: «ما توی مؤسسه‌مون (مؤسسۀ جیمز رندی) این ادعا رو آزمایش کردیم و [توانایی تله‌پاتیک سگ‌ها] رد شد!» (این مصاحبه ژانویۀ سال 2000 منتشر شد). دکتر شلدریک که این مصاحبه رو می‌خونه، به رندی ایمیل می‌زنه و ازش دربارۀ این آزمایش سؤال می‌پرسه؛ «این آزمایش چطوری انجام شده؟ کجا و کِی منتشر شده؟ آیا فیلم‌برداری انجام شده؟ و ...»، اما جیمز رندی جواب نمی‌ده. شلدریک دوباره ایمیل می‌زنه و دوباره پاسخی دریافت نمی‌کنه. دکتر شلدریک با اعضای مؤسسۀ «جیمز رندی» تماس می‌گیره و ازشون می‌خواد که اطلاعات این آزمایش ادعایی رو براش بفرستن. واضحه که اون‌ها اطلاعی نداشتن! اما کمک می‌کنن که جیمز رندی جواب ایمیل شلدریک رو بده؛ رندی توی ایمیلش می‌گه:
...من این آزمایش رو توی مؤسسه انجام ندادم، بلکه سال‌ها قبل (!) انجام دادم... این یک آزمایش ”غیررسمی“ بود... داده‌های این آزمایش هم براثر سیل از بین رفته‌ن... سگ‌هایی که آزمایش کردم الان توی مکزیکن و سرپرستشون هم سال پیش در یک حادثۀ وحشتناک فوت شد... من زیاده‌روی کردم و براساس داده‌های اندک نسبت به توانایی فراحسی سگ‌ها اون مطالب رو گفتم. این کار ازجانب من عجولانه و نادرست بود و از این بابت صمیمانه عذرخواهی می‌کنم.
«ویل استور» (Wil Storr)، خبرنگار شناخته‌شدۀ بریتانیایی، این موضوع رو بررسی می‌کنه و توی گزارشش در سایت روزنامۀ مشهور «(دیلی) تلگراف» به این ماجرا اشاره می‌کنه (کل گزارش رو می‌تونید از «این لینک» بخونید). ویل استور با خود جیمز رندی هم مصاحبه می‌کنه و ایمیل‌های ردوبدل‌شده بین رندی و شلدریک رو بهش نشون می‌ده. رندی باز ادعا می‌کنه که داده‌های آزمایشش براثر سیل و طوفان از بین رفتن و می‌گه «طوفان ویلما» (Hurricane Wilma) باعث این اتفاق شده، اما ویل استور بعداز مصاحبه متوجه می‌شه این طوفان چهار سال قبل‌از زمانی که رندی ادعا می‌کرده داده‌ها دردسترس بودن، اتفاق افتاده! علاوه‌براین، جیمز رندی توی همین مصاحبه اعتراف می‌کنه که «بدون شک» گاهی «دروغ» گفته، هرچند ادعا می‌کنه که نمی‌دونه آیا «همیشه» این «دروغ‌گویی‌ها» آگاهانه بوده یا نه! [دکتر شلدریک هم مختصراً در «این لینک» دربارۀ این ماجرا توضیح داده.] جیمز رندی سال 2020 جسمش رو ترک کرد، اما افسانۀ جایزۀ یک‌میلیون‌دلاری‌ش کماکان ادامه داره. به‌هرحال، برای آرامش و شادی روحش دعا می‌کنیم. ➖➖➖➖ 🆔@near_death

بتی جین ایدی، تجربه‌گر نزدیک به مرگ:
به‌وضوح دیده و آموخته بودم که بسیار حائز اهمیت است که هرگز با عقاید و اعتقادات روحانی دیگران به مبارزه نپردازم و به‌زور درصدد تحمیل اعتقادات و باورهای شخصی خودم نباشم. این را نیز می‌دانستم که هر انسان براساس سرعت و ضرب‌آهنگ باطنی خویش و بنا به عقاید فعلی خود به پیشرفت معنوی محکم‌تر و عمیق‌تری نائل می‌گردد تا سرانجام به درکی ژرف از نظام عالم هستی دست یابد. با انتقاد از دین و آیین دیگران و یا با قضاوت‌هایی نادرست تنها می‌توانستم موجب مسدود شدن عقاید دیگران در وجودشان گردم و مسیر آن‌ها را در جهت رسیدن سریع‌تر به خدای متعال مسدود سازم. می‌توانستم با این کار مانع رشد معنوی طبیعی آن‌ها گردم و یا حتی آن مقدار معنویتی را هم که در وجودشان بود از باطنشان بزدایم... به‌خوبی مشاهده می‌کردم که این اشتباه را در ماه‌های گذشته به انجام رسانده بودم: آن هنگام که بیهوده تلاش کرده بودم تجربیاتم را با دیگران سهیم شوم. در شور و اشتیاق عمیقم در جهت آنکه به‌عنوان موجودی درست‌کردار و شایسته معرفی گردم و کوششم برای تبدیل کردن دیگران به انسان‌هایی به همان اندازه «دست‌کردار»، با حالتی بی‌صبرانه و با اعمال نظر شخصی خود، قدم به داخل مسیر معنوی آن‌ها نهاده و با نادیده انگاشتن عقاید آن‌ها، به خود نیز آزاری شدید وارد آورده و و بدبختانه هیچ کار مثبتی به انجام نرسانده بودم. حال دیگر به هیچ‌وجه خواهان این نبودم که دیگران را به «راه راست» بیاورم و یا کاری کنم که آن‌ها نظریات معنوی‌شان را دستخوش تغییر سازند و به آنچه من می‌گفتم باور بیاورند. به‌وضوح مشاهده می‌کردم که عمل صحیح این است که اجازه دهم آن‌ها خود به‌تنهایی این نیاز مبرم در جهت تغییر، تحول و تکامل معنوی را از برای خود خواهان شوند. دیگر دریافته بودم که خدای مهربان، خالق و آفریدگار همۀ موجودات، در زمانی که مناسب هر فرد باشد، این شوق و نیاز را در دل و جان او جای خواهد بخشید؛ به‌ویژه آن هنگام که فرد آمادۀ دریافت این تغییر و تحول باشد. آن هنگام که انسان به خدای خود اعتماد کند، خدای متعال با کمال بخشندگی و مهربانی به هدایت و راهبری ما می‌پردازد تا بتوانیم بر میزان دانش و آگاهی معنوی‌مان بیفزاییم.
🔺بتی جین ایدی، در آغوش نور ۲، ترجمۀ فریده مهدوی دامغانی ➖➖➖➖ 🆔@near_death

👍👍👍 🚫 از مـــسابقه‌ی بی‌پایانی که اکسپلور اینستاگرام به ما تحمیل کرده، بیرون بیایید. زندگی میدان رقابت نیست که بازنده و برنده داشته باشد. زندگی حقیقی بیرون از «الگوریتم»، به آرامی و در سکوت جریان دارد! 💎 زنــــدگی یک سفر کوتاه است؛ سفری برای تجربه کردن، آموختن و به دست آوردن آگاهی. هر تجربه چه تلخ چه شیرین، قدمی ما را به کشف معنای زندگی نزدیک‌تر می‌کند. آن‌وقت دیگر مهم نیست که در کجای صف ایستاده‌ایم؛ عمیق‌ترین احساسات، ناب‌ترین لحظات و لذت واقعیِ زندگی را لمس خواهیم کرد! 🌈 از ایــــن سفر کوتاه لذت ببرید، در پایان این راه، دوباره آغاز دیگری در انتظار ماست. #شعرومتن 💡@NDEchanel💡 ‌

📺📺📺 📌 این داستان معروف آلن واتس را شاید شنیده باشید، اما شنیدن دوبارۀ آن در این روزهای ناخوشایند می‌تواند تسکین‌دهنده باشد. از آلن واتس نویسنده، سخنران و معلم معنوی بریتانیایی بیش از ۴۰۰ سخنرانی و ۲۵ کتاب برجا مانده است. @NDEchanel

📌 کسی به جز خودمان، نمی‌تواند ما را از شر خودمان در امان نگه دارد! 💫 @NDEchanel

💠 آیا با هیپنوتیزم می‌شه تجربۀ نزدیک به مرگ داشت؟ بیایم یه نگاه مختصر به سه تحقیق مرتبط با این موضوع بندازیم: ▪️ تحقیقی که دکتر بروس گریسون (پدر تحقیقات تجربۀ نزدیک به مرگ) و پروفسور ماسایوکی اوکادو (پارسایکولوژیست ژاپنی) در سال 2018 منتشر کردن توی این تحقیق، افرادی رو که تحت هیپنوتیزم بازگشت به زندگی گذشته، مرگ رو تجربه کرده بودن (تقریباً مشابه هیپنوتیزم دکتر مایکل نیوتن)، با افرادی که تجربۀ نزدیک به مرگ داشتن مقایسه کردن. افرادی که «مرگ هیپنوتیزمی» رو تجربه کرده بودن، بنابر «مقیاس ان‌دی‌ئی گریسون» تجربۀ نزدیک به مرگ داشتند؛ یعنی نمره‌ای بالاتر از 7 رو کسب کرده بودن و حتی نمرات این افراد از تجربه‌گران نزدیک به مرگ یک تحقیق دیگه بیشتر بود! حتی پیامد‌ها یا اثرات بعدی تجربۀ مرگ هیپنوتیزمی هم وضعیت مشابهی داشت. [1] ▪️ تحقیقی که محققان دانشگاه لیسبون در سال 2022 منتشر کردن توی این تحقیق، دیگه سراغ بازگشت به زندگی گذشته نرفتن، بلکه با تلقین و القای مراحل تجربۀ نزدیک به مرگ، تلاش کردن این تجربه رو در 18 شرکت‌کننده ایجاد کنن. از این 18 نفر، 17 نفر نمرۀ بالاتر از هفت گرفتن و یک نفر از اون‌ها پیامی رو از یکی از نزدیکان فوت‌شده‌ش دریافت کرد و این درحالی بود که دیدار با درگذشتگان جزو القائات محققان نبوده. محققان این تحقیق هشدار می‌دن که «صرف کسب نمره از مقیاس گریسون الزاماً به معنای یکسانی این تجربه‌ها با تجارب نزدیک به مرگ نیست» و معلوم نیست چه مقدار از این تجربه‌ها ناشی از تلقین صرف بوده و چه مقدار ناشی از ورود به سطحی عمیق‌تر از هوشیاری (یا همون چیزی که تجربه‌گران نزدیک به مرگ تجربه می‌کنن). [2] ▪️ آزمایش‌های «تجربۀ خروج از بدن» دکتر چارلز تارت فقید اگرچه این تحقیق دربارۀ تجربۀ نزدیک به مرگ نیست، اما دربارۀ یکی از عناصر مهم این تجربه‌ها یعنی «تجربۀ خروج از بدن»ه. توی آزمایش‌های دکتر تارت یک نفر (خانم Z) می‌تونه از بدنش خارج بشه و عدد تصادفی پنج‌رقمی رو که فقط از سقف و در زاویۀ بالا به پایین قابل‌مشاهده بوده، ببینه و به‌درستی گزارشش بده. البته توی این تحقیق دکتر تارت مواردی هم گزارش می‌کنه که افراد یک تجربۀ خارج از بدن کاملاً نادرست رو تجربه کردن. مقالۀ دکتر تارت نکات بسیار جالب‌توجهی داره که حتماً پیشنهاد می‌کنم اگر تونستید مطالعه‌ش کنید. [3] 🔻 نتیجه‌گیری من: به گمان من، اینکه بگیم با هر روشی و در هر کیسی هیپنوتیزم منجر به یک تجربۀ کاملاً درست از «دیگرسو» می‌شه، نتیجه‌گیری دقیقی نمی‌تونه باشه، اما هیپنوتیزم حتماً می‌تونه ابزار بسیار خوبی برای کشف و کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ دیگرسو باشه و کاش محققان توجه بیشتری به این ابزار داشته باشن. ضمناً باید توجه کنیم که شواهد مرتبط با هیپنوتیزم محدود به موارد مطرح‌شده در این مطلب نیست؛ مثلاً نگاهی بندازید به فصل دوم کتاب «علم و تناسخ»، قسمت «نمونه‌ای دیگر از برخورد جامعۀ علمی با کارهای استیونسون».
منابع: [1] Ohkado, M., & Greyson, B. (2018). A comparison of hypnotically-induced death experiences and near-death experiences. Journal of International Society of Life Information Science, 36(2), 73–77. [2] Ferreira, A. S. M., Farinha, A. P., & Simões, M. (2022). Hypnotically induced near-death-like experiences: An exploratory study of phenomenological similarities to near-death experiences. Journal of Near-Death Studies, 40(1), 47–68. [3] Tart, C. T. (1998). Six studies of out-of-body experiences. Journal of Near-Death Studies, 17(2), 73–99.
✍️ احمد بهزادی ➖➖➖➖ 🆔@near_death

🟥🟥ارتباط و صحبت تله پاتییک روح دختر هجرت کرده با مادرش خانم خانم سیلویا فینک مصاحبه کانال معنویت آلمان 🔴🔴مادر این بیقراری تو نمی گذارد که من اینجا به ارامش برسم. به او می گویم؛ نمی توانم بیقراری نکنم. من پر از خشم هستم از تو و از همه چیز. چرا تو در 18 سالگی باید بمیری؟ و او می گوید؛ 🔴🔴باید دنبال راه هایی بگردی که به آرامش برسی. این راه تکامل تو هست. از او پرسیدم تو هیچ آیند ه ای دیگر نداری؟ جواب داد؛ مادر گوش کن! آینده اکنون است و اکنون گذشته هست همه چیز درهر لحظه و یک لحظه اتفاق می افتند. اینجا زمان وجود ندارد و زمان ساخته ی تخیل بشر است. از او می پرسم. یعی زمان فقط برای ما وجود دارد و مرگ نوعی تولد در بعد دیگر و به فرمی دیگر زندگی کردن است؟ من هرگز قبل از مرگ تو به این مسائل فکر نکرده بودم. او به من می گوید؛ مادر همه چیز اصلا آنچه که شما روی زمین می بینید نیست. باید یاد بگیرید که چگونه بدون ریا کاری و نفرت و خشم و دروغ زندگی کنید تا بتوانید دیگران را ببخشید. بخشش انسان ها را بر روی تعادل می آورد. باید خودمان و دیگران را ببخشیم برای آنچه که انجام داده ایم و آنچه که انجام نداده ایم. 🔴🔴انسان بر روی زمین است تا عشق حقیقی را بیاموزد و از نفرت پراکنی به شیوه های گوناگون دست بردارد. 🔴🔴 هر آنچه که پیرامونت اتفاق می افتد دلیلی دارد تا شنوایی و بینایی تو را تقویت کند. @Nahtoderfahrung

Repost from IANDS Iran
گاهی بزرگ‌ترین حقیقت را کسانی روایت می‌کنند که مرز میان زندگی و مرگ را تجربه کرده‌اند. «عشق، جوهر واقعی زندگی است.» این سخن،
گاهی بزرگ‌ترین حقیقت را کسانی روایت می‌کنند که مرز میان زندگی و مرگ را تجربه کرده‌اند. «عشق، جوهر واقعی زندگی است.» این سخن، یادآوری می‌کند که شاید مهم‌ترین رسالت ما در این دنیا، عشق ورزیدن و عشق را زندگی کردن باشد.

‌‌‌✨✨✨ 👍 نیکو سخن بگوییم! #شعرومتن ‌✨ @NDEchanel ✨ ‌
‌‌‌ 👍 نیکو سخن بگوییم! #شعرومتن @NDEchanel ✨ ‌

📺📺📺 ✔️ مبــــارزه واقــــعی در «اینــــجا» و «اینــــجا» روی مــــی‌دهد! 📣 ایـــــن کلیپ رو با دقت ببینین و پست پیشین رو دوباره بخونین! @NDEchanel ✨ ‌

✏️✏️✏️ ✔️ مـــــا فرشـــــته‌ایم یا شـــــیطان؟! 🔸 در جــــهان امروز، «سیاست»، «فریب و نیرنگ رسانه‌ای» و «پروپاگاندا حکومتی»
✏️✏️✏️ ✔️ مـــــا فرشـــــته‌ایم یا شـــــیطان؟! 🔸 در جــــهان امروز، «سیاست»، «فریب و نیرنگ رسانه‌ای» و «پروپاگاندا حکومتی» چنان پیچیده و درهم‌ تنیده‌اند که برای بسیاری از مردم، تشخیص «حق» از «باطل» آسان نیست. جنگ‌های زمانهٔ ما نیز، مانند بیشتر جنگ‌های تاریخ، ریشه در «خودخواهی» و «تمامیت‌خواهی» سیاست‌مداران و حکومت‌ها دارد، اما لباسی از «تقدس» بر تن می‌کند. به ندرت می‌توان با اطمینان گفت که در یک نبرد، به روشنی، حق در برابر باطل ایستاده است؛ چرا که تشخیص «راستی» یا «ریاکاری»، در رنگ‌و‌لعاب «تبلیغات» و «افکارسازی» حکومت‌ها، به‌سادگی قابل شناسایی نیست. گذشته از این، رویدادهای جهان نیز به شکل مستقیم در کنترل ما نیستند و ما قادر نیستیم به‌سرعت چیزی را تغییر دهیم. 🔹 امــــا در درون ما سرزمینی‌ست که فرمانروایش خود ما هستیم. هر صبح که بیدار می‌شویم، در درون ما فرشته‌ای و شیطانی زاده می‌شوند. اگر مذهبی هستیم، می‌توانیم نامشان را «حسین» و «یزید» بگذاریم؛ اگر نه، می‌توانیم آن‌ها را «نور» و «تاریکی»، «خیر» و «شر»، «وجدان» و «عدم وجدان» بنامیم. مهم نیست به چه چیزی اعتقاد دارید؛ به عنوان یک انسان، این نبرد هر روز صبح در درونتان آغاز می‌شود! 🔸 هــــر روز، با کارهایی که انجام می‌دهیم، با کلماتی که بر زبان می‌آوریم و با احساسی که در دل دیگران می‌کاریم، یا آن نور را گسترده‌تر می‌کنیم یا کم‌فروغ‌تر! 🔹 وقتــــی دروغ می‌گوییم، حق کسی را پایمال می‌کنیم، تحقیر می‌کنیم، بدگویی می‌کنیم یا قلبی را می‌شکنیم، در حقیقت در لشکر «یزید» شمشیر زده‌ایم. اما وقتی در مقابل ظلم می‌ایستیم، از مظلوم دفاع می‌کنیم، دستی را می‌گیریم، لبخندی می‌بخشیم، باری از دوش انسانی برمی‌داریم یا اندوهی را از دل کسی می‌زداییم، در واقع در کنار «حسین» جنگیده‌ایم. 🔸 و شــــب، هنگامی که سر بر بالین می‌گذاریم، یا شیطان را با اعمال‌مان قدرتمندتر کرده و فرشته را بال‌شکسته رها کرده‌ایم، یا برعکس، از فرشتهٔ درونمان مراقبت کرده و صورت شیطان را به خاک مالیده‌ایم. 🔹 و فردا، روز دیگری‌ست و این قصه تکرار می‌شود. برخی از انسان‌ها تا پایان عمر در «مرداب ظلمت»ی که خود هر روز تاریک‌تر و عمیق‌ترش کرده‌اند فرو می‌روند و برخی دیگر، همان «نور کوچک نخستین» را گسترش می‌دهند و زندگی خود، دیگران و جهان پیرامونشان را لبریز از روشنایی می‌کنند. اینها سرداران سپاه خیرند؛ «سربازان روشنایی»! 🟢 برای منی که ادعای دینداری ندارم، معنای «کلّ یومٍ عاشورا و کلّ أرضٍ کربلا» این است: «وجود ما زمین کربلاست و هر روز در درونمان عاشورایی برپاست.» پس هر روزی را که سپری می‌کنیم و به شب می‌رسانیم، یا در کنار «حسین» با ظلم جنگیده‌ایم، یا در کنار «یزید»، «حسین» را سر بریده‌ایم, و فردا صبح، نبردی دیگر آغاز خواهد شد... 🔴 در نهــــایت، بزرگ‌ترین میدان نبرد حق علیه باطل، نه در جهان بیرون، بلکه در درون خود انسان است. سرنوشت ما و‌ جهانمان را انتخاب‌هایی می‌سازند که هر روز، در سکوت دل خود انجام می‌دهیم. به عنوان یک انسان، به قدرت درونمان ایمان داشته باشیم و تلاش کنیم جهانمان را زیباتر بسازیم! @NDEchanel ✨ ‌

🖤🖤🖤 ‌✔️ شــــیعیان شهر دالاس آمریکا، غذاهای نذری محرم را بین نیازمندان و بی‌خانمانها توزیع می‌کنند و گرسنگان واقعی را سیر
🖤🖤🖤 ‌✔️ شــــیعیان شهر دالاس آمریکا، غذاهای نذری محرم را بین نیازمندان و بی‌خانمانها توزیع می‌کنند و گرسنگان واقعی را سیر می‌کنند. اونوقت اینجا بعضی از هموطنان ۱۰ تا ۱۰ تا غذا میبرن خونه، تا یه هفته خیالشون بابت غذا راحت باشه! ⛔️ یــــک صحنه که خودم چند سال پیش دبدم و بسیار ناراحت‌کننده بود؛ به خانمی چند پرس «زرشک پلو» گرفته بود، نشسته بود لب جدول، برنجاش رو می‌ریخت توی جوی آب، و مرغاش رو جدا می‌کرد که ببره خونه! 👍 و یکــــی رو هم میشناسم که تو صف هیات‌‌ها وامیسته، غذا میگیره میاره تو ماشینش، بعد همون شب میره بین نیازمندان واقعی، بچه‌های کار، بیخانمان‌ها و رفتگرانی که آشغالهایی که ملت ریختن رو جمع می‌کنن، پخش میکنه، حتی یه دونه غذا هم نه میخوره و نه می‌بره خونه. میگه این نذر هرساله‌ی منه! یه کارمند ساده با یه حقوق معمولیه، اما بعضی وقتا که کفش میخره،  همون مدل رو با شماره پای خودش یه دونه اضافه میخره، و میره میده به بیخانمان‌هایی که کفش‌ مناسبی ندارن، مخصوصا تو زمستون‌ها! ✨ بهــــش میگم شک نکن که وقتی داری میری این غذاها و کفش‌ها رو به نیازمندا بدی، تنها نیستی، خود خدا توی ماشین کنارت نشسته، تو رو با انگشت به فرشته‌هاش نشون میده میگه: ببینین! من همچین رفیقایی دارم! #عکس 💡 @AR_NOSRATI 💡 ‌