ch
Feedback
🍁🍂رد پای پاییز 🍂🍁

🍁🍂رد پای پاییز 🍂🍁

前往频道在 Telegram

ای کاش تو باشی و مرا کاش نباشد .. ! 🧷📎🧷📎 📎A♥️S🧷 📎🧷

显示更多
456
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-130 天
帖子存档
تو مرا آزردی..‌ که خودم کوج کنم از قلبت 🙂🖤

شانه‌هایم عجیب می‌لرزند؛ تکیه‌گاه مرا کجا بُردی؟!

پناهِ آخر کسی بودن حس عجیبی باید باشه. من پناه آخر کسی نبودم تا حالا ، اما دیشب که دستم زیر سرم بود و خوابیده بودم و نیمه های شب که از درد پاشدم نمی‌تونستم دستمو تکون بدم ، و تقریبا ده دقیقه داشتم تلاش می‌کردم تا بتونم تکون بخورم ، زیر لب مدام اسم‌ت و تکرار می‌کردم . احتمالا اگر یه روزی بفهمی خنده‌ت بگیره .. اما تو پناه آخر من بودی دیشب !

ز من بریدی و با هیچ کس نپیوستم. @dark_herat

چه کسی می‌فهمد، در دلم رازی هست؟ می‌سپارم آن را به خیالِ شب و تنهایی خود...! •t.me/dochar21

حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد...

بی آنکه بخواهم تمام شدی ! همان طور که بی آنکه بخواهم ؛ تمام من شده بودی .! 💔

رنج کشیدم، آموختم، تغییر کردم 💔🙂 @dark_herat

برایم غریب بمان ک هر ک دل به او بستم اهلِ رفتن شد.. - محمود درویش💔 @dark_herat

نزار قبانی میگه من هیچوقت احساس ناتوانی نمی کنم مگر وقتی که دلتنگ تو میشم به نظرم باگ آدمیزاد همین دلتنگیه همین که نمی تونه بیخیال یه خاطره بشه به قول رضا عبدالملکیان برای همه ی ما همه ی روزها فراموش می شوند به جز همان یک روز که نشانی آن را به هیچ کس نگفتیم …! @dark_herat ♥️

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده بود این عشق آتشین پر از درد بی امید در وادی گناه و جنونم کشانده بود - فروغ فرخزاد

از دست زمانه در عَذابم... - سعدی

من هزار بار قصد رفتن میکنم تا تو بفهمی تا چه حد من بی‌توام!

چندیست از تو غافلم ای زندگی ببخش! چنگی به دل نمیزنی این روزها تو هم. 🖤🥲

ز غم گریه کردم گریبان دریدم خدا را نگاهی که من ناامیدم 💔😀

و غروب جمعه می آید که یادمان بیاورد کسی بود که فکرش را نمی کردیم یک روز نباشد!

چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم ! 🖤

باز آمدم باز آمدم از پیش آن یار آمدم در من نگر در من نگر بهر تو غم‌خوار آمدم - مولانا

در‌ زنده گی مطالعه دل غنیمت است خواهی بخوان،خواه مخواه ما نوشته ایم♥️

همه ماندند و تو رفتی به سفر اما من... بسته‌ام بارِ سفر در پیِ تو تنها من برگ‌ها یک به یک از شاخه فرو می‌افتند آنکه امروز زمین خورد تویی، فردا من! ساده دل کندی و من سخت به زیباییِ تو دل سپردم! تو بگو ساده تو بودی یا من؟! دلربایی و من آیینه‌ای ام بر دیوار همه دارند به حسن تو نظر؛ حتی من! وعده وصل به من دادی و خامم کردی جگرم سوخته ای عشق! چه کردی با من؟