3 597
订阅者
+124 小时
+27 天
-830 天
帖子存档
یاد شهید اول و شهید ثانی به خیر که به ناحق شهید شدند و از ظلم حاکمان زمانه، حتی پیکری از آنان باقی نماند. جای شهید صدر که صدامِ ملعون شخصا او را به شهادت رساند خالی. جای مرحوم آیتالله خوئی که بیست نفر غریبانه او را تشییع نمودند خالی. جای همهی فقهای شیعه که در غربت و مظلومیت جان دادند و رخ به تیرهی تراب نهادند خالی. این پیکر شهید، آیتالله سید علی خامنهای، مرجع معظم تقلید و ششمین فقیه شهید جهان تشیّع است که اینگونه با شکوه در سرزمین عراق تشییع میشود و تا بهشت بر سر دستها میرود. این ترجمان عینی آیهی شریفه حقتعالی است که: «يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ الله بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَه إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ...»
@ammar_neveshte
باید از تو نوشت.
باید تا جان هست از تو نوشت. باید آنقدر از تو گفت و شنید؛ تا جان سیراب شود از حماسهات، از حضورت، از انتظارت، از جهادت، از نامت. تو خودِ تاریخی! تو نامآورِ تاریخی، اشکِ شوقِ سالهایِ جوانـیام، بغضِ نشکستهٔ صد روز و صدها روزهٔ ما.
شهید سیدعلیحسینیِ خامنهای.
تشییع در مکتب شیعه، صرفاً آیین وداع با یک شخصیت نیست؛ صحنه تجلی ایمان، وفاداری و بازتولید قدرت اجتماعی است. تاریخ گواه آن است که هرگاه پیکر مرجعی بزرگ بر دوش مردم قرار گرفته، امت نیز با همان گامها عهد خود را با راه او تجدید کرده است.
اما آنچه در پیش است تشییع پیکر نخستین ولی فقیه شهید تاریخ غیبت است.
مردم، پیکر پاسدار استقلال و عزت ایران را بر دوش خواهند گرفت. این تشییع، نمایش قدرت شهید و امت است. رسم تشییع نیز همین است؛
پیکر باید بر دست امت بدرقه شود، نه جز آن.
مردم را از رهبرشان جدا نکنید
آقای استاندار،
مردم آزاده ایران و جهان، پس از بیش از ۱۲۰ روز فراق، چشمانتظارند تا پیکر مطهر رهبر عظیمالشأن انقلاب، امام خامنهای، را نه بر دوش، بلکه بر قلبهای خود تا منزل ابدی بدرقه کنند. بیتردید در این مسیر، گامهای امت با همراهی فرشتگانی برداشته خواهد شد که برای همگامی با این بدرقه الهی، از عرش به زمین آمدهاند.
سر و دست که هیچ، جانمان فدای رهبری که به تأسی از امام آزادگان، خود و خانوادهاش را فدای اسلام کرد؛ و ما نیز نفسهای خویش را نثار این بدرقه خواهیم ساخت.
از اینرو هشدار میدهیم: پیش از هرگونه اظهارنظر یا تصمیمگیری درباره این مراسم، به پیامدها و آثار آن با دقت بیندیشید.
ای مدیری که ز ده شرط امام ما گذشتی…
چند شرط از خویش گفتی و از آن حتّی گذشتی...
نقض آتشبس هزاران بار شد امّا گذشتی...
بر توافق با خس پیمانشکن اصرار هرگز
مردم مبعوث یعنی جام زهر اینبار هرگز
@mj_mohammadzade
زخمخورده، خسته، اما هنوز ایستاده.
شاید به زودی ما را هم در معاملهها و مصلحتها خرج کنند، اما آقاجان؛ بدانید تا آخرین نفس ماندیم، نه برای سهم و نام، که برای عهدی که با شما بستهایم.
قلندر؛ پاسخ نداد، آدرس داد
پاسخ شهردار مشهد به پرسش درباره پرونده فساد در شهرداری، بیش از آنکه یک دفاع باشد، یک ارجاع معنادار بود؛ «بروید از شورای شهر بپرسید.»
اگر از زاویهای دیگر به این جمله نگاه کنیم، شهردار در واقع پذیرفته که این اتفاقات در دوره مدیریت او رخ داده و مسئولیت نظارت بر این مجموعه نیز بر عهده او بوده است. از سوی دیگر، با ارجاع افکار عمومی به شورای شهر، این پرسش را مطرح کرده که نهادی که شهردار را انتخاب و بر عملکرد او نظارت میکند، چه پاسخی برای این وضعیت دارد و اساساً چرا با وجود چنین حواشی و پروندههایی، برخوردی با شهردار صورت نمیگیرد.
شاید بتوان گفت آقای شهردار در یک جمله، هم اصل ماجرا را انکار نکرد، هم ضعفهای مدیریتی را پذیرفت و هم این پرسش را پیش روی افکار عمومی گذاشت که اگر پاسخ را باید از شورای شهر گرفت، شورا درباره انتخاب، نظارت و استمرار حمایت از شهردار چه توضیحی دارد.
آقای استاندار ، وقت گفتگو است
آیا وظیفه شما به عنوان عالیترین مقام اجرایی دولت در استان نیست که پاسخی قانونی، روشن و اقناعی به تجمعکنندگان مقابل نمایندگی وزارت امور خارجه بدهید؟
این افراد، شهروندان عادی نیستند؛ خانوادههای شهدا و نیروهای دغدغهمند انقلاباند که برخی از آنان چندین ش.هید را برای امنیت و عزت این کشور تقدیم کردهاند.
آنان برای انقلاب هزینه دادهاند و ، میز و صندلی امروز مسئولان نیز مرهون همان خونهای پاکی است که برای حفظ نظام بر زمین ریخته شد.انتظار میرود به جای تکیه بر ابزارهای اداری و امنیتی، شخص شما و معاونانتان به میان این افراد بروید، سخنانشان را بشنوید و درباره موضوع مورد اعتراضشان توضیح و تبیین ارائه کنید. حتی اگر نتوانید آنان را قانع کنید، دستکم نشان دهید که صدایشان شنیده شده است.
بیتوجهی به این مطالبه، نه به نفع مسئولان است و نه به نفع استان؛ بهویژه آنکه این دغدغهمندان در جامعه تنها نیستند و در صورت بیپاسخ ماندن مطالباتشان، تنها نیز نخواهند ماند.
آیا مدیرکل محترم بهزیستی میفرمایند خبر فوت یا کشته شدن ۵ مددجوی این سازمان در یک سال گذشته صحت دارد یا خیر؟ اگر این موضوع تأیید میشود، افکار عمومی این پرسش جدی را دارند که در مجموعهای که مأموریت اصلیاش حمایت از آسیبپذیرترین اقشار جامعه است، چه نظارتها و تدابیری اعمال شده که چنین اتفاقاتی رخ داده است؟ و اساساً سازمان بهزیستی در برابر جان مددجویان تحت پوشش خود چه میزان مسئولیتپذیر بوده و برای پیشگیری از تکرار این حوادث چه اقدام عملی مشخصی انجام داده است؟
حق دارید دلشکسته باشید، اما سرافکنده نه. خونهای ریختهشده، زخمی بر جانهاست، اما تاریخ ایستادگی ما از همین زخمها شعله میگیرد. آنچه امروز در برابر ماست، ادامه همان جبهه دیرپای ظلم و استکبار است؛ از فرعون و نمرود تا چهرههای امروزِ قدرت و ستم.
این میدان، میدان هیجان و شتاب نیست؛ میدان صبر، بصیرت و استقامت است. ما بر عهد خود ایستادهایم: حفظ اتحاد، ادامه مقاومت و تسلیم نشدن در برابر ظلم. وعده الهی روشن است: «اِن تَنصُرُوا الله یَنصُرکُم».
فارغ از تایید یا عدم تاییدِ این توافق؛
مطالبه گریِ غلط، باعثِ به حاشیه رفتنِ مطالبهی درست میشه. مطالبه گریِ سلطنتطلب گونه و توأم با داد و فریاد هم موجب به باد رفتنِ یک عمر انقلابیگری میشه...
@Ebnehydar
جالب است که گویا در ساختمان خیابان بهار، اختلاف بین آقای قامتی معاون و استاندار به نقطهای رسیده که انگار قرار است تغییراتی در بالادست رخ دهد؛ بهطوری که گفته میشود احتمال دارد فردی از نزدیکان آقای مظفری جایگزین آقای قامتی در سمت معاونت شود. البته برخی هنوز این ماجرا را جدی نگرفتهاند و شاید این فقط یک زمزمه باشد. دوستان رسانهای، این کنایههای بهاری را بیشتر باز کنید تا ببینیم واقعاً چه خبری در راه است.
آقای شهردار؛
اگر پاسخ ما را نمیدهید، دستکم پاسخ اعضای شورای شهر را بدهید.
در نمایشگاه بینالمللی مشهد چه میگذرد؟
در دو سال، چهار سرپرست با چه منطقی منصوب شدهاند؟استخدام افراد با مدارک غیرمرتبط بر چه اساسی انجام شده است؟
چگونه یک مجموعه را عملاً تعطیل میکنند اما همزمان برای برخی افراد ۱۷۵ ساعت اضافهکار ثبت میشود؟
افکار عمومی منتظر پاسخهای شفاف و مستند شماست.
