ch
Feedback
درخت سیب ، حامی 🍎🍀

درخت سیب ، حامی 🍎🍀

前往频道在 Telegram

🍎🍀حرفها و آهنگ های خودمونی #محمدرضا_مهدوی #م_م_حامی حامی درخت سیب https://t.me/derakhtesib_hami

显示更多
200
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+530 天

数据加载中...

吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+2
在0个频道中
八月 '26
+14
在2个频道中
Get PRO
七月 '26
+5
在1个频道中
Get PRO
六月 '26
+21
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在1个频道中
Get PRO
二月 '26
+3
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+7
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+11
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+5
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+5
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+12
在0个频道中
Get PRO
八月 '250
在0个频道中
Get PRO
七月 '250
在2个频道中
Get PRO
六月 '250
在3个频道中
Get PRO
五月 '250
在1个频道中
Get PRO
四月 '250
在0个频道中
Get PRO
三月 '250
在1个频道中
Get PRO
二月 '250
在1个频道中
Get PRO
一月 '250
在2个频道中
Get PRO
十二月 '240
在1个频道中
Get PRO
十一月 '240
在1个频道中
Get PRO
十月 '240
在3个频道中
Get PRO
九月 '240
在2个频道中
Get PRO
八月 '240
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+3
在4个频道中
Get PRO
六月 '24
+32
在1个频道中
Get PRO
五月 '240
在2个频道中
Get PRO
四月 '240
在3个频道中
Get PRO
三月 '240
在2个频道中
Get PRO
二月 '240
在1个频道中
Get PRO
一月 '240
在1个频道中
Get PRO
十二月 '230
在3个频道中
Get PRO
十一月 '230
在1个频道中
Get PRO
十月 '230
在1个频道中
Get PRO
九月 '230
在0个频道中
Get PRO
八月 '230
在0个频道中
Get PRO
七月 '230
在0个频道中
Get PRO
六月 '230
在0个频道中
Get PRO
五月 '230
在0个频道中
Get PRO
四月 '230
在0个频道中
Get PRO
三月 '230
在0个频道中
Get PRO
二月 '230
在0个频道中
Get PRO
一月 '230
在0个频道中
Get PRO
十二月 '220
在0个频道中
Get PRO
十一月 '220
在0个频道中
Get PRO
十月 '220
在0个频道中
Get PRO
九月 '220
在0个频道中
Get PRO
八月 '220
在0个频道中
Get PRO
七月 '220
在0个频道中
Get PRO
六月 '220
在0个频道中
Get PRO
五月 '220
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '220
在0个频道中
Get PRO
二月 '220
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+1
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+4
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+3
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+7
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+8
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+19
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+5
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+2
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+209
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
06 九月0
05 九月0
04 九月0
03 九月+1
02 九月+1
01 九月0
频道帖子
🍎🖊📃 وقتی در سرزمینِ سرد زندگی می‌کنی، همیشه باید یادت باشد مسافرها آخرِ تابستان می‌روند... حتی اگر تمامِ راه را با آفتاب آمده باشند، حتی اگر بهار را در چمدانشان پنهان کرده باشند. در سرزمینِ سرد هیچ‌کس را برای ماندن نباید باور کرد؛ مسافرها آخرِ تابستان می‌روند. #محمدرضا_مهدوی ۶ شهریور ۱۴۰۵ #حامی_درخت_سیب https://t.me/derakhtesib_hami

2
🍎🖊📃 وقتی در سرزمینِ سرد زندگی می‌کنی، همیشه باید یادت باشد مسافرها آخرِ تابستان می‌روند... حتی اگر تمامِ راه را با آفتاب آمده باشند، حتی اگر بهار را در چمدانشان پنهان کرده باشند. در سرزمینِ سرد هیچ‌کس را برای ماندن نباید باور کرد؛ مسافرها آخرِ تابستان می‌روند. #محمدرضا_مهدوی ۶ شهریور ۱۴۰۵ #حامی_درخت_سیب https://t.me/derakhtesib_hami
1
3
"داستانی از اتاق روانکاوی: آخرین نگاه" سردردهای بیست‌و‌پنج سالگی‌اش یک بیماری ساده نبود؛ فریادِ جسمی بود که زیر بار یک خاطره خرد می‌شد. وقتی به اتاق روانکاو در لبنان پا گذاشت، پیش از آن‌که از سردردهایش بگوید، از روزهای باروت و گلوله در جنگ‌های داخلی این کشور سخن گفت. او مأمور بود تا یک خیابان را ببندد؛ دستوری صریح داشت که هر جنبنده‌ای را با سربی داغ متوقف کند. وقتی زنی همراه کودکش از گوشه خیابان عبور کرد، جوان دو بار هشدار داد. در سومین هشدار، دستش روی ماشه رفت و صدای شلیک در فضا پیچید. اما یک ثانیه قبل از فروافتادن زن، زمان برای همیشه ایستاد: مادر برگشت و با تمام هستی‌اش به چشمان شلیک‌کننده نگریست. آن گلوله زن را کُشت، اما نگاهش در چشمان جوان زنده ماند؛ نگاهی که هرگز بسته نشد، هرگز نمرد و به یک سردرد بی‌پایان بدل شد. نگاهِ انسان، حامل چهره‌ای بیکران است که نمی‌توان آن را در واژه‌ها گنجاند؛ چرا که هر چهره، عهدی ازلی با انسانیت و با «دیگری» است—همان آغوشی که نخستین‌بار ورود ما به این جهان را خوش‌آمد گفت. سوپرایگو از هیچ توجیه اداری، سازمانی یا نظامیِ سرباز پیروی نمی‌کند. ناخودآگاه رشوه نمی‌پذیرد و با جملهٔ «من فقط مأمور بودم و معذور» آرام نمی‌گیرد. دادگاه واقعی در درونِ فرد برپا می‌شود و قاضیِ آن، همان نگاهِ خاموشی است که تا ابد به متهم چشم دوخته است. 🍎🍎🍎 این متن به‌نظر می‌رسد از چند ایده و روایت واقعی/فلسفی مختلف ترکیب شده منم سعی کردم ببینم می تونم منبعی براش پیدا کنم یا نه ... ۱. بخش «نگاه» و «چهره دیگری» بسیار به امانوئل لویناس نزدیک است (🍎 امانوئل لویناس فیلسوف فرانسوی-لیتوانیایی قرن بیستم بود که بیشتر به خاطر فلسفه اخلاق و مفهوم «دیگری» شناخته می‌شود. خلاصه اندیشه‌اش: اخلاق را برتر از شناخت و حتی فلسفه می‌دانست. معتقد بود مواجهه با «چهره دیگری» ما را در برابر او مسئول می‌کند. از نظر او، رابطه با دیگری نباید صرفاً برای شناختن، کنترل کردن یا استفاده از او باشد. جمله کلیدی اندیشه‌اش را می‌توان این‌طور خلاصه کرد: «من در برابر دیگری مسئولم.» لویناس تأثیر زیادی بر فلسفه اخلاق، روان‌شناسی، الهیات و نظریه‌های معاصر درباره رابطه انسانی گذاشت.) قسمت: > «نگاهِ انسان، حامل چهره‌ای بیکران است... هر چهره، عهدی ازلی با انسانیت و با دیگری است» از نظر مفهومی به‌شدت یادآور فلسفه امانوئل لویناس است؛ مخصوصاً مفهوم Face of the Other یا «چهره دیگری». در فلسفه لویناس، مواجهه با چهره دیگری یک مواجهه صرفاً دیداری نیست؛ چهره دیگری انسان را با یک تعهد اخلاقی روبه‌رو می‌کند. حتی یکی از صورت‌بندی‌های مشهور او این است که چهره دیگری فرمان اخلاقی «نباید بکشی» را در خود دارد. بنابراین عبارت‌های متن درباره «چهره»، «بی‌نهایت»، «دیگری»، «نگاه» و مسئولیت اخلاقی، به احتمال زیاد الهام‌گرفته از لویناس هستند، نه اینکه نقل‌قول مستقیم از یک روانکاو باشند. ۲. حتی ارتباط «چهره ـ قتل» در لویناس خیلی مهم است این قسمت متن: > «آن گلوله زن را کُشت، اما نگاهش در چشمان جوان زنده ماند» با ایده لویناس بسیار همخوان است. از نظر لویناس، حتی وقتی انسان دیگری را می‌کشد، نمی‌تواند «دیگری بودن» او را کاملاً از میان ببرد؛ مواجهه با چهره، مسئولیت اخلاقی را به سوژه تحمیل می‌کند. در واقع متن شما تقریباً یک داستان ادبی برای توضیح فلسفه لویناس ساخته است. ۳. «من فقط مأمور بودم» از یک زمینه تاریخی واقعی می‌آید عبارت: > «من فقط مأمور بودم و معذور» نیز ایده‌ای واقعی و بسیار قدیمی در بحث مسئولیت فردی سربازان است؛ یعنی دفاع معروف «I was only following orders». این استدلال در محاکمات جنایات جنگی، از جمله پس از جنگ جهانی دوم، موضوع بحث جدی بوده و در ادبیات حقوقی و اخلاق نظامی نیز فراوان بررسی شده است. اما این موضوع به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که داستان سرباز لبنانی واقعی است. ۴. یک شباهت جالب دیگر: جنگ داخلی لبنان و زن و کودک در منابع مربوط به جنگ داخلی لبنان، روایت‌ها و تصاویر مستندی از کشتار غیرنظامیان، زنان و کودکان وجود دارد. برای نمونه، در پژوهش مربوط به نمایشنامه Incendies اثر وجدی معوض، به واقعه‌ای در آغاز جنگ داخلی لبنان اشاره شده که در آن زنی همراه کودک خود هدف حمله قرار می‌گیرد. 🍎🍎 وقتی درد نمی ذاره بخوابی و متن تراپیست خودت رو به چالش می کشی... 😵‍💫😎 https://t.me/derakhtesib_hami
235
4
"داستانی از اتاق روانکاوی: آخرین نگاه" سردردهای بیست‌و‌پنج سالگی‌اش یک بیماری ساده نبود؛ فریادِ جسمی بود که زیر بار یک خاطره خرد می‌شد. وقتی به اتاق روانکاو در لبنان پا گذاشت، پیش از آن‌که از سردردهایش بگوید، از روزهای باروت و گلوله در جنگ‌های داخلی این کشور سخن گفت. او مأمور بود تا یک خیابان را ببندد؛ دستوری صریح داشت که هر جنبنده‌ای را با سربی داغ متوقف کند. وقتی زنی همراه کودکش از گوشه خیابان عبور کرد، جوان دو بار هشدار داد. در سومین هشدار، دستش روی ماشه رفت و صدای شلیک در فضا پیچید. اما یک ثانیه قبل از فروافتادن زن، زمان برای همیشه ایستاد: مادر برگشت و با تمام هستی‌اش به چشمان شلیک‌کننده نگریست. آن گلوله زن را کُشت، اما نگاهش در چشمان جوان زنده ماند؛ نگاهی که هرگز بسته نشد، هرگز نمرد و به یک سردرد بی‌پایان بدل شد. نگاهِ انسان، حامل چهره‌ای بیکران است که نمی‌توان آن را در واژه‌ها گنجاند؛ چرا که هر چهره، عهدی ازلی با انسانیت و با «دیگری» است—همان آغوشی که نخستین‌بار ورود ما به این جهان را خوش‌آمد گفت. سوپرایگو از هیچ توجیه اداری، سازمانی یا نظامیِ سرباز پیروی نمی‌کند. ناخودآگاه رشوه نمی‌پذیرد و با جملهٔ «من فقط مأمور بودم و معذور» آرام نمی‌گیرد. دادگاه واقعی در درونِ فرد برپا می‌شود و قاضیِ آن، همان نگاهِ خاموشی است که تا ابد به متهم چشم دوخته است. 🍎🍎🍎 این متن به‌نظر می‌رسد از چند ایده و روایت واقعی/فلسفی مختلف ترکیب شده باشد. ۱. بخش «نگاه» و «چهره دیگری» بسیار به امانوئل لویناس نزدیک است قسمت: > «نگاهِ انسان، حامل چهره‌ای بیکران است... هر چهره، عهدی ازلی با انسانیت و با دیگری است» از نظر مفهومی به‌شدت یادآور فلسفه امانوئل لویناس است؛ مخصوصاً مفهوم Face of the Other یا «چهره دیگری». در فلسفه لویناس، مواجهه با چهره دیگری یک مواجهه صرفاً دیداری نیست؛ چهره دیگری انسان را با یک تعهد اخلاقی روبه‌رو می‌کند. حتی یکی از صورت‌بندی‌های مشهور او این است که چهره دیگری فرمان اخلاقی «نباید بکشی» را در خود دارد. بنابراین عبارت‌های متن درباره «چهره»، «بی‌نهایت»، «دیگری»، «نگاه» و مسئولیت اخلاقی، به احتمال زیاد الهام‌گرفته از لویناس هستند، نه اینکه نقل‌قول مستقیم از یک روانکاو باشند. ۲. حتی ارتباط «چهره ـ قتل» در لویناس خیلی مهم است این قسمت متن: > «آن گلوله زن را کُشت، اما نگاهش در چشمان جوان زنده ماند» با ایده لویناس بسیار همخوان است. از نظر لویناس، حتی وقتی انسان دیگری را می‌کشد، نمی‌تواند «دیگری بودن» او را کاملاً از میان ببرد؛ مواجهه با چهره، مسئولیت اخلاقی را به سوژه تحمیل می‌کند. در واقع متن شما تقریباً یک داستان ادبی برای توضیح فلسفه لویناس ساخته است. ۳. «من فقط مأمور بودم» از یک زمینه تاریخی واقعی می‌آید عبارت: > «من فقط مأمور بودم و معذور» نیز ایده‌ای واقعی و بسیار قدیمی در بحث مسئولیت فردی سربازان است؛ یعنی دفاع معروف «I was only following orders». این استدلال در محاکمات جنایات جنگی، از جمله پس از جنگ جهانی دوم، موضوع بحث جدی بوده و در ادبیات حقوقی و اخلاق نظامی نیز فراوان بررسی شده است. اما این موضوع به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که داستان سرباز لبنانی واقعی است. ۴. یک شباهت جالب دیگر: جنگ داخلی لبنان و زن و کودک در منابع مربوط به جنگ داخلی لبنان، روایت‌ها و تصاویر مستندی از کشتار غیرنظامیان، زنان و کودکان وجود دارد. برای نمونه، در پژوهش مربوط به نمایشنامه Incendies اثر وجدی معوض، به واقعه‌ای در آغاز جنگ داخلی لبنان اشاره شده که در آن زنی همراه کودک خود هدف حمله قرار می‌گیرد. 🍎🍎 وقتی درد نمی ذاره بخوابی و متن تراپیست خودت رو به چالش می کشی... 😵‍💫😎 https://t.me/derakhtesib_hami
1
5
🖊📃🍎 گاهی مریض می‌شوی تا حواست به خودت باشد! هفته‌ای که گذشت برایم پر از درد بود؛ آن‌قدر که مجبور شدم تقریباً نیمی از جلساتم را کنسل کنم. همین حالا که می‌نویسم، درد امانم را بریده. سونوگرافی و سه ویزیت پزشک هنوز علتش را مشخص نکرده و احتمالاً شنبه باید آزمایش بدهم. من اصولاً آدمی نیستم که از دردهایم بگویم. همیشه سعی کرده‌ام چه دردهای جسمانی و چه روانی را، خودم و در سکوت التیام بدهم و چیزی را افشا نکنم. اما این عادت، گاهی هزینه‌هایی هم دارد؛ یکی اینکه دیگران را از همدردی محروم می‌کنم و خودم سهمی سنگین از تنهایی را به دوش می‌کشم، و دیگر اینکه در حال بد، گاهی رفتاری ناخواسته از من سر می‌دهد که ممکن است دل کسی را به درد بیاورد. شاید بد نباشد دردهایمان را با آدم مناسب، امن و با شعور، در میان بگذاریم؛ نه برای جلب ترحم، که برای تنها نماندن. خلاصه‌تر اینکه این هفته، تقریباً نیم ساعتِ بی‌درد هم نداشتم؛ دردی شدید و فرساینده که حتی مسکن هم برایش راه‌حل ساده‌ای نیست و گاهی خودش درد را تشدید می‌کند. در میان خستگی و بی‌خوابی هم میگرنم را فعال کرده و... آرزو می‌کنم سلامت باشید؛ و درد را کم و کوتاه تجربه کنید. چون زندگی، بی‌درد نمی‌شود، اما شاید بتوان کاری کرد که در میان دردها، تنها نمانیم. محمدرضا مهدوی بامداد ۶.۶.۱۴۰۵ حامی درخت سیب https://t.me/derakhtesib_hami
102
6
🖊📃🍎 گاهی مریض می‌شوی تا حواست به خودت باشد! هفته‌ای که گذشت برایم پر از درد بود؛ آن‌قدر که مجبور شدم تقریباً نیمی از جلساتم را کنسل کنم. همین حالا که می‌نویسم، درد امانم را بریده. سونوگرافی و سه ویزیت پزشک هنوز علتش را مشخص نکرده و احتمالاً شنبه باید آزمایش بدهم. من اصولاً آدمی نیستم که از دردهایم بگویم. همیشه سعی کرده‌ام چه دردهای جسمانی و چه روانی را، خودم و در سکوت التیام بدهم و چیزی را افشا نکنم. اما این عادت، گاهی هزینه‌هایی هم دارد؛ یکی اینکه دیگران را از همدردی محروم می‌کنم و خودم سهمی سنگین از تنهایی را به دوش می‌کشم، و دیگر اینکه در حال بد، گاهی رفتاری ناخواسته از من سر می‌دهد که ممکن است دل کسی را به درد بیاورد. شاید بد نباشد دردهایمان را با آدم مناسب، امن و با شعور، در میان بگذاریم؛ نه برای جلب ترحم، که برای تنها نماندن. خلاصه‌تر اینکه این هفته، تقریباً نیم ساعتِ بی‌درد هم نداشتم؛ دردی شدید و فرساینده که حتی مسکن هم برایش راه‌حل ساده‌ای نیست و گاهی خودش درد را تشدید می‌کند. در میان خستگی و بی‌خوابی هم میگرنم را فعال کرده و... آرزو می‌کنم سلامت باشید؛ و درد را کم و کوتاه تجربه کنید. چون زندگی، بی‌درد نمی‌شود، اما شاید بتوان کاری کرد که در میان دردها، تنها نمانیم. محمدرضا مهدوی بامداد ۶.۶.۱۴۰۵ حامی درخت سیب https://t.me/derakhtesib_hami
1
7
🍎🍀حرفها و آهنگ های خودمونی #محمدرضا_مهدوی #م_م_حامی حامی درخت سیب https://t.me/derakhtesib_hami #داریوش #وهم #توهم_توطئه
114
8
🙏🍎🐈‍⬛ https://t.me/derakhtesib_hami
🙏🍎🐈‍⬛ https://t.me/derakhtesib_hami
80
9
ویدیویی ماندگار از آوازخوانی سالار عقیلی در کنار زنده‌یاد ایرج خواجه‌امیری در پشت صحنه کنسرت؛ یاد و خاطره این هنرمند بزرگ همی
ویدیویی ماندگار از آوازخوانی سالار عقیلی در کنار زنده‌یاد ایرج خواجه‌امیری در پشت صحنه کنسرت؛ یاد و خاطره این هنرمند بزرگ همیشه جاودان خواهد ماند🖤 @geroni_news ⚡️
112
10
Bezar Ro Sinam Sareto (320).mp3
93
11
iraj_khajeh amiri_khalvate_del 128.mp3
90
12
حسین خواجه امیری (زادهٔ ۱۱ دی ۱۳۱۱) که به صورت حرفه‌ای با نام ایرج شناخته می‌شود، خواننده موسیقی سنتی ایرانی بود. روحش شاد و
حسین خواجه امیری (زادهٔ ۱۱ دی ۱۳۱۱) که به صورت حرفه‌ای با نام ایرج شناخته می‌شود، خواننده موسیقی سنتی ایرانی بود. روحش شاد و یادش گرامی 🖤🌱🙏 ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
856
13
ابراز که‌ کنی درک که نداشته باشه بیشتر ابراز می کنی همه ش دنبال این هستی که بفهش بفهمونی احساست و ولی درک که نداشته باشه تو بیشتر ابراز می کنی این چرخه اینقدر ادامه دار می‌شه که به رسوایی می رسی رسوا که شدی تازه می فهمه که توهم مثل بقیه هستی.. و واقعیت اینه که بقیه کاملا بر عکس تو بودند ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
71
14
Benny Rivers-Step By Step in time -musicdel.ir.mp3
72
15
benny-rivers-tell-me-what-we-re-doing-musicdel.ir.mp3
81
16
benny-rivers-i-won-t-fall-again-musicdel.ir.mp3
85
17
benny-rivers-rise-on-up-musicdel.ir.mp3
86
18
benny-rivers-what-pain-taught-me-musicdel.ir.mp3
89
19
benny-rivers-devil-got-my-heart-musicdel.ir.mp3
89
20
benny-rivers-right-now-feel-good-the-older-iroll-musicdel.ir.mp3
82