ch
Feedback
KiarostamiAbbas

KiarostamiAbbas

前往频道在 Telegram

📈 Telegram 频道 KiarostamiAbbas 的分析概览

频道 KiarostamiAbbas (@kiarostamiabbas) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 11 484 名订阅者,在 艺术与设计 类别中位列第 3 151,并在 伊朗 地区排名第 27 665

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 11 484 名订阅者。

根据 20 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -16,过去 24 小时变化为 4,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 21.39%。内容发布后 24 小时内通常能获得 N/A% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 457 次浏览,首日通常累积 0 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
• instagram.com/kiarostamiabbas • soundcloud.com/kiarostamiabbas • https://youtube.com/@kiarostamiabbas.?si=9lhCtgMty2ZLT6uJ ‌‌

凭借高频更新(最新数据采集于 21 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 艺术与设计 类别中的关键影响点。

11 484
订阅者
+424 小时
+87
-1630
帖子存档
به‌یاد محمودرضا بهمن‌پور محمودرضا بهمن‌پور، مدیر «چاپ و نشر نظر» متولد سال ۱۳۴۳، دهم اردیبهشت پس از چند سال دست و پنجه نرم کردن با سرطان از دنیا رفت. [به دلیل قطعی اینترنت این مطلب با تاخیر منتشر شده است.] آقای بهمن‌پور در دهه‌ی ۱۳۷۰ انتشارات چاپ و نشر نظر را بنا گذاشت که از نشرهای تخصصی هنر است. بهمن‌پور در همکاری با هنرمندان و نویسندگانی مانند عباس کیارستمی، فرشید مثقالی، قباد شیوا، مریم زندی، احمد عالی، احمدرضا احمدی، پروانه اعتمادی و داریوش آشوری به گردآوری و انتشار مجموعه آثار آن‌ها پرداخت. همکاری محمودرضا بهمن‌پور با عباس کيارستمی حدود ده سال و تا آخر عمر کیارستمی ادامه پیدا کرد و نشر نظر توانست عنوان ناشر اختصاصی آثار کیارستمی را از آن خود کند. «سفید برفی»، «درخت‌ها و کلاغ‌ها»، «درها و یادها»، «دیوار»، «پنجره رو به حیات» عناوین کتاب‌های عکس کیارستمی هستند که در زمان حیات او زیر نظر بهمن‌پور و توسط نشر نظر در ایران منتشر شدند. با این‌که ادبیات، حوزه‌ی تخصصی نشر نظر نبود و کماکان هم نیست، اما این انتشارات «باد و برگ»، سومین و آخرین دفتر شعر کیارستمی را هم منتشر کرد و با گزیده اشعار او از شاعران دیگر ادامه پیدا کرد. دوجلدی «آتش»، گزیده اشعار مولانا از کتاب «کلیات شمس» است که به انتخاب کیارستمی صورت گرفته است. «آب»، گزیده اشعار نیما یوشیج است به انتخاب کیارستمی. دوجلدی «شب»، گزیده اشعار شعرای کهن و معاصر با تم «شب» است. و «داد از غم تنهایی»، گزیده اشعار شعرای کهن و معاصر با تم «تنهایی» است. کتاب دیگری که در ارتباط با کیارستمی زیر نظر بهمن‌پور منتشر شد، ترجمه‌ی فارسی کتاب «سر کلاس با کيارستمی»، نوشته‌ی پال کرونین است که از کارهای موفق نشر نظر محسوب می‌شود. این کتاب دربرگیرنده‌ی صحبت‌های کیارستمی در کارگاه‌های فیلم‌سازی‌اش است. سر کلاس با کيارستمی به چاپ چهاردهم هم رسیده است. دست‌نوشته‌های کیارستمی از دیگر آثار کیارستمی بود که نشر نظر بعد از مرگ این کارگردان منتشر کرد. در سال ۱۳۹۶ و با همکاری بهمن، پسر کوچک‌تر کیارستمی و نشر نظر، دست‌نوشته‌های کیارستمی در سررسید سال ۱۳۷۶ منتشر شد. عنوان کتاب «مرگ و دیگر هیچ» است. کتاب پر است از یادداشت‌های کیارستمی درباره‌ی مرگ که در زمان ساخت فیلم «طعم گیلاس» در سررسید نوشته است. همکاری بهمن‌پور و بهمن کیارستمی که به آن‌ها «بهمنین» اطلاق می‌شد، در انتشار دو جلد از دست‌نوشته‌های دیگر کیارستمی ادامه پیدا کرد. «من خانه‌م» عنوان جلد نخست این مجموعه بود که شامل نامه‌های عباس کیارستمی به همسر سابق خود پروین امیرقلی است. این کتاب ۸۰ صفحه‌ای به‌مناسبت هشتادمین سالگرد تولد کیارستمی در تیر ۱۳۹۹ روانه‌ی بازار شد. پس از بیرون آمدن این کتاب، احمد، پسر بزرگ‌تر کیارستمی نسبت به انتشار آن واکنش نشان داد و این کار را نقض حریم خصوصی خواند. او گفت چاپ نامه‌های کیارستمی به مادرش نه تنها مغایر اخلاقیات که بر خلاف قانون است. با شکایت احمد از مسببان انتشار این نامه‌ها، کتاب‌ها جمع‌آوری و موضوع رسانه‌ای شد. بهمن کیارستمی نیز در واکنش به این شکایت گفت تنها در صورتی که پروین امیرقلی (مادرش) بابت چاپ نامه‌ها اعتراض کند، ملزم به پاسخگویی است. در حالی که پرونده‌ی این شکایت در دادسرا در جریان بود، تنها با فاصله‌ی دو ماه، جلد دوم این مجموعه نامه‌ها با عنوان «من سفرم» منتشر شد و خیلی زود چاپ اول آن به پایان رسید. پس از انتشار این اثر دادسرای رسانه حکم داد که چاپ جدید این مجموعه منتشر نشود تا حکم دادگاه مشخص شود. در سال ۱۴۰۰ دادگاه رای بر برائت بهمن کیارستمی و ناشر داد. دادگاه تجدیدنظر نیز رای دادگاه اولیه را تایید کرد و نشر نظر از اتهامات وارده‌ی احمد کیارستمی تبرئه و از کتاب‌ها رفع توقیف شد. پیش از این در پاییز ۱۳۹۸ و هم‌زمان با برگزاری نمایشگاهی از نقاشی‌های کیارستمی در گالری گلستان که اغلب آن‌ها با مدادرنگی کشیده شده بود، این آثار در کتابی با عنوان «مداد عباس» توسط نشر نظر منتشر شد. ‌ عکس از جواد آتش‌باری

photo content

گورستان سراسر پوشیده از برف. آب‌شده تنها برفِ سه سنگ قبر هر سه جوان. _عباس کیارستمی_ از دفتر شعر «همراه با باد» @KiarostamiAbbas

کانون سینمای دانشگاه صنعتی شریف برگزار می‌کند: نمایش و بررسی فیلم‌های «به ترتیب یا بدون ترتیب» و «همشهری» از ساخته‌های عباس ک
کانون سینمای دانشگاه صنعتی شریف برگزار می‌کند: نمایش و بررسی فیلم‌های «به ترتیب یا بدون ترتیب» و «همشهری» از ساخته‌های عباس کیارستمی با حضور صالح نجفی و مازیار چشمه‌علایی سه‌شنبه ۲ دی، ساعت ۱۶:۳۰ دانشگاه صنعتی شریف، آمفی‌تئاتر مرکزی حضور برای عموم آزاد و رایگان است ثبت‌نام از این‌جا @KiarostamiAbbas

مستند «طعم شیرین»، ساخته‌ی حمیده رضوی، محصول ۲۰۰۸ https://youtu.be/ebfuFsTBBAY?si=2e786dErGFMuEFu-

یادمان حمیده رضوی به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت چهارشنبه ۱۹ آذر، ساعت ۱۵:۳۰ سینماتک موزه‌ی هنرهای معاصر تهران سخنرانان: خاطره
یادمان حمیده رضوی به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت چهارشنبه ۱۹ آذر، ساعت ۱۵:۳۰ سینماتک موزه‌ی هنرهای معاصر تهران سخنرانان: خاطره خدایی شادمهر راستین هادی سروری علی رضوانی مازیار چشمه‌علایی با اجرای علی مغازه‌ای همراه با نمایش چند فیلم کوتاه و کلیپ از حمیده به‌علاوه‌ی مستند «طعم شیرین» طراح پوستر: جواد آتشباری عکس: مهیار حاجت‌مند @KiarostamiAbbas

فیلم کوتاه «دستم بگرفت و پا به پا برد» ساخته‌ی حمیده رضوی، محصول ۱۳۸۶ @KiarostamiAbbas

امروز ۱۲ آذر، دهمین سالگرد درگذشت حمیده رضوی‌ست. حمیده رضوی، فیلم‌ساز بود و از نزدیک‌ترین اشخاص به عباس کیارستمی به شمار می‌ر
امروز ۱۲ آذر، دهمین سالگرد درگذشت حمیده رضوی‌ست. حمیده رضوی، فیلم‌ساز بود و از نزدیک‌ترین اشخاص به عباس کیارستمی به شمار می‌رفت. حمیده در بسیاری از پروژه‌های هنری ده سال آخر زندگی کیارستمی حضور داشت و او را همراهی می‌کرد. خانم رضوی فیلم‌سازی را از کارگاه‌های کیارستمی شروع کرد و چیزی نگذشت که به‌عنوان یکی از با استعدادترین شاگردان او مطرح شد. از حمیده چند فیلم کوتاه، کلیپ و ویدئو آرت و همچنین دو مستند از پشت صحنه‌ی فیلم‌های کیارستمی به یادگار مانده. او که شیفته‌ی کویر و آف‌رودسواری بود، هفت ماه قبل از مرگ کیارستمی و در چهل‌سالگی بر اثر واژگون شدن خودرواش در کویر لوت درگذشت. به قول آن بزرگ «یک دم در این ظلام درخشید و جست و رفت». مزار او در کنار مزار استادش در توک مزرعه (لواسان) است. برنامه‌ی یادمانی به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت حمیده تدارک دیده‌ایم که اگر مشکلی پیش نیاید، به‌زودی برگزار خواهد شد. در ادامه یکی از فیلم‌های کوتاه حمیده را برای اولین‌بار منتشر می‌کنیم. اصل عکس از مهیار حاجت‌مند @KiarostamiAbbas

به یاد همایون ارشادی ویدئویی از بهمن کیارستمی ‌ https://youtu.be/3FHnRrzWfkA?si=1QOF_oT_K-RWGGNB

قطعه‌ی St. James Infirmary اثر لویی آرمسترانگ به یاد همایون ارشادی که «آقای بدیعی» با حضور او جان گرفت، جانی نامیرا @KiarostamiAbbas

مراسم سوم درگذشت همایون ارشادی جمعه ۲۳ آبان، ۱۶ تا ۱۸ مجموعه تلاش تهران، خیابان ولیعصر، بالاتر از صدا و سیما، خیابان استقلال
مراسم سوم درگذشت همایون ارشادی جمعه ۲۳ آبان، ۱۶ تا ۱۸ مجموعه تلاش تهران، خیابان ولیعصر، بالاتر از صدا و سیما، خیابان استقلال ‌

بدرود آقای بدیعی عزیز ‌ ویدئو از ونداد فلاح @KiarostamiAbbas

با کمال تاسف با خبر شدیم که همایون ارشادی امروز سه‌شنبه ۲۰ آبان درگذشته است. همایون ارشادی مدتی درگیر بیماری سرطان بود و امرو
با کمال تاسف با خبر شدیم که همایون ارشادی امروز سه‌شنبه ۲۰ آبان درگذشته است. همایون ارشادی مدتی درگیر بیماری سرطان بود و امروز صبح درگذشت. آقای ارشادی که دانش‌آموخته‌ی معماری بود در سال ۱۳۷۶ و با بازی در فیلم «طعم گیلاس»، ساخته‌ی عباس کیارستمی به شهرت رسید و بعد تبدیل به یک بازیگر حرفه‌ای شد. او متولد ۱۳۲۶ در اصفهان بود. روحش در آرامش ‌

آیا کیارستمی هنوز مهم است؟ گفت‌وگوی روبرت صافاریان و نیما حسنی‌نسب درباره‌ی سینمای عباس کیارستمی کاری از کانال تلگرامی آزادِ هنر نسخه‌ی کامل این گفت‌وگو: https://youtu.be/f2fyQ7Ic9Z0

متاسفانه با خبر شدیم که احمد احمدپور، بازیگر فیلم «خانه‌ی دوست کجاست» فوت کرده است. احمد برادر کوچک‌تر بابک احمدپور بود و در
+1
متاسفانه با خبر شدیم که احمد احمدپور، بازیگر فیلم «خانه‌ی دوست کجاست» فوت کرده است. احمد برادر کوچک‌تر بابک احمدپور بود و در #خانه_دوست_کجاست نقش محمدرضا نعمت‌زاده را بازی می‌کرد. آقای احمدپور که ساکن تهران بود بعد از ظهر پنجشنبه، اول آبان در هنگام خواب به دلیل ایست قلبی درگذشته است. احمد احمدپور متولد سال ۱۳۵۸ بود. او بهیار و بازنشسته‌ی ارتش بود. روحش در آرامش ‌

https://flic.kr/p/2rut1cB وسط فیلمی سیاه‌وسفید یادداشتی از محسن آزرم «این درخت را می‌بینی؟ به هریک از شاخه‌هایش آزادی تو آویزان است.» می‌روم سراغ کتاب‌خانه و کتاب‌های بزرگ عکس کیارستمی را برمی‌دارم. کنار کتاب‌خانه روی مبل می‌نشینم و شروع می‌کنم به ورق زدن: درخت‌های کیارستمی ظاهراً همان درخت‌هایی هستند که قبلِ این دیده‌ایم، که هر روز از کنارشان می‌گذریم و هیچ اعتنایی نمی‌کنیم به برگ‌های سبز یا خشک‌شان، اما ظاهراً همان درخت‌ها نیستند وقتی در عکس‌های او می‌بینیم‌شان. مثل درخت‌هایی که در پولارویدهای تارکوفسکی می‌بینیم. همه‌چیز ظاهراً همان است که می‌شود دید ولی چیزی در این میان هست فرق می‌اندازد بین درخت‌های کیارستمی و درخت‌هایی که ما می‌بینیم. بخشی از این فرق ظاهراً به‌خاطر سر زدن‌های مکرر اوست به طبیعت سرسبز یا طبیعت برفی. گاهی برای ثبت درختی در میانه‌ی کاخی در شمال تهران و گاهی برای ثبت تک‌درختی در برف. همه‌چیز بستگی دارد به درخت. به این‌که درخت کجاست. کجا بی درخت می‌شود زندگی کرد؟ پاسخی ندارم. اما فقط در عکس‌های او نیست که درخت‌ها به چشم می‌آیند. در سراشیبی تپه‌ی خانه‌ی دوست کجاست؟ هم درخت تک‌افتاده‌ای هست که راه را نشان می‌دهد. زندگی و دیگر هیچ را هم با درختی به یاد می‌آوریم که مسیرِ خانه‌ی دوست را یادآوری می‌کند. کجا رفته‌اند بچه‌های آن فیلم؟ درخت است که راه را نشان می‌دهد. درخت نقشه‌ی راه است. علامتی‌ست برای به‌خاطر سپردن. طبیعتی‌ست که آدم‌ها از کنارش می‌گذرند. طبیعتی‌ست که در حضورش آدم‌ها از میلِ نبودن می‌گویند. آقای بدیعیِ طعم گیلاس اگر خسته‌ترین آدم عالَم نباشد دست‌کم یکی از غمگین‌ترین آدم‌‌هاست. آدمی‌ست که ترجیح می‌دهد نباشد. اما همین جای همین ترجیح ندادنْ زیر درختی‌ست در سراشیبی تپه. جایی که بشود پیدایش کرد. جایی که باید یکی او را پیدا کند. جایی که ممکن است بالأخره گذر آدم‌ها بیفتد. بدون درخت آدم‌های فیلم‌های کیارستمی راه را گم می‌کنند. شاید اگر روزگاری طراحی نقشه‌ای را به کیارستمی می‌سپردند همه‌ی راه‌ها و همه‌ی مسیرها را با درخت‌ها مشخص می‌کرد: از این راه که بروید پنج درخت را دست راست می‌بینید و شش درخت را دست چپ. حواس‌تان همیشه به آن درختی باشد که بالای تپه است. جایی که می‌خواهید بروید پایین همان درخت است. خب البته درخت‌ها شبیه‌اند به‌هم ولی یکی نیستند. فرق دارند. حتی دو درختی که ظاهراً یک‌شکل‌اند. مثل آدم‌ها که وقتی از دور می‌بینیم‌شان شبیه به‌نظر می‌رسند. از پنجره‌ی طبقه‌ی پانزدهم برجی رد تهران آدم‌ها نقطه‌های رنگی‌ای هستند که از کنار هم می‌گذرند. در سکوت می‌گذرند. اما درخت‌ها بیش‌تر وقت‌ها یک‌رنگند. تکان نمی‌خورند. برپا و استوار. نیازی ندارند به جایی رفتن. سبزی‌شان به چشم می‌آید. در فیلم‌های کیارستمی که این‌طور است. در عکس‌های او هم. گاهی آن‌قدر سبزی می‌بینیم که سیاهی کلاغی که کنار درخت نشسته به چشم نمی‌آید. «آن کلاغی که پرید» دوباره روی زمین می‌نشیند. این‌بار روی چمنی سبز. سیاهی کلاغ را آسمان آبی و سبزی زمین است که نشان می‌دهد. زیر سایه‌ی درخت نشستن و اطراف را پاییدن. کلاغ‌های عکس‌های کیارستمی هیچ اعتنایی به هیچ‌چیز نمی‌کنند. مثل درخت‌ها که سرشان به سبزی خودشان گرم است. مگر این‌که فصل سبز بودن نباشد. عکس‌های سفیدبرفی. در سفیدی برف همه‌چیز سیاه به‌نظر می‌رسد. کار برف حذف کردن رنگ‌هاست. همه‌چیز یا سفید یا سیاه. حتی درخت‌های سیاه وقتی برف روی شاخه‌های‌شان نشسته سیاهی‌شان کم‌تر است. سایه‌ی این سیاهی‌ها هم روی سفیدی یک‌دست زمین هست. انگار همه‌جا از روز اول سفید بوده و بعد این درخت‌ها، فقط این درخت‌ها، یک‌دفعه سر از زمین درآورده و سبز شده‌اند. اما کدام سبزی؟ سیاه شده‌اند. سیاهی درخت‌ها روی سفیدی برف به چشم می‌آید. درخت‌ها اگر نباشند این سفیدیِ مطلق، این سفیدی یک‌دست، چشم ما را می‌زند. از این‌همه سفیدی خسته می‌شویم. همه‌چیز با درآمدن آفتاب بعدِ یک روزِ برفی عوض می‌شود. درخت همان‌جاست که بوده. برف همان‌جاست که بوده. اما شاخه‌های درخت زیر نور آفتاب سایه می‌اندازند روی برف. درخت سیاه است. شاخه‌های درخت هم سیاهند. سایه‌های شاخه‌های درخت هم سیاهند. انگار پا گذاشته‌ایم وسط فیلمی سیاه‌وسفید. انگار ناگهان خواب‌مان برده و همین که چشم باز کرده‌ایم رنگ‌ها یک‌دفعه ناپدید شده‌اند. مانده‌ایم در دنیایی سیاه‌وسفید. سایه‌ کمی سیاه‌ است و کمی خاکستری ولی به‌هرحال رنگی نیست. فقط دو رنگ. یکی و آن‌یکی. ‌

«طعم گیلاس» درباره خودکشی نیست صالح نجفی در ابتدای این نشست مطرح کرد: همه وقتی می‌خواهند خلاصه‌ داستانی از «طعم گیلاس» ارائه بدهند می‌گویند این فیلمی درباره مردی است که دچار بحران میان‌سالی شده و می‌خواهد خودکشی کند. در این فیلم، مردی یک تعداد آدم پیدا و آن‌ها را سوار ماشین خود می‌کند تا آن‌ها کمک کنند که او خودکشی کند، اما معمولا کسی برای خودکشی از دیگری کمک نمی‌گیرد، حتی این موضوع را اعلام هم نمی‌کند. به هر حال همه‌ی آدم‌ها گاهی امیدی برای زندگی پیدا نمی‌کنند. پس من خیلی محکم نمی‌توانم بگویم «طعم گیلاس» درباره‌ی خودکشی است. این منتقد اظهار کرد: این فیلم درباره خودکشی نیست، بلکه درباره شخصیتی است که می‌خواهد کسی را پیدا کند تا به پاسخ این پرسش برسد که آیا می‌توان به این زندگی ادامه داد یا نه؟ در «طعم گیلاس» نحوه قصه‌گویی و زمان‌بندی متفاوت است، این فیلم درباره زمان مرده و صدا و تصویرهای مرده است. قبل از اینکه فیلم درباره مرگ و خودکشی باشد در واقع فیلمی درباره «زمان مرده» است.

نمایشگاه عکس عباس کیارستمی در ارمنستان کوره‌راهی می‌پیمایم به سختی ‌بی‌مقصد. _عباس کیارستمی_ مجموعه‌ای از عکس‌های عباس کیارست
نمایشگاه عکس عباس کیارستمی در ارمنستان کوره‌راهی می‌پیمایم به سختی ‌بی‌مقصد. _عباس کیارستمی_ مجموعه‌ای از عکس‌های عباس کیارستمی در ارمنستان در معرض عموم قرار گرفت. این مجموعه شامل ۲۸ قطعه عکس سیاه و سفید با تم راه‌ یا جاده است که با عنوان «بی‌مقصد» در گالری ملی ارمنستان به نمایش گذاشته شده است. این عکس‌ها را خود کیارستمی در سال ۲۰۰۴ در جریان نخستین مرور آثار سینمایی‌اش در ارمنستان به جشنواره‌ی فیلم زردآلوی طلایی اهدا کرده است. بیشتر بخوانید... @KiarostamiAbbas