کانال رسمی شهر کارچان
前往频道在 Telegram
از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔
显示更多2 084
订阅者
无数据24 小时
+67 天
-1130 天
帖子存档
لیست آدرس های وب سایت ،کانال ها ، گروهها و پیج
" صدای رسای عدالتخواهی" (حامیان مردمی آقای محمدرضا جعفری)
وب سایت:
https://www.hamian-mrjafari.ir
روبیکا:
https://rubika.ir/joing/FHIGJADC0ONYJXLJTPQZSNPUSGNBGCCB
ایتا:
https://eitaa.com/hamian_mrjafari
تلگرام:
https://t.me/hamian_mrjafari
اینستا:
https://www.instagram.com/_m.r.jafari_
حامیان کمیجان(ایتا):
https://eitaa.com/drr_jafarii
حامیان خنداب(ایتا):
https://eitaa.com/khondab_entekhab
ویراستی:
https://virasty.com/Mohamadrezajafari90
زمستان و کرسی
قدیم ها زمستان سرد تر بود طولانی تر بود
برف بیشتر می بارید، روزگار سخت می گذشت.
اما خوب با این همه زیبائی های زیادی هم داشت، جوانترها هر چه از تکنولوژی و نوآوری به دست آورده باشند به ندیدن و از دست دادن آن زیبایی ها و صمیمیت ها نمی ارزد
حالا دیگر کرسی داغ و آبگوشت قرمه رؤیایی دور دست و دست نایافتنی می نماید
برپا کردن کرسی خود داستانی داشت علیحده ،مقدمات و ساز و کاری خاص، کار هر کسی نبود، بلدی می خواست
لحاف کرسی حدود دوازده مترمربع وسعت داشت و هر ساله قبل از رسیدن فصل سرما توسط بانوی منزل وارثی می شد و تعمیر و دوخت و دوزی اگر نیاز داشت به دست ظریف کدبانوی خانه انجام می شد.
شیطنت بچه ها باعث می شد آنقدر لحاف از طرفین کرسی کشیده شود که گاهی لحاف از چند جا پاره می شد و کار به جایی می رسید که باید تعمیر اساسی می شد که این دیگر کار بانوان منزل نبود و باید به دست اساتید فن و لحاف دوز حرفه ای انجام می شد.
تعمیر اساسی لحاف را اصطلاحا "قابلمه "می گفتند که نمیدانم چرا
بعد از آماده شدن لحاف نوبت تعمیر و آماده سازی چاچوب کرسی بود که از یک صفحه چوبی و چهار پایه و یک کلاف تشکیل می شد.
کرسی هم از شیطنت بچه ها در امان نمی ماند و عموما در طی فصل سرما چند باری نیازمند تعمیر می شد.
گاهی وقتها در اثر لق شدن پایه ها آنقدر صدای جیر جیر و قیز قیز کرسی زیاد میشد که سوهانی میشد بر روح روان انسان
خلاصه که اگر با یکی دو میخ و چند ضربه چکش قابل تعمیر بود ، پدر خانواده ترتیب کار را میداد و اگر تعمیرات اساسی تری لازم بود باید کرسی را به دکان نجاری مرحوم آقاعمو صفرعلی می بردند.
آقاعمو صفرعلی برادر معلولی داشت به نام قنبر که همیشه جلوی درب دکان نشسته بود.
او را با کلاه پهلوی چرمی اش به خوبی به یاد دارم
حالا همه چیز مهیا شده بود جز چاله کرسی و یا منقل که آن هم خیلی سخت نبود.
آخرین کار و مهم ترین کار هم چیزی نبود جز تهیه اسباب تامین گرمای مورد نیاز برای زیر کرسی
عده ای که تمکن مالی بهتری داشتند در فصل گرم سال زغال خریداری و برای اینکه گاز نداشته باشد زغال ها را می شستند و زیر آفتاب پهن می کردند و در فصل زمستان ابتدا زغالها را شعله ور و سپس داخل چاله کرسی و یا منقل می ریختند.
برای کنترل حرارت و جلوگیری از سوختن یکباره زغال ها بر روی آن خاکستر می کشیدند.
اما عده ای که تمکن مالی کمتری داشتند شیوه ی اقتصادی تری را برای گرم کردن زیر کرسی بر می گزیدند.
آنها در طول سال پَقر و پهن گاو و گوسفند را خیس می کردند و به صورت خشت در می آوردند که اصطلاحا به آن پائه یا پایه می گفتند و بعد از اینکه اندکی سفت میشد پایه ها را کنار دیوار می چیدند و بعد از اینکه پایه ها خشک میشدند در محلی مسقف جمع آوری و نگهداری می کردند و در فصل زمستان همین پایه ها را آتش می زدند و
بعد از اینکه نیمسوز می شد به درون منقل می ریختند و زیر کرسی می گذاشتند تا گرمای لازم برای گرم کردن زیر کرسی تامین شود.
البته شیوه ی دیگری هم مرسوم بود که از قضا متداول تر از بقیه شیوه ها بود و آن چیزی نبود جز "دودی"
این شیوه اینگونه بود که پَقر خشک شده را در گوشه ای از حیات به صورت دپوی کوچکی در می آوردند و مقداری نفت بر روی ان می ریختند و آتش میزدند تا نیمه سوز شود
این دودی از صبح تا عصر دود می کرد و چشمان هر رهگذری را مثل گاز اشک آور دچار آبریزش می کرد.
البته باید مراقبت می کردی تا هیمه ها خاکستر نشود و هر از چندگاهی نیز باید با خاک انداز و یا کُله بیل (بیل دسته کوتاه)آن را هم می زدیم تا یکدست و خوب بسوزد و سپس پقر نیم سوز را داخل منقل می ریختند تا گرما بخش کرسی باشد
منقل زغال گاهی تا دو روز آتش داشت و نیاز به تعویض نداشت اما دودی و پائه دوام زیادی نداشتند و حداقل روزی یکبار باید آتش زیر کرسی شارژ مجدد می شد.
کرسی تنها یک وسیله گرمایشی نبود بلکه محفلی برای دورهمی ها و میزگردهای فامیلی بود.
چه نقل ها و داستانهایی که زیر کرسی توسط پیران و محاسن سپیدان فامیل گفته میشد و چه سفره های رنگینی که بر روی کرسی پهن و چه غذاهایی که بر سر کرسی تناول نمیشد.
کرسی گرم و لذت بخش بود اما مخاطراتی هم داشت
گاهی وقتها گزارش هایی مبنی بر سوختن پای اطفال و یا گاز گرفتگی یک خانواده بر اثر استنشاق گاز زغال به گوش می رسید.
به هر صورت آن روزها گذشت و امروزه کرسی و دودی به خاطره ای دور برای هم نسلان من بدل شده و اکنون با چرخاندن اهرم یک شیر جریان گاز وارد شومینه ها و بخاری و پکیج ها می شود و گرمایی متبوع، زمستان را به بهاری دل انگیز بدل می کند.
عبدالرضا حاج علی بیگی
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#حامدزمانے👌
عید مبعث مبارک🌹🌷🌹
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
امشب که شب مبعث احمد باشد
مشمول همه عطای سرمد باشد
یارب چه شود طلوع صبح فردا
صبح فرج آل محمد باشد
🌸عیدبزرگ مبعث،آغاز راه رستگارى وطلوع تابنده مهر هدایت وعدالت مبارک باد 🌸
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
تنها دستاورد این باخت کمتر هدر رفتن پول بیت الماله....
تماشاگران صادراتی و منتخب دیگه لطفا برگردین.....
گل سوم قطر به ایران توسط المعز علی(82)
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
گل دوم ایران به قطر توسط علیرضا جهانبخش(P51)
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
