837
订阅者
+124 小时
+107 天
+530 天
帖子存档
هرچه ملتی فرومایه تر و فقیرتر باشد و هرچه فشار دولت و ستمگران شدیدتر باشد، به همان اندازه لذایذ جهان ماورایی که دین معرفی می کند، رنگین تر است.
📕آینده یک پندار
▪️زیگموند فروید
@ELDialectico
معنایی که ما به هر بحران میدهیم، چه این بحران انتقال اجباری از یک خانۀ دوستداشتنی به یک آپارتمان و یا به خانۀ سالمندان باشد، چه تحمل مصیبت ناشی از معضلات مالی، از دست دادن یک عزیز یا بیماری باشد، در اینکه ما چگونه از عهدۀ آن برمیآییم تفاوت زیادی میکند. برخی از مردم با یأس، نومیدی و افسردگی بهبحران واکنش نشان میدهند که به آنان امکان میدهد از بحران معنای جدیدی پیدا کنند و به زندگی خود ادامه دهند. ویکتور فرانکل روانپزشک که از چهار اردوگاه کار اجباری نازیها جان سالم بهدر برد، نوشت که مصیبت منهای معنا برابر با یأس است. اشخاص انعطافپذیر با یافتن مقداری معنای مثبت در مصیبت خود با آن برخورد میکنند، در حالی که اشخاص نومید اغلب احساس میکنند قربانی شدهاند.
📕چرخۀ زندگی زنانه
▪️ جوآن بوریسنکو
▪️ترجمۀ قیطاس مردانیراد
@ELDialectico
جامعهی آسیبدیده جامعهای است که در آن «خیرات محدود»، یعنی قدرتطلبی و ثروتدوستی و جاهخواهی، بر «خیرات نامحدود»، یعنی معرفت و زیبایی و خیرخواهی، غلبه یافته باشند. آدمیان زیر تأثیر نهادهای اجتماعی و سیاسی ساختارهای روحی متفاوتی پیدا میکنند. ساختار روحی فرد وضع اخلاقی جامعه را بازتاب میدهد. دولت متعادل و مطلوب روح شهروندان را هم متعادل میسازد. بنابراین چون آدمیان زیر تأثیر محیط پیرامون و نظامهای اجتماعی هستند، برای بهسازی زندگی فرد باید نظام سیاسی را دگرگون کرد. حتی فرزانگان و فیلسوفان بالقوه هم از جامعهی تباه اثر میپذیرند. فیلسوفِ اصلاحطلبِ منفرد مانند سقراط کاری ازپیش نمیبرد و ازعهدهی رودررویی با افکار تباه عوام برنمیآید. ساکنان غار سیاه جهل به سخن غارنشین رهیدهای که به نور معرفت رسیده هرگز گوش نخواهند سپرد و چهبسا او را خواهند کشت. پس همان به که فیلسوفان در جامعهی تباه از سیاست کناره بگیرند و خاموشی پیشه کنند. آنها توانایی لازم برای راهنمایی شهروندان در جوامع تباه را ندارند...
📕از اینجا تا ناکجا
▪️حسین بشیریه
@ELDialectico
اعلیحضرتا !
مملکت خراب ، رعیت پریشان و گداست . تعدی حکام و مامورین بر مال و عِرض و جان رعیت دراز ، ظلم حکام و مامورین اندازه ندارد .
از مال رعیت هر قدر دلشان اقتضا کند می برند. قوهٔ غضب و شهوتشان به هرچه میل و حکم کند ، از زدن و کشتن و ناقص کردن اطاعت می کنند. این عمارت و مبلها و وجوهات در اندک زمان از کجا تحصیل شده ؟ هزارها رعیت ایران از ظلم حکام و مامورین به ممالک خارجه هجرت کرده به حمالی و فعلگی گذران می کنند و در ذلت و خواری می میرند... اگر اصلاح نشود، عنقریب این مملکت جز ٕ ممالک خارجه خواهد شد.
( از نامهٔ سیدمحمد طباطبایی به مظفرالدین شاه قاجار؛ تاریخ مشروطه ایران | نویسنده: احمد کسروی )
@ELDialectico
در سرزمینی بهدنیا آمدم که در آن مفاهیمِ آزادی و حقوق بشر و مهر و عطوفت انسانی خوار و خلاف قانون شمرده میشود. در هر برههای از تاریخ، دولتی ریاکار بر سرِ کار میآید، دیوارهای این زندانِ بزرگ را رنگی شاد و چشم نواز میزند و اعطای حقوقِ معمول در ممالک سعادتمند را به رعایای خود در بوق و کرنا اعلام میکند، اما مزهی این حقوق یا فقط به زندانیان چشانده میشود و یا در خود چیزی دارند که حتی از زهرِ ظلم و جورِ فاحش تلخ ترشان میکند...
در این سرزمین همه یا بَردهاند یا قلدر و ضعیف کش...
خلاصه کشوری خالی از نور و مکانی جهنمیست و تنها چیزی که به آن اطمینان دارم این است که هرگز آزادی خود در تبعید را به بردگی مشمئزکنندهی وطن نخواهم فروخت.
📕زندگی واقعی سباستین نایت
▪️نویسنده: ولاديمير ناباكوف
▪️ترجمه: امید نیک فرجام
@ELDialectico
📚معرفی کتاب
📕ایران،جامعه کوتاه مدت
◾️محمدعلی همایون کاتوزیان
▪️ترجمه : عبداله کوثری
🔸چهار مقالهای که در این کتاب میخوانید هریک بهنوعی مشکلات تاریخی توسعهی اقتصادی و سیاسی ایران را بررسی میکند. فقدان امنیت برای مالکیت خصوصی و در نتیجه عدم انباشت سرمایه در دست بخش خصوصی، انحصار ثروت و قدرت اقتصادی در دست حکومتها که خود به انحصار قدرت سیاسی میانجامید و سرعت و شدت تحولات سیاسی و اجتماعی که جامعه را از چهارچوب قانونی باثبات که لازمهی رشد و توسعهی اقتصادی است محروم میکرد، در دو مقاله اول بررسی میشود. تلاش برای استقرار قانون و نظم قانونی که به انقلاب مشروطه انجامید و علل ناکامیها و کمبودهای این جنبش مضمون مقالهی سوم است و در مقالهی چهارم که به معنایی دنبالهی مقاله سوم است شرحی از زندگی و آثار ملکالشعرای بهار میخوانیم که از کوشندگان راه مشروطه بود و انسانی فرهیخته و آزادیخواه و متجدد که میکوشید در فضای بسته و خطرخیز دیکتاتوری در عین وفادارماندن به آرمانهای خود از تندرویهای ویرانگر بپرهیزد و در محیطی که کمتر کسی هوادار اعتدال و خرد بود به اعتدالی خردمندانه برسد.
@ELDialectico
پدربزرگ عصایش را توی هوا تکان داد:
- تو برای همین حرفها بیرونش کردی، هان؟
- نه، فقط همین نبود. وقتی خبر مرگ همهء پسرعموها و دخترعموهای تنی و ناتنی، پسرخاله و دخترخالههای تنی و ناتنی را آورد، گفتم: راحت شدم. اما باز فردا پیش از اذان ظهر پیدایش شد. سبیلش را جَوید و دستش را کشید توی موهای سرش:
- شازده جون، خبر داری که حاجتقی عمرش را داد به شما؟
توجه فرمودید پدربزرگ؟ تازه اگر هم کسی نمیمرد، میآمد از همان خیابان و همان پلهها، سیگاری میپیچید و در دلش باز میشد...
▪️هوشنگ گلشیری
📕شازده احتجاب
@ELDialectico
📖 مُد یکی از اصول مدرنیته است، و به قول بنیامین، "به معنای تکرار جاودانه چیزهای جدید"است. مُد پدیده ای بسیار مهم است.
در دنیایی که مُد یکی از اصول آن است، محرک های بیشتری دریافت میکنیم ولی ملال بیشتر، رهایی بیشتر از بردگی بیشتر، فردیت بیشتر، و عدم فردیت انتزاعی بیشتری را نیز تجربه میکنیم. تنها فردیتی که در مُد هست فردیتی است که از سبقت گرفتن از دیگران تشکیل شده است، ولی دقیقا به همین دلیل، در نهایت عنان ما به دست کسان دیگری است. همانطور که گئورگ زیمل صد سال قبل گفت، در واقع رهبر نیز خود راهبری میشود. و فردی که تصمیم میگیرد با انحراف آگاهانه از مُد (مثلا با غیر مدرن بودن) آن را نفی کند نیز به اندازه دیگران اسیر مُد است، چون نفی مُد را به سبک فردی خود تبدیل کرده است.
📕فلسفه ملال
◾️لارس اسونسِن
@ELDialectico
«آزادی فرد تابعِ امنیّت عمومی است؛ در آمریکا و بریتانیا با از میان رفتنِ حمایتِ جغرافیایی، استقلالِ فردی رخت بر میبندد. بیبندوباری جنسی نیز با زیادهرویهای خود، به درمانِ خویش خواهد پرداخت؛ شاید فرزندان بیلجام ما در طولِ عمر خود شاهد باشند که نظم و نجابت خواهان پیدا کرده است، و سرانجام پوشیدگی دلپذیرتر از برهنگی خواهد شد.»
▪️ویل دورانت
📕درسهای تاریخ
فصلِ «اخلاق و تاریخ»
@ELDialectico
《وطن ما، به یک معنی، سرزمینیست پر از صحراهای فراخ و کوههای بلند و رودها و دریاچههایی که در درازای زمان بارها زیر پای مهاجمان مختلف کوفته شده و باز به پا خاسته... ولی ما وطن دیگری هم داریم که در ذهنمان جای دارد. وطنی که رودکی در آن چنگ مینواخت و فردوسی از خِرَد و دلاوریهای قهرمانان سخن میگفت، و خیام سرگردانی انسان را بازمینمایاند و ابوسعید و نظامی و سعدی و مولوی و حافظ، با استادی حیرتانگیز، از ظرایف روان انسان، بیش از همه عشق، سخن میگفتند. این وطن را میتوان از گزند حوادث در امان داشت. وطن من این وطن است... وطن من زبان فارسی است.》
▪️احسان یارشاطر
@ELDialectico
بهراستی آیا
نخواهیم مرد، آنگونه که پیشگوییها گفتهاند،
لیک اینک ما،
ورقهایی فروافتاده از درختانی نامريی،
ضربآهنگ و گامها و تنپوش خویش را تغییر میدهیم
و هجرت میکنیم،
از ظاهر پاسخ به باطن پرسش
سکوت، توشهمان،
و راهها،
سایهی روزهامان.
و خیال بود؛
مَرکَب.
ای دشتها و ای کوهها،
درست است؛
آنچه پیشگوییها رؤیت کردهاند؟
▪️آدونیس
ترجمه : صالح بوعذار
@ELDialectico
📚معرفی کتاب
📕هنر و دانش مذاکره
▪️مارک و ریک شوئنفیلد
▪️ترجمهی علی مستاجران و مسعود راجی
🔸مذاکره، جریان و فرایندی است که بین دو یا چند طرف آغاز میشود و هدف آن رسیدن به توافق و دستیابی به امتیازاتی است. مذاکرهکننده غالباً به نمایندگی از سوی شخصی حقیقی یا حقوقی که صاحبکار اصلی یا تصمیمگیرندهی نهایی است وارد مذاکره میشود. مذاکره، فرایندی است که در همهجا و همهی حوزههای فعالیت فردی و اجتماعی جریان دارد و آثاری عمیق و بلندمدت بر زندگی فرد و جامعه میگذارد. در اروپا، امریکا، ژاپن و چین، فعالیتهای وزینِ اجتماعی و اقتصادی بر اساس مذاکرات و توافقاتی سنجیده است. تجربیات حاصل از مذاکرات به تدریج مدون شده و به شکل کتاب منتشر میشوند. کتاب حاضر بر اساس درسهای مارک شوئنفیلد برای مدیران اجرایی، وکلا، حقوقدانان و مدیران اقتصاد، صنایع و بازرگانی تدوین شده است.
@ELDialectico
منفیگرایی عین تاریکی است؛ اما تاریکی چیست؟ تاریکی را مینگری و میبینی خودش واقعاً چیزی نیست؛ بلکه غیاب چیزی است. چراغ را روشن کنی، تاریکی از میان میرود. اما آفتاب نمیتواند منفیگرایی را محو کند. تاریکی را چرا، اما منفیگرایی را خیر. پس همانطور که آفتاب تاریکی را محو میکند، کدام چراغ را باید روشن کنی تا منفیگرایی را محو کند؟ آن چراغ، هشیاری ناب است؛ خود؛ نور وحدت. با تاریکی نجنگ. حتی نگران تاریکی نباش. چراغ را روشن کنی، تاریکی از میان میرود. چراغ هشیاری ناب را روشن کن، منفیگرایی از میان میرود.
📕صید ماهی بزرگ
▪️دیوید لینچ
@ELDialectico
آدمها آنقدر زود عوض می شوند
آنقدر زود که تو فرصت نمیکنی به ساعتت نگاهی بیندازی!
و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است
📕چراغها را من خاموش میکنم
▪️زویا پیرزاد
@ELDialectico
هرگز ندیده بودم چشم تو را چنین
در خون و اشک غوطهور،
ای مامِ رنجها!
ای میهنی که در تو به خواری
مثل اسیر جنگی
یک عمر زیستیم
زین گونه زیستیم و
هِقهِق گریستیم...
▪️محمد رضا شفیعی کدکنی
(۲۲مرداد۱۴۰۰)
@ELDialectico
میگفت: من از مرگ نمیترسم. نمیدانم، شاید راست میگفت. مهم انتخاب لحظهای میان مرگ و زندگی نیست، مهم تاب آوردن است، آن هم به مدت طولانی.
📕آینههای دردار
▪️هوشنگ گلشیری
@ELDialectico
دست های تو در دست من است. امید تو با من است. اطمینان تو با من است. چه چیز ممکن است بتواند مانع پیشرفت من شود؟ کوچکترین لبخند تو مرا از همه ی بدبختی ها نجات می دهد. کوچکترین مهربانی تو مرا از نیروی همه ی خدا ها سرشار می کند. یقین داشته باش که احمد تو مفلوک و شکست خورده نیست. تمام ثروت های دنیا، تمام لذت های دنیا، تمام عالم وجود...
📕مثل خون در رگهای من
▪️نامه های احمدشاملو به آیدا
@ELDialectico
عجیب است ولی حقیقت دارد که زندگی یک روند بنا کردنِ خاطرات آینده است. در این لحظهی خاص که من روبروی دریا نشستهام، دارم خاطراتی را میآفرینم که روزی برای من اندوه و نومیدی به بار خواهند آورد
📕تونل
▪️ارنستو ساباتو
▪️ترجمه:مصطفی مفیدی
@ELDialectico
در آن زمانی که رژیمی جنایتکار قواعد قانون را به کلی زیر پا میگذارد، در آن زمانی که جرم و جنایت مجاز شمرده میشوند، در آن زمانی که عده معدودی که فراتر از قانون هستند میکوشند دیگران را از شان و کرامت و حقوق اولیهشان محروم کنند، اخلاق مردمان عمیقا آسیب میبیند.
📕روح پراگ
▪️ایوان کلیما
▪️ترجمه: خشایار دیهیمی
@ELDialectico
اگر بشر با شر قرین شود به ورطه تباهی میرود و اگر تنها به خیر بگراید از حقیقت واقعی و کلی جهان بیخبر میماند، آدمی تا بدی و ظلمت را فهم نکند، نمیتواند نیکی و روشنائی را چنانکه باید دریابد. از شیطان نباید گریخت باید او را شناخت و سپس نفی کرد، آن گاه نفی او، اثبات درست حقیقت غائی را در پی خواهد داشت.
📕دمیان
▪️هرمان هسه
@ELDialectico
