838
订阅者
+124 小时
+117 天
+630 天
帖子存档
در کشورهای اروپای شرقی تفاوت بین «ما» و «من» بسیار فراتر از تفاوتی صرفا در دستور زبان است. من همراه این «ما» بزرگ شدم. در مهد کودک، در مدرسه، سرکار. با گوش دادن به سخنرانی سیاستمدارانی که میگفتند: «رفقا، ما وظیفه داریم...» و ما رفیق ها همان کارهایی را میکردیم که به ما میگفتند. فردی که از یک جامعه توتالیتر بیرون می آید با «نه» گفتن است که مسئولیت فردی و ابتکار عمل را می آموزد. و این راه با گفتن «من» شروع میشود. با اندیشیدن در قالب «من» و عمل کردن در قالب «من» هم در محیط خصوصی وهم در ملا عام، «ما» به معنی ترس، تسلیم و سر فرود آوردن است. به معنای جمعیتی ملتهب و یک نفر که برای سرنوشتشان تصمیم میگیرد
📕کافه اروپا
▪️اسلاونکا دراکولیچ
@ELDialectico
اندیشه، نه در معنای تفحص یا کار تخصصی بلکه به عنوان نیاز طبیعی زندگانی انسان و فعلیت بخشیدن به دوگانگی موجود در خودآگاه او، امتیاز خاص گروه معینی نیست بلکه استعدادی همگانی است؛ وانگهی ناتوانی از اندیشیدن، امتیازی ویژه تمام انسانهای ناهوشمند نیست بلکه امکانی است که همیشه وجود دارد و همگان -دانشمندان، فرهیختگان و سایر کارشناسان فکری- را کمین کرده و مانع از ارتباط شخص با خویشتن خویش است.
▪️هانا آرنت
📕 اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی
@ELDialectico
امروز همگان، از سیاستمداران گرفته تا علما، قبول دارند که نظامهای ارتباطی بخشی از «صنایع فرهنگیاند». این وفاق همگانی بیانگر آن است که دیگر همه دارند آگاه میشوند که سازمانهای ارتباطی در عین همانندی با صنایع دیگر با آنها تفاوت دارند. ارتباطات از سویی آشکارا با دیگر حوزههای تولید طیفی از وجوه مشترک دارد و به گونهای دمافزون در ساختار صنعتی کلی ادغام میشود. از سوی دیگر، به همان اندازه آشکار است که کالاهایی که میسازد ــ روزنامهها، تبلیغات، برنامههای تلویزیونی و فیلمهای بلندــ در سازماندهی تخیلات و گفتمانهایی که مردم با آنها جهان را تفسیر میکنند نقشی اساسی دارد.
📕نقل قولهای کلیدی در جامعهشناسی
نویسنده: کنت تامپسون
مترجم:نیره توکلی
@ELDialectico
📕معرفی کتاب:
نقل قولهای کلیدی در جامعهشناسی
نویسنده: کنت تامپسون
مترجم:نیره توکلی
ناشر: نشر ثالث
هدف از گردآوری و نگارش کتاب «نقل قولهای کلیدی در جامعهشناسی» فراهم آوردن جوهرۀ نقل قولهای اساسی برای دانشجویان و استادان جامعهشناسی است. به نظر نمیرسد کتاب خسته کنندهای باشد و در آن از متنهای دور و درازی هم که معمولا در برگزیده آثار گوناگون یافت میشود خبری نیست. طویل بودن نقل قولها بستگی دارد به موضوعات و نیز سبک کسانی که از آنها نقل قول شده است.
گزینش نقل قولها بر اساس چندین معیار بوده است: معرفی نوشتهها و مؤلفان «کلاسیکتر» یا پر نفوذتر جامعهشناسی؛ معرفی گزارههایی که بیشتر از آنکه یافتههای تجربی باشند، جنبه نظری دارند؛ و گنجاندن مفاهیم کلیدی و اساسیترین موضوعات جامعهشناسی.
@ELDiectico
هیلدا: (خطاب به خدا) از تو طلب آمرزش کنیم! تو را چه به آمرزیدن ما؟ تویی که باید از ما آمرزش بطلبی! نمی دانم که برای من چه مقدر کرده ای.
این زن را هم درست نمیشناختم. اما اگر تو او را محکوم بکنی من بهشت تو را نمیخواهم. گمان میکنی که اگر هزار سال در بهشت بمانم هرگز وحشت چشمهای او فراموشم بشود؟ تا زمانی که در جهنم تو دوزخیان هستند و در زمین تو فقرا، من برگزیدگان ابله تو را که می توانند شاد باشند تحقیر می کنم؛ من طرفدار انسان ها هستم و از این طرفداری دست بر نمیدارم.
📕شیطان و خدا
▪️ژان پل سارتر
@ELDialectico
در این دنیا، یک روز بیشتر نیست، همین یک روز است که همیشه تکرار می شود: صبح آن را به ما می دهند و شب از ما پس می گیرند.
ژان پل سارتر
شیطان و خدا
@ELDialectico
آيا انتقام واقعى از جانورانى انساننما نظير : چنگيز، تيمور لنگ و نرون ـ كه متأسفانه گذرگاه تاريخ را با وجود نحس و پليدشان پر كردهاند، يك ضربه شمشير و يا يكى دو گلوله است كه به زندگى كثيف آنان خاتمه دهد، كه چه بسا حتى باعث راحتى آنان از بيمارىهاى جسمانى و يا روانى هم مىشود؟ آيا انتقام يك سلطهگر خونآشام كه خون هزاران و بلكه صدها هزار و گاهى ميليونها انسان بىگناه را بر زمين مىريزد، يك يا چند ضربه كيفر است كه در اين دنيا بر سرش فرود آيد؟ بايد دقيقاً توجه كرد كه چنان كه تجاوز به جان يك انسان و كشتن او، از يك حالتِ پليدِ نامحدودِ روانى ناشى مىشود، يعنى روان قاتل عمدى در حال ارتكاب جنايت، مانند اقيانوس بىنهايت است كه مبدل به زهر شده است، همين روان بىنهايت كثيف و پليد است كه بايد عذاب و كيفر بىنهايت را بچشد.
▪️محمدتقى جعفری
📕حكمت اصول سياسى اسلام (ترجمه و تفسير فرمان مالك اشتر)
@ELDialectico
ما تا به حال صبر می کردیم که کاکليها خودشان کباب شده در سفره مان بیفتند، ولی آنها خود به خود نخواهند افتاد؛ دیوانه که نیستند؛ باید رفت و گرفتشان! آدم نباید همه چیز را از خدا بخواهد. البته خدا خوب است من منکر آن نیستم ولی در دستگاه او آن قدر سمن هست که یاسمن توش گم است. آخر خودمان هم باید تکانی بخوریم! از تو حرکت از خدا برکت! از گرگ پرسیدند تو چطور این قدر چاق و چله ای؟ گفت برای اینکه شکار خودم را تنها خودم می کنم.
کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما.
📒مسیح باز مصلوب
نیکوس کازانتزاکیس
ترجمه : محمد قاضی
@ELDialectico
📕معرفی کتاب:
«سورِ بز»
نوشته: ماریو بارگاس یوسا
ترجمه : عبداله کوثری
شاید اسم تروخیو را کمتر از دیکتاتورهای دیگه شنیده باشید، تروخیو 31 سال حکومت را در دومینیکن به عهده داشت و در این مدت مخالفانش را در داخل و خارج کشور میکشت و اعتبار و آبرویشان را از بین میبرد. یکی از بازوهای اجرایی او برای این جنایتها جانی آبس بود که بدون هیچ ردی از دخالت دیکتاتور خواستههای تروخیو را انجام میداد.
کتاب «سور بز» درباره دوران حکومت رافائل تروخیوست و در سه خط داستانی مجزا تعریف میشود.
ماریو بارگاس یوسا می گوید اگر جامعهای داشته باشیم که تفکر انتقادی در آن فراگیر باشد، شهروندانی داشته باشیم که از غلط بودن برخی مسائل آگاه باشند، در این صورت جامعه میتواند به سمت اصلاح مشکلات حرکت کند اما چطور تفکر انتقادی را گسترش بدیم؟ با خواندن ادبیات خوب
کتاب 623 صفحه است و توسط نشر علم منتشر و توسط عبدالله کوثری ترجمه شده است.
داستان بسیار جذاب اما کمی تلخ...
@ELDialectico
این پریشانحالی در برابر نامردمیها، این سقوط بدون پایان در برابر نمایهی آنچه خود هستیم و بنا به گفتهی یکی از نویسندگان امروزی این "دلزدگی" همان پوچ است. به همین گونه لحظههایی فرا میرسد که ما در برابر آیینه با چهرهی برادرانه، آشنا اما نگران خود روبرو میشویم و این نیز همان پوچ است.
آلبر کامو | کتاب: افسانه سیزیف
مترجم: دکتر محمود سلطانیه
@ELDialectico
📕معرفی کتاب :
میرا
کریستوفر فرانک
ترجمه : لیلی گلستان
میرا ( Mortelle) داستان بلندی است این کتاب یک آرمانشهر را به تصویر میکشد و افرادی تک و توک که سعی میکنند مقاومت کنند. میرا را میتوان داستانی علمی تخیلی دانست.
ولی در عین حال داستانی سوررئالیستی نیز به شمار میرود.
داستان میرا در جامعهای رخ میدهد که در آن ارزشها، ضدارزش شدهاند. در این جامعه همه باید به هم لبخند بزنند و اگر کسی از این کار طفره برود او را جراحی میکنند. سپس نقابی بر چهرهاش میگذارند که قابل برداشتن نیست و بعد از مدتی جذب صورتش میشود و به همان حال میماند. در این جامعه زوج وجود ندارد، یعنی مفهوم زوجیت معنا ندارد و همه به صورت گروهی به تفریح میروند. جامعه بر فرد مقدم است و حقوق دیگر انسانها محترمتر.
سیستم حاکم نیز سیستمی کاملاً توتالیتر است. چیزی که جالب است این است که همه مردم چه اصلاح شدگان (آنها که دارای نقاب هستند) و چه سایرین باید برای هم داستانهای بامزه تعریف کنند و دیگران را بخندانند. اما کسانی که داستانهای غمانگیز تعریف کنند فوراً برای اصلاح و عمل فرستاده میشوند.
@ELDialectico
خیلی چیزها هست که تقصیر تو نیست. یا تقصیرِ من. تقصیر پیشگوییها هم نیست، یا نفرینها یا دی ان ای، یا پوچی. تقصیر ساختارگرایی یا سومین انقلاب صنعتی هم نیست. همه میمیریم و ناپدید میشویم، ولی علتش این است که نظامِ خودِ دنیا را بر پایهی ویرانی و فقدان گذاشته اند. زندگی ما سایههایی از این اصل رهنماست. مثلا باد میوزد. میتواند بادی شدید و خشن باشد، یا نسیمی ملایم. اما سرانجام هر بادی فرو میمیرد و ناپدید میشود. باد شکل ندارد. فقط حرکت هواست، باید به دقت گوش بدهی، بعد استعاره را میفهمی.
▪️هاروکی موراکامی
📕کافکا در کرانه
@ELDialectico
ای خدایی! که آن بالا نیستی اما دوزخت این پایین است.
🎥 بینوایان (2012)
@ELDialectico
خاطراتی هستند
که دیگر رهایم نمیکنند
خاطراتی هستند
که خود را با میخ به جمجمهام کوبیدهاند
دوستانم
خود را زمین گذاشته بودند
تا تفنگهاشان را بردارند
دوستانم رفته بودند
آنسوی مرزها بمیرند
بچهها
به بندنافهایشان چنگ میزدند
تا به دنیا نیایند
ما رو به آسمان دعا میکردیم
و از آسمان بمب میبارید
برادرم میگفت:
بیا غروب کنیم!
ندیدهای که خورشید
هر صبح بیرون میآید
پشیمان میشود و بازمیگردد
زیباییها فرو ریخته
و از زنان
چیزی جز مرد نمانده است
ما با مردها ازدواج میکنیم
و بچههامان را
از زخم دستهامان به دنیا میآوریم
برادرم میگفت
با کدام امید
به ساعتهایمان نگاه میکنیم
وقتی زمان برای مرگ کار میکند
*
ما
در خیابانها سرگردانیم
در سفارتها سرگردانیم
در مرزها سرگردانیم
ما
چون تکههای چوب بر دریا سرگردانیم
و حتی نمیتوانیم غرق شویم
▪️گروس عبدالملکیان
📕سهگانه خاورمیانه
@ELDialectico
📕معرفی کتاب :
عصر نهایتها
تاریخ قرن کوتاه بیستم از ۱۹۱۴ تا ۱۹۹۱
نوشته اریک هابسبام
ترجمه حسن مرتضوی
هابسبام دوره آغاز جنگ جهانی اول تا فروپاشی بلوک شرق را «قرن کوتاه بیستم» میخواند و آن را در دنبالهٔ «قرن طولانی نوزدهم» (از انقلاب فرانسه تا جنگ جهانی اول) شرح میدهد. او سه کتاب به نامهای عصر انقلاب، عصر سرمایه و عصر امپراطوری ها در مورد تاریخ «قرن طولانی نوزدهم» نوشته است و «عصر نهایت ها» ادامه آن سه کتاب است.
هر چند قرن بیست و یکم با مسائل و چالش ها و جنگ های خاص خود، از قرن بیستم خود را متمایز ساخته است، اما درک شرایط امروز بدون فهمیدن قرن بیستم دشوار خواد بود. عصر نهایت ها را هابسبام تاریخ نگار بریتانیایی نوشته است. هابسبام از برجستهترین مورخان عصر ما و از پیشکسوتان تاریخ اجتماعی بشمار میرود.
@ELDialectico
سارا: دوستت دارم
ادی: لازمه منم بگم؟!
سارا: آره خیلی هم لازمه، اگه یه مرتبه بگی دیگه هیچ وقت اجازه نمیدم حرفت رو پس بگیری!
.
🎥بیلیارد باز
کارگردان: رابرت راسن
@ELDialectico
یک گلولهٔ برف را نمیتوان به یک لحظه آب کرد. حدّ زمانیِ معینی هست که هرقدر هم که بر مقدار حرارت بیفزاییم برف تندتر از آن آب نمیشود. به عکس، هر قدر بر مقدار حرارت افزوده شود برف باقیمانده سختتر میشود.»
📕جنگ و صلح
▪️لئو تولستوی
@ELDialectico
«و از این همه در میان اجتماع بشری که ساختمانش اینگونه است،موجودی بینوا حاصل شده؛ که نه بچهاند، نه دختر، نه زن بلکه انواعی از جانوران ناپاک و بیگناهند که از بینوایی به وجود آمدهاند. مخلوقات غمگرفتهای بینامونشان، بیسن، بیجنس، که نسبت به آنان نه خوبی ممکن است نه بدی، و چون از مرحلهی کودکی برون آیند، در این دنیا، هیچ ندارند نه اراده، نه تقوی، نه مسئولیت؛ جانهایی که دیروز ناشکفته بودند و امروز پژمردهاند، مانند گلهایی که در کوچهها میافتند و به هر گلولای آلوده میشوند، در آن انتظار که چرخی در رسد و لهشان کند.»
▪️ویکتور هوگو
📕بی نوایان
@ELDialectico
📘📘 بخشی از مقدمهی کاوه میرعباسی بر ترجمه اش از کتاب طاعون نوشته ی آلبر کامو :
گر چه فاشیسم، که الهامبخش کامو در نگارش رمان طاعون شده، دیرگاهی است بساطش برچیده شده، هنوز بسیاری «مرضهای مسری و مرگبار» و «مصیبتهای مهلک» مشابه هستند که دنیای ما و تمدن بشری را تهدی میکنند و همین امر بهروز کردن این متن ماندگار را ضروری میسازد، همچنان که مطالعهی مجدد و مکرر آن را... بدیهی است ترجمهی حاضر از ارزش تلاشِ درخور ستایش زندهیاد رضا سیدحسینی که بیش از نیم قرن پیش، به برکت همت بلندش، این رمان سترگ را به خوانندگان ایرانی معرفی کرد ذرهای هم نمیکاهد.
@ELDialectico
