837
订阅者
+124 小时
+107 天
+530 天
帖子存档
📕معرفی کتاب :
▪️فلسفه ملال
▪️نوشتۀ لارس اسونسن
▪️ترجمۀ افشین خاکباز
🔸همه ما احتمالا دچار فراز و فرود «احساسات» و «عواطف» و «هیجانات» شدهایم، اما آنچه ناگهان لباس واقعیت میپوشد و به هزارتوی وجود رخنه میکند و به موسیقی متن کشدارِ جریان زندگی بدل میشود چیزی جز «ملال» نیست.
ملال شاید تجلی مشکلی جدی در ارتباط با معنا در فرهنگ معاصر است که تلاش برای بررسی آن به معنای درک این نکته است که «ما کیستیم»؟
*
این کتاب کوششی برای اندیشیدن در این باره است که «ملال چیست، چه زمانی ایجاد میشود، چرا به آن گرفتار میشویم، چگونه بر ما مستولی میشود و چرا نمیتوان با نیروی اراده بر آن غلبه کرد؟»
*
در بخشی از کتاب میخوانیم:«ملال مردم را از درون میخورد. مثل نوعی غبار است که بی اینکه ببینیم میآید و میرود، آن را تنفس میکنیم، میخوریم و مینوشیم. همواره باید این باران خاکستر را از سر تا پای خود پاک کنیم. به همین دلیل مردم چنین بیقرارند.»
@ELDialectico
از آنجا که یک عقیده به همان اندازه که ممکن است درست باشد، امکان نادرست بودن آن نیز وجود دارد، فقط در پرتو گفتگو و نقادی می توان به ماهیت واقعی آن پی برد.
بازنگری و بازاندیشی در عقیده ها و اندیشه ها، میزان درستی و نادرستی، یا کاستی و زایندگی یا سترونی آنرا آشکار می سازد.
اندیشه ها فقط با عرضه و ارائه بر زمینه ی آزادی بیان و قلم، می توانند نشان دهند که پویا و پایدارن، یا ایستا و میرا..
در غیر اینصورت، انسانها به جای مواجهه با بوستان حقیقت های زنده، با گورستان ایمان های مرده رو به رو می شوند که هیچ برگ سبزی بر دامن حقیقت نمی افکند و فقط می تواند ذهنهای بسته و جزم اندیش مقبره داران این گورستان را به آرامش ابدی دعوت کند..
هر آن کسی که به دنیا (...) اجازه دهد که نقشه ی زندگانی اش را برایش بر گزینند، به واقع موجودی است که بوزینه وار از اعمال دیگران تقلید می کند...
اما کسی که نقشه های خود را مستقلا به دست خود طرح کند، از برکت همین عمل مجبور می شود که تمام نیروهای فعال و قوه ی تشخیص خود را بکار اندازد..
▪️جان استوارت میل
📕رساله درباره آزادی
@ELDialectico
اعلیحضرتا !
مملکت خراب ، رعیت پریشان و گداست . تعدی حکام و مامورین بر مال و عِرض و جان رعیت دراز ، ظلم حکام و مامورین اندازه ندارد .
از مال رعیت هر قدر دلشان اقتضا کند می برند. قوهٔ غضب و شهوتشان به هرچه میل و حکم کند ، از زدن و کشتن و ناقص کردن اطاعت می کنند. این عمارت و مبلها و وجوهات در اندک زمان از کجا تحصیل شده ؟ هزارها رعیت ایران از ظلم حکام و مامورین به ممالک خارجه هجرت کرده به حمالی و فعلگی گذران می کنند و در ذلت و خواری می میرند... اگر اصلاح نشود، عنقریب این مملکت جز ٕ ممالک خارجه خواهد شد.
( از نامهٔ سیدمحمد طباطبایی به مظفرالدین شاه قاجار؛ تاریخ مشروطه ایران | نویسنده: احمد کسروی )
@ELDialectico
#شعر
تنها یکبار
میتوانست
در آغوشش کشند
و میدانست -آنگاه-
چون بهمنی فرو میریزد
و میخاست
به آغوش من پناه آرد.
نامش برف بود
تنش برفی
قلبش از برف
و تپشش
صدای چکیدن برف
بر بامهای کاهگلی...
و من او را
چون شاخهای که به زیر بهمن شکسته باشد
دوست میداشتم.
▪️بیژن الهی
@ELDialectico
هنگامی که جامعهای به دروغ گوییِ سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلّی شود و به دروغ گفتن در موارد استثنایی و جزئی اکتفا نکند
"صداقت" به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می شود و گوینده حقیقت ، حتی اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد یک کنشگر سیاسی محسوب می شود!
در چنین شرایطی شما نمی توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید ، شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید :
یا به تشکیلات دروغ می پیوندید
یا یک مخالف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی محسوب می شوید!
▪️هانا آرنت
📕حقیقت و سیاست
@ELDialectico
آنچه انسان ها را از پای درمی آورد رنج ها و سرنوشت نامطلوبشان نیست؛ بلکه بی معنا شدن زندگی ست که مصیبت بار است و معنا تنها در لذت و شادمانی و خوشی نیست؛ بلکه در رنج و مرگ هم می توان معنایی یافت. ویکتور فرانکل نویسنده کتاب درباره هم بندان خود در اردوگاه کار اجباری آلمان نازی می نویسد: بیچاره آن کس که می پنداشت زندگی دیگر برایش معنایی ندارد، نه هدفی داشت و نه انگیزه و مقصودی، چیزی او را به زندگی گره نمیزد و چون به این جا می رسید دیگر کارش ساخته بود.
📕انسان در جستجوی معنی
▪️ویکتور فرانکل
@ELDialectico
ساکنان یک کشور «توتالیتر» برای تسریع حرکت فرآیند تاریخ یا طبیعت به درون این فرآیند کشیده و انداخته می شوند، بدینسان، آنها تنها می توانند دژخیمان یا قربانیان قانون ذاتی طبیعت یا «تاریخ» باشند .
تنها این فرآیند هست که تصمیم می گیرد که کسانی که امروز اقوام و افراد اعضای طبقات رو به زوال و یا مردمان منحط را از بین می برند ، فردا خود قربانی سیستم گردند.
تنها کاری که فرمانروایی توتالیتر باید برای هدایت رفتار اتباع خود انجام دهد، آماده ساختن یکایک آنها برای ایفای نقش «دژخیم» و یا «قربانی» است.
وظیفهٔ این آماده سازی دوسویه که در رژیم توتالیتر بر عهدهٔ «ایدئولوژی» توتالیتر است.
📕توتالیتاریسم
▪️هانا آرنت
@ELDialectico
🔸علیرغم پیچیدگی جهان اجتماعی، که به نظر میرسد سدّ راه وجود تنظیماتی است که بتوان با مشاهده تجربی مشخصشان کرد، یک نظم فرضی هست که میتوان آن را از دل گرایشها، اعمال، و عقاید افراد استخراج کرد و این نظم قدرت توضیحی زیادی هم دارد. آنچه در نظریه نظم خودانگیخته بسیار مهم است این است که نهادها و ورزههایی که این نظریه مورد پژوهش و بررسی قرار میدهد نوعی از الگوهای دارای اسکلت مناسب را از خود بروز میدهند که به نظر میرسد حاصل کار یک ذهن طراح توانای همهچیزدان است، درحالیکه عملاً و درواقع حاصل جمع خودانگیخته عمل ذاتاً هماهنگ میلیونها فردی است که اصلاً قصد نداشتهاند به چنین نظمهایی در کل برسند. توضیح اینگونه الگوهای اجتماعی، از زمان آدام اسمیت، نامی پیدا کرده است: «دست نامرئی». در این نظم، انسان به سمت یاری رساندن به تحقق اهدافی رانده میشود که اصلاً قصد و نیّتش را نداشته است. مدعای نظریه نظم خودانگیخته این است که ساختارهای کلی حاصل جمع اَعمال افراد است.
📕نظریه ی نظم خودانگیخته
▪️نورمن بری
▪️ترجمهی خشایار دیهیمی
@ELDialectico
🔸زادروز ۸۲ سالگی بهرام بیضایی، استاد نمایش و سینمای ایران
▪️بهرام بیضایی:
«خیال نمیکنم به واسطه ترک ایران امکان مهمی داشتهام که از دست دادهام. فیلم و صحنه بله، اگر راهی به دلخواهی بود، ولی پیشیزی نمیارزد به از دست دادن آنچه من از دست دادم؛ به عمری در نوبت نه شنیدن، از کارهای دیگری ماندن! استراحتی دادم به کسانی که در واقع هم کاری جز استراحت نداشتند و آمدم پی شغلی جای دیگری از جهان و درست ۳۰ سال پس از آن که از دانشگاه بیرونم گذاشتند به دانشگاه برگشتم.»
@ELDialectico
.
بوسیدمش
دیگر
هراس نداشتم
جهان پایان یابد
من از جهان سهمم را گرفته بودم.
▪️احمدرضا احمدی
.
@ELDialectico
سرهای بریده در کیسههای کنفی که به کیسههای نارگیل مانند بودند از راه میرسید و او که دل و رودهاش به هم میخورد، فرمان میداد: اینها را از جلو چشمان من دور کنید. ببرید اینها را و در حالی که جوازهای دفن خوانده میشدند، قبضهای رسید را امضا کرده، تحویل میگرفت.
یک شب که قبض رسید ۹۱۸ سر بریده، از سرسختترین مخالفان خود را امضا کرده بود، در خواب دید که به موجودی هیولا مانند و یک انگشتی مبدل شده و در باطلاقی حرکت میکند که رد پایش به اثر انگشت میماند. از خواب پرید و طعم بد زردآب را در دهانش مزه کرد.
بارها برای گریز از این عذاب و نچشیدن آن طعم بد، کسالت بامدادی خود را با پرداختن به سرهای بریده و شمارش آنها، برطرف نمود... آن قدر در رویاهای پیرانهاش غرق میشد که وزوز گوش علیلش را با صدای وزوز حشرات در علفهای پوسیده و متعفن اشتباه میگرفت. با خود میگفت «آه، مادرم بندیسیون آلواردو، چگونه میشود این همه سر بریده وجود داشته باشد ولی سر مجرمین اصلی هنوز در بین آنها نباشد؟».
📕پائیز پدر سالار
▪️گابریل گارسیا مارکز
@ELDialectico
🔸کارل یاسپرز در مقالهاش موضوع "گناه سیاسی" را مطرح کرد: همه اعضای جامعه مسئول شیوه حکومت جامعهاند و هر کس که از این مسئولیت مدنی شانه خالی کند در «گناه سیاسی» حکومت شریک و مقصر است. هانا آرنت در نهایت به کسانی پرداخت که حتی با وجود خطر مرگ، از همکاری، تسلیم و سکوت در برابر جنایات حکومت خودداری کردند. آرنت تأکید میکند که این افراد ضرورتاً تحصیلکرده نبودند یا بینش فلسفی نداشتند: «پیش شرط اینگونه داوری هوش بسیار زیاد یا تجزیه و تحلیل پیچیده مضامین و مفاهیم نیست بلکه صرفاً استعداد رویارویی بی پرده با خویش است یعنی گرایش به درگیر شدن در گفتگویی بی صدا میان من و خودم، گفتگویی که از زمان سقراط و افلاطون معمولاً آن را تفکّر مینامیم. آنان که مستعد اندیشیدناند، اهل تردید و شکاند، در مسایل دقت و ریزبینی دارند و شخصاً تصمیم میگیرند، در چنین هنگامههایی اخلاقی عمل میکنند.»
📕جنون قدرت و قدرت نامشروع
▪️محمدرضا سرگلزایی
@ELDialectico
یک بار دزدکی با هم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم او را تماشا کردم. دو سال گذشت. جیبهایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود.
یک روز فروغ پرسید: «کی ازدواج میکنیم؟»
گفتم: «اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبضهای آب و برق و تلفن و قسطهای عقب افتادهٔ بانکو تعمیر کولر آبی و بخاری و آبگرمکن و اجاره نامه و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمهٔ نان از کلهٔ سحر تا بوقسگ و گرسنگی و جیبهای خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و میهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی. هر دومان یخ میزنیم. بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را میبینیم. نمیتوانیم ببینیم. فرصت حرف زدن با هم را نداریم. در سیالهٔ زندگی دست و پا میزنیم، غرق میشویم و جز دلسوزی برای یک دیگر کاری از دستمان ساخته نیست. عشق از یادمان میرود و...
📕عشق روی پیاده رو
▪️مصطفی مستور
@ELDialectico
از هر راهی که بدین جا آمده باشید،ادبیات شما را به میدان نبرد می افکند. نوشتن؛نوعی خواستن آزادی است. اگر دست به کار آن شوید، چه بخواهید چه نخواهید درگیر و متلزمید
▪️ژان پل سارتر
📕ادبیات چیست؟
@ELDialectico
رمز بقای مدیریت، انتخاب و انتصاب زیردستانی است که قدشان از شما کوتاهتر است. اگر زمانی مجبور شدید به استفاده از فرد قد بلند، حتماً یکی از این دو کار را با او انجام دهید:
یک: آنقدر بر سرش بکوبید تا قد او هم به اندازه شما و بلکه کوتاهتر شود.
دو: قبل از شروع همکاری، قسمت اضافه قدش را ببرید تا به اندازهٔ مطلوبتان برسد. از بالا یا پایین یا وسط فرقی نمیکند. مهم این است که وسیله تفاخر یا تکبر او را ببرید یا از بین ببرید.
📕دموکراسی یا دموقراضه
▪️سیدمهدی شجاعی
@ELDialectico
در آن زمانی که رژیمی جنایتکار قواعد قانون را به کلی زیر پا میگذارد، در آن زمانی که جرم و جنایت مجاز شمرده میشوند، در آن زمانی که عده معدودی که فراتر از قانون هستند میکوشند دیگران را از شان و کرامت و حقوق اولیهشان محروم کنند، اخلاق مردمان عمیقا آسیب میبیند.
📕روح پراگ
▪️ایوان کلیما
▪️ترجمه: خشایار دیهیمی
@ELDialectico
🎥معرفی فیلم:
▪️کودتای ۵۳
▪️کارگردان : تقی امیرانی
🔸کودتای ۵۳” (کودتای ۱۳۳۲ هـ.ش.) یک شرح مفصل و تصویری از برافکندن حکومت محمد مصدق، نخستوزیر ایران در مرداد ۱۳۳۲ ارائه میدهد؛ موضوعی که هنوز هم در جامعه ایران طنینانداز است. سایهی دراز و عمیقاً تأثیرگذار عملیات برکنارکردن مصدق با رهبری بریتانیایی−ـامریکایی از آن زمان صحنه سیاست ایران را متأثر کرده و برای دههها در حوزههای مختلف حیات عمومی ایران، توجه بسیاری به خود جلب کرده است.
ساخت مستند سینمایی «کودتای ۵۳» (دربارهی کودتای ۲۸ مرداد ۳۲) بیش از ۱۰ سال طول کشیده است.
فیلم محصول مصاحبه با بیش از ۴۰ شاهد و عامل کودتا، فیلمبرداری در ۹ کشور جهان و کشف ساعتها نوار صوتی، فیلم و مدارک نایاب است.
تدوینگر فیلم، والتر مرچ برندهی سه جایزهی اسکار تدوین و طراحی صدا است. او تدوینگر «پدرخوانده»، «اینک آخرالزمان»، «مکالمه»، «جولیا»، «بیمار انگلیسی» است.
خاویر ناوارت اهنگساز «کودتای ۵۳» نامزد جایزه ی اسکار برای موسیقی فیلم «هزارتوی پن» بوده است.
@ELDialectico
از مرگ که بیدار شوی
خودت را
در آغوشِ من خواهی یافت
خواهم بوسیدَت
و بسیار خواهم گریست...
▪️ریچارد براتیگان
▪️ترجمه: محمدرضا مهرزاد
◼️ @ELDialectico
🔸من اعتراف میکنم که آشفتهام، که نمیدانم چه کسی هستم. اما اکیدا توصیه میکنم که همگی دست یکدیگر را گرفته و مشترکا اعتراف کنیم که همه پریشانیم و نمیدانیم چه کسی هستیم.
ما همگی خواهان آن هستیم که بدانیم چه کسی هستیم و معنای زندگیمان چیست. این؛ دلمشغولی اول، آخر و همیشگی ماست. این؛ شور زندگی ماست و هیجانی است عمیقا دینی؛ زیرا خوب یا بد، ما صرفا زندگی نمیکنیم بلکه شگفتزده میشویم که چرا؟ خوب یا بد، ما صرفا زندگی نمیکنیم بلکه رویای چیزهای را که هرگز نداشتهایم در سر پرورانده و حیرتزده میشویم که چرا نه؟
📕اینک دین (سرشت ایمان در عصر مدرن)
▪️جان دی.کپیوتو
@ELDialectico
🔸بعد از جنگ جهانی دوم، نوجوانان هم در کشورهای دموکراتیک کم کم اهمیت پیدا کردند. چون این دوران آغاز دوران جامعهٔ مصرفگرا بود و نوجوانان وقتی تبلیغ محصولاتی جوانانه را میدیدند، از پدر و مادرشان میخواستند آن را برایشان بخرند. در جامعه مصرفی، نسل تازه کودکان در وفور نعمت و فراوانی بزرگ میشدند و کفش و کلاه و مدادرنگی و لوگو داشتند و وقتی پدر و مادرشان به آنها میگفتند که چطور پابرهنه به مدرسه میرفتند یا از کفش و کلاه خواهر و برادر بزرگترشان استفاده میکردند، به آنها میخندیدند.
و این بچهها، وقتی بزرگ شدند، کم کم شروع به غر زدن کردند که جامعهٔ مصرفی آدمها را بردهٔ خودش میکند و باید تمهیدی اندیشید تا جهانی خلق کرد که در آن هیچکس به بردگی کشیده نشود.
📕شهر فرنگ اروپا
▪️پاتریک اوئورژدنیک
▪️خشایار دیهیمی
@ELDialectico
