853
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+230 天
帖子存档
شوک درمانی
از توییتر نادر فتوره چی
میدانید چرا دولت قادر به کنترل و مهار قیمت ارز و سکه نیست؟
چون اصلا قرار نیست آنها را کنترل و مهار کند!
«ناکارآمد»است؟بله،اما این موضوع ربطی به کارآمدی ندارد!
قیمت سکه به 4.5میلیون و دلار به 12 هزار رسیده،چون شما در مرحله چهارم«شوک درمانی»قرار دارید.
رشته توئیت زیر را بخوانید:
1-کتاب «نائومی کلاین» با نام «دکترین شوک» یک دهه قبل تمامی مراحلی که امروز درحال تجربه آن هستیم را به ترتیب و نوبت تشریح کرده است.
مکانیزم عمل«شوک درمانی اقتصادی»،درست شبیه مکانیسم عمل«شوک درمانی روانی»ست: ایجاد یک ضربه مهیب به قربانی،خالی کردن ذهن او و سپس در اختیارگرفتن کنترلش.
2-شوک درمانی روانی،طرح دکتر«ایوون کامرون»بود که از طریق وارد کردن«شوک الکتریکی»،به گفته خودش «موجب میشود ذهن به لوح های پاک و نانوشته تبدیل شود که بتوان روی آن نوشت».
جملهای که جرج اورول در کتاب«1984»اینگونه نوشت:« اونقدر فشارتون میدیم تا خوب تخلیه شید.بعد خودمون پرتون می کنیم».
3-شوک درمای اقتصادی،الگویی مشابه شوک درمانی روانی دارد:بهربرداری از«فرصت» یک «فاجعه»(جنگ،زلزله، سقوط بازار، تحریم اقتصادی و ...) برای «افزایش قیمتها» و «کاهش تعهدات دولت به شهروندان» و سپس بهرهگیری از استیصال قربانی برای انطباقپذیر کردن او با «شرایط جدید».
4-مکانیزم عمل «شوک درمانی» چه در عرصه «رواندرمانی»، چه در «اقتصاد سیاسی»، به زبان سادهتر این است:
وقتی مشت اول را زدی و قربانی گیج شد، از گیجی استفاده کن و مشت دوم را محکمتر بزن
5-نخستین مورد از «شوک درمانی اقتصادی» در شیلی به وقوع پیوست. جایی که «میلتون فریدمن»، استاد دانشگاه شیکاگو به همراه جمعی از دانش آموختگانش، پس از کودتای پینوشه در سال 1973 به کاخ ریاست جمهوری شیلی نقل مکان کردند و به سمت «مشاور اقتصادی پینوشه» منصوب شد.
6-او به پینوشه توصیه کرد:«دولت جدید حدوداً 3تا6ماه وقت دارد و اگر از فرصت استفاده نکند و دست به اقدام نزند، دیگر فرصت مشابهی نخواهد یافت».
منظور از تغییرات این بود:کاهش مالیات،آزادسازی تجارت،خصوصیسازی آب،برق و تلفن،قطع بیمههای اجتماعی، آزادسازی قیمت سوخت،برداشتن تمامی سوبسیدها.
7-شیلی پس از کودتا، توسط فریدمن لقب «آزمایشگاه» گرفت. بعدها دولت تاچر با سرکوب اتحادیههای کارگری و شکستن «اعتصابات» نسخه فریدمن را اجراء کرد. عراق پس از اشغال، نیو اورلئان پس از طوفان کاترینا، روسیه پس از فروپاشی،آرژانتین دوران «ژنرال ها» و لهستان پس از اشغال نمونههای دیگرند.
8-نتیجه «شوک درمانی» فریدمن در «آزمایشگاه شیلی» این بود: 30سال رکودتورمی، زندگی بیش از 40درصد جامعه زیر «خط فقر»، تشکیل طبقه نوکیسه ابرسرمایهدار(با آقازادهها و خانمزادههای ریچکیدز) که به خود لقب «کارآفرین» دادهاند و همه نیز «خیریه» دارند!
9-ما تا کنون سه مرحله از «شوک درمانی» را تجربه کردهایم:
مرحله اول:دهه 70 و استفاده از گیجی جامعه پس از جنگ و تصویب قانون خصوصی سازی
مرحله دوم: دهه 80 قطع سوبسید و برنامههای حمایتی با نام «طرح تحول اقتصادی» و «هدفمندی»
مرحله سوم:شوک قیمتی 93 و افزایش 3 برابری تمام کالاها و خدمات
10-شیوه عمل شوک درمانی مرحله چهارم:
الف-افزایش3برابر قیمتها
ب-ایجاد شرایط ذهنی جامعه با کمک رسانهها برای افزایش بیشتر
ج-وحشت درجامعه
د-ایجاد نمایش«تلاش برای مهار قیمت»
ه-ایجاد احساس رضایت از بیشتر نشدن قیمتهای پیشبینی شده در رسانهها
و-افزایش بیشتر قیمتها
ز-تثبیت 3برابر قیمتها
11-دعوای رسانهای«ناکارامدی»نباید ما را گول بزند.دولت میتواند با بازگرداندن وجوهی که بشکل«وام» به آقازادهها داده،بازگرداندن دلارهای خارج شده توسط وابستگان و بستگان،بازپسگیری دارایی«خصوصی/غارت شده»و دهها برنامه دیگر،قیمتها راکنترل کند اما نمیکند،چون این مرحله چهارم«شوک درمانی»ست.
12-مقدمات«تغییر رفتار»با چشمانداز دستیابی به اقتصاد بازار آزاد( مثلا اقتصاد پویا)مستلزم این شوک قیمتیست.ما بزودی بعد از پایان رجزخوانی به بازار جهانی خواهیم پیوست و قیمتها باید بر اساس وزنمان در بازارجهانی«واقعی»شود: سقوط پول ملی به معنای ارزان شدن نیروی کار و ابزار تولید است.
13-برای آنکه انگیزه حکومت در چینش دردناک این مقدمات «پیوستن» به بازار جهانی از طریق وارد کردن «شوک قیمتی» را بهتر درک کنید، زمزمه عضویت در معاهده پالمرو(FATF)، زمزمه اقتصاد بدون نفت(توریسم) و اجرای طرح کارورزی را مد نظر داشته باشید
14-بر اساس
FATF،ایران با نشان دادن«اولین سیگنال نورمالیزاسیون»آماده مذاکره برای پیوستن به«بازار جهانی» میشود و سپس با توجه به سقوط شدید ارزش پول ملی «کارگر ارزان» یکی از «محصولات»ش در بازار جهانی خواهد بود که بعد از اجرای «اصلاحات نمایشی-بن سلمانی»، میتواند با آن«نمایش رونق»بدهد
@ELDialectico
👇🏻
آیا سرنوشت چیزی جز این است که سهم خود را از بار رنج به دوش بکشیم و جاممان را تا به جرعه ی آخر بنوشیم؟
-حال اگر آن پیاله که خداوند از آسمان بر لبان پسر خود نشاند حتی بر او تلخ بود،
چه ضرورت دارد که من بزرگی بفروشم و وانمود کنم که به کامم شیرین است؟
و در آن ساعت هراس انگیزی که تمامی وجودم در تردید میان بودن یا نبودن می لرزد،
در آن لحظه که گذشته مثل رگه ی آذرخش یک آن ورطه ی تاریک آینده را نشانم می دهد و بعد تاریکی زمین را فرا می گیرد،
و جهان همراه من سقوط می کند، چه حاجت به آن که شرمگین باشم؟
📚 رنجهای ورتر جوان
👤 گوته
@ELDialectico
افسردگی بهایی است
که انسان برای شناخت خود میپردازد.
هر چقدر به زندگی بنگری
به همان مقدار هم عمیق تر
رنج می کشی .
👤 اروین د یالوم
📚 وقتی نیچه گریست
@ELDialectico
هلنا: از اینکه داری پیر میشی
ناراحت نیستی؟
ایزاک: معلومه که نه، همه چیز داره
بدتر میشه. آدمای بدتر، هوای بدتر،
جنگ های بدتر و..
خوشحالم که دارم میمیرم
فانی و الکساندر
اینگمار برگمان
@ELDialectico
من صید دیگری نشوم
وحشی توام
اما تو هم برون مرو
از صیدگاه خود
وحشی بافقی
@ELDialectico
فوتبال به مردم چیزی را عرضه می کند که تا کنون کمتر از آن بهره مند بوده اند فرصت تفریح کردن، لذت بردن، نگران و هیجان زده شدن، احساس پرشور خاصی داشتن که روال عادی روزمره کمتر چنین چیزی را عرضه می کند یک بازی خوب فوتبال فوق العاده پرشور است و جذاب زودگذر است و نامتعالی و بی ضرر تجربه ای که در آن معلول همزمان با علت ناپدید می شود این ورزش عشق است به فرم پدیده ای تماشایی است که حس فیزیکی، احساسی و آنی را تعالی نمی بخشد، که بر خلاف مثلاً یک کتاب یا یک نمایشنامه کمتر ردی بر خاطره باقی می گذارد و باعث غنا و یا فقر معرفت نمی شود و جذابیتش در همین است، در همین که هیجان انگیز است و دلالتگری میان تهی
ماریو بارگاس یوسا
(از گزارش هایی که در جام جهانی ۱۹۸۲ در مقام خبرنگار نوشت)
@ELDialectico
یکم مهرماه، ۷۸ سالگیِ خسرو آواز ایران؛استاد محمدرضا شجریان
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
@ELDialectico
«بیا برای یک بار هم که شده، به بهترین وجه، نمایندهی این نژاد متعفنی باشیم که تقدیری ظالمانه ما را به آن منتسب کرده بیا به خاطر بیاریم که همه ما دیوانه به دنیا آمدهایم اما فقط برخیمان دیوانه میمانیم»
در انتظار گودو
ساموئل بکت
@ELDialectico
یادداشتی از محمد آقازاده
زن یا مردی که حاضرند به قیمت نابودی خود زندگی همسرشان را نابود کنند ، کارفرمایی که تن به ورشکستگی می دهد ولی امتیاز کوچکی به آنی که با او کار می کند نمی دهد ، همشهری هایی که به دلیل یک مرافعه کوچک و بی معنا کمر به قتل هم می بندند ،دولتهایی که حاضرند جهان را با جنگهای بی پایان نابود کنند تا با دیگر کشور متحد شوند و کره زمین را از نابودی نجات دهند نماد روشنی از حاکمیت شر،خشونت و نفرتی اند که در ناخودآگاه فردی و جمعی آدمیان کمین کرده اند تا زندگی را مبدل به دوزخ کنند.
این خود و دیگر تخریبی توامان پرسشی مهم و اساسی را پیش روی بشر قرار می دهد، آیا می توانیم به جامعه یی راه بکشد که اصولا خشونت منتفی شود و یا شر بخشی جدایی ناپذیر از تقدیر آدمی نباشد . پرسش را به شیوه دیگر می توان صورت بندی کرد آیا زندگی به تمامی اخلاقی ممکن است و یا اخلاقی معنای خود را از قدرتی می گیرد که محل تولد خیر و شر به صورت توامان است
فلاسفه بسیاری در این مورد سخن گفته اند ولی هرگز به پاسخی نرسیده اند که شواهد تاریخی و تجربی آنرا تائید کرده باشند . صفحات تاریخ سفید می ماند اگر جنگ و شرارت بخشی بزرگی از آن نمی شد . بشر می میرد و هستی پایدار مادی ندارد و خود را در برابر طبیعت بی پناه می یابد و به گونه یی می خواهد از ترس و لرزش های هستی شناسانه اش با سلطه جویی و ثروت اندوزی خلاص شود و حس جاودانگی کند ، اما این تمنای محال است . به همین دلیل این اراده با اراده های دیگر در تضاد قرار می گیرد تولید خشم ، ناتوایی و نفرت می کند و در درون این مثلث خشونت خود را مدام بازتولید می کند
انسان غرق زندگی روزمره نمی تواند از غرایز حیوانی پست به قلمرو اخلاقی گذر کند.ما درون امر پاتولوژیک زندگی می کنیم و به همین دلیل برای رهایی از شرارت یا باید از کلیت زندگی جمعی کناره بگیریم و منزوی شویم و در تنهایی به پالودن کردن خود بپردازیم و یا با ایجادهای الگوهای رفتاری دیگر جهان را به سمتی ببریم که منافع همگان در ذیل روابط انسانی تضمین شود . این رویدادی است که تا کنون به صورت تجربی رخ نداده است ولی همین ایده است که امکان رهایی از شر را پیش روی ما قرار می دهد و این امید را در ما زنده نگاه می دارد که امکان تولد بشر دیگر ممکن است .
در صحنه واقعی خواست خوب بودن وقتی با اراده های شرور مواجهه می شود یا باید قربانی شدن را بپذیرد و یا با عمل نیروی راه شر را سد کند . راه دیگر آنست ضمن ایستادگی در برابر امر شرور فاصله خود را با شر حفظ کنیم و به هیچ عنوان شبیه دشمنی نشویم که منطق اش را به ما تحمیل می کند در همان حال که ممکن است از ما شکست می خورد.
@ELDialectico
من خسته ام، تو خسته ای آیا شبیه من؟
یک شاعر شکسته ی تنها شبیه من
حتی خودم شنیده ام از این کلاغها
در شهر یک نفر شده پیدا شبیه من
امروز دل نبند به مردم که می شود
اینگونه روزگار تو - فردا - شبیه من
ای هم قفس بخوان که ز سوز تو روشن است
خواهی گذشت روزی از اینجا شبیه من
از لحن شعرهای تو معلوم می شود
مانند مردم است دلت یا شبیه من
من زنده ام به شایعه ها اعتنا نکن
در شهر کشته اند کسی را شبیه من
نجمه زارع
@ELDialectico
هرچه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشترِ آنچه در این روزها نبشتم، همه آن است که یقین ندانم که نبشتناش بهتر است از نانبشتناش.
ای دوست؛ نه هرچه درست و صواب بُوَد روا بُوَد که بگویند…
و نباید در بحری افکنم خود را که ساحلاش پدید نبُوَد و چیزها نویسم بیخود که چون واخود آیم بر آن پشیمان باشم و رنجور.
ای دوست؛ میترسم و جایِ ترس است از مَکرِ سرنوشت...
حقا و به حرمتِ دوستی که نمیدانم که این که مینویسم راهِ سعادت است که میروم یا راهِ شقاوت؟
و حقا که نمیدانم که این که نبشتم طاعت است یا معصیت؟
کاشکی یکبارهگی نادان شدمی تا از خود خلاصی یافتمی!
چون در حرکت و سکون چیزی نویسم، رنجور شوم از آن بهغایت و چون در معاملتِ راهِ خدا چیزی نویسم هم رنجور شوم.
چون احوالِ عاشقان نویسم نشاید، چون احوالِ عاقلان نویسم هم نشاید.
و اگر هیچ ننویسم هم نشاید و اگر گویم نشاید و اگر خاموش گردم هم نشاید.
اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید و اگر خاموش شوم هم نشاید
و اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید...
رسالهی عشق
عینالقضات همدانی
@ELDialectico
اگر شما گیوتین را به جلو صحنه آوردهاید و آن را با این شادمانی و افتخار افراشته و به آسمان رساندهاید فقط برای این است که "بریدن سر از همه کار آسانتر است و پروردن اندیشه در سر از همه کار دشوارتر". شما تنبلید! پرچم شما کهنه پارچهای بیش نیست... نماد ناتوانی.
فئودور داستایوفسکی
تسخیرشدگان
@ELDialectico
مرد: این زخمها بسته شدنی نیست.میشنوی؟ کهنه است اما مرهم ناشدنی است. هر روز از آن خون تازه بیرون میآید.
تارا: از کِی؟
مرد: از دمی که تو را دیدهام!
چریکهتارا/بهرامبیضایی
@ELDialectico
۳۰ شهریور روز جهانی یکی از ترسناکترین نامها در دنیای پزشکی،" آلزایمر " است
هر سه ثانیه یک نفر درجهان به آلزایمر مبتلا می شود
شاید یک روز همدیگر را فراموش کنیم...
کمی با هم مهربان باشیم
@ELDialectico
من تصور میکنم بهترین تعریفی که میتوان از انسان کرد این است: انسان عبارت است از موجودی که به همه چیز عادت میکند
خاطرات خانه مردگان
فیودور داستایوفسکی
@ELDialectico
این پیام حسین را که "پیرو میخواهد و در هر عصری و هر نسلی پیرو میطلبد"
ما خاموش کردیم، به مردم گفتیم که حسین اشک میخواهد، ضجه میخواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار میخواهد.
حسین وارث آدم
علی شریعتی
@ELDialectico
ای مسیح! این نیز بیهوده بود. نزدیک به دوهزارسال گذشته است و هنوز تو را به صلیب میکشند. پس کِی تو را به صلیب نخواهند کشید و جاودانه میان ما خواهی ماند؟!
مسیح باز مصلوب
کازانتزاکیس
@ELDialectico
