.....کلبه شعر.....
前往频道在 Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
显示更多599
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
..دلم جنگل .. دلم باران .. دلم مهتاب میخواهد
دلم یک کلبه ی چوبی کنار آب میخواهد
چنان دلگیرم از دنیا که ترجیحا دلم شعری ...
پر از تصویر موزون و خیالی ناب میخواهد
قلم , دستم به دامانت , بکش یک دسته مرغابی
که دل آرامشِ محضِ لبِ تالاب میخواهد
جهانی خالی از وحشت , نه کفتار و نه سگ باشد
دلم یک جنگل سبزِ پُر از سنجاب میخواهد
بِکِش یک کودک ساده , که از اسباب بازیها
نه شمشیرو نه نارنجک , فقط یک تاب میخواهد
تمام حس شعرم را بگنجان در غزل امشب
که این تصویر رویایی فقط یک قاب میخواهد
اتاقی از اقاقی را برایم فرش کن در شعر
که ذهن خستهِ ی شاعر دو ساعت خواب میخواهد
#محمدرضا_نظری
@hamnafasane1
..شبی در شرشر باران تو را بیدار خواهم کرد
و با زیباترین رویای خود دیدار خواهم کرد
چه دنیایی برایم ساختی با خود، که بعد از این
جهانی را بدون دیدنت انکار خواهم کرد
شبیه خون در رگ های من حکم نفس داری
تو را هر لحظه در قلب خودم تکرار خواهم کرد
برایت هدیه آوردم ، دلی با عطر تنهایی
اگر حتی نخواهی باز هم اصرار خواهم کرد
پس از این من به جز مضمون تو چیزی نخواهم داشت
برای عاشقی چشم تورا معیار خواهم کرد
چرا راحت نگویم ماه من، من عاشقت هستم
بگویی هر کجا هر لحظه ای اقرار خواهم کرد
#عرفان_یزدانی
@hamnafasane1
..همه مستیم ولی کیست که عاشق باشد؟
با دل گم شده از خویش موافق باشد؟
بستر باغچه گرم است که مریم شدهایم
کیست در داخل مرداب ، شقایق باشد ؟
وقت شادی همه لبخند تو را میبوسند
خوشتر آن دوست که همشانهی هق هق باشد
فرصت آینه سنگ است بزن تا شاید
پشت آیینه خداوند حقایق باشد
عشق، دریای جنون است و خطر، میبایست
دل در این ورطهی پر حادثه قایق باشد
گوهرت را به کسی بخش که لایق باشد
نه که دل دل زدنت، آینهی دق باشد
#سید_مهدی_مهدوی
@hamnafasane1
..مستِ عشقم، کَس ببیند گویدم دیوانهای
من نه آن مستم که نوشد باده از پیمانهای
مستِ آن یارم که دارد با نظر لطفی به من
من به اعجاز از نگاهش میشوم مستانهای
آنکه در بازارِ بیرحمی به جانان دل دهد
خانه یِ قلبش نگردد جایِ هر بیگانهای
غافلان دولت سرا دنبالِ جانان میروند
چشمِ دل وِی را ببیند همرهِ بیچارهای
آنکه درمانی کُند دستی بگیرد در خَفا
اینچنین بر شمعِ جانان میشود پروانهای
#وحید_میهن_زاد
@hamnafasane1
..ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی
درد خود با که بگویم که ، تو درمان منی
دین و دنیا و همه هستی من رفته به باد
هیچ سرمایه مـرا نیست ، تو ایمان منی
یاد تو روشنی ذهن پریشان من است
در شب تیره هـجران ، مه تـابـان منی
کور دل بودم و با عشق تو بینا شده ام
روشنـی بـاد ترا ، ای که تو چشمان منی
زنده کردم دل پژمرده به عشقت ، ای دوست
امشبی را در این خانهِ دل ، تو مهمان منی
@hamnafasane1
..عاشق شدنم حاصلِ چشمانِ شما بود...!!
از عشق سرودن، همه از لطفِ خدا بود...
عاشق که شدم دیدنِ رویت کوپنی شد
سهمیّهیِ بیچاره دلم، قهر وُ جفا بود...!
قلبم «عَمَلی» شد، به تو معتاد شدم من
این عادتِ بد، تشنهیِ یک ذرّه وفا بود...!
من سادهتر از سادگیام، عکسِ شواهد!
این سادگیام منشاءِ هر خبط وُ خطا بود...!
از غیرتِ مردانهیِ ما واهمه کردی
انگار که در غیرتمان مارِ بوآ بود...!
حالا که تو دل بردی وُ من غیرتِ محضم
یادت نرود وعدهیِ ما حُجب و حیا بود...!
بیشوخی اگر دلبر و عشقم تو نبودی
دنیایِ من وُ آخرتم رویِ هوا بود...
@hamnafasane1
..تو که باشی غزلِ چشم قشنگت کافیست
طعم شهد عسلِ چشم قشنگت کافیست
همه ارکان غزل با تو نفس میگیرند
مثل ضربالمثل چشم قشنگت کافیست
سر چشمان تو با آینه دعوا داریم
با تو حتی جدل چشم قشنگت کافیست
ما نوشتیم غزلهای پر از عاطفه را
بانگ خیرالعمل چشم قشنگت کافیست
ما در آغوش پریشان تو جاری شدهایم
شرح بیتالغزل چشم قشنگت کافیست
تا "پرستش" نکنی عشق غزل کافی نیست
بعد باران اجل چشم قشنگت کافیست
@hamnafasane1
..بوسه می خواهم. ولی باهرلبی مقدورنیست
هرلبی درشان لبهای من مغرورنیست...
من لبان خاصم طعم خودم رامیدهند
مزه ام شیرین وتلخ وتندوترش وشورنیست
بوی دودپختگی داریم وطعمی سوخته
ویژگیهایی که باطعم جدیدی جورنیست
طعم لبها لب به لب پیچیده درهم گم شود
هرج ومرج است این ومی دانیم در دستور نیست
گفته انداعضاو روح جان ماراحرمتیست
اعتقادی اززمان هایی که چندان دورنیست
سنتی ترهستم اینهااعتقادات منند
آن که میخواهد. بخواند آن که نه مجبورنیست
@hamnafasane1
..دوستت دارم..چرایش پای تو،
ممکنش کردم،محالش پای تو
میگریزی از من و احساس من
دل شکستن هم ،گناهش پای تو
آمدی آتش زدی بر جان من
درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو
من اسیرم در میان آن دو چشم
قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو
سوختم،آتش گرفتم زین سبب
آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو
پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو...
@hamnafasane1
..ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم را
اشعار مرا خوب بخوانی و ببینی اجلم را
از درد دلم پیر شدم تاب و نفس رفت
ای کاش تو بودی که بگیری بغلم را
یک عمر به قلبم زده ام حسرت آنکه
یک لحظه بمیرم که ببینم عسلم را
من خیره شدم بر تو و آن چشم قشنگت
شاید تو ببینی رخ زرد و خجلم را
در پیش خدا شافی من از غم خود باش
تا بلکه خدا هم بپذیرد عملم را
@hamnafasane1
..ای لبت بادهفروش و دل من بادهپرست
جانم ازجام می عشق تو دیوانه ومست
تا ابد مست بیفتد چو من از ساغرعشق
می پرستی که بود بیخبر از جام الست
تو مپندارکه ازخودخبرم هست که نیست
یا دلم بستهٔ بند کمرت نیست که هست
آنچنان در دل تنگم زده ای خیمهٔ انس
که کسی را نبود جزتو درو جای نشست
همه را کار شرابست و مرا کار خراب
همه راباده به دستست ومرا باد بدست
#خواجو_کرمانی
@hamnafasane1
..نمیداند دلِ تنها میان جمع هم تنهاست
مرا افکنده در تُنگی که نام دیگرش دریاست
تو از کِی عاشقی ؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریهام فهمید مدتهاست ، مدتهاست
به جای دیدن روی تو ، در خود خیرهایم ای عشق !
اگر آه تو در آیینه پیدا نیست ، عیب از ماست
جهانْ بی عشق ، چیزی نیست جز تکرارِ یک تکرار
اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد ، اینجاست
من این تکرار را چون سیلیِ امواج بر ساحل
تحمل میکنم هر چند جانکاه است و جانفرساست
در این فکرم که در پایان این تکرارِ پی در پی
اگر جایی برای مرگ باشد ، زندگی زیباست !
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
..ضربانم نه به دلخواه،... به هم می ریزد
نفسم بند و به یک آه،... به هم می ریزد
نشدی دور تو از منظر من،... هر لحظه
سر شب تا به سحرگاه،... به هم می ریزد
زده ای طعنه به مهتاب درخشان حتّی
با تواَم،... از تو دلِ ماه به هم می ریزد
نزدی سر به من امّا،... سر سودا دارم
بزنم سر به،... ولی راه به هم می ریزد
مثلاً ؛ شاهم و بانوی منی،... عاشق باش
که ببینی دل یک شاه،... به هم می ریزد!؟
به هر احوال دلم در تب عشقت افتاد
ضربانم، نفسم، گاه،.. به هم می ریزد...
#جواد_کریمی
@hamnafasane1
..لبخند بزن حوصلهی ناز ندارم
نازکدلم و جز تو همآواز ندارم
یک عمر نشستم که سرانجام بیایی
بی تو، هوس لحظهی آغاز ندارم
تا اوج رسیدن به تو، آرام گرفتم
با بودن تو، حسرت پرواز ندارم
در صفحهی شطرنج دلم مات تو گشتم
فرمان بده از هول تو، سرباز ندارم
شورید خیالم، به تمنای تو رقصید
ای وای که من ماندهام و ساز ندارم
نقطه سر خط، عشق از آغاز غلط بود
پیغمبر احساسم و اعجاز ندارم...
#بهناز_سمیعی_نژاد
@hamnafasane1
..می شود روزی بیایی ما دوتا خلوت کنیم؟
چای در فنجان هم،شب تا سحر صحبت کنیم؟
سیب سرخ خنده از لبهای تو برچینم و-
خنده را ما کودکانه بین هم قسمت کنیم
بال مان را سوی هم بی واسطه پر وا دهیم
از هم آغوشی هم احساس امنیت کنیم
من تو را پنهان کنم در سینه ام مانند گنج
حاضرم جانم!عیارش را گرانقیمت کنیم
چشمها از جنس بدخواهی به سویم خیره اند
این حسادت را به سر ما تاجی از عزت کنیم
من خزانم رو به سرما میروم شاید شود
تا بهاری از زمستان خدا سرقت کنیم
هر که گفته ست" آرزو هم بر جوانان عیب نیست"
عیب باشد گر به تنهایی خود عادت کنیم
#محمد_شهریار_اسدی
@hamnafasane1
..همه مستیم ولی کیست که عاشق باشد؟
با دل گم شده از خویش موافق باشد؟
بستر باغچه گرم است که مریم شدهایم
کیست در داخل مرداب ، شقایق باشد ؟
وقت شادی همه لبخند تو را میبوسند
خوشتر آن دوست که همشانهی هق هق باشد
فرصت آینه سنگ است بزن تا شاید
پشت آیینه خداوند حقایق باشد
عشق، دریای جنون است و خطر، میبایست
دل در این ورطهی پر حادثه قایق باشد
گوهرت را به کسی بخش که لایق باشد
نه که دل دل زدنت، آینهی دق باشد
#سید_مهدی_مهدوی
@hamnafasane1
..ناز چشمت میخرم، بایدبمانی پیش من
دم به دم عاشقترم، باید بمانی پیش من
گفتم از رفتن نگو،هی حرف رفتن میزنی
جانم اصلا من کرم ،بایدبمانی پیش من
محرمم با تو عزیزم،معصیت پای خودم
موردی من کافرم ،باید بمانی پیش من
بشکن هرچه می رسد دستت که چه آتش شدی؟
تو بدی؟من بدترم ،باید بمانی پیش من
اینقدر شاکی نشو،قصدم که آزار تو نیست
عاشقم خیر سرم ،باید بمانی پیش من
اینهمه از تو نوشتم،در خیالم شاعرم
دل زتو من میبرم،باید بمانی پیش من
@hamnafasane1
..نیستی!آغوش من، احساس سرما می کند
پنجـره تـن لـرزه هایم را، تمـاشـا می کند
صبح تا شب در اتـاق کـوچکی زنـدانی ام
هر كسی بامن سر این عشق دعوا می کند
زخم بـر خـود میـزنم تـا درد از حد بگذرد
بعـد تـو تنهـا مـرا، انـدوه ارضـا می کنـد
میگـذارم سر بـه روی شانـه ی تنهـایی ام
غـم بسـاط اشک هـایـم را، مهیّـا می کند
بالشۍکه شاهد هق هق زدنهای من است
توی گوشم با همان لحن تو نجوا می کند
حال دنیـایم وخیم است و نگاهم عشق را
از سکـوت کهـنه ی عکست، تمنـا می کند
بی تـو بر تصویر تلـخ زنـدگی زل می زنم
مـرده ای در آیـنـه، گـاهـی تقـلا می کند
#بهاره_ظریف
@hamnafasane1
..مثل پاییز که در روح و تنم جا مانده
رفتم از یاد تو و آمدنم جا مانده!
آسمان بودی و پیش تو کبوتر بودم
گوشهی شانهی تو پر زدنم جا مانده
مرز آرامش من شانهی پر مهر تو بود
عطر آرامش من در وطنم جا مانده
خستهام! درد دلم قابل جراحی نیست
یاد تو در همه جای بدنم جا مانده
مثل مرداب در ابعاد خودم محصورم
پشت رویای تو دریا شدنم جا مانده
قدر دیدار تو، اندازهی یخ کردن چای!
طعم خوشبختیمان در دهنم جا مانده
من میان همهی خاطرهها جا ماندم
مثل پاییز که در روح و تنم جا مانده
@hamnafasane1
..مهمان شرابم کن،مست از می نابم کن
پیرانه سرم جانا،برخیز و شبابم کن
پر کن قدحی یارا، ای لعبت بزم آرا
بیرون زغمم بنما،بی رنج و عذابم کن
عمریست که در عُزلت،با رنج غم و محنت
از این جگر سوزان،مهمان کبابم کن
یک جام نخواهم خورد،فرجام نخواهم برد
در معرکهٔ امشب،دیوانه خطابم کن
آنقدر بنوشانم، تا عیب بپوشانم
مستانه برونم کن،ملزم به شتابم کن
سازی بزن ای مطرب،بی پرده وبی حاجب
با سوز دل سازت امشب تو به خوابم کن
آن ناصح مشفق گفت،آن دلبر عاشق گفت
می نوش وبه تقوا گو..گو اینکه جوابم کن
ما جامه نیالودیم،با مهر نیاسودیم
با جامهٔ زهد امشب باز آی و خرابم کن
#ناصرتهرانی
@hamnafasane1
