.....کلبه شعر.....
前往频道在 Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
显示更多740
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1030 天
帖子存档
.
.....هزاران بار می ڪَویم؛
ٺو را من دوسٺٺ دارم !
و ثابٺ می ڪنم ٺا
قصه ها سازند و افسانه.....!
پناهم باش و چون سایه،
بمان روی سرم هرجا،
ٺو را دارد چه غم دارد؟
دڪَر این قلب دیواااااانه......!
(گفتی نه ...)
به توگفتم که بمـان عاشقی آغاز کنم گفتی نه
در کنارت به سموات و زمین ناز کنم گفتی نه
محرمی نیست به جز تـو به من و بیکسی ام
سر صحبت به تو ای محرم دل باز کنم گفتی نه
بـه تو گـفتم که بدون تو اسیـرم به قـفس
خواستم با قفسـم سوی تو پرواز کنم گفتی نه
بـه مسلمانـی خود بی تو شبی شک کردم
بلکه پیغمـبر خود باشم و اعجاز کنم گفتی نه
دست بـردم که نـوازش بکنم موی تـو را
پرچم عشق تو را بر دلم افراز کنم گفتی نه
هم قدم باش در این شهر پر از غربت و درد
عاشقی رابه قدمهای تو دمساز کنم گفتی نه
به تـوگفتم کـه کسی نیست مرا سنگ صبور
خواستم مهرخودم را به تو ابراز کنم گفتی نه
#جوادالماسی(سنگ صبور)
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
(گفتی نه ...)
به توگفتم که بمـان عاشقی آغاز کنم گفتی نه
در کنارت به سموات و زمین ناز کنم گفتی نه
محرمی نیست به جز تـو به من و بیکسی ام
سر صحبت به تو ای محرم دل باز کنم گفتی نه
بـه تو گـفتم که بدون تو اسیـرم به قـفس
خواستم با قفسـم سوی تو پرواز کنم گفتی نه
بـه مسلمانـی خود بی تو شبی شک کردم
بلکه پیغمـبر خود باشم و اعجاز کنم گفتی نه
دست بـردم که نـوازش بکنم موی تـو را
پرچم عشق تو را بر دلم افراز کنم گفتی نه
هم قدم باش در این شهر پر از غربت و درد
عاشقی رابه قدمهای تو دمساز کنم گفتی نه
به تـوگفتم کـه کسی نیست مرا سنگ صبور
خواستم مهرخودم را به تو ابراز کنم گفتی نه
#جوادالماسی(سنگ صبور)
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
.....تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی
گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم
که به عمری نتوانم همه را بشمارم
باز هم گرم از این آتش جانسوز توام
سرخوش از آه و غم و درد شب و روز توام
کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آن دلی کز تو نلرزد به چه ارزد ای عشق
....تو در جان منی دردت به جانم، مهربانم
شدی با شعرهایت هم زبانم ، مهربانم
ندارم همدمی جز خلوت دنج خیالت
که در رؤیا شده هم آشیانم، مهربانم
مرا جز وسعت آغوش تو دنیا نباشد
تمام باورم ! هستی جهانم ، مهربانم
زده آتش تب طوفان چشمت بر وجودم
قرار ساحلم ،عشق نهانم، مهربانم
اگر حتی نبینم تا ابد برق نگاهت
خیالت گشته تنها کهکشانم، مهربانم
دل "زیبا" همیشه تنگ چشمان تو باشد
تو ای خورشید عزت، سایبانم ،مهربانم...
....به کجا پر بزنم؟تا دل من وا بشود
یا کمی چشم ترم غرق تماشا بشود
بی تو انگار که شب را به تنم دوخته اند
باش! تا در دل من مطلع فردا بشود
مثل اشعار پر از نغز "رهی" می مانی
که بعید ست دگر مثل تو پیدا بشود
وه چه امید محالی ست که باشم چون تو
چه کسی دیده که یک برکه چو دریا بشود؟
این دل آینه ی خرد تو را کم دارد
تا که از برق دو چشمان تو زیبا بشود
خسته ام! زین همه کابوس که در من جاریست
کاش باشی که جهانم همه رویا بشود...
....عشق را مهمان قلبت میکنم حالا ببین
هرچه میخواهد دلت در عشق را یکجا ببین
ارزو کردی ببینی عاشقی دلخسته را
چشم وا کن عاشق دلخسته ی خود را ببین
عشق را در مکتب دلدادگان اموختم
حس ناب عشق را از عالم بالا ببین
من که زیبا دیده ام دلبستگی را پس تو هم
عشق را دور از پلیدی باز هم زیبا ببین
بار دیگر عاشقی از سر بگیر و باز هم
عاشقی ،را با دل مجنون و بی پروا ببین
.....اینکه در شعر فقط اسم تورا آوردم
به تودرشعر فقط عرض ارادت کردم
حرف دل بود،فقط من غزلش می کردم
دل که شاه است ومنم برده اطاعت کردم
دل به من گفت که ازدوری تو نالان است
اینچنین شد که منم ازتو شکایت کردم
قول دادم که بگویم سخنش رادرشعر
شاید از عاشق دلخسته حمایت کردم
حرفش این بودشکستیم.... بمن چه اصلا
اخم تو در نظرم ....... باز رعایت کردم
ناله می کردومنم سنگ صبورش بودم
چون نگفتم سخنش بر تو،خیانت کردم؟
....من خسته چون ندارم، نفسی قرار بیتو
به کدام دل صبوری، کنم ای نگار بیتو
ره صبر چون گزینم، من دل به باد داده
که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بیتو
صنما به خاک پایت، که به کنج بیت احزان
به ضرورتم نشیند، نه به اختیار بیتو
اگرم به سوی دوزخ، ببرند باز خوش خوش
بروم ولی به جنت، نکنم گذار بیتو
#نفسی به بوی وصلت، زدنم بِهست جانا
که چنین بماند عمری، من دلفگار بیتو
#حضرت_سعدی
....ای کاش شبیهِ من دیوانه نبودی!
خود صاحبِ این خانه و کاشانه نبودی
ای کاش که ویرانه نبودم ز ِنگاهت..
ای کاش خودت باعث ویرانه نبودی
در دامتو ام راه فراری ز قفس نیست
ای کاش خودت دام من و دانه نبودی
ایکاش درین بحرِ خروشنده ی سینه..
اندر صدفم گوهر دردانه نبودی
ای کاش که بازی ندهی قلب مرا بیش
ای کاش دگر این همه فتانه نبودی
صدبار شدم سنگ صبور تو و پیداست
یک بار برای سرِ من شانه نبودی
در خلوتِ خود گریه نمودم که نفهمی
تسکین من و اشکِ غریبانه نبودی
....با بوسه به لبهای تو، پیوند قشنگ است
این رابطه ی گرم ِ خوشایند قشنگ است
ای کاش به دورِ تو بگردم همه ی عمر
در بند توآم، آه که این بند قشنگ است !
در محضر عشقیم ، خدا شاهدمان است
لبخند بزن آینه ، لبخند قشنگ است !
با من نکند خاطرت از عشق برنجد
بیزارم از این دلهره هر چند قشنگ است !
ای قوی گلوناز ! چه زیبا شدی امشب !
بر گردنت از بوسه گلوبند قشنگ است !
در بستری از عاطفه در حال وصالیم
دریاب که این لطف خداوند قشنگ است...
#محسن_صفری
امروز داشتم مطالب کانال رو بررسی میکردم و این اولین شعری بود که در کانال کلبه شعر گذاشتم . به تاریخ 👇
18 ژانویه 2017
یادش بخیر بیشتر از ۵ ساااال
از اون روز
سپری شده ...
یاااد باد آن روزگاران یاااد باد ...
🌹🌹🌹❤️🌹🌹🌹👈
Repost from .....کلبه شعر.....
نمى دانم چرا؟ اما تو را هر جا كه مى بينم
كسى انگار مى خواهد ز من تا با تو بنشينم
تن يخ كرده آتش را كه مى بيند چه مى خواهد؟
همانى را كه مى خواهم تو را وقتى كه مى بينم
تو تنها مى توانى آخرين درمان من باشى
و بى شك ديگران بيهوده مى جويند تسكينم
تو آن شعرى كه من جايى نمى خوانم كه مى ترسم
به جانت چشم زخم آيد چو مى گويند تحسينم
زبانم لال! اگر روزى نباشى من چه خواهم كرد؟
چه خواهد رفت آيا بر من و دنياى رنگينم؟
نباشى تو اگر ناباوران عشق مى بينند
كه اين من اين من آرام در مردن به جز اينم
https://t.me/joinchat/AAAAAEF59KsanCHSin2-nQ
.....مے زند چــوب ِ دلـــم طبل تمناے تــو را
تـو ڪجائے ڪــه بجویم صنما جــاے تو را
گرچه پنهان شده اے از منِ پروانه صفت
مے ڪنم نیمه ے شب قصد تماشاے تو را
آرزویے ڪــه مـرا سر به هوا ڪــرده هنوز
به دلــم ماند و ندیدم قــد و بالاے تو را
آخر از عشق و جنون آینه را مے شڪنم
منعڪس گـر نڪند چهــره ے زیباے تـو را
سال هــــا از گــــــذر باد صبا مے شنوم
هم چنان زمزمه و خنده ے گیراے تو را
#ظهرتون_نکو
....باید از عشق بگویی همه جا با دل من
نکنی ای گل من غیر وفا با دل من
از دلم دور نشو تا که نمیرد دل من
با دل عاشق خود راه بیا با دل من
از مسیری که دلت خواست بیا در بر من
کم کن ای عشق تو این ناز و ادا با دل من
از دل عاشق و سرگشته بگو مستم کن
کار خیر است چنین عشق و صفا با دل من
هر که امد به دلم غصه ی بسیاری داد
عاشقم باش و نکن جور و جفا با دل من
شب دلتنگی من با تو سحر خواهد شد
نشود یار ، کسی غیر شما با دل من
.....هوایی در سرم دارم ، همه شور و همه مستی
چقدر زیبا شده دنیا ، زمانی که تو هم هستی
همه روز و همه شبها ، به یاد تو اسیرم من
بیاد عهد عشقی که مثال من تو هم بستی
فدای تو عزیز من که همراه منی هر دم
وجود تو پناه من به هر اوج و به هر پستی
گرفتار غم عشقت شدم من در همه حالم
که تو در عشق و مهر و ناز ، استاد و زبر دستی
وجود توست دلگرمی ، در اوج هر چه سختی ها
در این راه پر از سختی ، تو همراهی و همدستی
....مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی
مرا ازمن، مرا از قیدِ من بودن رها کردی
_دوباره روی ماهت محو شد در رشته های شب
تو با زیباییات این حرفهارا نخ نما کردی...
نماز عشق می خواندم،امامم حضرت دل بود
کنارم بی تکلّف ایستادی، اقتدا کردی
به هم نزدیک بودیم، آتش از لبهات میتابید
دلت میخواست لبهای مرا، امّا حیا کردی
من از خود نیمهای را دیده بودم "عاقل" اما تو
مرا با نیمه ی دیوانه ی من آشنا کردی...
#محمدرضا_طاهری
....من عاشق چشمان تو بودم، تو ولی حیف
افتاده به دامان تو بودم، تو ولی حیف
یک عمر به من زخم زدی، طعنه شنیدم
یک عمر پریشان تو بودم، تو ولی حیف
هرچند نبودی که بخوانی غزلت را
هرچند غزلخوان تو بودم، تو ولی حیف
گفتم که بیا عشق! بیا تازه بمانیم
یک عمر هراسان تو بودم، تو ولی حیف
تو منجی دنیای منی، عشق منی تو
من عاشق چشمان تو بودم، تو ولی حیف...
#سید_احمد_حسینی
....دیده را چون دوختم بر دیدهی شهلای تو
مردمک شد دیدهام را دیدهی زیبای تو
هر کجا چون بنگرم، پیش نظر بینم تو را
چون که جای دیده و دل گشت -یارا!- جای تو
سر نمیمانم به پای هیچکس در زندگی
آرزو دارم که -باری- سر نهم در پای تو
من خطِ بخت و سعادت را نوشتم بیخطا
لیک قُربی کو اگر نَبوَد وِرا امضای تو؟
گر شمالی میوزد سویت، دلم گردد پریش
من پریشان میشوم، اما کجا پروای تو
"عارفی" در عشق تو عارف بشد ای نازنین
میکند داناتر او را مکتبِ فردای تو...
#عارفی_سمرقندی
....آمدی، رفت ز دل صبر و قرارم؛ بنِشین
بنشین تا به خود آید دلِ زارم؛ بنشین
دل و دین بردی و اکنون پی جان آمدهای
بنشین تا به تو آن هم بسپارم؛ بنشین
آمدی کز غمِ بیرون ز شمارم پرسی
بنشین تا به تو یک یک بشمارم؛ بنشین
از برم رفتی و میمیرم از این غم -باری-
به کنارم ننشستی؛ به مزارم بنشین...
#داعی_انجدانی
