.....کلبه شعر.....
前往频道在 Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
显示更多740
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1030 天
帖子存档
.
.....اذان نڪَـفته به سویت،
نماز میخوانم.....
نـمـاز مـُستحبانـه، ....
اذان نمیخواهد...
تــوانِ صـبر مـرا بـا ،
نـڪَــاهِ سـرد نـسـنج....
قـبولِ ؏شـق شـده ،
امتحان نمیخواهد....!!
#مجتبی_خوش_زبان
.
.....منطقے نیست ڪه...
بختِ منِ دلبستهِٔ او...
به پریشانی موهاے....
سیاهش باشد...!!
؏ـاشقی جرم قشنڪَیست....
ڪه جز رسوایی ،
دلِ پُر درد ،
مجازات ڪَـناهش باشد...!!
#علی_صفری
.
.....دنیا دنیا
؏شـق در نڪَاهت...
دنیا دنیا مهر در صدایت...
یڪـ جهان خوشبختی در لبخدت..
و معنای زندڪَی در وجودت نهفته است...
#تـღـو از ڪـدام جهان آمده اے...؟!
ڪـه خاڪـ سرشتت جنس بهشت
و قلبت ضربان دار زمین است...!!
#نیلوفر_صفری
.
.....باران ڪہ ڪَرفت
غربتم را شستم
دلتنڪَی تلخ عــزلتم را شستم
يڪ شب
تو بہ خوابِ من مرا بوسيدے
يڪ هفتہے بعد صورتم راشستم ...!!
#حامدعسگرے
.
.....اے ڪہ روے تو بهشت
دل و جــان است مرا
اے ڪہ وصل تـو مراد
دل و جــان است مرا
تو زمن فارغ وآسوده
و هــر شـب تــا روز
بر ســر ڪوے تــو،
فریادوفغان است مرا
#سلمانساوجی
.
.....يارا؛ يارا
ڪَاهی دل ما را
بہ چراغ نڪَاهی
روشن ڪن
چشم تار دݪ را
چــو مسيحا
بہ دميدن آهی روشن ڪن...!!
#قیصرامینپور
#توروبیشترازخودت_دوستدارم
بامن گوش کن😘👆
#تقدیم_ب_دوستان_کانال_کلبه_شعر
.
.....در ڪنج دلم
؏شـق ڪسی
خانه ندارد
ڪس جاے در این خانهِ ویرانه ندارد ...
دل را به ڪف هر ڪه دهم باز پس آرد،
ڪس تاب نگهدارے
دیوانه ندارد....!!
#رهی_معیرے
.....از همه کس گذر کنم، از تو گذر نمی شود
مشکل تو وفای من، مشکل من جفای تو
کن نظری که تشنه ام، بهر وصال عشق تو
من نکنم نظر به کس، جز رخ دلربای تو
جان من و جهان من، روی سپید تو شدست
عاقبتم چنین شود، مرگ من و بقای تو
از تو برآید از دلم، هر نفس و تنفسم
من نروم ز کوی تو، تا که شوم فنای تو
دست ز تو نمی کشم، تا که وصال من دهی
هر چه کنی بکن به من، راضی ام از رضای تو
#مولانا
.....حالم بد است مثل زمانی که نیستی !
دردا که تو همیشه همانی که نیستی !
وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای
وقتی که نیستی نگرانی که نیستی !
عاشق که می شوی نگران خودت نباش
عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی !
با عشق هر کجا بروی حی و حاضری
دربند این خیال نمانی که نیستی !
تا چند من غزل بنویسم که هستی و
تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی !
من بی تو در غریب ترین شهر عالمم
بی من تو در کجای جهانی که نیستی ...
#غلامرضا_طریقی
.....حرفهــــا دارم اما … بزنم یا نزنم؟
با توام، با تو ،خدا را! بزنم یا نزنم؟
همه ی حرف دلم با تو همین است که دوست
چه کنم؟ حـرف دلم را بزنم یا نزنم؟
عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم
زیـر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟
گفته بودم کـه به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟
از ازل تا به ابد پرسش آدم این است:
دست بر میوهی حوا بزنم یا نزنم ؟
به گناهی که تماشای گل روی تو بود
خار در چشـــم تمنا بزنــــم یا نزنــــم؟
دست بر دست همه عمر در این تردیدم:
بزنـــم یا نزنـــم؟ هـــا؟! بزنـــم یا نزنـــم ...؟
.....بعید نیست سرم را غزل به باد دهد
و آبروی مرا در محل به باد دهد
بعید نیست و بگذار هرچه میخواهد
قبیلهام به دروغ و دَغَل به باد دهد
زبان سرخ و سرِ سبز و چند نقطه...، مرا
دوصد کنایه و ضربالمثل به باد دهد
قفس چه دورهی سختیست، میروم هرچند
مرا جسارت این راهِحل به باد دهد
چه قدر نقشه کشیدم برای زندگیم
بعید نیست که آن را اجل به باد دهد
.
....من سالهاست نشستهام ،
به انتظار روزے ڪـه دیڪَر به تو فڪر نڪنم
روزے ڪه با تو شروع نشود
و با تو ادامه پیدا نڪند..!
نشستهام به انتظار روزے ڪـه
طلوعش تو نباشی...
ڪـه لحظههایش از تو رنڪَـ نڪَیرد...
و با تو به شب نرسد...
اما عزیزم ،
"دَرد" را از هر طرف که بخوانی "دَرد" است
دُرست مثلِ #تـღـو...
ڪـه هم به خاطر
آوردنت ڪـُشندهاست
هم فراموش ڪردنت...!!
#جاوید_جوان
.
.....دوستشمیدارم و
#دوستشمیدارم..
لبخندش را فریبی نه ، ڪـه هدیه اے
میانڪَارم..
من همهے سنڪَهایش را پرستیده ام و
آتش و آب و خاڪش را...
من آفتابش را پوشیده ام و
عصارهے ماهتابش را ،
پیاله پیاله نوشیده ام....
دوستش میدارم
زمینی ڪـه #تـღـو روے آن راه می روے..!!
#رویا_زرین
.
.....سوزاندے ام ڪـه دلم خامتر شود..
وحشی شدے غزلم رامتر شود...
آهو براے چه باید زمان صید
ڪاری ڪند ڪه خوش اندامتر شود.!
جز اینڪـه از سر جانش ڪَـذشته
تا صیاد نابغه ناڪامتر شود...
آدم براے نشستن به خاڪـ تو
باید نترسد و بدنامتر شود..!!
#افشین_یداللهی
.
....چڪَونه بِسرایمت
ڪـه از این دردِ دلتنڪَـی
از این دل آشوبی جان به دَربَرَم....؟!
تمام فڪـر و ذهنم درتسخیر توست...
به هرچه می نڪَـرم تداعی می شوی...
هر چه می نویسم مسیر واژه ها
به تو می رسد...
ڪـه تهِ تهِ قلبم نشستهاے...
اے ڪـه ڪـلید دروازه هاے بهشت
در دست توست....
بڪَشاے قفل دلتنڪَـی لحظه ها را....
رد پایت را بڪَـیر و بیا
اینجا هوا هواے ؏ـاشقیست....
من به هواے #تو زنده ام
فقط باش و بمان...
دور هم باشی...
فقط باش....!!
#باران_قیصری
....باﻏﺰﻟﻬﺎﯾﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...
دﺷﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﮏ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...
ﭼﺸﻢ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣ ﺎﻧﻨﺪ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺷﮕﺮﻑ....
عڪس ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺳﻮﺍﺭﺵ ﺭﻭﯼ ﻗﺎﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ..
دﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﮏ ﻏﺰﻝ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺑﺮﭘﺎ ﮐﻨﻢ..
من ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺧﻼﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...
گر ﭼﻪ ﻣﻨﻌﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﺯﮐﻼﻡ ﺑﯽ ﺣﺴﺎﺏ...
بوسهﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﺑﯽ ﺣﺪ ﻭ ﻣﻨﻄﻖ ﻣﯿﮑﻨﻢ..
دﮐﺘﺮ ﻗﻠﺒﻢ ﻣﺮﺍ ﻣﻨﻊ ﺍﺯﻧﻤﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻦ..
خوﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺗﻮ ﺩﻕ ﻣﯽ ڪنم
....روز اول بیهوا قلب مرا دزدید و رفت
روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت
روز سوم آخ! خالی هم کنار لب گذاشت
دانهی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت
روز چارم دانهاش گل داد و او با زیرکی
آن غزل را از لبم نه از نگاهم چید و رفت
با لباس قهوهای آن روز فالم را گرفت
خویش را در چشمهای بیقرارم دید و رفت
فیل را هم این بلا از پا میاندازد خدا !
هی لب فنجان خود را پیش من بوسید و رفت
او که طرز خندهاش خانه خرابم کرده بود
با تبسم حال اهل خانه را پرسید و رفت
#بخند_ک_فدای_خنده اتم
گفتم فراق را به صبوری دوا کنم
صبرم زیاد نیست، چرا ادعا کنم؟
بوسیدمش ز دور و چنین مستم از غرور
گر بوسه بر لبش بگذارم چهها کنم
گفتم به قول خویش وفا کن، جواب داد
کی قول دادهام که بخواهم وفا کنم؟
بیم فراق دارم و باید به شوق وصل
شب تا سحر نماز بخوانم، دعا کنم ...
اشکی نماندهاست که جاری کنم ز چشم
جانی نماندهاست که دیگر فدا کنم
ای عشق، من که عقل خود از دست دادهام،
دیوانهام مگر که تو را هم رها کنم؟
زاهد به ذوق آمده از شعر من ولی
ننگا به من که ذوقی از این مرحبا کنم
#سجاد_سامانی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
