ch
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

前往频道在 Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

显示更多
740
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1030 天
帖子存档
دلم یک شاملو میخواهد که بنشیند و ستایش کند، نگاه های منتظرم را! یا یک سهراب، که مرا در قایقش جای دهد و رهایم کند از بلاتکلیفی؛ یک نیما که برایم بسراید "تو را من چشم در راهم" حالا شاعر هم نبود، نباشد من که نمرده ام! خودم آنقدر شعر به پایش خواهم ریخت که عاشق ترین شاعر دنیا شود؛ مثل تو که شاعر شدی و صدایت شد لالایی شب هایم، راستش را بخواهی ... شاملو ، سهراب ونیما بهانه است! دلم فقط تو را می خواهد... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

در فراسوی زمین چشـم براهت هستم خیـره بر لؤلوی چشمان سیاهت هستم روی مـوّاجی بی‌تاب نـگاهت هـر شب مـوج تصــویـر بـرکه و ماهت هستم رمقی نیست برای گذر عقـرب‍ـه‌هـا همـه شب شـاهد اندوه پگاهت هستم مــن بـه اندازه‌ی تنهایی تـو غمگینم بسته در قاب فقـط ناظر آهت هسـتم دلم از اینهمـه آشوب به تنگ آمده است بس که دلتنـگ تب گاه به گاهت هستم عکـس تنهای منـو سینه‌ی دیوار گچی چه کنـم بَرده‌ی افـتاده بـه چاهت هستم کاش یک ثانیه هم بی تو نمی‌شد سپری مانده در بـرزخم و چشم براهت هستم #پرویز_شالی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

دلم  گرفته  برایت... مگر  نمی دانی ! چرا  برای‌  دلم یک  غزل نمی‌خوانی؟ غزل بخوان که بمیرد میان  سینه من غم سکوت خیابان ، غمی‌ که می‌دانی‌ و بغض پنجره بشکن، ببین چه کرده غمت به این دو وادی‌ وحشت، دو چشم بارانی‌ بیا غزل به فدایت! درانتظار توام بیا صفای‌ تبستان! تب زمستانی‌! ببر مرا به نگاهی، ببر مرا گم کن نشان نمانده برایم... خودت که می‌دانی‌ بیا که پر زند از دل به موج چشمانت کلاغ شب زده یعنی‌ غم پریشانی‌ و باورت بکند بار دیگر این دل من دل شکسته‌ی‌ ساده....مگر نمی دانی ؟! شاعر: #امیر_رضا جوابیه : #رامین_راقب 👇👇 دلت  گرفته  عزیزم ،  منم  که   میدانم برای آن دل غمگین ، غزل که میخوانم غزل  برای  وجودت  ، چه ارزشی دارد ببین  به  دفتر شعرم  ، قصیده   بارانم در انتظار  منی تو ،  چه انتظار خوشی برای دیدنت ای جان ، منم که می مانم بیا  بیا   به   نگاهم  ،   که  آشنای   منی بیا  که  گر تو نیایی ،    همیشه   نالانم بمان  بمان  به کنارم ، که سرو باغ منی بمان که گر تو نمانی ، به جان پریشانم تو باورم بکن ای مه ، منم که عاشق تو دلت  شکسته   مبادا  ،    عزیز   جانانم #رامین_راقب #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

شب است و خواب به چشمم نميرود، آری دلم گرفته برایت ، هنوز بيداری...؟ بدا بحال دلی كه هنوز عاشق توست خوشا بحال كسی كه تو دوستش داری... #حامد_فلاحی_راد #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

دلم گرفته برایت...کمی نگاهـم کن اگرچه سرکشم اما تو سربراهم کن بگیر دست دلت سلطه ی خیالم را بریز کوه غــرور مــرا و کاهــم کن پیاده ماندم و غرقم میان شطِّ رنج بکش مرا به ته خطِّ شور و شاهم کن در ابتدای جنونم، ببوس روحم را برای قلب خمــارم دوا فراهــم کن بگیر جسم مــرا ماورای آغــوشت شهید زنده به حصر پناهگاهم کن بیا و سر بزن از صبح قلّه ی باور خلاص از شب مشکوک قعر چاهم کن #لیلا_تبریزیان #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی ! چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خوانی؟ غزل بخوان که بمیرد میان سینه من غم سکوت خیابان ، غمی‌ که می‌دانی‌ و بغض پنجره بشکن، ببین چه کرده غمت به این دو وادی‌ وحشت، دو چشم بارانی‌ بیا غزل به فدایت ، درانتظار توام بیا صفای‌ تبستان ، تب زمستانی‌ ببر مرا به نگاهی، ببر مرا گم کن نشان نمانده برایم... خودت که می‌دانی‌ بیا که پر زند از دل به موج چشمانت کلاغ شب زده یعنی‌ غم پریشانی‌ و باورت بکند بار دیگر این دل من دل شکسته‌ی‌ ساده....مگر نمی دانی ؟ #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

ای طبیبِ این دل شیدایی‌ام! حالی بپرس ای دلیل اینهمه رسوایی‌ام! حالی بپرس از فراقت بس چکید اشکم به روی گونه‌ها گونه‌ها شد بستر دریایی‌ام، حالی بپرس دل ز دیده شرم باید بی‌امان، بس بی‌امان ای امید رجعت بینایی‌ام! حالی بپرس گوشه‌ی عزلت نشستن تا به کی بی روی تو! ای رفیق خلوت تنهایی‌ام! حالی بپرس سر به بالین می‌گذارم تا تو را بینم به  خواب ای خیالت همچنان لالایی‌ام! حالی بپرس خود ز مجنون برده‌ای هم شهرت و آوازه بیش در طلب من هم که خود لیلایی‌ام، حالی بپرس دیگرم طاقت نمانده، بی توام بی‌اعتبار از من و از این سرِ سودایی‌ام حالی بپرس... #مریم_جلالوند

جــــذّابی و همـــرنگ شقـــایق شده ای تو از چشم تو پیداست که عاشق شده ای تو پیـــدا نشـــود مِثــل تــو در عالـــم هستی شاهکارتــــرین خلقت خالــق شـــده ای تو با عشوه بیا در  دل و در محـــــفل عشاق زیرا کــــــــه پذیـــرفته و لایق شده ای تو از باغ بهــــشت آمــده ای تا کـــه بگـــوئی با زنــــدگیِ ساده موافــق شــــده ای تـــو ای گــوهر دردانه بدان قـــــدر خـــودت را چون بــــــرحـذر از آینه ی دق شده ای تو آنقــدر ظــــــریفی کـــه به عنـــوان تشابه با بــــرگِ گلِ لالــه مـطابق شــده ای تــــو تا کی بـــزنم بر سر و با شکــــوه بگـــویم عــــذرای منی مــونس وامـق شـده ای تو گاهی دل مـــــــا را به نگاهــی ننـــــــوازی شاید کـــه عسل محـــو دقایق شده ای تو #علی_قیصری #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

گفتی که : حرفت سخت و بیتت دیر می آید طبـــعِ جوانت با عصـــــا چـــــون پیـــــــر می آید وقتـــــی تمامِ شاعـــــرانِ شــــهر در خــــوابند ذوقِ تــــو آهســـــــته پـــــیِ نخـــــجیر می آید گفتم : شگفتا ! حالِ من را خوب می دانی شعــــرم دقیقـــــا با همیـــن تفســـیر می آید آن ساغری کز رعشه هایم سخت لبریز است در آخـــــــرِ شب یــــا ســــــرِ شبگـــــــیر مـــی آید بیت الغزل هایی که کُنــجِ دفتر افتاده است وقتِ اذان در کشفِ و در تســــخیر می آید... گفتی: بمانم هفته ای!؟گفتم: به هر صورت یک بیتِ شعــرِ بابِ دنــــــدان ، گیـــــر می آید در نیمه ی بهمن ز شعرم بو نخــواهی برد! با نــــوبهـــــار امــــــــا پر از تصـــــویــــر می آید با من بمـــانی ، غنچـــــه هایم باز می گردند مـن مثــل نــارنجــــم بهـــارم دیــــــر می آید ... #علیرضا_کاشف #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

photo content

. .....تو را آنڪَونه میخواهم    ڪه یڪ لب تشنه آبی را...           و یا مستی ڪه مینوشد                 عطش ڪَونه شرابی را! تو را بهر حیات خود   چنین جانانه میخواهم...       چو معماری ڪه میڪوشد                  به پا سازد خرابی را! #حمید_رضا_غفاریان

....شب که می‌رسد.. خوش‌خیم‌ترین دلتنگی‌ها هم.. عود می‌کنند... شب، خاصیت‌ش همینه.. تو را به یادِ کسانی می‌اَندازه که.. خودشون هم خودشونو فراموش کردن.. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌

....هیچکس چشم به راه من دیوانه نبود هرچه بر در زدم انگار کسی خانه نبود راندی از خویشم و من مردن خود را دیدم کاش تشییع من اینقدر غریبانه نبود سر به میخانه یادت زدم اما دیگر جای لب های تو روی لب پیمانه نبود در دلم بودی و شرمنده ز مهمان بودم که سزاوار تو این خانه ویرانه نبود پیش چشم همه ای عشق ! جوانم کن باز تا ببینند، که اعجاز تو افسانه نبود #فاضل_نظری ‌‌‎‌‌

....گر تن بدهی ،دل ندهی ،کار خراب است... چون خوردن نوشابه که در جام شراب است... گر دل بدهی ،تن ندهی باز خراب است... این بار نه جام است و نه نوشابه، سراب است... اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویند... چون دغدغه ی مردم این شهر حجاب است... تن را بدهی ،دل ندهی فرق ندارد... یک آیه بخوانند، گناه تو ثواب است... ای کاش که دلقک شده بودم نه که شاعر... در کشور من ارزش انسان به نقاب است... #فروغ_فرخزاد

....من که با جام لبِ "لب به لبت" لب به لبم دائمُ الخَمرترین آدمِ غرق طَرَبم رخصت از شعرِ نگاه تو بگیرد طبعم جلوی "حضرت چشمت" چقدَر با ادبم "واجِبُ العشقی" و من مومن چشمان توام گر چه در دینِ نگاهت عملی مُستَحَبَم کورکورانه ندیدم همه شب خواب تو را برقِ چشم تو چراغ است ، به رویای شبم پیش تو فاصله ای نیست ، میان من و ماه "سالِ نوری" شده تبدیل ، به "نصفِ وَجَبم" چند صد بوسه بدهکارِ منی ، یادت هست ؟! شعر گفتم به هوای لبت ... این هم طلبم لب تو داغ ترین جای زمین است انگار یَخ بریزید ، به رویای خیالی لبم

....گفتم عزیزم! بودنت را دوست دارم طرز محبت کردنت را دوست دارم گفتی چرا عاشق شدی داری دلیلی؟  گفتم که با من ماندنت را دوست دارم گفتی بگو چندین دلیل عاشقانه من حالِ خوب با مَنَت را دوست دارم با کلِ قلبم عاشقم طوری که حتی عطر خوش پیراهنت را دوست دارم وقتی صدایت میکنم با عشق و احساس جانم عزیزم، گفتنت را دوست دارم هرنیمه شب طبق قراری شاعرانه دیوان حافظ خواندنت را دوست دارم در اوج عشق و عاشقی احساس نابِ با حالِ خوش بوسیدنت را دوست دارم هرشب در آغوشِ پر از امنیت تو بوییدن عطر تنت را دوست دارم وقتی نگاهت میکنم من دلبرانه دندان نما ، خندیدنت را دوست دارم در آسمان تیره ی قلبم تو ماهی ماهم من این تابیدنت را دوست دارم.

بگذار سر به سینه ی من در سکوت ، دوست گاهی همین قشنگترین شکلِ گفتگوست دلواپس قضاوت مردم نباش ، عشق چیزی که دیر می برد از آدم آبروست آزار می رسانم اگر خشمگین نشو از دوستان هر آنچه به هم میرسد ، نکوست من را مجال دلخوشی بیشتر نداد ابری که آفتاب دمی در کنار اوست آغوش واکن ! ابر مرا در بغل بگیر! بارانی ام شبیه بهاری که پیش روست #مژگان_عباسلو #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

عشــــق  اگـــر  روزِ  ازل در  دلِ دیــــوانـــه نبــود تـــا  ابـــد  زیـــرِ فلَک، نـــالـــه‌ی  مستـــانـــه  نبود نـــرگسِ ســـاقی اگـــر مستیِ صد جــام نداشت سرِ هــر کـوی  و  گــذر، این  همه میخـانه نبود دوش دور  از  تـو  شبی بــود  که گفتـن  نتوان هَمـــدَمم  جُـــز  دلِ  افسُـــرده  و  پیمــانــه نبود من  و  جـامِ  مِیْ  و  دل، نقش تو  در بادهٔ ناب خلـــوتـی بــود  کــه  در  آن  رهِ  بیگـــانـــه  نبـــود کاش آن تب که تو را سوخت، مرا سوخته بود بـــه فـــدای  تـــو  مگـــر، ایــن دلِ دیــوانه  نبود؟ ازچه چون شمع سحر سوختی ای هستیِ من تا  تو  را  ســایــــه‌ی  بــــال و  پرِ  پــــروانـــه  نبود من تو بودم همـه، ای خُفتـــه چو گُل در بِستر قبلـــه‌گاهِ دلِ من جـــز  تو در ایـــن خــانـــه نبود بی تو دور از تو نَبودن هنرِ عشـــق  و  وفاست مُعجــزی بود که دیـــدم من  و  افســـانـــه نبود #هما_میرافشار #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

اخگر  تابان  چشمت در  شفق  پاییدنی است  نور  آرام  نگاهت  خلسه ای  بوسیدنی‌  است می شود  تفسیر ، تصویر  دلم  با  خنده ات خوشه های خنده ات از آسمان ها چیدنی است شور شهنازی دگر شد سوز بغض و ساز چشم زیر  باران  خیالت پای  دل  لغزیدنی  است گل کند با  شعر  شبنم  فصل ها  در سینه ات یاس چشمت موسم دلدادگی بوییدنی است همچنان  رودی  روانم  سوی   دریای   دلت موج طوفان نگاهت وقت طغیان دیدنی است سبز گشته  گیسوان باورم  از بذر  عشق ساقه ساقه،ریشه ی پیوند تو روییدنی است فصل انگور   وصالت   شد  قرار  عاشقی  حبه ی شیرینی و شهد لبت نوشیدنی است تا ابد محراب چشمت قبله ام شد  در نماز عشق سجاده نشینی آتشش بالیدنی است #زیبا_حسینی_جیرندهی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀