.....کلبه شعر.....
前往频道在 Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
显示更多740
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1030 天
帖子存档
تو بگو !
هست کسی
تا کہ مرا دریابد ؟
تو بہ من میخندے،
و من از خنده تو
میفهمم،
کہ کسی نیست مرا
دریابد ...
#سهراب_سپهرے
@hamnafasane1
گر باده خوری تو با خردمندان خور
یا با صنمی لاله رخی خندان خور
بسیار مخور و رد مکن فاش مساز
اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور
#خیام
@hamnafasane1
روزهـا میگــذرد تشـنه دیـــدارِ تــوام
مهرت از دل نَرود چون که گرفتارِ توام
برسر کوی و گذر طعنه به دیوانهِ مزن
تا به اوجِ تـو رِسم جَلــدِ به دیوارِ توام
#مولانا
@hamnafasane1
امشب نمیدانم چه باید کرد ..
امشب کسی در خانهی من نیست
گیرم برون از من،
تاکِ شب از انگورِ صدها
کهکشان پربار،
گیرم خُمِ مهتاب هم سرشار،
من با که نوشم دُرد شادی
یا غمِ خود را
وقتی که مستی چون تو
همپیمانهی من نیست ...؟
@hamnafasane1
امشب نمیدانم چه باید کرد ..
امشب کسی در خانهی من نیست
گیرم برون از من،
تاکِ شب از انگورِ صدها
کهکشان پربار،
گیرم خُمِ مهتاب هم سرشار،
من با که نوشم دُرد شادی
یا غمِ خود را
وقتی که مستی چون تو
همپیمانهی من نیست ...؟
@hamnafasane1
امشب نمیدانم چه باید کرد ..
امشب کسی در خانهی من نیست
گیرم برون از من،
تاکِ شب از انگورِ صدها
کهکشان پربار،
گیرم خُمِ مهتاب هم سرشار،
من با که نوشم دُرد شادی
یا غمِ خود را
وقتی که مستی چون تو
همپیمانهی من نیست ...؟
@hamnafasane1
ای مانده بیجواب سؤالِ جداییات
سردرگمم به قصهی بیردپاییات
با اینکه جنسِ جاذبهی هردومان یکیست
پس میزند مرا دلِ آهنرباییات
ما را به سرزمینِ دلت جای دِه، تو که
پهناور است نقشهی جغرافیاییات
بازیچهی مدار نشو، پیش من #بمان
مهتاب من! بس است دگر جابهجاییات
یک شب بیا وفا کن و یک سر به ما بزن
بلکه ز یادمان برود بیوفاییات...
#علی_ارجمند
@hamnafasane1
.....کلبه شعر.....:
ای مانده بیجواب سؤالِ جداییات
سردرگمم به قصهی بیردپاییات
با اینکه جنسِ جاذبهی هردومان یکیست
پس میزند مرا دلِ آهنرباییات
ما را به سرزمینِ دلت جای دِه، تو که
پهناور است نقشهی جغرافیاییات
بازیچهی مدار نشو، پیش من #بمان
مهتاب من! بس است دگر جابهجاییات
یک شب بیا وفا کن و یک سر به ما بزن
بلکه ز یادمان برود بیوفاییات...
#علی_ارجمند
@hamnafasane1
.....کلبه شعر.....:
ای مانده بیجواب سؤالِ جداییات
سردرگمم به قصهی بیردپاییات
با اینکه جنسِ جاذبهی هردومان یکیست
پس میزند مرا دلِ آهنرباییات
ما را به سرزمینِ دلت جای دِه، تو که
پهناور است نقشهی جغرافیاییات
بازیچهی مدار نشو، پیش من #بمان
مهتاب من! بس است دگر جابهجاییات
یک شب بیا وفا کن و یک سر به ما بزن
بلکه ز یادمان برود بیوفاییات...
#علی_ارجمند
@hamnafasan1
ای مانده بیجواب سؤالِ جداییات
سردرگمم به قصهی بیردپاییات
با اینکه جنسِ جاذبهی هردومان یکیست
پس میزند مرا دلِ آهنرباییات
ما را به سرزمینِ دلت جای دِه، تو که
پهناور است نقشهی جغرافیاییات
بازیچهی مدار نشو، پیش من #بمان
مهتاب من! بس است دگر جابهجاییات
یک شب بیا وفا کن و یک سر به ما بزن
بلکه ز یادمان برود بیوفاییات...
#علی_ارجمند
@hamnafasan1
بالابلند عشوه گر نقش باز من
کوتاه کرد قصه زهد دراز من
دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم
با من چه کرد دیده معشوقه باز من
میترسم از خرابی ایمان که میبرد
محراب ابروی تو حضور نماز من
گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق
غماز بود اشک و عیان کرد راز من
مست است یار و یاد حریفان نمیکند
ذکرش به خیر ساقی مسکین نواز من
یا رب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من
نقشی بر آب میزنم از گریه حالیا
تا کی شود قرین حقیقت مجاز من
بر خود چو شمع خنده زنان گریه میکنم
تا با تو سنگ دل چه کند سوز و ساز من
زاهد چو از نماز تو کاری نمیرود
هم مستی شبانه و راز و نیاز من
حافظ ز گریه سوخت بگو حالش ای صبا
با شاه دوست پرور دشمن گداز من
#حافظ
@hamnafasane1
کیفیتی که دیدم از آن چشم نیم مست
با صدهزار جام نیارد کسی به دست
جز یاد او امید بریدم ز هر چه بود
جز روی او کناره گرفتم ز هر که هست
#فروغی_بسطامی
@hamnafasane1
بی خبر شو ز دو عالم، خبر یار طلب
دست بردار ز خود، دامن دلدار طلب
می توان دولت بیدار به بیخوابی یافت
تو همین در دل شب دیده بیدار طلب
#صائب_تبريزی
@hamnafasane1
بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینم
کامم اکنون که برآمد بنشین تا بنشینم
پاک و رسوا همه را عشق به یک شعله بسوزد
تو که پاکی بِنِشین تا منِ رسوا بنشینم
#سيمين_بهبهانى
@hamnafasane1
شـدم مانند رود از بارشـی جریان که می گیرد
که من بد جور دلتنگ توام باران که می گیرد
دلم تنگ است می دانی پناهم شانه های توست
کمی اشک است درمانش دل انسان که می گیرد
من آن احساس دلتنگی ناگاه پس از شوقم
شبیــه حس دیــدارم ولی پایان که می گیــرد
غروبــی تلـخ و دلگیــرم غــروب دشت تنهایی
دل دشتم من از نی ناله چوپان که می گیرد
چه بی راهم چه از غم ناگزیرم من چه ناچارم
شبیه حس یک قایق شدم طوفان که می گیرد
چقـدر از خاطـراتت ناگــزیرم نه گریزی نیست
منم و باز بــاران بین قــم_تهــران که می گیرد
تو را _ عشــق تو را _آسان گرفت اول دلم اما
چه مشکل می شود کارم دلم آسان که می گیرد
سپردم به فراموشی به سخـــتی خـــاطراتت را
ولی باران که می گیرد ولی باران که می گیرد
#سید_رضا_شرافت
@hamnafasane1
کاش میشد که از این پنجره بارید تو را
از صدای نفس فاصله، فهمید تو را
مثل عطر خنک کوچهی نارِنجِستان
در همآغوشی گل، یکسره بویید تو را
در فراسوی شب خاطرههایی شیرین
باز با تیشهی فرهاد، تراشید تو را
گاه در برکهی تنهایی خود سنگ انداخت
با صدای تپش ثانیه، نالید تو را
یک قدم مانده به دلواپسی اشک غروب
پشت بیتابترین خاطره، پاشید تو را
و به کوتاهی بوییدن عطر یک سیب
خام حوا شد و چون وسوسهای چید تو را
ته این راه سراسیمه، کمی آه کشید
در سکوتی به بلندای افق، دید تو را
#محمد_جوکار
@hamnafasane1
اگر در کهکشانی دور
دلی، يک لحظه در صد سال،
يادِ من کند بیشک،
دل من، در تمام لحظههای عمر،
به يادش می تپد، پر شور!
#فریدون_مشیری
@hamnafasane1
عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
#حافظ
@hamnafasane1
در خلوتِ خود دوباره یادت کردم
حتی به خیال، هم حسادت کردم
یک حسّ غریب، دست داده به دلم
انگار، به بودنِ تو عادت کردم ...
#رضا_قاسمی
@hamnafasane1
