.....کلبه شعر.....
前往频道在 Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
显示更多740
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1030 天
帖子存档
....بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
والله که شهر بیتو مرا حبس میشود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
گفتند یافت مینشود جستهایم ما
گفت آنک یافت مینشود آنم آرزوست
#مولانا
....آن حرف ڪه از دلت غمی بڪَشاید
در صحبت دل شڪستڪَان میباید
هر شیشه ڪه بشڪند، ندارد قیمت
جز شیشهے دل ڪه قیمتش افزاید
#شيخبهايى
....این غزل شور تمنای تو دارد... به کنار
قصد بالیدن رویای تو دارد... به کنار
بین گلهای نمایشگر رقاص جهان
هوس چیدن مینای تو دارد... به کنار
ز جفاکاری چشمان تو هم پیکر شعر
زخمی از خنجر زیبای تو دارد... به کنار
در میان دل دریایی عشاق زمان
هوس ماهی دریای تو دارد... به کنار
در وصال خم ابروی تو با خطبهٔ عشق
به هواخواهی فتوای تو دارد... به کنار
نه پری روی و نه حوری و نه غلمان بهشت
که پریشانی سودای تو دارد... به کنار
و همین زمزمهخوانی غزل روی لبت
قصد بوسیدن لبهای تو دارد... به کنار
....مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
مستانه در این گوشه میخانه بمیرم
درویشم و بگذار قلندر منشانه
کاکل همه افشان به سر شانه بمیرم
من درّ یتیمم ٬ صدفم سینه دریاست
بگذار یتیمانه و دردانه بمیرم
بیگانه شمردند مرا در وطن خویش
تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم
سرباز جهادم من و از جبهه ی احرار
انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم
من بلبل عشاق به دامی نشوم رام
در دام تو هم بی طمع دانه بمیرم
در زندگی افسانه شدم در همه آفاق
بگذار که در مرگ هم افسانه بمیرم
ساقی امـــروز در خمـارت بودم
تا شـب به خدا در انتظارت بودم
می در ده و از دام جهانم بجهان ...
امشب چو به روز من شکارت بودم.
#مولانا
کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹👈
میپزد باز سرم بیهده سودای دگر
میکند خاطر شوریده تمنای دگر
هوس سروقدی گرد دلم میگردد
که ندارد به جهان همسر و همتای دگر
دوش در کوی خودم نعره زنان دیده ز دور
گشته رسوای جهان با دو سه شیدای دگر
گفت کاین شیفته را باز چه حال افتاد است
نیست جز مسکنت و عجز مداوای دگر
چاره صبر است ز سعدی بشنو پند عبید
«سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر»
#عبید_زاکانی
کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹👈
من از شبهای تنهایی، هزاران داستان دارم
درون دل نمیدانی، چه اندوهی نهان دارم
چه میپرسی زسوز دل، که چون شمع سحرگاهی
ز عشق بیسرانجامم، بسی آتش به جان دارم
به باد نیستی دادم اگر خاکستر عمرم
ولی شادم که عشقت را به سینه جاودان دارم
بیا ای آرزوی دل، دمی بشنو نوای دل
که این آوای مشتاقی، به یادت هرزمان دارم
روم کُنجی به خاموشی، کنم سر زیر پر بی تو
نه دیگر شوق پروازی، نه میل آشیان دارم
به یاد آن شب وصلی که در پایت به سَر کردم
کنون عمریست کز حسرت، دوچشم خونفشان دارم
به جامی تازه کن ساقی، خدا را کام خشکم را
که من امشب زناکامی، غمی بس بیکران دارم.
#ضیاء_مصباحی
کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹👈
با دل روشن در این ظلمت سرا افتادهام
نور مهتابم که در ویرانهها افتادهام
پایمال مردمم از نارساییهای بخت
سبزهی بیطالعم در زیر پا افتادهام
خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست
اشک بی قدرم ز چشم آشنا افتادهام
تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار؟
برگ خشکم در کف باد صبا افتادهام
#رهی_معیری
کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹👈
بر گو که چه میجویم، بنما که چه میخواهم؛
چون شد که در این وادی، سرگشته و گمراهم؟
از عشق اگر گویی، میجویم و میجویم
وز یار اگر پرسی، میخواهم و میخواهم
در عالم هشیاری، از بی خبری مستم
در گوشهٔ تنهایی، از بیخودی آگاهم
ویرانهٔ متروکم: نه بام و نه دیواری
آرام نگیرد کس، در سایه کوتاهم
#سیمین_بهبهانی
کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹👈
خورشید در برابر شب دیر کرده است
شب در گلوی پنجرهها گیر کرده است
در این شبِ لجوج، نشانِ ستاره نیست
این شب، هزار آینه را زیر کرده است
شب مثلِ بختکیست که افتاده روی ماه
خورشید را ز جانِ خودش سیر کرده است
آنک چرا سوارِ سپیده ز ترس ِ شب
در گرمگاهِ حادثه، تاخیر کرده است
با یوسف رمیده ز دستانِ شب بگو
این خوابِ تلخ را به چه تعبیر کرده است؟!
این شب چرا به نقطهی پایان نمیرسد
این شب که نسلِ آینه را پیر کرده است؟!
#یدالله_گودرزی
کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹👈
....این شبها
چقدر قدمـ زدن میچسبد
نور ملایمـ چراغهاے خیابان
صداےِ هاے و هوےِ شلوغِ عابران شهر
و تماشاے این آسمان سُربے و بے نقاب
همهاش زیباست
ولے چه فایده ؟
تو نیستی
و چقدر جاے تو میان پرسههاے
شبانهامـ خالیست
مرا دریاب ، منبیتو تنهاترین
شبڪَرد این حوالیامـ ...❈
#نرگس_صرافیان_طوفان
....من هیچوقت بلد نبودمـ جورے رفتار
ڪنمـ ...
ڪه هر روز بیشتر دوستمـ داشته باشی
بلد نبودمـ دلتنگے امـ را قایمـ ڪنمـ
پشت نقاب بے تفاوتی...
هیچوقت نشد بگویے دوستت دارمـ
من در جوابت فقط بگویمـ ؛مرسی!
همیشه خدا موقع دیدنت برق خوشحالے
در چشمـ هایمـ حال دلمـ را فریاد میزد.
انگار دست دلمـ براے تو رو شده بود
من همیشه میترسیدمـ از نداشتن تو
میترسیدمـ از اینڪه یک روزے نباشے
و من بدون تو زندگے ڪردن را یاد بگیرمـ
قبول من خیلے چیزها را بلد نبودمـ اما
دوست داشتنت را ڪه خوب بلد بودمـ ، نبودمـ ...؟!❈
#نیلوفر_علیخانی
.....دوست داشتن...
ڪه لباس تن نيست
ڪه هر وقت دلت نخواست
عوضش ڪنى
خدا نخواست، قسمت نشد
آدمـ يڪى را دوست دارد
يا هست، میشود عشق ابدے
يا نيست، میشود آغاز تنهايى...!!❈
#مثل_نفس_هایمـ_دوستت_دارم
#همانقدر_بی_اختیار
#همانقدر_تا_پای_جان
.....جاے تو خالیست...!
در تنهایے هایے ڪہ مرا
تا عمیق ترین دره هاے بیقرارے
میڪشانند ....
جایتوخالیست در سردترین
شبهایے ڪہ لبخند هاے
مهربانے را بہ تبعید میبرند
جاے تو خالے ست
در دریغ نا مڪرری
ڪہ بہ پایان رسیدن
را فریاد میڪنند
جاے تو خالیست
در هر آن نا ڪجایے ڪہ منمـ ...❈
#حميدمصدق
....یڪبار همـ به من گفت؛«عزیزترینمـ»!
تا آن زمان هیچ واژه اے نتوانسته بود
تا این حد برایمـ جاودانه بماند
و ڪلمات فقط مشتے ڪلمات بودند در اقتضاے زمان و مڪانے محدود...
ولے «عزیزترینمـ ...!» فڪرش را بڪنید
ڪه در میان تمامـ عزیزانے ڪه دارد،
تو، «ترینِ» آنهایے! این یعنے مرا ڪاملا
آزاد و شرافتمندانه دوست مےداشت
آنهمـ در ڪمالِ دارایے نه از روے ترس
و تنهایے اش....❈
#حمید_جدیدے
....میخواهم امشب
دلتنگیم را تنگ
در اغوش بگیرم
شعرم را خواب کنم
دفترم را ببندم
چشمانم را غزل پوش
خیالت کنم
احساسم را آب پاشی میکنم
دوست داشتنت را گوشه
قلبم سنجاق میکنم
و تا صبح بودنت را
مزه مزه میکنم
#ناشناس
....ای که چشمانِ تو استادِ همه ساحره ها
چه کنم بعدِ تو با عالمی از خاطره ها
گوشه ای نیست که من با تو از آن رد نشدم
اوجِ درد است نظر بی تو بر این منظره ها
با اشاراتِ نگاه تو شدم عیّار و
حال چون فرق دهم هر سره از ناسره ها؟
منم و بغضِ گلو گیر و به دل فریادی
که کمم بوده پس از تو همه ی حنجره ها
من به بن بست ترین مقطعِ عمرم بی تو
گرچه بر من بگشایند، همه پنجره ها
#ناشناس
....ڪَاهی مرا یاد ڪن ؛
ڪَاهی در روزنہے فیروزهاے ِ
ڪاشیهاے شڪستہ
یا در رسیدن میوههاے نوبرِ تابستانہ
بہ رغم تمام جار و جدالهاے ڪَس روزڪَار ؛
ڪَاهی مرا یاد ڪن
ڪہ من آن زود آمدهے بی رفتنم ..!!
#ناشناس
