.....کلبه شعر.....
前往频道在 Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
显示更多740
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1030 天
帖子存档
فکر کن قهوه بنوشی ته فاااالت باشد
بعد از این دیدن او فرض محااالت باشد
از خدا ساده بپرسی که تو اصلا" هستی!؟
گریه ات باعث تکرار سئوالت باشد
چمدان پر بکنی خاطره ها را ببری
عکسهایش همه ی عمر وِبالت باشد
روز و شب قصه ببافی که تو را می خواهد
باز پیچیده ترین شکل خیالت باشد
توی تنهایی خود فکر مسکن باشی
قرص اعصاب فقط چاره ی حالت باشد
"ای که از کوچه معشوقه ما می گذری"
قسمت ما نشد این عشق... حلااالت باشد...
#علی_صفری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
سـلامِ من به تـو کز دیدنِ تو محرومم
گرفته حال و هـوایم ، نوشته ام خوبم
دلم برای تو تنگ است هوای غم دارم
تـو را بـرای نمــــردن ، چقـــدر کـــم دارم
گــرفتــه پنجـره ها را ، هــــوای شیدایی
تو ڪی بـرای همیشه دوباره می آیی؟
تمـامِ سهمِ من از تـو، فقط سرابی بود
شبیهِ خاطره ای تلخ، شبیهِ خوابی بود
اگر چه روی کتـــابم نـوشتـه ای قهـــــرم
بـرای دیــــدنِ رویـت خــرابِ این شهـــرم
غـــزل بـرای تـو گفــتم دلم سبک تر شد
صــدای سرفـه ی قلبــم دوبـاره بهتر شد
ســــلامِ من بـه تـو کــز دیدنِ تو بی تابم
نگــاهِ صورتِ مــــاهـت نشســـته در قـابم
دلــم برای تو تنگ است و خــوب مــیدانم
بــرای بـــوسه ی رویت همـــیشه میـمـــانم
#علی_محمد_پورحسن
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
از فڪرِ تـو بیـدارم و انگـااار تـو خوابی؟!
من مست تو اماتـو به دنبالِ شرابی
با این دلِ دیوانه چه ڪردۍڪه خرابم
فـارغ ز مـن از دردِ فـراقِ ڪه خرابی
لب تشنه ترین عاشقِ این شهرم و اما
بر این منِ قحطے زده ڪو قطرهٔ آبی
رفتے و ندیدے ڪه شبے پیر شدم من
اے آنڪـه هنـوز آینـه ے عهـد ِشبابی
مغرورے و از فخرِ خودت شادے و اما
اینگونه مشو غره ڪه از جنسِ حبابی
هر آتشِ تندے شده خاڪستر و روزی
مے بینمت آنروز تو هم نقش بر آبی
پندارِ من این بوده ڪه هویتِ عشقی
آنگه ڪه رسیدم به تو دیدم ڪه سرابی...
#مرتض_شاڪرے
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
از او به دلم می رسد آزار قشنگ است
بر سر بکشد چادر گل دار قشنگ است
عاشق به پریشان شدنش زنده و معشوق
تأخیر کند لحظه ی دیدار قشنگ است
گاهی وسط صحبت رسمیِ من و او
تغییر کند حالت گفتار قشنگ است
از پنجره ی چشم پلنگ آهوی مستش
هی خیره شوی بر در و دیوار قشنگ است
می خندد و دل کندن از این منظره سخت است
تکرار شد این منظره، تکرار قشنگ است
لبخند زد و گفت: توکلت علی الله
خوشبخت شدن با نفس یار قشنگ است
#مجتبی_رافعی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
دست بردار ز غوغای فریبایی خویش
ما که اقرار نمودیم به رسوایی خویش
از همان شب که سرم بر سر بازوی تو بود
خواب مانده ست دلم در پی لالایی خویش
هر دو در پهنه ی این عشق فقط می نازیم
تو به زیبایی و ما نیز به شیدایی خویش
بی جهت نیست اگر جان به تو تقدیم کنم
ای که بردی دل ما را به دل آرایی خویش
نیست امّید به درمان من از سوی طبیب
تو مگر جان بدهی با دَم عیسایی خویش
همه مشغول نگاهی ز تو ای جان جهان
تو ولی گرم دلارایی و زیبایی خویش
یک نفر نیییست به فریاد دل ما برسد ...
بهتر آن است بمیریم به تنهایی خویش
#مهدی_خداپرست
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
وقتی نگاهم در نگاهت خیره شد سهواً
گشتم اسیر آن دو چشمان سیه عمداً
با آن نگاه گرم خود سوزاندی و رفتی
گفتی نباید عاشقم باشی شما شرعاً
من شرع و عرف وهیچ قانونی نمی دانم
مجنونم و این را تعهد می دهم کتباً
شاید یکی باشد که آرام دلش باشی
آرام قلب من توئی؛شاید که نه حتماً
دیگر دلم را تاب دوری نیست باور کن
بی عطر آغوش تو شب مرگ است تقریباً
برگرد تا یک عمر مدیون دلت باشم
اندازهء دنیا تو را می خواهمت شخصاً
مثل نفسهایم تمام عمر با من باش
گور پدرهای تمام غصه ها کلّاً
یک عالمه رویای شورانگیز می سازیم
با عاشقی ،دلدادگی ،دیوانگی قطعاً
سوز فراقت سخت تر از سوز دی باشد
این سوزها را با نگاهی گرم کن لطفاً
#مجید_یغمایی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
شاعر که باشی ، شعرهایت درد دارد ...
حتی قلم ، گاهی به جایت درد دارد
وقتی که دلتنگی فقط بااااید بباری
حتی خدا هم ، پا به پایت درد دارد
با گریه هر شب سر به بالین می گذاری
هر تار و پودت ، بی نهاااایت درد دارد
شب ها که تنها می شوی با خاطراتش
حتی خیالش هم ، برایت درررد دارد
با غم دعایش می کنی ، برگردد اما
در آن زمان ، حال دعایت درد دارد
همصحبت تو می شود دیوار و دفتر
شاعر که باشی ، شعرهایت درد دارد ...
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
عشق را در دلِ من خوب بکاری بد نیست
گاه از شوق به لب ، بوسه بباری بد نیست
مستیِ خنده ی تو سخت خمارم کرداست
گاه یک عمر نشینم به خماری بد نیست
شعر شد واژه ی "تو " قافیه ها ریخت به هم
پس از این دل به غزل ها بسپاری بد نیست
تو صدای تپشِ قلبِ مرا می شنوی
گر نفس های مرا هم بشماری بد نیست
هی دلم را نشکن منتظرم چشم به راه
قدمی گر تو به این کوچه گذاری بد نیست
#یحیی_ماندگار
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
سپاس از حضور استاد ماندگار عزیز در کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
دفترم وا می شود ، لای غزلها نیستی
رد پاهای تو هست اما تو این جا نیستی
موج در موج تو دل را می کشد در کام خود
در تلاطم دید مت هرچند دریا نیستی
با خیالت پرسه دارم می زنم چون بادها
دم به دم عطر تورا دارم تو پیدا نیستی
صبح پاییز است باران لحظه ها را خیس کرد
من برایت چتر واکردم ، تو اما نیستی
کوچه های خلوت این شهر ماتم کرده است
این خیابان ها غم انگیز است زیرا نیستی
ساعت انگاری توقف کرده ، در جا می زند
شوق رفتن نیست در این لحظه ها تا نیستی
آسمان تاریک ، من تاریک ، دنیا.......بی خیال
باز دل شک می کند دائم ، که تنها نیستی
#اکبر_آزاد
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
کـی بنـوشم جرعه ی از بـاده ی مـینای تـو
یا بـرون سـازم ز دل سودای جان افزای تـو
دیــده ی پــر خـون دل دارد هـــزاران آرزو
تا ببیند یـک نــظــر آن نـرگـس شـهـلای تو
نـام زیبای تو را حک کـرده ام بـر بـوم دل
مات و مبهوت است دل از قامت رعنای تو
عشوه های گاه گاهت دل زدستم برده است
آتـشی بـر دل فکــنده خـنـده ی گیــرای تــو
جـلوه کـردی مـاه من بـردی قرارم از کـفـم
آمـدم تـا ســـر سـپـارم نـازنـین بـر پـای تــو
کاش میشد جان دهـم یک دم برای دیدنـت
یا کـه دل گــردد فدای چـهـره ی زیـبای تـو
واژگان شـعـر مـن حاکی زعـشق نـاز توست
مثـل یک بدر درخشان در شـب یلـدای تـو
مـی نـوازد نـاز چشمانت هــزاران تار و دف
گـوش جان بـایـد سـپارم بشـنـوم آوای تـو
#علی_فعلهگری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
دلم گرفته دوباره براااای بعضی ها
نمی رود ز سر من هوااای بعضی ها
به ماه گفت شبی ، آفتابگردانی
برو که پُر شدنی نیست جای بعضی ها
چیم؟ نوار سیاهی به روی قاب زمان
پُر است حافظه ام از صدای بعضی ها
شکوه مجلس شادی من نشد احدی
منی که کشته شدم در عزای بعضی ها
در آغُل منِ چوپان ، عزا و عید یکی ست
به هر بهانه دلم شد فدای بعضی ها
بهای فرش دلم چون فزون شود چه غمی ست
اگر لگد بشود زییییر پای بعضی ها
دلم گرفته برای گذشته های خودم
برای درد و دل و شانه های بعضی ها
طبیب شهرم و درمانده از علاج خودم
روااااست بر دل من ناروای بعضی ها ...
#محمد_مهدی_نورقربانی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
بدنم داغ شده مست شدم انگاااری
بی مروت بده یک ذره مرا دلداااری
تو چرا از نگه خیره ی من می ترسی؟
غیر یک بوسه ندارم به لبت من کاری
عاشق صورت زیبای تو شد چشمانم
نازنینم تو چه چشمان سیاااهی داری!
دستم انگار که دنبال کسی میگردد
دست با سنگدلی روی دلم می ذاری
می روی با عجله سوی کسی دیگر باااز
گفته بودی که مرا دوست نداااری... آری
برو خوش باش عزیزم برو زیبا بدرود
نه ندارم روی این عشق دگر اصراااری!
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
آه جــــانـسوزت، فـکــنده ، بر دلم آوارهــا
مـی کـشم درد فــراقـت ، از در و دیوارهــا
بـا نـگاه آتـشین ات ، رنــجه بـر جـانم زدی
غنچه ی نشــکفته بـودی، در جوار خار ها
بـر دل رنـجیده ام ، زخمی مزن نا مـهربان!
ایـن دلـم رنـجـیییده از تــو ، بـارها و بـااارهـا
از نصحیت ها نـبرده سـود ، این دیوانه دل
گـوش عـاشـق کی بود، ماوای این پنـدارها
طعنه ها دارند اغـیار، از من و دیـوانــگیم
من جنونم ارجح است ازعقل آن هشیارها
واژه هـایـم جملگی تـکرار ، امـااا حــرف دل
مست مستم،من ازاین حرف دل وتکرار ها
مـانـده ام از چـه نگـویـم، نـااام زیبایت رسا
بشـــکنـم با شــعر نابـــم ، عـالـم هـنجارهـا ...
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
گاهی به یااادت شاعرانه مست خواهم شد
بر گردنِ شبهایِ بی تو دست خواهم شد
این استخوانهای شکسته جوش خواهد خورد
در زیرِ پای عابران پیوست خواهم شد
تا هست در من آشنایی با غمت ای عشق!
بیگانه با هر لذتی که هست خواهم شد
تلخی، ولی من تا قیامت دووووستت دارم
گاهی به یااادت شاعرانه مست خواهم شد ...
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
دیدمت با تارهای مو که بر پیشانیات...
با همان شلوار جین و عینک و بارانیات
شعر میخواندی و میخندیدی و من،گیج و مات
محو بودم در تو و آن لهجهی تهرااانیات:
"ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال"
وااااای! میمیرم من از اینگونه حافظ خوانیات
اعتدال بینظیر فصلهای زندگیست
گونههای برفی و لبهای تابستانیات
مثل مولانا چهل سال پیاپی یافتم
شمس را در چشمهای مست ترکستانیات
حیف اما زود رفتی و رها کردی مرا
در نبودنهای حسرتآور طولانیات
آه ای ماه بلند قلههای دووور دست!
مهربانتر باش با این یار شهرستااانیات!
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
به چنگ آورده ام گیسوی معشوقی خیالی را
خدا از ما نگیییرد نعمت آشفته حالی را
خدا را شکر امشب هم حریفی پیش رو دارم
که با او می توان نوشییید ساغرهای خالی را
مرا در بر بگیر ای مهربان هر چند میدانم
ندارم طاقت آغوش یک دریا زلالی را
ز مستی فاااش میگویم تو را بوسیده ام
اما کسی باور ندارد حرف مست لااوبالی را
من آن خاکم که روزی بستر رودی خروشان بود
کنار چشمه بشکن بغض این ظرف سفالی را ...
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
همان ڪسے ڪہ سڪوووت مرا نشانہ گرفت
همینڪہ حرف دلم شد فقط بهااانہ گرفت
چہ حڪمتیست ڪہ غم رو بہ هر طرف انداخت
بدون هیچ درنگے مرا نشانہ گرفت؟
هزار مرتبہ از خود بہ طعنہ پرسیدم
چہ شد ڪہ شعله عشقش چنین زبانہ گرفت؟
هنوز خون بہ دلم از ڪسے ڪہ با لبخند
نشست و اشڪ مرا چون انار دانہ گرفت
بہ جاے دوست ڪہ یڪ عمر در خیالم بود
چہ تلخ ، دست مرا مرگ، عاشقانہ گرفت...
#محمدحسن_جمشیدی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
تو هم خنجر بزن ،من زخم ڪارے دوووست دارم
شبیہ موزہ هایم ، یادگارے دوووست دارم
شڪوہ بیستون هستم ڪہ از تڪرارها خستم
بیا فرهاد شو ، من ڪندہ ڪارے دوست دارم
فقط لج مے ڪنے من عاااشق این ڪارها هستم
گلم من شاعرم ناسازگارے دوووست دارم
تو دعوت نیستے در خلوتم اما بیا گاهی
بیا ڪہ میهمان افتخارے دوست دارم
تو مثل بهمنے آرامے و محجوب اما من
شبیہ منزوے ، دیوانہ وارے دوووست دارم
تو خود را دوست دارے ، آینہ این را بہ من گفت و
بدان من آنچہ را ڪہ دوست دارے ، دوووست دارم...
#وحید_پورداد
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
هرشب برایت شعر میخواندَم ولے اینبااار
شعرے ندارم جز سڪوتِ لحظہ ے دیــدااار
مَن عاشقِ تڪــــرارِ تو بودم ولے حــالا
بیزارم از تڪـــرار از تڪـــرار از تڪـــرار
یڪ بار دستِ ﺭَد زدے بر سییینہ ام لطفأ
زخمِ زبانت را بہ رویِ سینہ ام مگــذاااار
دیگر لبانم را بہ بوسہ ، تر نخواهم ڪرد
جز بوسہ هایِ تلخِ هر شب از لبِ سیگار
حالا ڪنارِ فڪرِ تو هر شب ڪنــــارم هست
این بغض هایِ سرد و این سردردِ لاڪردار
باور ڪنم یا نہ تو دیگر نیییستــــے در من
باید از این خوابِ زمستانے شوم بیـــدار
مانندِ پرگارے ڪہ مے گردد بہ دورِ خویش
مے چینم از تنهایے ام دورِ خودم دیــــوااار
#ابراهیم_زمانی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
آیا شده در خلوت خود شعر بخوانی؟
قلبی بتپد بهر تو آن را تو ندانی؟
هرگز شده آیاااا به کسی عشق بورزی؟
ازشدت عشقش بشوی مست وروانی؟
آیا شده اسمی بشود مرهم دردت؟
نامش ببری درد و غم از دل بِرَهانی؟
پیش آمده حرفی به دلت داشته باشی؟
خواهی به زبان آوری اماااا نتوانی؟؟!
اینها همه پیش آمده بر قلب من اما
برخیزو بجنب ای هوس وشووورجوانی
عشقی که بجنبد به میانسالی هرکس
بی شک بشود باعث یک جنگ جهانی
چندیست شدم شیفته چشم سیاهت
باید چه کنم از تب این عشق نهانی؟
بر پرده ی قلبم وجبی خاک نشسته
پیش آی و بکن از دل من خانه تکانی
ای کاااااش بفهمی که دگر تااااب ندارم
تا جان به تنم مانده خودت را برسانی ...
#یوسف_محقق_مهراب
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
