.....کلبه شعر.....
前往频道在 Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
显示更多740
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1030 天
帖子存档
...
....ترڪ آن زیبا رخ فرخنده حال
از محال است
از محال است
از محال...
#نیما_یوشیج
@hamnafasane1
...
....حافظ صبور باش ڪه در راه عاشقی
هر ڪس ڪه جان نداد
بہ جانان نمیرسد...
#حافظ
@hamnafasane1
...
....مرا ز عشق مڪَویید، عشق ڪَمشدهاے است
ڪه هرچہ هست ندارم!
ڪه هرچہ دارم نیست..
#فاضل_نظرے
@hamnafasane1
جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت
مویی نفروشم به همه ملک جهانت
گر راه بگردانی و گر روی بپوشی
من مینگرم گوشه چشم نگرانت
#سعدی
@hamnafasane1
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
ای که در کوچه معشوقه ما میگذری
بر حذر باش که سر میشکند دیوارش
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
صحبت عافیتت گرچه خوش افتاد ای دل
جانب عشق عزیز است فرومگذارش ...
#حافظ
@hamnafasane1
نامدگان و رفتگان از دو کرانهی زمان
سوی تو میدوند هان ای تو همیشه درمیان
درچمن تو میچرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو میپرد باز سپید کهکشان
هرچه به گرد خویشتن مینگرم درین چمن
آینهی ضمیر من جز تو نمیدهد نشان ...
#هوشنگ_ابتهاج
@hamnafasane1
ای ز فروغ رُخَت، تافته صد آفتاب
تافتهام از غمت، روی ز من بر متاب
زنده به بوی توأم، بوی ز من وامگیر
تشنه ی روی توأم، باز مدار از من آب
از رخ سیراب خود، بر جگرم آب زن
کز تپش تشنگی،شد جگر من سراب
تافته اندر دلم، پرتو مهر رخت
میکنم از آب چشم، خانهی دل را خراب
روز ار آید به شب، بیرخ تو چه عجب؟
روز چگونه بُوَد ،چون نبُود آفتاب؟
#عراقی
@hamnafasane1
یکی پرسید از آن مجنون غمناک
که ای خالص عیار و از هوس پاک
چرا شبها تو را آه و فغان است
که شب آسایش پیر و جوان است
جوابش گفت آن مجنون بیدل
که ای از فیض شب گردیده غافل
به شبها عاشقان را راز باشد
به شب کوی وفا، در باز باشد
به شب بردند عیسی را به افلاک
به چرخ چارمین از عالم خاک
به شب قرآن فرود آمد ز معبود
به شب حقّ، جرم آدم را ببخشود
پیمبر را به شب معراج دادند
دلش نور و سرش را تاج دادند
مرا انسی از آن باشد به شبها
که آمد لیلیم در شب به دنیا
به عشق او به شبها میزنم گام
که شب لیل است و با لیلی است همنام.
#نظامی_گنجوی
@hamnafasane1
هر شب به تو با عشق و طرب میگذرد
بر من زغمت به تاب و تب میگذرد
تو خفته به استراحت و بی تو مرا
تا صبح ندانی که چه شب میگذرد....!!
#هاتف_اصفهانی
@hamnafasane1
دور از تو بغل می کنم ای یار تنت را
بگذار که در خواب ببوسم دهنت را
ای لاله چو در دشت چمن جلوه نمایی
برباد نده زلف شکن در شکنت را
مشتاق نگاه توام ای رهزن دلها
خواهم که نگویی به غریبان سخنت را
هرچند که من در تب عشق تو بسوزم
مانند زلیخا ندرم پیرهنت را
نگذار به روی تو صبا را نظر افتد
لرزان نکنی پیش کسی گل ، بدنت را
@hamnafasane1
غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی
با من به جمع مردم تنها خوش آمـدی
بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
می بینمت ، برای تماشا خوش آمدی
راه نجات از شب گیسوی دوست نیست
ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی ...
پایان ماجرای دل و عشق روشن است
ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی
با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود
منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی
ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمـر
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی ...
@hamnafasane1
پریشان تو ام هرچند می دانم نمی دانی
چه حالی دارد ای گیسوکمند من پریشانی
سرانجام دل شوریده ام را می توان فهمید
از آن چشمان مست و تیغ های ناب زنجانی
من از اول اسیر بوسه و آغوش بودم، آه
خصوصا بوسه ی شیرین شورانگیز پنهانی
زبان عشق اگر مردم بلد بودند می دیدند
که چشمان تو استادند، استاد غزل خوانی
غزل عمری بدهکار اداهای تو خواهد بود
جنون مرهون من، این تازه مجنون خیابانی
چه در جان و دل زاهد گذشت از گردش چشمت
که می شد خواند از چشمش:"خداحافظ مسلمانی"
نه من تنها مقیم معبد عشق تو ام، پیداست
تمام شهر هم ذکر تو می گویند پنهانی
اگرچه سینه چاکان غم عشق تو بسیارند
یکی شان من نخواهد شدخودت هم خوب می دانی
@hamnafasane1
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست
در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه،هی “من عاشقت هستم” شکست
بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست
عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست
وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست
@hamnafasane1
کاش بارانی ببارد قلب ها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگ های هوا را تر کند
بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را
شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند
مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا ناکجا را تر کند
چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران -که می بارد- شما را تر کند
#جلیل_صفر_بیگی
@hamnafasane1
پلک بستی که تماشا به تمنا برسد
پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد
چشم کنعان نگران است خدایا مگذار
بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد
ترسم این نیست که او با لب خندان برود
ترسم این است که او روز مبادا برسد
عقل میگفت که سهم من و تو دلتنگی است
عشق فرمود: نباید به مساوا برسد!
گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر
درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد ...
@hamnafasane1
دوستانم همه نابند طلا سیری چند ؟
درد ازهمه شان دور ،بلا سیری چند ؟
بی گل روی عزیزان نفسم می گیرد ...
بی حضور رفقا صلح وصفا سیری چند؟
@hamnafasane1
سکوت بود و ستاره ... و آسمان امّا
حضور ممتدی از عشق بی گمان امّا
سکوت بود ونگاهی پر از غزل ، گریه
ورود قافیه هایی که مهربان امّا
درخت ،عشق ، ستاره و اوج تنهایی
فرا رسیدن غم ها ... و ناگهان امّا
- دوباره فرصت بی انتهای افتادن
چوسیب خنده ی تلخت که از دهان امّا
سقوط می کنم اینک به سمت دل تنگی
به سمت غربت یک قلب بی زبان امّا
غروب از تو همیشه ستاره می چینم
به یاد خاطره های قرارمان ... امّا...!
@hamnafasane1
....میتوانم امشب
شعرهابنویسم ازهمیشہ غمڪَینتر؛
دوستش داشتم، او هم ڪَاهی
دوستم میداشت...
میتوانم امشب
شعرهابنویسم ازهمیشہ غمڪَینتر؛
بہ خیال اینڪه او بامن نیست...
چہ ڪوتاه است عشق،
و چہ طولانیست فراموشی!
#ناشناس
@hamnafasane1
.
....شب و روزت همہ بیدار
ڪہ آید شاید ...
ڪور شد دیده براین ڪورهِ رَهِ شایدها
شاید اےدل ڪہ
مسیحا نفست آمد و رفت
باختی هستیِ خود بر سرِ میآیدها ...!
#حسینپناهی
@hamnafasane1
.
....ڪَر هیچ تو را
میل سوے ماست بڪَو
ورنه ڪه رهی عاشق و تنهاست بڪَو
ڪَر هیچ مــرا
در دل تو جاست بڪَو
ڪَرهستبڪَو نیستبڪَو راست بڪَو
#حضرت_مولانا
@hamnafasane1
