رمان های ترسناک فانتزی(هدیه.الف)
前往频道在 Telegram
رمان هایی که نوشتم و در کانال قرار گرفته . پنجمین نفر @anshabelanati آن شبِ لعنتی @booshaasb بوشاسب @digaranman دیگران من ویتیلیگوی درمانگر ۱ ویتیلیگوی درمانگر۲ لینک پیام ناشناس https://telegram.me/harfbemanbot?start=OTU3NTc4NTY
显示更多965
订阅者
-224 小时
+107 天
+8530 天
帖子存档
Repost from N/a
چیزی میخای که بعد از خوندنش شب خوابت نبره بزن رو لینک😳👇
لگدی به جسدهای زیر پاهام زدم و از روشون گذشتم
_ وای اینا ...اینا مردن!
تو کی هستی؟!! بزار برم خواهش میکنم!
بی توجه به صدای جیغای وحشت زدش تا کنار گالن خون کشیدمش
با دیدن اون حجم از خون خودشو کثیف کرد که با لذت قهقهه ای زدم
_با خون تو این نوشیدنیمو شیرین تر میکنم
تا به خودش بیاد چنگال بلندمو که مثل چاقو بود روی گردنش زدم که سرش زیر پاهام افتاد
با حس وصف نشدنی ای بینیمو به گردنش رسوندم و نفس کشیدم و خم کردم تا خونش بریزه روی بقیه ی خون ها.....
https://t.me/+Uyelpia2TZUjB6Ib
https://t.me/+Uyelpia2TZUjB6Ib
بعد از خالی کردن و کشیدن خونش بدنشو تا کنار دیوار کشیدم و میخ زدمش به دیوار با لذت به شاهکارم نگاه کردم و برای خودم کف زدم
_چه تابلوی قشنگی!
۱۸ پاک
بی زحمت این تصویر رو برای رمان جدید توی ذهنتون داشته باشین 🤌🏻😁
ایده هام داره میاد و به زودی در خدمتیم با ادامه ی ماجرای این بچه ها 🫠
اگه لفت نمیدین یه کم ویتیلیگوی ۲ بازی بکنیم ؟؟ 😁
این زیر تو کامنتا 🤌🏻
مثلا گالری گوشی کیه این عکسا؟؟
یا به نظرتون این سه احمق کی می تونن باشن از کاراکترا؟ 😂
Repost from N/a
میخواست برای زنده نگه داشتنم بچه مون رو بکشه❌
به میزی که کتاب طلسم و وسایل جادو روش چیده بود اشاره زدم.
+این بساط رو جمع کن! استفاده از جادوی سیاه درست نیست!
-اینکه بچه مون بی مادر بزرگ شه درسته؟ اینکه تو اوج جوونی بمیری درسته؟
بغض کردم: عزیزم...
-اگه عزیزتم به حرفم گوش کن، بذار نجاتت بدم. بذار از شر اون بچه خلاص شیم!
در حالی که اشک می ریختم داد زدم: این بچه مونه! جون داره، روح داره، قلبش می زنه! چطور می تونی از کشتنش حرف بزنی؟
خروشید: چطور می تونم؟ هر چی می کشیم تقصیر اون بچه س! اگه اون نباشه تو زنده می مونی!
چونه م و گرفت و معجونی که ساخته بود و به سمت دهنم آورد: درستش می کنم. خودم بچه رو به وجود آوردم، خودمم نابودش می کنم!❌😱
https://t.me/+B_P4YWjTj2A4MTk0
پیشگویی شده که ملکه با دنیا آوردن فرزندش می میره. این خبر پادشاه و که دیوانهوار عاشق همسرشه دیوونه می کنه و باعث میشه اون...
۱۰ صبح پاک
یکی اینجا موهای مشکی کوتاهشو به بدبختی با یه کش بسته .
مونا باشه؟ 😁
می بینم که جنگ از تو رمان پرید تو دنیای واقعی 🫠😁
من آماده تون کردم با روزای سرد و تاریک ، قبول دارین ؟؟
اگه جنگ بشه شوکه نمی شیم 😂
پیج اینستاگراممو اگه دوس داشتین فالو کنین !
اون قبلیه که پرید ، این جدیده
@mynovelsdetails
قبلا قرار بود یه کانالی بهتون معرفی کنم که فکر کنم رماناش رودوست داشته باشین ،
وسط درگیریای خودم فراموش کردم .
بفرمایید دوست داشتین ببینین
https://t.me/roman_kenviper
سلام به همگی . من اومدم در مورد پایان با هم حرف بزنیم . اول یه توضیح شخصی در مورد پایان رمان بهتون می دم . که این پایین به صورت کامنت می ذارمش که واسه کسایی که هنوز نخوندن اسپویل نشه . بعدش بیاین اگه سوالی دارین بپرسین من جواب می دم .
احساسات و دیدگاه هام رو در این کانال به قلم خودم قرار میدم.
جلد اول رمانم به صورت پیدی اف به فروش میرسه.
ژانر: عاشقانه- اجتماعی
راه ارتباطی: @JuuuupiiiteR
#سبا_ایزد
https://t.me/orkides_orkide
احساسات و دیدگاه هام رو در این کانال به قلم خودم قرار میدم.
جلد اول رمانم به صورت پیدی اف به فروش میرسه.
ژانر: عاشقانه- اجتماعی
راه ارتباطی: @JuuuupiiiteR
#سبا_ایزد
https://t.me/orkides_orkide
سلام به همگی 🤍
بچه ها من نتونستم همه کامنتارو کامل بخونم و جواب بدم چون بیبی بیدار شد ☹️
شب ساعتای ده یه پست می ذارم در مورد پایان رمان توضیح می دم اگهدوس داشتین بیاین همونجا همزمان نقد و بررسی کنیم
خب خب . رسیدیم به آخرش .
خیلی حرفا دارم باهاتون در مورد پایان رمان ولی اول مشتاقانه دوست دارم نظراتتون رو بخونم . هر نظری داشتین بگین . تعارف نکنین . باشه ؟
