🔊 روانپژوهشگران
前往频道在 Telegram
🍎☤⛨ روانپژوهشگران ⛨☤🍎 مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی نسل سوم روانشناسان و مشاوران ایران #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990 https://t.me/third_generation #روانپژوهشگران #روان_حامی #نسل_سوم
显示更多1 440
订阅者
无数据24 小时
+17 天
-630 天
帖子存档
1 440
✅ چگونه نوروفیدبک میتواند به بهبود علائم #اتیسم کمک کند؟
✅ موسسه ملی سلامت روان آمریکا NIMH در یک پژوهش نشان داده است با استفاده از fMRI نوروفیدبک میتوان مناطقی کلیدی از مغز اجتماعی که در اتیسم کمتر با یکدیگر ارتباط دارند را تقویت کرد.
✅ از جمله نکات مهم در این مطالعه، انتخاب فیدبک مناسب بوده است که از تصاویر با مفهوم اجتماعی و علائمی که آن را تداعی کند کاملا به دور بوده تا ارتباطات مغزی اشتباهی که برای تغییر آن تلاش میکردند فعال نشوند.
✅ دانشمندان این پژوهش میگویند به دلیل دسترسی آسانتر و همچنین ارزانتر بودن نوروفیدبک امواج مغزی یا EEG Neurofeedback باید به دنبال شاخصهایی در EEG بود که بتواند همین تغییرات را در مدار شبکههای مغز اجتماعی به وجود آورد.
🔸 لینک خبر در سایت NIMH
http://bit.ly/asd-nimh
@third_generation
1 440
✅پیامدهای این نوع نگاە
بخش دوم
"اگر می خواهی چیزی را از کسی بگیری ابتدا باید آن را از چشمش بیندازی"
وقتی کوردها در یک شبکەی سراسری همش تخمە می شکنند، سادە، خنگول یا شیاد و کلاهبردار معرفی می شوند دو پیامد عمدە خواهد داشت.
۱. کوردها از وجود خویش احساس حقارت می کنند و از خویشتن خویش فراری می شوند. در واقع کورد را از چسم خودش می اندازند. این مسئلە هضم و جذب شدن آنها در جامعە اکثریت را تسهیل و تشدید می کند.
الف. گروهی از کوردها کە فاقد عزت نفس هستند هر چە بیشتر تلاش می کنند خود را بە شکل جامعە اکثریت درآورند تا از زیر بار نگاە تحقیر امیز اکثریت فرار کنند. تلاش برای فارسی حرف زدن بدون لهجە، پنهان کردن اصالت کوردی خویش و... .
ب. کوردهایی کە اعتماد بە نفس بالایی دارند این حقارت موجب بروز رفتار دفاعی و احتمالا رادیکالیسم قومگرای کوردی می شود. کە نتیجەی آن احساس تبعیض و شکاف قومی بیشتر از پیش است
۲. نمایش کوردها در قالب مردمانی سادەلوح، و خنگ، بدوی و خشن تصویری در ذهن جامعەی اکثریت کە صاحب نفوذ و قدرت هستند ایجاد می کند کە دو پیامد دارد:
الف. عامل عقب ماندگی کوردها خنگ و بدوی بودن خودشان است نە تبعیض سیستم مرکزی و ستم اکثریت.
ب. عوام جامعە اکثریت را توجیە می کند کە در حق اقلیت های سادەلوح لازم است سیاست های یکسان سازی فرهنگی با زور و اجبار اعمال شود. کە بدون شک پیامد این رفتار نیز تشدید شکاف قومی و فرهنگی خواهد بود.
در این شرایط بحران اقتصادی و رکود همە جانبە در کشور (البتە بجز اختلاس) هر کسی بتواند برای دقایقی مردم را از رنجی کە می کشند رها کند جای تقدیر دارد. اما باید مراقب بود برای بهبود حال آیندەی کشور را دچار انشقاق بیشتر نکنیم.
پیشنهاد می کنم صدا و سیما بدون هیچ اعتباری اجازە بدهد همین بازیگران کورد فیلمی را بر اساس نگاە کوردها کە حاکی از آرزوها، خواست و نیازهای واقعی جامعەی کوردی باشد بسازند تا بدانند کورد کیست.
پایان
https://t.me/mohammad_reza_mahdavi
1 440
✳️ #نون_خ و پارانویای اقلیتها
بخش اول
(طبق مطلبی که با نام ایشان ارسال شده بود وگرنه صحت اینکه نقل از دکتر هادی نقدی روانشناس ساکن سنندج را نمیدادم. محمدرضا مهدوی روانشناس بالینی )
دکتر #هادی_نقدی
در جوامع بستە کار طنز بسیار دشوار و همانند راە رفتن در میدان مین است. حال بە بستە بودن جامعە، مولفەی دیگری باید اضافە شود و آن هم تقسیم بندیهای از نوع اقلیت و اکثریت، بە گونەای کە سیاست هضم اقلیت در اکثریت حاکم، سابقەای نزدیک بە یک قرن داشتە باشد.
در چنین جوامعی اساسا یک نوع پارانویای فرهنگی بە دلیل تجارب ناشی از ستم فرهنگ اکثریت و تحقیر اقلیت، دور از انتظار نیست. از این رو معذوریتهای کارگردان محترم قابل درک است.
فیلم نون خ یک فیلم ساختە شدە در شبکە یک سیمای ایران است، کە موضوع آن بە ظاهر!(پوشش و لهجەی بازیگران)اقلیت کردهاست کە سالهاست بە تبعیض قومی فرهنگی در حق خود اعتراض داشتە و دارند. تاید این تبعیض را جدا از کنش های اجتماعی، می توان در نطق پیش از دستور نمایندگان و حتی اذعا مقامات مرکزی در سفر بە مناطق کردستان تایید نمود.
در سالهای پس از انقلاب بارها فیلم هایی مربوط بە کردستان ساختە شدە کە در اکثریت آنها نگاە مرکز بە پیرامون حاکم بودە است. در واقع کرد آن گونە کە قدرت مرکزی مد نظرش بود در سیما و سینما نمایش دادە می شد نە آن تصوری کە یک کورد از خودش داشتە و دارد. در نگاە مرکز بە پیرامون کورد یک فرد وفادار بە مرکز یا خودفروختەاست. این نگاە هموارە منتقدانی داشتە و خواهد داشت چون هیچ وقت بە فهم درست از کوردها کمک نکردە است.
صحیح است کە برخی از واکنش ها بە
سریال نون خ ناشی از بستری از بی اعتمادی و پارانویای فرهنگی ناشی از تبعیض و تحمیل فرهنگی طی نزدیک بە یک قرن اخیر است اما این سریال نیز از همان نگاه قالبی مرکز بە حاشیە برخوردار است. و همان نقدهای وارد بە فیلم های پیشین بر آن وارد است.
✅سە انتقاد کلی بە فیلم
۱. در ایران کوردی با مشخصات بازیگران این سریال وجود خارجی ندارد. لهجە بازیگران بە کوردهای کرمانشاە و بیجار اندکی قرابت دارد اما کدام کرمانشاهی با چنین گویشی چنین لباس کامل کوردی می پوشد؟ کجای کوردستان کوردی با چنین لباس کوردی ست و مرتبی چنین گویشی دارد؟ در واقع لباس مردم کوردستان را بر تن گویش کرمانشاهی های کە دیگر کوردی حرف نمی زنند کردە و موجودی بازار مشترک خلق کردەاند.
۲. در این سریال پوشش و لهجە معرف کورد بودن افراد است. اندک تشابهی بین رفتار بازیگران این سریال و فرهنگ کوردی می توان سراغ گرفت. کوردها نە چنین مال پرست هستند و نە چنین رفتارهای چیپ و سخیفی دارند.
۳. در سریال تمام بازیگران انسانهای سادەلوحی هستند کە یا کلاە سرشان می رود و حتی استفادە از کارتخوان و سوار شدن بر ماشین را بلد نیستند یا عصبی، پرخاشگر، حقە باز و کلاهبردار. در هر صورت تمام بازیگران کرد سریال افرادی خنگ و فاقد وجاهت نشان دادە می شوند. این نوع نمایش دادن کوردها اساسا تخریب جامعەی کوردی است نە طنز چون هیچ کورد نرمالی در این سریال نمایش دادە نشدە است.
ادامه دارد...
https://t.me/mohammad_reza_mahdavi
1 440
☘ خویشتن داری یا بازداری؟
با اینکه برخی خویشتن داری و بازداری را معادل هم دانسته و آنها را قابل تبدیل به هم می دانند ولی باید بین دو واژه بازداری(inhibition ) و خویشتن داری(self-control ) تمایز قائل شد. منظور ازخویشتن داری مهار آگاهانه و معقول احساسات و عواطف در شرایطی است که ابراز آنها به صلاح فرد نبوده و پیامدهای منفی بدنبال دارد. بعنوان مثال زمانی که عصبانی هستید، اما عصبانی شدن خود را در آن لحظه درست نمی دانید، در واقع خویشتن داری کرده اید. اما بازداری اجتناب از آگاهی، لمس و ابراز تجارب درونی بدون وجود دلایل موجه بیرونی و در شرایطی است که افشا، مفید تر از سرکوبی آنهاست.
همانگونه که دکتر نیما قربانی می گوید بازداری می تواند بصورت ناآگاهانه اعمال شود،اما خویشتن داری عملی آگاهانه و نشانه ای از قدرت فرد در مهار احساسات و اعمال خود است. بازداری معمولا ممکن است به یک عادت تبدیل شود در حالیکه خویشتن داری معمولا متوجه یک هدف خاص است و بصورت عادت اعمال نمی شود. بازداری ممکن است پس از یک تجربه متفی شدید حادث شود در حالیکه خویشتن داری با قصد قبلی و بدون ارتباط با تجارب منفی شدید اعمال می شود. بنابراین ضمن اینکه فقدان کنترل کامل بر رفتار و ابراز لجام گسیخته افکار و احساسات پدیده قابل توصیه ای نیست، بازداری افکار و احساسات بر حسب عادت نیز به پیامدهای منفی متعددی منجر می شود. فرض را بر این اصل مهم قرار دهید که سالم ترین حالت ممکن، رویارویی و ابراز افکار و احساسات، و در عین حال خویشتن داری در مواقع ضروری است ( دکتر کریم افشاری نیا/ آبان ۹۷).
https://t.me/third_generation
1 440
#تفکر_دلفینی
بخش دوم
دلفین که میبیند دیگر چارهای ندارد میگوید: من آنقدر انعطافپذیری دارم که در موقع مناسب به یک کوسه تبدیل شوم پس حالا آماده رویارویی باش.اگر به طور تصادفی، کوسه آنقدر هوش داشته باشد که بفهمد حریف دلفین نمیشود و
بخواهد در بازی و همکاری با او شرکت کند، دلفین به راحتی او را میبخشد و طوری با او رفتار میکند که انگار یک دلفین است.
تاکید کتاب راهبرد دلفینی این است که روحیه انعطافپذیری و همکاری دلفینی میبایستی در همه ادارات، سازمانها، موسسات، مدارس، خانوادهها وحتی زوجها تعمیم یابد زیرا همه ما در سطوح مختلف دلفینهایی بالقوه هستیم و برای پایان دادن به مسائل ناخوشایند از انعطافپذیری لازم برای تبدیل شدن به یک کوسه برخورداریم ولی این کار باعث نمیشود که دوباره به روحیه دلفینی خود باز نگردیم.
https://t.me/third_generation
1 440
#تفکر_دلفینی
#محمدرضا_مهدوی
#روانشناس_بالینی
#روانپژوهشگر
همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روشهای منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد.
اما چگونه میتوانیم کلیدی پیدا کنیم که روابط خانوادگی، عاطفی و حرفهای ما را تسهیل کند؟ و چگونه میتوانیم راهحلی بیابیم که برای همه اشخاص راضیکننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی کلید این امر را تنها در همکاری و انعطافپذیری میدانند. آنها معتقدند که به طور کلی، انسانها راهمانند موجودات دریایی میتوان به 3 طبقه تقسیم کرد: ماهیهای کپور، کوسهها و دلفینها.
دسته اول: ماهیهای کپور هستند که همیشه ماهیهای قربانیاند زیرا پیوسته توسط دیگر ماهیها خورده میشوند. در حیات اجتماعی بشر، برخی از انسانها نیز چنین هستند؛ یعنی برخی از انسانها در زندگی خود نقش ماهی کپور را بازی میکنند. آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص میشوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.
https://t.me/third_generation
دسته دوم: کوسه ماهیها هستند که روش (برنده – بازنده) را به کار میگیرند. برای اینکه من برنده شوم تو باید بازنده باشی و این کار باید بدون هیچ تمایز و تفاوتی انجام گیرد. برای کوسهماهی، هر نوع ماهی، دشمن به حساب میآید. هر ماهی یک وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم یا حداقل در زندگی حرفهای یا شخصی خود با کوسههایی برخورد کرده باشیم.
دنیای سازمانها و دنیایی که ما در آن کار میکنیم از دیرباز دنیای کوسهها تلقی میشود که گاه صحبت از کارکنانی میشود که برای رسیدن به مقامهای بالا یکدیگر را میدرند. در دنیای پررقابت امروز، حتی سازمانها گاهی اوقات به طور موذیانه به سازمانهای دیگر حمله میکنند. به طور خلاصه انسانهایی را میتوان یافت که کم و بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده- بازنده هستند.
دسته سوم: نوع دیگری از حیوانات دریایی دلفینها هستند. این پستاندار آبزی بزرگ
به طور طبیعی بازیگوش و دارای روحیه همکاری است و در ارتباطات خود شیوه برنده- برنده را برگزیده است.
دلفین در دنیایی از وفور نعمت زندگی میکند. او هیچ کمبودی ندارد و میخواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، 4دلفین دیگر او را همراهی میکنند تا خود را به گروه برساند. داستانهای زیادی نیز وجود دارد که در آنها دلفینها جان انسانها را نجات دادهاند. پژوهشهای انجام شده در ساندیهگو نشان دادهاست که دلفینها علاوه بر داشتن روحیه همکاری بسیار باهوش هستند. حتی برخی از پژوهشگران آنها را باهوشترین موجودات روی زمین دانستهاند.
https://t.me/third_generation
تحقیق زیر روحیه همکاری و روشهای برنده- بازنده و برنده- برنده را به خوبی آشکار میسازد. در ساندیهگو پژوهشگران 95 کوسه و 5 دلفین را به مدت یک هفته در یک استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا کوسهها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند.
دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی کنند ولی کوسهها بیوقفه به آنها حمله میکردند. سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها رامحاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آنها را میشکستند. به این ترتیب کوسهها یکی بعد از دیگری کشته میشدند. پس از یک هفته 95 کوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی که با هم زندگیمیکردند در استخر دیده شدند.
ارتباط هدایت شده در جهت راهحلها، تمایزهای پرباری را برای روشن کردن زندگی حرفهای و شخصی ارائه میدهد. کوسه تمایزی انجام نمیدهد. در دنیای او برای برنده شدندیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. ولی دلفینها بسیار انعطافپذیرند زیرا در دنیایی سرشار از تشخیصهای پربار زندگی میکنند.
بیایید یکبار دیگر ماجرای استخر ساندیهگو را مرور کنیم. وقتی یک کوسه با یک دلفین روبهرو میشود چه اتفاقی میافتد؟ کوسه حمله میکند چون روش ارتباطی او برنده- بازنده است ولی دلفین با انعطافپذیری خاص خود فرار میکند و میگوید من در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی میکنم. در دریا برای همه به اندازه کافی غذا هست پس بیا با هم بازی و همکاری کنیم. کوسه دوباره حمله میکند و دلفین فرار میکند. کوسه توانایی درونی لازم را برای خارج شدن از تنگنظری ندارد، بنابراین مجددا حمله میکند.
ادانه دارد..
1 440
🅰 نقش عواطف انسان درعلم و تحقیق
ایلونا استنگل
🔶سخترانی تد
🈴جذابترین فیلمهای کوتاه روان شناسی🈴
@third_generation
1 440
🛑 آشنایی با نشانه های اولیه ام اس 👇👇
@psycho_hami
#ام.اس
#ms
#روانپژوهشگر
#روان_حامی
https://t.me/psycho_hami
1 440
داستانی زیبا و تکان دهنده درباره اینکه خدا کجاست و در کجای زندگی ما قرار دارد! شاید این داستان تاثیرش روی شما از هر چیز دیگری بیشتر باشد! پس کلیپ را باز کنید و تا انتها ببینید و بدانید دستان خدا هر لحظه در دستان شماست!
Join us 🔜
#فراتر_از_روان
https://telegram.me/Beyond_the_psyche
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
