715
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-430 天
帖子存档
تا یاد تو را هر شب چون گُل به بغل دارم
هر صبح که برخیزم در سینه عسل دارم
🍂افشین_علاء
دل آینه صورت غیب است ولیکن
شرط است که بر آینه زنگار نباشد
سعدی حیوان را که سر از خواب گران شد
در بند نسیم خوش اسحار نباشد
آن را که بصارت نبود یوسف صدیق
جایی بفروشد که خریدار نباشد
🍂سعدی
بیا، ببین، نه همانا که زنده خواهم ماندن
تو خود بگوی که بی تو چگونه زنده بمانم؟
چگونه باشد در دام مانده حیران صید
ز جان امید بریده؟ ز دوری تو چنانم
🍂عراقی
من از دلبستگی های تو با آیینه دانستم
که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق تر از مایی
🍂رهی معیری
من از دلبستگی های تو با آیینه دانستم که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق تر از مایی 🍂رهی معیری
هر که تو بینی ز سپید و سیاه
بر سر کاریست در این کارگاه
جغد که شومست به افسانه در
بلبل گنجست به ویرانه در
هر که در این پرده نشانیش هست
در خور تن قیمت جانیش هست
🍂نظامی
کنون که میدمد از بوستان نسیمِ بهشت من و شرابِ فرحبخش و یارِ حورسرشت چمن حکایتِ اردیبهشت میگوید نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بِهِشت 🍂حافظ
مرداب زندگی همه را غرق میکند
ای عشق همّتی کن و دست مرا بگیر
چشم انتظار حادثهای ناگهان مباش
با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر
🍂فاضل نظری
فقط با شوق می خوانی و؛
از دردم چه می دانی؟؟!
تو جان می گیری؛
از شعری که من را بارها کشته...!
🍂فرامرز عرب عامری
ماهی تویی و آب؛ من و تنگ؛ روزگار من در حصار تُنگ و تو در مشت من اسیر پلک مرا برای تماشای خود ببند ای ردپای گمشده باد در کویر 🍂فاضل نظری
