716
订阅者
-124 小时
-47 天
-630 天
帖子存档
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
وز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم
من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران
اول به دام آرم ترا و آنگه گرفتارت شوم
🍂رهی_معیری
پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را خویش خویش من هم اینک از در صلح آمده است بسکه گوش از خلق بستم تا شنیدم خویش را خویش خویش من مرا و هر چه من ها بود سوخت کشتم آن خویش و زخاکش پروریدم خویش را معنی این خویش را از خویش خویش خود بپرس خویش بینی را گزیدم تا گزیدم خویش را می شدم ساقی شدم ساغر شدم مستی شدم تا ز تاکستان هستی خوشه چیدم خویش را 🍂رحیم معینی کرمانشاهی
قلب من، انار
قلب تو، ظرف سفالیِ فیروزهای...
چه دیدنی میشود بازی رنگها
وقتی که
دانههای من در دل تو مینشینند....
.
اَنٖدر جَمـال ِ یُـُوسِـِف،
گـَر دَستها بریدند
دَستی به جان ِ ما بر،
بنگر چه ها بُریدیم
🍂مولانــــــــا
.
آتش زَدَم به
دَفتر ِحافظ؛ غزل غزل
از ترس ِ اینڪه
مَعنی ِ فال ِڪَسی شَوی
🍂فرید__فردوسی
.
ره ندارد جلوه آزادگی در کوی عشق
سرواگر کارند آنجا بید مجنون می شود
🍂صائب_تبریزی
جـــــــورِ هندوستان
ڪشیدم تا به دست آوردمش
دل به دست آوردن از او ڪار آسانی نبود
🍂مهنازنجفی
بوی گل و بانگ مرغ برخاست
هنگام نشاط و روز صحراست
فراش خزان ورق بیفشاند
نقاش صبا چمن بیاراست
ما را سر باغ و بوستان نیست
هر جا که تویی تفرج آن جاست
نالیدن بیحساب سعدی
گویند خلاف رای داناست
🍂شیخ اجل سعدی
@ehsasezibaa💤
💞
افتاده ام، در کوی تو ،
پیچیده ام،بر موی تو،
نازیده ام ،بر روی تو،
آن دل ،که بردی باز ده،
🍂 مولانا
🌿
|تو اگر به هر نگاهی ببری هزارها دل
نرسد بدان نگارا که دلی نگاهداری..|
|شهریار
خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد ؟
چرا اینگونه...
کافرگونه...
بیرحمانه میخندی؟!
🍂صاحب عزیزی
