ch
Feedback
شفای درون

شفای درون

前往频道在 Telegram

حضور دوستان عزیز را برای دریافت موهبت سلامت و آرامش جسم و روح و خودسازی از طریق ادبیات، مراقبه، موسیقی ، شعر ، مطالب عرفانی و اجتماعی گرامی می دارم. شفای درون- مریم مهران

显示更多

📈 Telegram 频道 شفای درون 的分析概览

频道 شفای درون (@shafaye_daroon) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 13 663 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 6 459,并在 伊朗 地区排名第 23 967

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 13 663 名订阅者。

根据 26 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -113,过去 24 小时变化为 -7,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 10.72%。内容发布后 24 小时内通常能获得 5.46% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 464 次浏览,首日通常累积 746 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 22
  • 主题关注点: 内容集中在 زن, رهبری, صدا, فیلم, دعوا 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
حضور دوستان عزیز را برای دریافت موهبت سلامت و آرامش جسم و روح و خودسازی از طریق ادبیات، مراقبه، موسیقی ، شعر ، مطالب عرفانی و اجتماعی گرامی می دارم. شفای درون- مریم مهران

凭借高频更新(最新数据采集于 27 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。

13 663
订阅者
-724 小时
-167
-11330
帖子存档
https://www.instagram.com/reel/DbOEQ6px7be/?igsh=cGN4ZXR4cm85Mzhk گاهی مهربان بودن با یک غریبه، همکار، دوست یا حتی یک حیوان، آسان‌تر از مهربان بودن با نزدیک‌ترین اعضای خانواده است. دلیلش این نیست که خانواده را کمتر دوست داریم؛ بلکه چون عزیزانمان بیش از هر کس دیگری از نقاط ضعف، زخم‌ها، حساسیت‌ها و فراز و فرودهای روحی ما آگاه‌اند و در کنار آن‌ها نقاب‌هایمان فرو می‌افتد. این فیلم کوتاه به زیبایی یادآوری می‌کند که ارزش واقعی مهربانی، نه در رفتار ما با کسانی که شناختی از ما ندارند، بلکه در شیوه برخورد ما با پدر، مادر، همسر، فرزند، خواهر و برادر، آن هم در روزهای سخت، خستگی، اختلاف‌نظر و فشارهای زندگی آشکار می‌شود. شاید بزرگ‌ترین نشانه بلوغ عاطفی و معنوی این باشد که بتوانیم درست در همان جایی که بیشترین چالش را تجربه می‌کنیم، صبورتر، مهربان‌تر و بخشنده‌تر باشیم؛ زیرا خانواده نخستین و مهم‌ترین جایی است که عشق و مهربانی، معنای واقعی خود را پیدا می‌کنند. https://t.me/Shafaye_Daroon

گاهی مهربان بودن با یک غریبه، همکار، دوست یا حتی یک حیوان، آسان‌تر از مهربان بودن با نزدیک‌ترین اعضای خانواده است. دلیلش این نیست که خانواده را کمتر دوست داریم؛ بلکه چون عزیزانمان بیش از هر کس دیگری از نقاط ضعف، زخم‌ها، حساسیت‌ها و فراز و فرودهای روحی ما آگاه‌اند و در کنار آن‌ها نقاب‌هایمان فرو می‌افتد. این فیلم کوتاه به زیبایی یادآوری می‌کند که ارزش واقعی مهربانی، نه در رفتار ما با کسانی که شناختی از ما ندارند، بلکه در شیوه برخورد ما با پدر، مادر، همسر، فرزند، خواهر و برادر، آن هم در روزهای سخت، خستگی، اختلاف‌نظر و فشارهای زندگی آشکار می‌شود. شاید بزرگ‌ترین نشانه بلوغ عاطفی و معنوی این باشد که بتوانیم درست در همان جایی که بیشترین چالش را تجربه می‌کنیم، صبورتر، مهربان‌تر و بخشنده‌تر باشیم؛ زیرا خانواده نخستین و مهم‌ترین جایی است که عشق و مهربانی، معنای واقعی خود را پیدا می‌کنند. https://t.me/Shafaye_Daroon

پیش از متن، فقط یک نکته را بد نیست در نظر داشته باشیم: داستان سقوط هواپیمای آند بر پایه یک رویداد واقعی است، اما جمله‌های نقل‌شده از افراد و برخی جزئیات انگیزشی که در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شوند، لزوماً به‌صورت مستند ثبت نشده‌اند. بنابراین بهتر است متن را به‌عنوان یک الهام از آن رویداد واقعی بخوانیم، نه نقل‌قول قطعی. Writing 🍃 تلنگر... گاهی بزرگ‌ترین مانعِ ما، امیدِ اشتباه است... در سال ۱۹۷۲، هواپیمای حامل تیم راگبی اروگوئه در دل کوه‌های یخ‌زده آند سقوط کرد. گروهی از مسافران در سرمایی مرگبار، بدون غذا و تجهیزات، میان کوه‌هایی گرفتار شدند که هر لحظه بوی مرگ می‌داد. روزهای نخست، همه چشم به آسمان داشتند. هر صدای باد را با هلیکوپتر اشتباه می‌گرفتند و هر طلوع خورشید را با امید نجات آغاز می‌کردند. همین انتظار، آن‌ها را منفعل کرده بود؛ زیرا هنوز باور داشتند کسی خواهد آمد و آن‌ها را نجات خواهد داد. اما روزی از رادیوی کوچکی شنیدند که عملیات جست‌وجو متوقف شده است؛ خبری تلخ که همه را در هم شکست... در همان لحظه، یکی از بازماندگان برخاست و گفت: «این بهترین خبری است که می‌توانستیم بشنویم؛ چون از این لحظه فهمیدیم که تنها ناجیِ ما، خودِ ما هستیم.» همین یک تغییر نگرش، سرنوشت آن‌ها را تغییر داد. از آن روز، دیگر منتظر معجزه نماندند. تصمیم گرفتند برخیزند، بجنگند، خطر کنند و راه نجات را با پاهای خود بسازند. دو نفر از آنان، پس از روزها عبور از کوهستان‌های یخ‌زده، سرانجام خود را به آبادی رساندند و جان همه بازماندگان را نجات دادند. درس بزرگ زندگی همین است: تا زمانی که تمام امیدمان به اتفاقات بیرونی، به دیگران یا به شرایط باشد، نیروی درونی‌مان بیدار نمی‌شود. بسیاری از ما نیز در بحران‌های زندگی، منتظر تغییری از بیرون هستیم: منتظر بهتر شدن اوضاع... منتظر تغییر دیگران... منتظر یک فرصت طلایی... منتظر معجزه... اما زندگی، معمولاً به کسانی لبخند می‌زند که پیش از آمدن معجزه، خودشان حرکت را آغاز می‌کنند. گاهی باید بپذیریم که هیچ ناجی‌ای در راه نیست؛ نه برای ناامید شدن، بلکه برای کشف بزرگ‌ترین حقیقت: خداوند، نیروی نجات را در وجود خودِ ما قرار داده است. از همان لحظه‌ای که مسئولیت زندگی‌ات را می‌پذیری، از یک قربانی به یک مبارز تبدیل می‌شوی؛ از انتظار به حرکت، از ترس به قدرت و از درماندگی به آفرینندگی. به جای آنکه منتظر روشن شدن راه باشی، اولین قدم را بردار؛ زیرا راه، زیر گام‌های انسان‌های شجاع ساخته می‌شود. 🌱 گاهی باید بگذاری امیدهای واهی فرو بریزند، تا ایمان، اراده و قدرت واقعیِ درونت متولد شود. https://t.me/Shafaye_Daroon

هر کس هر جای جهان خوبی کند، نبض زمین بهتر می زند ،خون در رگهای خاک بیشتر می دود و چیزی به زندگی اضافه می شود. و هر کس هر جای جهان بدی کند، تکه ای از جان جهان کنده می شود،گوشه ای از تن زمین زخمی می شود و چیزی از زندگی کم می شود. هر روز از خودت  بپرس امروز بر زندگی افزودم یا از آن کاستم؟  نپرس امروز خوب بود یا بد؟ بپرس امروز خوب بودم یا بد؟ زیرا زندگی، پاسخ  هر روزه همین پرسش است... گلبانو دکتر عرفان_نظرآهاری https://t.me/Reikihealingsystem

https://www.instagram.com/invites/contact/?i=1966kp5493k1x&utm_content=mitz4km هر کس هر جای جهان خوبی کند، نبض زمین بهتر می زند ،خون در رگهای خاک بیشتر می دود و چیزی به زندگی اضافه می شود. و هر کس هر جای جهان بدی کند، تکه ای از جان جهان کنده می شود،گوشه ای از تن زمین زخمی می شود و چیزی از زندگی کم می شود. هر روز از خودت بپرس امروز بر زندگی افزودم یا از آن کاستم؟ نپرس امروز خوب بود یا بد؟ بپرس امروز خوب بودم یا بد؟ زیرا زندگی، پاسخ هر روزه همین پرسش است... گلبانو دکتر عرفان_نظرآهاری https://t.me/Reikihealingsystem

Video from Maryam Mehran https://t.me/Shafaye_Daroon

با یاد و خاطره اکبر عبدی🖤🖤 کاری از بانو ماری جلالی روحش شاد و یادش گرامی و جاودانه باد

«در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته» شاهکار بی‌بدیل مارسل پروست، نویسنده بزرگ فرانسوی، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین رمان‌های تاریخ ادبیات جهان است. این اثر سترگ که در هفت جلد و میان سال‌های ۱۹۱۳ تا ۱۹۲۷ منتشر شد، بیش از آنکه داستانی صرف باشد، سفری عمیق به دنیای حافظه، زمان، عشق، هنر و پیچیدگی‌های روح انسان است. پروست در این رمان نشان می‌دهد که گذشته هرگز به‌طور کامل از میان نمی‌رود؛ بلکه در لایه‌های پنهان ذهن باقی می‌ماند و گاه با یک بو، طعم، صدا یا تصویر، ناگهان دوباره زنده می‌شود. مشهورترین نمونه آن، صحنه «کیک مادلن» است که با چشیدن طعم آن، سیلی از خاطرات کودکی را در ذهن راوی جاری می‌کند و به نمادی از «حافظه ناخودآگاه» در ادبیات جهان تبدیل شده است. اهمیت این اثر تنها در داستان آن نیست، بلکه در شیوه روایت و نگاه عمیق فلسفی و روان‌شناختی آن نهفته است. پروست با نثری شاعرانه و موشکافانه، لایه‌های پنهان شخصیت انسان، گذر زمان، حسرت، عشق، حسادت، مرگ و آفرینش هنری را می‌کاود و نشان می‌دهد که زمان، اگرچه گذشته را از ما دور می‌کند، اما هنر و حافظه می‌توانند آن را دوباره زنده سازند. این رمان تأثیر شگرفی بر ادبیات مدرن گذاشته و نویسندگانی چون ویرجینیا وولف، جیمز جویس، ساموئل بکت، ولادیمیر ناباکوف و بسیاری دیگر از شیوه روایت و نگرش او الهام گرفته‌اند. امروزه «در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته» نه‌تنها یکی از بزرگ‌ترین رمان‌های قرن بیستم، بلکه از برجسته‌ترین آثار تاریخ ادبیات جهان به شمار می‌رود و در فهرست برترین کتاب‌های جهان جایگاهی ثابت دارد. مطالعه این کتاب شاید نیازمند حوصله و تأمل باشد، اما پاداش آن، نگاهی ژرف‌تر به زندگی، خاطره، هویت و معنای گذر زمان است. پروست به خواننده یادآوری می‌کند که گنجینه واقعی زندگی در لحظه‌هایی نهفته است که با آگاهی، عشق و حضور کامل زیسته‌ایم؛ زیرا آنچه زمان از ما می‌گیرد، هنر و حافظه می‌توانند دوباره به ما بازگردانند. https://t.me/Shafaye_Daroon

قلعه الموت و مجموعه استحکامات وابسته آن، که مرکز حکومت اسماعیلیان نزاری به رهبری حسن صباح بود، در چهل‌وهشتمین نشست کمیته میرا
قلعه الموت و مجموعه استحکامات وابسته آن، که مرکز حکومت اسماعیلیان نزاری به رهبری حسن صباح بود، در چهل‌وهشتمین نشست کمیته میراث جهانی یونسکو در بوسان کره جنوبی، به عنوان سی‌امین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این دژ تاریخی که در استان قزوین قرار دارد، حدود ۱۱۵۰ سال قدمت دارد و از مهم‌ترین شاهکارهای معماری دفاعی ایران به شمار می‌رود. https://t.me/Shafaye_Daroon

🍃☘🌿🌷🍀🌹🌴🍃☘🌿 زندگی‌تان را پاکسازی کنید... گاهی آنچه بیش از هر چیز ذهن و قلب ما را سنگین می‌کند، فقط اتفاقات گذشته نیست؛ بلکه اشیاء، خاطرات، آدم‌ها و وابستگی‌هایی هستند که هر روز بی‌صدا آن گذشته را دوباره در ذهنمان زنده می‌کنند. روان‌شناسان معتقدند محیط زندگی، بازتابی از دنیای درون ماست. خانه‌ای که سرشار از وسایل بلااستفاده، خاطرات تلخ و آشفتگی است، می‌تواند ناخودآگاه احساس خستگی، اضطراب و بی‌انگیزگی را تقویت کند. در مقابل، یک فضای منظم، سبک و آرام، ذهن را نیز برای آرامش، خلاقیت و امید آماده‌تر می‌سازد. به اطراف خود نگاهی دوباره بیندازید. اگر لباسی دارید که هر بار با پوشیدنش زخمی قدیمی را به یادتان می‌آورد، یا عطری، هدیه‌ای، عکس یا وسیله‌ای که هر بار دیدنش احساس غم، خشم یا شکست را در شما زنده می‌کند، از خود بپرسید: «آیا هنوز لازم است این بار را با خود حمل کنم؟» اگر پاسخ منفی است، با عشق و آگاهی آن را ببخشید، بازیافت کنید یا از زندگی خود خارج نمایید. این کار به معنای فراموش کردن گذشته نیست؛ بلکه نشانه احترام گذاشتن به آرامش امروز و آینده شماست. همچنین وسایل و لباس‌هایی را که سال‌ها بدون استفاده در کمدها و انباری‌ها مانده‌اند، مرور کنید. انباشتن اشیای بی‌استفاده، گاهی نمادی از ناتوانی ما در رها کردن گذشته یا ترس از آینده است. رهایی از اضافات، تنها سبک شدن خانه نیست؛ بلکه تمرینی ارزشمند برای سبک شدن ذهن و دل نیز هست. اما پاکسازی واقعی، تنها به محیط بیرون محدود نمی‌شود. همان‌گونه که خانه را از گردوغبار می‌زداییم، قلبمان نیز گاهی به پاکسازی نیاز دارد؛ پاکسازی از کینه‌ها، حسرت‌ها، احساس گناه، قضاوت دیگران، ترس‌های کهنه و باورهای محدودکننده. هنگامی که این بارهای سنگین را رها می‌کنیم، نیروی روانی بیشتری برای عشق ورزیدن، رشد کردن و تجربه آرامش در اختیار خواهیم داشت. در بسیاری از سنت‌های معنوی نیز گفته می‌شود که طبیعت از خلأ بیزار است. وقتی با آگاهی، فضایی را از آنچه دیگر به کارمان نمی‌آید خالی می‌کنیم، امکان ورود تجربه‌های تازه، روابط سالم‌تر، اندیشه‌های روشن‌تر و فرصت‌های ارزشمندتر فراهم می‌شود. گویی با هر رها کردن، به جهان هستی اعلام می‌کنیم که برای دریافت نعمت‌های تازه آماده‌ایم. پس گاهی لازم است با شجاعت، از آنچه دیگر همسو با رشد و آرامشمان نیست، دل بکنیم. هر وسیله‌ای که می‌رود، هر خاطره‌ای که التیام می‌یابد و هر وابستگی ناسالمی که رها می‌شود، گامی است به سوی آزادی درونی. خانه‌ای سبک، ذهنی آرام و قلبی رها، بهترین بستر برای ورود نور، عشق، سلامتی و برکات الهی است. امروز از خود بپرسیم: چه چیزی را باید رها کنم تا زندگی، فرصت شکوفایی دوباره را به من هدیه دهد؟ 🍃☘🌿🌷🍀🌹🌴🍃 https://t.me/Shafaye_Daroon

https://t.me/Reikihealingsystem ‍ من اینجا ریشه در خاکم. من اینجا عاشقِ این خاکِ اگر آلوده یا پاکم. من اینجا تا نفس باقی ست می مانم. من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم! امیدِ روشنایی گر چه در این تیره گی ها نیست، من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه می رانم. من اینجا روزی آخر از دل این خاک، با دستِ تهی گل بر می افشانم. من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه، چون خورشید. سرود فتح می خوانم، و می دانم تو روزی باز خواهی گشت ...... شاعر و اجرا : فریدون مشیری

🍃☘🌿🌷🌹🍀🌴 بی‌تردید بسیاری از غزل‌های شورانگیز و موسیقایی مولانا در دیوان کبیر (دیوان شمس تبریزی)، زاده‌ی لحظه‌هایی هستند که او در اوج سماع، شور، جذبه و بی‌خودی عرفانی قرار داشته است؛ لحظه‌هایی که مرز میان شاعر و شعر، عاشق و معشوق، و انسان و حقیقت از میان برمی‌خیزد و تنها نغمه‌ای از عشق الهی بر زبان جاری می‌شود. برای مولانا، سماع تنها رقص یا حرکت جسم نبود؛ بلکه سفری از عالم خاک به افلاک، از «منِ محدود» به «بی‌کرانگی هستی» بود. در چنین حالتی، واژه‌ها دیگر حاصل اندیشه و تفکر معمولی نیستند، بلکه همچون چشمه‌ای جوشان از ژرفای جان می‌جوشند و بر زبان شاعر جاری می‌شوند. از همین رو، بسیاری از غزل‌های او سرشار از تکرارهای آهنگین، نغمه‌های شورانگیز و ذکرهایی همچون «یا هو» هستند که خواننده را نیز به فضای سماع و حضور دعوت می‌کنند. غزل زیر نمونه‌ای درخشان از همین تجربه‌ی عرفانی است؛ غزلی که گویی جز در حالت بی‌خودی، فنا در محبوب و سرمستی از شراب عشق الهی، نمی‌توانسته سروده شود: من که مست از میِ جانم، تتناهو، یا هو فارغ از کون و مکانم، تتناهو، یا هو چشم مستش چو بدیدم، دلم از دست برفت عاشق چشم فلانم، تتناهو، یا هو گاه در صومعه با اهل عبادت همدم گاه در دیر مغانم، تتناهو، یا هو من به تقدیرم و تقدیر هم از ذات من است قادر هر دو جهانم، تتناهو، یا هو تن به تن، ذره به ذره همه انوار منند زانکه خورشید نهانم، تتناهو، یا هو در این غزل، مولانا از «میِ جان» سخن می‌گوید؛ شرابی که نه از انگور، بلکه از معرفت، عشق و حضور الهی است. او خود را فراتر از زمان و مکان می‌یابد و در حالتی از یگانگی با هستی، مرز میان عابد و زاهد، صومعه و دیر، ظاهر و باطن را درمی‌نوردد. تکرار دلنشین «تتناهو، یا هو» نیز تنها یک ترجیع‌بند موسیقایی نیست؛ بلکه ذکری شورانگیز و ریتمی است که سالک را از عالم ذهن به فضای دل می‌برد و یادآور نام محبوب ازلی، «هو»، است؛ همان حقیقتی که از نگاه عارفان، در همه ذرات جهان حضور دارد. مولانا در این غزل، انسان را موجودی جدا از خداوند نمی‌بیند؛ بلکه او را آینه‌ای می‌داند که اگر از زنگار نفس پاک شود، نور الهی در آن آشکار می‌شود. آنجا که می‌گوید: «تن به تن، ذره به ذره همه انوار منند زانکه خورشید نهانم...» اشاره به این حقیقت دارد که انسان کامل، تجلی‌گاه نور حق است و خورشید حقیقت در ژرفای وجود او نهفته است. شاید راز جاودانگی اشعار مولانا نیز همین باشد؛ اینکه این سروده‌ها تنها شعر نیستند، بلکه انعکاس تجربه‌ای زنده از عشق، حضور و اتحاد با حقیقت‌اند؛ تجربه‌ای که پس از گذشت قرن‌ها، هنوز دل‌های مشتاق را به وجد می‌آورد و انسان را به سفری از «خویشتن» به سوی «او» فرامی‌خواند. 🍃☘ https://t.me/molanapazhoohi

#تیکه_کتاب و اکنون با تو بگویم که کار با عشق چیست؟ کار با عشق آن است که پارچه‌ای را با تار و پود قلب خویش ببافی، بدین امید که معشوقِ تو آن را بر 《 تن 》 خواهد کرد. کار با عشق آن است که خانه‌ای را با خشتِ 《 محبت 》بنا کنی، بدین امید که محبوبِ تو در آن زندگی خواهد کرد. کار با عشق آن است که دانه‌ای را با لطف و مهربانی بکاری و حاصل آن را با لذت درو کنی، چنانکه گویی معشوقِ تو آن را 《 تناول 》خواهد کرد. و بالاخره کار با عشق آن‌ است که هر چیز را با 《 نَفَسِ خویش جان دهی 》 و بدانی که تمام پاکان و قدیسان عالم در 《 کار تو 》 می‌نگرند. 📕 #پیامبر_و_دیوانه ✍ #جبران_خلیل_جبران 📚https://t.me/Shafaye_Daroon

Video from Maryam Mehran

Video from Maryam Mehran

کینه‌ ورزی همچون ذغال داغی می‌ماند، که با هدف پرتاب کردن به سمت فرد دیگری در دست خود نگه داری؛ این تو هستی که می‌سوزی...! ✍ #امانوئل_کانت 📚 https://t.me/Shafaye_Daroon

این ویدیو را بررسی کنید، «اجرای آقای اسپندار دونلی» https://www.google.com/search?hl=fa-US&client=ms-android-samsung-ga-rev1&hs=5eeV&sca_esv=3cb7b19012468b2b&q=%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C%20%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%84%DB%8C&docid=QU_SbS0yH5ygjM&ibp=video&shem=epsd1%2Civsple%2Crimspwouoe&shndl=41&shmd=H4sIAAAAAAAA_61VXU8TaRSOezlX7q1Xb2LihQnFTVDBhLAgy0qUChKlyw1pS4WyFISZyseVkLbMRaPRC7PJZkOyu8mUSWGctkG54Xe878ydf0B-wj7nvJ2WFlcvlADz8Z6P5zznOWeM8EfjiayoPelKPyyrkpCeslVJFcKywMWWjqwJWYWBQ4d_Cryow9iRnpCNsCx9oYryEH8eH6lTVZIe7vwri4uW9cy809ubWUmvbz2zMvM9VmrlRmzBtJJWNh1Lr-Z6s7nkQsYcWhvEyZ3h-PzAr-npx4mH5kTfxN3ZueHpycm7U5v9ZuJmX258Mb4w9eTBxsy9fN9ybm3RnLj100jixvA18_qryxrK_yBBTfSvjhIKIvTDOv7eCZRUpZqFPEKZPkfw6JGNK6qIALa-LSg7KOmyQQIyuOCogDwBbMlJejHtx5RViTZVolhgVgQHMHICelanuDloRQLiHekKZV9EWA_fk3VdcAPYpyLgBsgcVDvUVJGahmfAtWUdD7tRWukQJTpPhaIAbEO6MaQjEyDoSHgc1sjOJ7eo80cotHQhNLNBtywNNzgQXKvaU8WmOlAV9MGowvLHF2VmAM-41QYxw0Bmm0OrHbXbIoqr9HDjNpHADBQBicO96sRSR4fdCAmcGtwwOHDZON7T3ML-FLCLHdFa8iaZBO3On6Ot0QlaEB3cbmoLwcdvCdHqhKJzdrQaCG2NeuFCbVEv8BxSSCRlHLi8w02DjC7kBFFfkrYkSuQJzsGj6B7il11jfEHJ9rlyOZRuYhSGzms4J_m03hXVLsyLND8OW_wNp1Lg8Ysuhfhk0tbSN3D5HajUwu-Qtk4SIaU6BZWC6M2x9aI0lFAPEKcmqcItOCCJgTOaRI2JNeRxNaxXHoDzHBDPrFBaHiTHTlrY_5Dnki7ymJ5dmvE2lyxZXgJRnm7pMjD9soqx0G4-gT1l2ejB5_4DuH6CJQWo8dSE5eAPCtHlvUMLqMmWR4rQE9Uki1ej_AcC3SEUugdOtCQ1KFjy8Nkt1sExMQ8EMCBdU5Oa8vYwAMbZfvkE6_Y9RaWdyW0skEqwe1igPrniDe8i6kRYpqXMBZ7IY1woLaJynRW968XZ_pu3wsynzPR6NpURH__699OHV2f7r_cMY2NjI7a1mrfyqQx_p342V_PL_N1aXenHj2G0AWnqCTDNjyAU0U4iqLx-7NZ0aLi6cpegEkVcOZlSdirXMKKPJ6OIpTK9SzNWfLZnqWc02T9kZgefPxrts24vb22OLCeT888HPuMx2ZPdHPt9bD31C3vkB8zflhJTD-Lx7ae5W_npz3ik7qf64-bjtZGxcfJIPLK2Z7fM2-NzU_dGk9trhnG1YwEbV6Phn2trT78_0t9ALdSvnGKhEEdFfdaa-7lI7XjZvbkiIAQDx04TBW9JuG5Wf3hxqXLpP4BPylneCAAA&shmds=v1_ARwrE22qOqshImL3mdRVq3Mon-BxAzv47C0WCILWYPiW6zFOmA&source=sh%2Fx%2Fvid%2Fm1%2F2&kgs=977c93c283eff24a