ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

𝘽𝙖𝙡𝙞𝙣 𝘿𝙖𝙧𝙤𝙤

𝘽𝙖𝙡𝙞𝙣 𝘿𝙖𝙧𝙤𝙤

前往频道在 Telegram

این کانال با هدف ارائه مقالات دارویی و بررسی تداخلات دارویی براساس معتبرترین منابع دارویی ایجاد شده است. @shahmirani

显示更多
9 884
订阅者
+224 小时
+107 天
-1230 天
帖子存档
🧠🔬 تازه های علمی: کراتین در برابر التهاب روده؛ افق تازه‌ای برای محافظت از مغز در محور روده–مغز؟ ✔️ کراتین که در ابتدا به‌عنوان مکملی برای ورزشکاران مورد استفاده قرار می‌گرفت، امروزه توجه دانشمندان را به بررسی فواید احتمالی آن فراتر از عملکرد عضلانی جلب کرده است. بر اساس شواهد اولیه، این ترکیب آلی طبیعی ممکن است، حتی در غیاب فعالیت بدنی، آثار سودمندی بر بخش‌های مختلف بدن و عملکردهای مغزی داشته باشد. این ایده همچنان محل مناقشه است؛ بااین‌حال، نتایج یک مطالعهٔ جدید روی موش‌های صحرایی نشان می‌دهد که کراتین می‌تواند در محافظت از مغز در برابر پیامدهای ناشی از اختلال در عملکرد روده، اثربخشی قابل‌توجهی داشته باشد. ✔️ یافته‌های این پژوهش که در ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ به‌صورت آنلاین در مجلهٔ علمی در حوزهٔ علوم اعصاب، رفتار و ایمنی‌شناسی Brain, Behavior, and Immunity منتشر شده‌ است، به مدل‌های حیوانی محدود می‌شوند؛ بااین‌وجود، پژوهشگران اسپانیایی معتقدند که این نتایج می‌توانند واجد دلالت‌های بالینی باشند. به باور آنان، کراتین می‌تواند گزینه‌ای بسیار امیدبخش برای حفظ سلامت مغز در افراد مبتلا به اختلالات التهابی مرتبط با محور روده–مغز باشد. ✔️ آلخاندرو رویز-کالرو و ماریا اورتگو-دومینگز، عصب‌فیزیولوژیست‌های دانشگاه سویا در اسپانیا، به‌عنوان سرپرستان این پژوهش، در جمع‌بندی خود اظهار می‌کنند: «از منظر بالینی، مکمل‌یاری با کراتین به‌عنوان راهبردی قدرتمند، مکمل و پیشگیرانه مطرح می‌شود. مکمل کراتین موجب بازگرداندن محتوای کراتین در هیپوکامپ به سطح طبیعی، حفظ یکپارچگی نورونی و نرمال‌سازی تحریک‌پذیری نورون‌ها می‌شود؛ به‌گونه‌ای که به‌طور انتخابی، پارامترهای مختل‌شده در اثر التهاب را هدف قرار می‌دهد.» ✔️ آزمایش‌های جدید پژوهشگران همچنین از اثرات سودمند کراتین بر هیپوکامپ، یکی از نواحی حیاتی مغز که در فرایندهای یادگیری و حافظه نقش دارد، حکایت دارند. هنگامی که موش‌های صحرایی مبتلا به التهاب روده به‌صورت روزانه کراتین دریافت کردند، این مکمل توانست سطح کراتین را در هیپوکامپ آن‌ها به میزان طبیعی بازگرداند. افزون بر این، مصرف کراتین موجب کاهش التهاب و آسیب به نورون‌های این ناحیه شد. این یافته‌ها با نتایج چندین مطالعه مقدماتی هم‌راستا هستند که ارتباط میان مکمل‌یاری با کراتین و بهبود سلامت مغز را مطرح کرده‌اند. ✔️ این پژوهش جدید نشان می‌دهد که مکمل‌های کراتین ممکن است بر سلامت و عملکرد برخی از سلول‌های مغزی تأثیر بگذارند. در این آزمایش‌ها، از جوندگانی استفاده شد که شرایط فیزیولوژیک آن‌ها به‌منظور شبیه‌سازی کولیت اولسراتیو، یکی از بیماری‌های انسانی، دست‌کاری شده بود. کولیت اولسراتیو، به همراه بیماری کرون، در گروه بیماری‌های التهابی مزمن روده (Inflammatory Bowel Disease; IBD) قرار می‌گیرد. ✔️ مطالعات پیشین نشان داده‌اند که در موش‌های صحرایی مبتلا به کولیت، میزان التهاب در هیپوکامپ افزایش می‌یابد. اکنون، پژوهشگران اسپانیایی با گسترش این یافته‌ها نشان داده‌اند که التهاب روده در موش‌های صحرایی می‌تواند علاوه بر افزایش التهاب در هیپوکامپ، موجب آسیب ساختاری و اختلال عملکردی نورون‌های این ناحیه از مغز نیز شود. با این حال، یافته امیدوارکننده این پژوهش آن است که تجویز خوراکی کراتین ظاهراً می‌تواند تا حدی از این آسیب‌ها پیشگیری کرده یا آن‌ها را کاهش دهد. ✔️ در موش‌هایی که مکمل کراتین دریافت کردند، اما به کولیت مبتلا نبودند، تغییر معناداری در سطح کراتین هیپوکامپ مشاهده نشد. بااین‌حال، در موش‌های مبتلا به کولیت، مکمل‌یاری با کراتین موجب بهبود چندین شاخص مرتبط با عملکرد سالم مغز شد. این مداخله با بازگرداندن سطح کراتین هیپوکامپ به مقادیر طبیعی، حفظ یکپارچگی نورونی و تعدیل اختلال در تحریک‌پذیری عصبی، اثرات مثبتی بر وضعیت عصبی این حیوانات نشان داد. ✔️ جالب‌توجه است که یافته‌های گروه پژوهشی نشان داد اثرات سودمند کراتین در موش‌های صحرایی نر مبتلا به کولیت، در مقایسه با ماده‌ها، بارزتر بود. این تفاوت احتمالاً ناشی از شدت بیشتر آسیب‌های مغزی مرتبط با کولیت در جنس نر نسبت به جنس ماده است. یافته‌ها حاکی از آن هستند که برخی از بیماری های التهابی ممکن است تأثیرات متفاوتی بر عملکرد و ساختار مغز در مردان و زنان داشته باشند. همچنین، مکمل‌یاری با کراتین ممکن است در پیشگیری از بروز برخی از پیامدهای نامطلوب ناشی از این اختلالات التهابی مؤثر باشد. ✅ Modulating effects of creatine prevent sex-dependent hippocampal neuroinflammation, neuronal damage, and electrophysiological dysfunction induced by chronic colitis - ScienceDirect https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S088915912600677X?via%3Dihub ✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی https://t.me/balindaroo   💊💊💊®®® @balindaroo

🦵🔬 تازه های علمی: لاکوزامید؛ از مهار تشنج تا مهار درد و تخریب غضروف در استئوآرتریت زانو؟ ✔️ پژوهشگران همواره در جست‌وجوی داروهایی هستند که بتوان از آن‌ها برای درمان بیماری‌های دیگر نیز استفاده کرد؛ رویکردی که با عنوان بازکاربرد داروها (Drug Repurposing) شناخته می‌شود. مهم‌ترین مزیت این راهبرد آن است که این داروها پیش‌تر مراحل مختلف ارزیابی ایمنی را پشت سر گذاشته‌اند؛ ازاین‌رو، امکان به‌کارگیری آن‌ها برای درمان بیماری‌های جدید می‌تواند در مدت‌زمان کوتاه‌تری فراهم شود. ✔️ اکنون، گروهی از پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه ییل در ایالات متحده آمریکا 🇺🇸 دریافته‌اند که لاکوزامید، دارویی که در درمان صرع به کار می‌رود، ممکن است در درمان استئوآرتریت (آرتروز) نیز اثربخش باشد. این دارو نه‌تنها می‌تواند به تسکین درد ناشی از این بیماری کمک کند، بلکه ممکن است قادر باشد بخشی از آسیب‌های واردشده به مفاصل را نیز معکوس کند. ✔️ نتایج مطالعات مربوط به لاکوزامید که در ۲۶ فوریهٔ ۲۰۲۶ به‌صورت آنلاین در مجله‌ی Bioactive Materials منتشر شده‌ است، نشان می‌دهد که این دارو در مدل‌های حیوانی موش و همچنین در سلول‌های غضروفی انسانی در شرایط آزمایشگاهی، قادر است فرایند ترمیم غضروف را تحریک کند، روند تخریب آن را کُند سازد و درد مرتبط با آن را کاهش دهد. افزون بر این، پژوهشگران محدوده‌ای از دوز دارو را شناسایی کرده‌اند که در آن، بیشترین اثرات سودمند مشاهده می‌شود. شناسایی این محدوده‌ی بهینه می‌تواند نقش مهمی در پیشبرد مراحل بعدی توسعه‌ی این رویکرد درمانی ایفا کند. ✔️ پژوهشگران به دلیل آنکه لاکوزامید یک مسدودکنندهٔ کانال‌های سدیمی است، به بررسی این دارو روی آوردند. در مطالعه‌ای پیشین، برخی از همین پژوهشگران، یک کانال سدیمی و پروتئینی به نام Nav1.7 را به‌عنوان عاملی شناسایی کرده بودند که هم در انتقال پیام‌های درد به مغز و هم در تنظیم فرایندهای ساخت و تخریب غضروف نقش دارد. ✔️ کانال یونی Nav1.7 در سلول‌های تخصص‌یافته‌ای به نام کندروسیت‌ها فعال است. این سلول‌ها مسئول حفظ تعادل میان تجزیه و حذف بافت غضروفی فرسوده و تشکیل بافت غضروفی جدید هستند. در بیماری استئوآرتریت، این تعادل مختل می‌شود و فرایندها به‌گونه‌ای تغییر می‌کنند که به نفع از دست رفتن غضروف و تخریب آن پیش می‌روند. پروتئین Nav1.7 یکی از عوامل مهم دخیل در این فرایند است. در مفصلی که به استئوآرتریت مبتلاست، فعالیت پروتئین Nav1.7 بیش از حد طبیعی افزایش می‌یابد. ✔️ هنگامی که عملکرد کانال سدیمی وابسته به ولتاژ Nav1.7 دچار اختلال در تنظیم می‌شود، در بروز هم‌زمان تخریب مفاصل و درد نقش دارد. یافته‌های پژوهشگران نشان می‌دهند که Nav1.7 می‌تواند به‌عنوان یک هدف درمانی با عملکرد دوگانه مطرح باشد. با مهار این پروتئین واحد، می‌توان به‌طور بالقوه هم فعالیت نورون‌های انتقال‌دهنده پیام‌های درد را کاهش داد و هم سلول‌های غضروفی را به‌گونه‌ای تحت تأثیر قرار داد که نه‌تنها فرایند تخریب غضروف متوقف شود، بلکه روند ترمیم آن نیز آغاز گردد. ✔️ لاکوزامید با کاهش فعالیت کانال سدیمی Nav1.7، موجب تعدیل فعالیت عصبی می‌شود. پژوهش‌های منتشرشده نیز شواهدی از تأثیر این دارو بر بافت غضروفی و درد ارائه کرده‌اند. همچنین، گروه پژوهشی درصدد تعیین مؤثرترین روش تجویز دارو بود و دریافت که در موش‌ها، تزریق مستقیم لاکوزامید به داخل مفصل آسیب‌دیده، در مقایسه با تجویز خوراکی، اثربخشی بیشتری دارد؛ این برتری حتی در دوزهای پایین‌تر دارو نیز مشاهده شد. در آزمون‌های تزریقی، لاکوزامید درون یک ژل محصور شد تا با ماهیت نشت‌پذیر مفاصل مقابله شود؛ به این معنا که مفاصل می‌توانند مایعات درمانی را در مدت‌زمان کوتاهی از طریق فرایندهای دفع و انتشار از دسترس خارج کنند. ✔️ در صورت امکان توسعه و بهینه‌سازی بیشتر این دارو برای درمان استئوآرتریت، ظرفیت بالقوه آن برای صدها میلیون نفر از مبتلایان به این بیماری در سراسر جهان بسیار چشمگیر خواهد بود؛ دارویی که نه‌تنها درد ناشی از بیماری را تسکین می‌دهد، بلکه می‌تواند به بازسازی غضروف ازدست‌رفته نیز کمک کند. این یافته‌ها باید در مطالعات بالینی روی بیماران مبتلا به استئوآرتریت تأیید شوند؛ بااین‌حال، نتایج اولیه امیدوارکننده‌اند. تأیید پیشین لاکوزامید برای درمان صرع نیز می‌تواند روند ارزیابی بالینی آن را تسریع کند. ✅ Collagen II hydrogel-mediated sustained delivery of lacosamide attenuates cartilage degeneration and pain in osteoarthritis - ScienceDirect https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S2452199X26001064?via%3Dihub&__cf_chl_tk=ujmqLJ7XK4d418cigH.ZpK3x7FOP3lrq2dGvM3IwfnI-1791903616-1.0.1.1-sJTOetqGFARO6eFvOn_QUqK2cNNaQEHqMS0q.OcuDtk ✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی https://t.me/balindaroo   💊💊💊®®® @balindaroo

🧠🔬🌍 تازه های علمی: معمای تفاوت‌های جنسیتی در درد؛ یافته‌های یک پژوهش بین‌المللی بر بیش از ۶ میلیون نفر از ۱۱۸ کشور: ✔️ یک مطالعهٔ اخیر که داده‌های خودگزارش‌شدهٔ مربوط به درد را از ۶٬۱۲۵٬۴۵۹ شرکت‌کننده در ۱۱۸ کشور تحلیل کرده است، تأیید می‌کند که زنان به‌طور مستمر، درد بیشتری نسبت به مردان تجربه می‌کنند. ✔️ یافته‌های این پژوهش که در ۵ اکتبر ۲۰۲۶ در مجله علمی Nature Medicine منتشر شده‌اند، نشان می‌دهد که زنان به‌طور مستمر، میزان بیشتری از درد را در دست‌کم ۱۱ ناحیه آناتومیکی بدن گزارش می‌کنند. این نواحی عبارت‌اند از: سر، صورت، ناحیه گردن و شانه، ناحیه دست و مچ دست، آرنج‌ها، پا و مچ پا، زانوها، قفسه سینه، پشت، ناحیه شکم و مفصل‌های ران. در میان این نواحی، کمردرد با شیوع ۴۰ درصدی، بالاترین میزان شیوع را به خود اختصاص داده است. ✔️ این مطالعه همچنین نشان داد که در هر دو جنس، سریع‌ترین افزایش در میزان دردِ گزارش‌شده توسط افراد، معمولاً پیش از ۵۵ سالگی رخ می‌دهد. این یافته‌ها می‌توانند به تدوین رویکردی جدید برای پیشگیری و مدیریت درد مزمن در طول عمر کمک کنند. ✔️ نویسندهٔ اول این پژوهش، مت فیلینگیم، دارای مدرک دکتری (PhD) و پژوهشگر پسادکتری در دانشگاه مک‌گیل در مونترال کانادا که در حوزهٔ علوم اعصاب محاسباتی بالینی (Clinical Computational Neuroscience) فعالیت می‌کند و پژوهش‌های او بر تصویربرداری عصبی و درد مزمن متمرکز است، اظهار داشت که اگرچه دلایل دقیق تجربهٔ درد بیشتر در زنان همچنان نامشخص است، به نظر می‌رسد این تفاوت ناشی از ترکیبی از عوامل گوناگون باشد. فیلینگیم تأکید کرد: احتمالاً نمی‌توان این پدیده را با یک عامل واحد توضیح داد. به گفتهٔ وی:‌ «این تفاوت احتمالاً بازتابی از تعامل مجموعه‌ای از عوامل بیولوژیکی و اجتماعی است؛ از جمله هورمون‌های جنسی، عملکرد سیستم ایمنی، نحوهٔ پردازش درد در دستگاه عصبی، استرس، بارهای مرتبط با باروری و تولیدمثل، مواجهه‌های شغلی، میزان بهره‌گیری از خدمات مراقبت‌های سلامت و تفاوت‌ها در نحوهٔ گزارش علائم.» ✔️ دکتر شوچیتا گارگ، دانشیار طب بالینی در گروه بیهوشی، بخش درد مزمن و مدیر پزشکی کلینیک درد مرکز پزشکی دانشگاه سینسیناتی، که در این مطالعه مشارکتی نداشته است، دیدگاه خود را درباره یافته‌های این پژوهش بیان کرد. گارگ در این باره اظهار داشت: این مطالعه سهمی ارزشمند و قابل‌توجه در پیشبرد این حوزه دارد و برخی از داده‌ها و شواهد موجود را به چالش می‌کشد. بااین‌حال، او در عین حال نسبت به نحوه تفسیر روش‌شناسی این مطالعه نیز هشدار داد. وی توضیح داد: «از آنجا که بیشتر داده‌ها مقطعی هستند، الگوهای سنی را در میان جمعیت‌ها نشان می‌دهند، نه تغییراتی را که در طول زمان در افراد رخ می‌دهد. علاوه بر این، برآوردها به شیوع نقطه‌ای یا دوره‌ای اشاره دارند، نه مزمن بودن درد. به این معنا که این مطالعه به‌طور کلی به درد می‌پردازد، نه صرفاً درد مزمن.» ✔️ از آنجا که مطالعه اخیر، شیوع بالاتر و مستمر درد در زنان را برجسته می‌سازد، این پرسش نیز مطرح می‌شود که چرا چنین تفاوتی وجود دارد. به گفته گارگ، «دلایل شیوع بیشتر درد در زنان پیچیده‌اند و عوامل بیولوژیکی، هورمونی و روانی‌ - اجتماعی را در بر می‌گیرند. بیشترین تفاوت‌ها در زمینه دردهای صورت و شکم، سردردها و همچنین مواردی مشاهده می‌شوند که با علائم شدید همراه هستند. گارگ همچنین به تفاوت‌ها در مسیرهای ایمنی اشاره کرد و توضیح داد که درد نوروپاتیک (درد ناشی از آسیب یا اختلال در عملکرد اعصاب) در مردان با فعالیت سلول‌های ایمنی تخصص‌یافته‌ای به نام میکروگلیا و در زنان با فعالیت سلول‌های T، نوعی گلبول سفید، مرتبط دانسته شده است. بااین‌حال، او تأکید کرد که این یافته‌ها در حال حاضر عمدتاً بر اساس پژوهش‌های پیش‌بالینی انجام‌شده روی مدل‌های جوندگان هستند.» ✔️ این پژوهش همچنین نشان داد که در هر دو جنس، سریع‌ترین افزایش در دردهای اسکلتی‌ - عضلانی در سنین پایین‌تر، به‌طور دقیق بین ۲۰ تا ۵۵ سالگی، رخ می‌دهد؛ هرچند بیشترین میزان درد معمولاً در حدود ۷۵ سالگی یا پس از آن گزارش می‌شود. شیوع درد در تمام نواحی آناتومیکی مورد بررسی، در هر دو جنس، پیش از ۵۵ سالگی با بیشترین سرعت افزایش می‌یابد. فیلینگیم تأکید کرد: «نکتهٔ مهم این است که این یافته به معنای بیشینه بودن شدت درد پیش از ۵۵ سالگی نیست؛ بلکه بدان معناست که در بخش قابل‌توجهی از نواحی بدن، نسبت افرادی از جمعیت که درد را گزارش می‌کنند، در این بازهٔ سنی با بیشترین سرعت در حال افزایش است.» ✅ Global and regional reference curves for pain across the lifespan in 6.1 million individuals in 118 countries | Nature Medicine https://www.nature.com/articles/s41591-026-04696-w ✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی https://t.me/balindaroo   💊💊💊®®® @balindaroo

🔬🧬 📊 تازه های علمی: پژوهشی تازه از ضعف شواهد علمی مکمل‌های کلاژن پرده برمی‌دارد؛ چالش‌های روش‌شناختی و آماری در فراتحلیل‌های موجود: ✔️ مشاهده خطوط ظریف یا چین‌وچروک‌ها در آینه، یادآوری آشکاری از روند افزایش سن بدن است؛ حتی اگر فرد از نظر درونی همچنان احساس جوانی داشته باشد. کاهش کلاژن یکی از عوامل مؤثر در بروز نخستین نشانه‌های ظاهری پیری است؛ فرایندی که معمولاً از دههٔ سوم زندگی آغاز می‌شود. بااین‌حال، مصرف مقادیر زیاد پپتیدهای کلاژن به شکل پودرها و نوشیدنی‌های حاوی کلاژن ممکن است تأثیر چندانی در معکوس کردن این روند نداشته باشد؛ برخلاف ادعاهایی که شرکت‌های تولیدکننده، چهره‌های مشهور و اینفلوئنسرها مطرح می‌کنند. ✔️ شواهد حاصل از یک ارزیابی مجدد و دقیق نشان می‌دهد که محبوبیت مکمل‌های کلاژن با سرعتی فراتر از استحکام شواهد علمی پشتیبان آن‌ها در حال افزایش است. این مقاله در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ در «مجله علمی - تخصصی درماتولوژی زیبایی» Journal of Cosmetic Dermatology منتشر شده و نویسندگان آن دیوید رابرت گریمز، متخصص آمار زیستی در کالج ترینیتی دوبلین ایرلند و آنجالی ماهتو، متخصص پوست مستقر در بریتانیا، هستند. ✔️ نویسندگان در این مقاله توضیح می‌دهند که چرا پژوهش‌های مربوط به اثربخشی مکمل‌های کلاژن در مقابله با پیری پوست با کاستی‌ها، ابهامات آماری و نارسایی‌های روش‌شناختی متعددی مواجه‌اند. گریمز و ماهتو در بررسی دو فراتحلیل منتشرشده در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۳، خطاهایی را شناسایی کردند که از جمله آن‌ها می‌توان به تفسیر نادرست و خلط میان شاخص‌های آماری اشاره کرد. ✔️ حتی در یکی از فراتحلیل‌ها meta-analysis، نتیجه‌ای که از نظر آماری معنادار نبود، به‌اشتباه معنادار گزارش شده بود. گریمز و ماهتو پس از اصلاح این داده‌ها دریافتند که هیچ رابطه معناداری بین دوز مصرفی کلاژن و بهبود شاخص‌های آبرسانی پوست یا خاصیت ارتجاعی آن وجود ندارد. ✔️ گریمز و ماهتو در جمع‌بندی خود نتیجه می‌گیرند: «با وجود افزایش روزافزون محبوبیت مکمل‌های کلاژن هیدرولیزشده به‌عنوان مداخله‌ای برای مقابله با پیری پوست، شواهد بالینی موجود همچنان از نظر روش‌شناختی، شکننده، ناهمگون و مستعد سوگیری هستند و در مجموع از پشتوانهٔ روش‌شناختی مستحکمی برخوردار نیستند. به باور آنان، کلاژن ممکن است در آینده جایگاهی در حوزهٔ درماتولوژی داشته باشد؛ بااین‌حال، در شرایط کنونی، معرفی و تبلیغ آن به‌عنوان یک مداخلهٔ ضدپیریِ دارای اثربخشیِ اثبات‌شده، زودهنگام بوده و از پشتوانهٔ علمیِ کافی برخوردار نیست.» ✔️ امروزه به نظر می‌رسد که تحریک سنتز کلاژن پوست، وعده‌ای محوری در تبلیغات تقریباً تمامی محصولات مراقبت از پوست با رویکرد ضدپیری است. در سال‌های اخیر، مکمل‌های خوراکی کلاژن نیز به‌عنوان راهکاری برای حفظ سلامت پوست، محبوبیت فزاینده‌ای یافته‌اند و به یکی از محصولات پرفروش این حوزه تبدیل شده‌اند. ✔️ این ترند با حضور و فعالیت روزافزون اینفلوئنسرهای جوان در فضای مجازی، از جمله کایلی جنر Kylie Jenner و هیلی بیبر Hailey Bieber، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است؛ به‌طوری‌که این چهره‌ها در ویدئوهای موسوم به «با من آماده شو» Get Ready With Me، افزودن پودر کلاژن به نوشیدنی‌های خود را به نمایش می‌گذارند و مخاطبان نیز به این ترند توجه نشان می‌دهند. متخصصان پوست مانند ماهتو می‌گویند که به‌طور فزاینده‌ای با بیمارانی مواجه می‌شوند که از مکمل‌های کلاژن برای سلامت پوست استفاده می‌کنند یا درباره آن‌ها پرس‌وجو دارند. با این حال، شواهد مربوط به اثربخشی این مکمل‌ها بسیار محدود است و همچنان محل بحث و اختلاف‌نظر است. ✔️ یک مرور پژوهشی اخیر A recent review نشان داد که مصرف مکمل‌های کلاژن با بهبودهایی در برخی شاخص‌های پوستی، از جمله خاصیت ارتجاعی و میزان آبرسانی پوست همراه است. همچنین، گزارش شده است که با افزایش مدت مصرف این مکمل‌ها، میزان بهبود نیز بیشتر می‌شود. گریمز و ماهتو می‌گویند: «در نگاه نخست، چنین نتایجی حاکی از آن است که مکمل‌های تغذیه‌ای حاوی کلاژن ممکن است واقعاً بتوانند برخی از جنبه‌های پیری پوست را تعدیل کنند. بااین‌حال، وجود ملاحظات و کاستی‌های روش‌شناختی قابل‌توجه، از قطعیت این نتایج امیدوارکننده می‌کاهد و ضرورت تفسیر محتاطانه آن‌ها را مطرح می‌سازد. برای مثال، تعداد بسیار زیادی از مطالعات گنجانده‌شده در این فراتحلیل‌ها، توسط صنعت تأمین مالی شده بودند یا نویسندگانی در آن‌ها دخیل بودند که روابط تجاری با تولیدکنندگان کلاژن داشتند.» ✅ Hydrolyzed Collagen for Skin Aging Meta‐Analyses Are Unreliable - Grimes - 2026 - Journal of Cosmetic Dermatology - Wiley Online Library https://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/jocd.71208 ✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی https://t.me/balindaroo   💊💊💊®®® @balindaroo

💊🔬💅 تازه های علمی: هشدار تازه در پژوهش‌های GLP-1؛ ارتباط داروهای لاغری با افزایش گزارش جداشدگی ناخن تا بیش از ۴ برابر! ✔️ هنگامی که مصرف یک دارو را آغاز می‌کنید و متوجه تغییری در بدن خود می‌شوید، ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا دارو عامل بروز این تغییر است؟ تغییرات ناخن‌ها نیز می‌توانند چنین پرسشی را به دنبال داشته باشند. ✔️ در مطالعه‌ای جدید، پژوهشگران با هدف بررسی ارتباط میان مصرف داروهای آگونیست گیرنده پپتید شبه‌گلوکاگون-۱ (GLP-1)، که برای درمان چاقی و دیابت نوع ۲ به کار می‌روند و بروز مشکلات ناخن، بررسی کردند که آیا شیوع این مشکلات در میان مصرف‌کنندگان این داروها بیشتر است یا خیر. ✔️ نتایج مطالعه‌ای که با مشارکت ۱۹۰۴ نفر از چهار کشور انجام شد، نشان داد که تفاوت قابل‌توجهی در میزان گزارش جداشدگی ناخن از بستر آن میان دو گروه وجود دارد. این عارضه در ۳۹ درصد از مصرف‌کنندگان داروهای GLP-1 گزارش شد؛ در حالی که این میزان در افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ یا چاقی که هرگز از این داروها استفاده نکرده بودند، ۹ درصد بود. با این حال، حدود نیمی از مصرف‌کنندگان داروهای GLP-1 اظهار کرده بودند که پیش از آغاز درمان نیز با مشکلات ناخن مواجه بوده‌اند. ✔️ یافته‌های این پژوهش در "کنگره سال ۲۰۲۶ آکادمی پوست و ونرئولوژی اروپا" European Academy of Dermatology and Venereology (EADV) که در شهر وین برگزار شد، ارائه گردید. در این مطالعه، پژوهشگران وضعیت ۵۷۵ فرد مصرف‌کننده داروهای آگونیست گیرنده پپتید شبه‌گلوکاگون-۱ (GLP-1) را با ۱۳۲۹ فرد مبتلا به دیابت نوع ۲ یا چاقی که سابقه مصرف این داروها را نداشتند، مقایسه کردند. شرکت‌کنندگان از کشورهای فرانسه، ایالات متحده آمریکا، برزیل و مکزیک انتخاب شده بودند. ✔️ بر اساس اطلاعیه مطبوعاتی EADV press release آکادمی پوست و ونرئولوژی اروپا، ۶۶ درصد از مصرف‌کنندگان داروهای GLP-1 دست‌کم یک نوع اختلال ناخن را گزارش کردند؛ درحالی‌که این میزان در گروه شاهد ۵۳ درصد بود. همچنین، تغییر رنگ ناخن در ۴۶ درصد از مصرف‌کنندگان داروهای GLP-1 گزارش شد، درحالی‌که این رقم در گروه شاهد تنها ۱۷ درصد بود. ✔️ این مطالعه مبتنی بر گزارش‌های خوداظهاری شرکت‌کنندگان درباره علائم تجربه‌شده بود. افزون بر این، به‌دلیل ماهیت مقطعی مطالعه، داده‌ها صرفاً در یک مقطع زمانی مشخص گردآوری شده‌اند و شرکت‌کنندگان در طول دوره درمان، با استفاده از معاینات استاندارد و نظام‌مند درماتولوژیک، مورد پیگیری قرار نگرفته‌اند. ازاین‌رو، یافته‌های حاصل از این مطالعه امکان استنباط رابطه علّی میان مصرف داروها و بروز تغییرات مشاهده‌شده را فراهم نمی‌کنند. ✔️ همچنین، شدت و دامنه جداشدگی ناخن در گزارش مطالعه به‌طور دقیق مشخص نشده است. پژوهشگران روشن نکرده‌اند که این عارضه به جداشدگی نسبی صفحه ناخن از بستر ناخن، جداشدگی کامل و از دست رفتن کل ناخن، یا هر دو حالت اشاره دارد. علاوه بر این، اطلاعات موجود امکان تفکیک موارد درگیری ناخن‌های دست از ناخن‌های پا را فراهم نمی‌کند. ✔️ به‌طور کلی، جدا شدن صفحهٔ ناخن از بستر ناخن، اونیکولیز onycholysis نامیده می‌شود. بر اساس توضیحات وب‌سایت DermNet، این عارضه می‌تواند ناخن‌های دست یا پا را درگیر کند و علل متعددی داشته باشد؛ از جمله آسیب‌های فیزیکی، بیماری‌های پوستی و عفونت‌ها. با این‌حال، این اطلاعات کلی مشخص نمی‌کنند که شرکت‌کنندگان در مطالعهٔ موردنظر دقیقاً به کدام‌یک از این عوارض مبتلا بوده‌اند. بنابراین، نباید رقم ۳۹ درصد را به‌منزلهٔ شواهدی مبنی بر از دست دادن کامل ناخن‌ها در نزدیک به چهار نفر از هر ده مصرف‌کننده تفسیر کرد. همچنین، این رقم برآوردی از احتمال بروز این عارضه در یک بیمار جدید پس از شروع مصرف دارو ارائه نمی‌دهد. ✔️ پژوهشگران هنگام تحلیل نتایج، بیماری‌های پوستی و کمبودهای تغذیه‌ای را نیز در نظر گرفتند. بر اساس اطلاعیه منتشرشده، برخی از ارتباط‌های مشاهده‌شده ضعیف‌تر شدند، اما جدا شدن ناخن از بستر آن و تغییر رنگ ناخن همچنان در میان کاربران حدود دو تا سه برابر بیشتر گزارش شد. با این حال، برآوردهای دقیق تعدیل‌شده و فواصل اطمینان در این اطلاعیه ارائه نشده‌اند. بنابراین، بدون دسترسی به این اطلاعات، نمی‌توان میزان دقت و قطعیت این مقایسه‌ها را صرفاً بر اساس اطلاعیه ارزیابی کرد. ✅ European Academy of Dermatology and Venereology Source Reference: Piraccini BM, et al "Association between GLP-1 receptor agonists and nail disorders: results from a multinational case-control study" EADV 2026; Abstract AS-1799. ✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی https://t.me/balindaroo   💊💊💊®®® @balindaroo

📑 تازه های علمی: 🛁 غوطه‌وری در آب گرم یا 🚴‍♂️ دوچرخه‌سواری با شدت متوسط؟ کدام‌ یک فشارخون را بیشتر کاهش می‌دهد؟ ✔️ استحمام و غوطه‌وری بدن در آب گرم، افزون بر ایجاد احساس آرامش و کاهش خستگی پس از یک روز فعالیت، می‌تواند با پیامدهای فیزیولوژیک و سلامت‌محور متعددی همراه باشد. شواهد پژوهشی حاکی از آن است که قرارگیری مداوم بدن در آب گرم ممکن است فراتر از آثار آرام‌بخش کوتاه‌مدت، تأثیرات قابل‌توجهی بر برخی شاخص‌های سلامت داشته باشد. در همین راستا، یافته‌های حاصل از مطالعات جدید، اثر بالقوه دیگری را نیز در ارتباط با غوطه‌وری در آب گرم شناسایی کرده‌اند که می‌تواند ابعاد تازه‌ای از پیامدهای سلامت‌محور این نوع مداخله را آشکار سازد. ✔️ در پژوهشی تازه از نوع «مطالعه تصادفی‌شده با طراحی متقاطع» که در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ در مجله European Journal of Applied Physiology منتشرشده، پژوهشگران دانشگاه استرالیای غربی 🇦🇺، اثرات غوطه‌وری در آب گرم بر عملکرد عروقی و فشار خون را مورد بررسی قرار دادند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که ۳۰ دقیقه غوطه‌وری در آب گرم می‌تواند موجب بروز تغییرات قابل‌توجهی در عروق خونی زیرپوستی شود؛ به‌گونه‌ای که برخی از این تغییرات از نظر میزان اثرگذاری با تغییرات ایجادشده در پی انجام فعالیت بدنی با شدت متوسط قابل مقایسه بوده و در برخی موارد حتی از آن فراتر می‌روند. ✔️ همچنین، نتایج نشان داد که غوطه‌وری در آب گرم به مدت ۳۰ دقیقه می‌تواند کاهش بیشتری در فشار خون ایجاد کند؛ به‌طوری‌که این کاهش در مقایسه با ۳۰ دقیقه دوچرخه‌سواری با شدت متوسط، بیشتر گزارش شد. با وجود این، تفسیر این یافته‌ها باید با احتیاط صورت گیرد؛ زیرا مطالعه مذکور در مقیاسی محدود انجام شده و حجم نمونه آن کوچک بوده است. بنابراین، یافته‌های حاصل از این پژوهش به‌تنهایی نمی‌تواند مبنایی برای جایگزین‌کردن فعالیت بدنی منظم با غوطه‌وری در آب گرم باشد. ✔️ با این‌حال، در افرادی که به هر دلیل قادر به انجام فعالیت بدنی و ورزش نیستند، غوطه‌وری در آب گرم یا سایر روش‌های موسوم به «گرمادرمانی غیرفعال» passive heat therapy می‌توانند به‌عنوان مداخلاتی بالقوه، امکان بهره‌مندی از برخی آثار مفید و پیامدهای سلامت‌بخش مشابه با ورزش را فراهم کنند. در واقع، این نتایج صرفاً بیانگر آن است که قرار گرفتن در معرض گرمادرمانی غیرفعال، از جمله غوطه‌وری در آب گرم، ممکن است برخی از پاسخ‌های فیزیولوژیک مشابه با ورزش، به‌ویژه در سطح عروقی و قلبی‌عروقی، ایجاد کند. ✔️ برآوردهای اخیر در سطح جهانی نشان می‌دهند که حدود ۳۱ درصد از بزرگسالان در سراسر جهان دستورالعمل‌های مربوط به میزان فعالیت بدنی توصیه‌شده را رعایت نمی‌کنند؛ موضوعی که بر ضرورت بررسی مداخلات کمکی یا جایگزین برای افرادی که ممکن است در مشارکت منظم در فعالیت‌های ورزشی با دشواری مواجه باشند، تأکید دارد. غوطه‌وری در آب گرم، همانند فعالیت ورزشی، موجب افزایش جریان خون و تنش برشی یا همان نیروی برشی در امتداد سطح داخلی دیواره عروق خونی می‌شود؛ فرایندی که با تحریک سازگاری‌های فیزیولوژیک، به بهبود عملکرد عروقی منجر می‌گردد. ✔️ پژوهشگران ۲۵ فرد بزرگسال ۴۵ تا ۷۰ ساله را که اضافه‌وزن یا چاقی داشتند، به مطالعه وارد کردند. میانگین سنی شرکت‌کنندگان ۵۹ سال بود. در طول آزمایش، هر یک از شرکت‌کنندگان دو مداخله متفاوت را به ترتیب تصادفی انجام دادند و بین این دو مداخله حداقل ۷۲ ساعت فاصله وجود داشت. در یکی از مداخلات، شرکت‌کنندگان به مدت ۳۰ دقیقه تا عمق قفسه سینه در آب داغ می‌نشستند. دمای آب روی ۴۰ درجه سانتی‌گراد ثابت نگه داشته می‌شد. در مداخله دیگر، شرکت‌کنندگان یک جلسه ورزش با شدت متوسط انجام دادند؛ به این صورت که به مدت ۳۰ دقیقه با دوچرخه ثابت رکاب زدند و شدت ورزش معادل ۶۰ تا ۷۰ درصد حداکثر ضربان قلب آن‌ها بود. در طول آزمایش‌ها، ضربان قلب، فشار خون متوسط شریانی و دمای مرکزی بدن شرکت‌کنندگان تحت نظر قرار گرفت. ✔️ این مطالعه کوچک و کوتاه‌مدت نشان داد که ۳۰ دقیقه غوطه‌وری در آب ۴۰ درجه، در افراد ۴۵–۷۰ ساله دارای اضافه‌وزن/چاقی، نسبت به ۳۰ دقیقه دوچرخه‌سواری با شدت متوسط، پاسخ حرارتی و اتساع عروقی بیشتری ایجاد کرد و افت حاد بیشتری در فشارخون به همراه داشت؛ اما این به معنی بهتر بودن حمام داغ از ورزش یا جایگزین شدن آن با ورزش نیست. ✅ Comparison between exercise and hot water immersion on skin microvascular responses in older adults with overweight and obesity | European Journal of Applied Physiology | Springer Nature Link https://link.springer.com/article/10.1007/s00421-026-06415-2 ✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی https://t.me/balindaroo   💊💊💊®®® @balindaroo

🌱🫘🫒🎗️تازه های علمی: سویا و سرطان پستان؛ عامل محافظتی یا تهدید پنهان؟ روغن زیتون؛ یک راهکار تغذیه‌ای بالقوه برای کاهش خطر سرطان پستان؟ 🔑 یافته‌های کلیدی: ✔️ مصرف سویا در رژیم غذایی، نه مصرف مکمل‌های سویا، با کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان و نیز کاهش خطر عود سرطان پستان همراه است. بااین‌حال، شواهد مربوط به اثر پیشگیرانه سویا در جمعیت‌های آسیایی که میزان مصرف آن‌ها بالاتر از سطوح معمول در رژیم‌های غذایی غربی است، از ثبات و انسجام بیشتری برخوردار است. شواهد موجود در زمینه پیشگیری از سرطان پستان بیش از آنکه از نقش مکمل‌های غذایی منفرد حمایت کنند، بر اهمیت الگوهای غذایی، به‌ویژه الگوهای غذایی حاوی سویا و روغن زیتون، تأکید دارند. در مورد کوهوش سیاه (Black Cohosh)، شواهد موجود درباره تأثیر آن بر خطر ابتلا به سرطان پستان، همچنان نامشخص و غیرقطعی است. ⁉️🫘🎗️آیا مصرف سویا، می‌تواند به پیشگیری از سرطان پستان کمک کند؟ ✔️ شواهد موجود در خصوص ارتباط میان مصرف سویا و خطر ابتلا به سرطان پستان، تاکنون ناهمگون و تا حدی پیچیده و مبهم بوده است و از انسجام و قطعیت کافی برخوردار نبوده‌اند. بااین‌حال، نتایج حاصل از بخش عمده مطالعات جمعیتی نشان می‌دهد که مصرف بیشتر سویا در رژیم غذایی با کاهش خطر بروز سرطان پستان تا حدود ۲۶ درصد، در مقایسه با سطوح پایین‌تر مصرف، همراه است. بااین‌حال، این ارتباط در جمعیت‌های آسیایی از ثبات و تکرارپذیری بیشتری برخوردار است. یکی از دلایل احتمالی این تفاوت آن است که رژیم غذایی معمول در جوامع غربی، عموماً حاوی مقادیر نسبتاً اندکی از منابع غذایی سویا است؛ به‌گونه‌ای که حتی در افراد واقع در بالاترین سطوح مصرف نیز میزان دریافت سویا ممکن است برای ایجاد یک اثر پیشگیرانه قابل‌توجه کافی نباشد. ✔️ از سوی دیگر، شواهد موجود نشان می‌دهد که مصرف مکمل‌های سویا لزوماً از مزایای مشابه مصرف سویا به‌صورت مواد غذایی برخوردار نیست و نمی‌توان اثرات مشاهده‌شده در مطالعات مربوط به دریافت غذایی سویا را به‌طور مستقیم به مکمل‌های سویا تعمیم داد. افزون بر این، اگرچه شواهد در این زمینه همچنان محدود است، برخی مطالعات جمعیتی نشان داده‌اند که الگوی غذایی با مصرف بالاتر سویا ممکن است با کاهش خطر عود سرطان پستان تا حدود ۲۵ درصد همراه باشد. ✔️ در مجموع، یافته‌های اپیدمیولوژیک موجود حاکی از آن است که مصرف سویا به‌عنوان بخشی از یک الگوی غذایی سالم، به‌ویژه در جمعیت‌هایی که دریافت معمول سویا در آنها بالاتر است، می‌تواند با کاهش خطر بروز و احتمالاً عود سرطان پستان ارتباط داشته باشد. بااین‌حال، برای تعیین میزان اثرگذاری، شناسایی مکانیسم‌های زیستی احتمالی و تفکیک اثر مصرف سویا از سایر عوامل مؤثر بر خطر سرطان پستان، به مطالعات بالینی و اپیدمیولوژیک بیشتری نیاز است. ⁉️🫒🎗️آیا بیماران باید برای کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان، مصرف روغن زیتون را افزایش دهند؟ ✔️ ممکن است افزایش مصرف روغن زیتون مفید باشد. اکثر مطالعات اپیدمیولوژیک نشان داده‌اند که مصرف بیشتر روغن زیتون در رژیم غذایی با کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان ارتباط دارد. افزون بر این، روغن زیتون ممکن است برای برخی بیماری‌های دیگر، از جمله بیماری‌های قلبی‌عروقی و دیابت، نیز فوایدی داشته باشد. اگرچه در حال حاضر شواهد بالینی قطعی و مستحکمی در این زمینه در دسترس نیست، به نظر می‌رسد مصرف روغن زیتون بی‌خطر باشد و علاوه بر احتمال کاهش خطر سرطان پستان، بتواند مزایای بالقوه‌ای برای سلامت عمومی نیز به همراه داشته باشد. ✔️ قوی‌ترین شواهد موجود در زمینهٔ پیشگیری از سرطان پستان، عمدتاً به نقش الگوی غذایی و انتخاب‌های تغذیه‌ای مربوط می‌شود و در مقایسه با آن، شواهد کمتر و به‌مراتب محدودتری از نقش مکمل‌های غذایی در پیشگیری از سرطان پستان حمایت می‌کنند. از این‌ رو، توصیه می‌شود بر پیروی از یک الگوی غذایی سالم، انجام منظم فعالیت بدنی و محدود کردن مصرف الکل تأکید شود. ✅ Natural Medicine Comprehensive Database October 2026. ✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی https://t.me/balindaroo   💊💊💊®®® @balindaroo

🔬🩸⏱️ تازه های علمی: اثر مدت ناشتایی بر آزمایش‌های روتین آزمایشگاهی؛ آیا نگرانی‌ها بیش از واقعیت است؟ ✔️ ناشتا بودن یکی از الزامات رایج برای بسیاری از آزمایش‌های معمول خون است. اغلب به بیماران توصیه می‌شود ۸ تا ۱۲ ساعت پیش از گرفتن نمونه خون، از خوردن هرگونه غذا و نوشیدنی به‌جز آب خودداری کنند. ✔️ بااین‌حال، بر اساس یک مطالعه جدید توسط پژوهشگران مرکز پزشکی آسانِ (Asan) دانشگاه اولسان در سئول کره جنوبی 🇰🇷 که در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ در مجله JAMA Internal Medicine منتشر شده، ممکن است این اقدام برای طیف گسترده‌ای از آزمایش‌ها ضرورتی نداشته باشد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که به‌جز چند مورد استثنایی و قابل‌توجه، بسیاری از بیماران می‌توانند در ساعات پیش از انجام آزمایش غذا بخورند و مایعات بنوشند، بدون آنکه این امر نتایج آزمایش‌ها را دچار اختلال یا تغییر قابل‌توجهی کند. ✔️ این یافته‌ها به‌تنهایی هنوز برای تغییر استاندارد رایجِ ناشتایی پیش از آزمایش کافی نیستند و به این معنا نیز نیستند که باید دستورالعمل‌های پزشکی مربوط به ناشتایی را نادیده گرفت. بااین‌حال، این نتایج شواهد قابل‌توجهی در اختیار ما قرار می‌دهند که نشان می‌دهد ضرورت و مبنای علمیِ توصیه به ناشتایی به‌عنوان یک قاعده پیش‌فرض، پیش از انجام آزمایش‌های روتین خون، نیازمند بازنگری است. ✔️ نویسندگان این مطالعه می‌نویسند: «تحلیل جامع ما نشان می‌دهد که ناشتایی کوتاه‌مدت، تأثیر قابل‌توجهی بر اغلب آزمایش‌های روتین خون ندارد و ناشتایی بیش از ۱۲ ساعت نیز برای هیچ‌یک از آزمایش‌های بررسی‌شده با تغییرات قابل‌توجه و معناداری همراه نبوده است. این یافته‌ها نشان می‌دهند که شاید لازم باشد الزامات سنتی و سخت‌گیرانهٔ مربوط به ناشتا بودن، مورد بازنگری قرار گیرند و به‌جای آن، رویکردی دقیق‌تر و متناسب با هر شاخص آزمایشگاهی (آنالیت) برای آماده‌سازی پیش از آزمایش در نظر گرفته شود.» ✔️ افراد مورد مطالعه همگی بیماران سرپایی بزرگسال بودند که مدت زمان ناشتایی آن‌ها پیش از انجام آزمایش خون ثبت شده بود. نویسندگان این مطالعه جدید، این افراد را بر اساس مدت ناشتایی به سه گروه تقسیم کردند: کمتر از ۸ ساعت، ۸ تا ۱۲ ساعت، و بیش از ۱۲ ساعت. مجموعه داده نهایی آن‌ها شامل بیش از ۹.۷ میلیون نتیجه آزمایش از بیش از ۱۰۱ هزار بیمار بود. پژوهشگران این داده‌ها را به‌دقت بررسی کردند تا مشخص شود آیا تفاوت‌های مرتبط با ناشتایی وجود دارد که از «مشخصات عملکرد تحلیلی» (APS) تعیین‌شده فراتر می‌روند یا خیر. ✔️ به نظر می‌رسد رعایت ناشتایی برای اندازه‌گیری برخی از شاخص‌های آزمایشگاهی، به‌ویژه گلوکز، تری‌گلیسرید، گاماگلوتامیل ترانسفراز (GGT) و لیپاز، اهمیت داشته باشد؛ زیرا سطح هر چهار مورد در بیمارانی که کمتر از ۸ ساعت ناشتا بودند، بالاتر گزارش شد. بااین‌حال، در مورد بسیاری از شاخص‌های آزمایشگاهی دیگر، یافته‌ها نشان می‌دهند که ناشتایی به مدت ۸ ساعت یا بیشتر ممکن است ضرورتی نداشته باشد و صرفاً بیمار را با محدودیت و زحمت اضافی مواجه کند. این یافته‌ها مؤید آن هستند که الزامات مربوط به وضعیت ناشتایی پیش از نمونه‌گیری، باید بر اساس نوع و ویژگی‌های هر آنالیت به‌صورت اختصاصی تعیین شوند، نه اینکه یک رژیم ناشتایی یکنواخت و یکسان برای تمامی آنالیت‌ها اعمال شود. ✔️ «لیو تیب‌یِرگ نوردستگارد، متخصص بیوشیمی بالینی در بیمارستان دانشگاه کپنهاگ و همکارانش در تفسیر همراه این مطالعه اظهار می‌دارند که یافته‌های پژوهش حاضر، حمایت قابل‌توجه و قوی‌ای از شواهد فزاینده‌ای فراهم می‌کند که نشان می‌دهند انجام نمونه‌گیری خون به‌صورت ناشتا ضرورت ندارد.» ✅ Fasting Duration and Differences Across Routine Laboratory Tests | Lifestyle Behaviors | JAMA Internal Medicine | JAMA Network https://jamanetwork.com/journals/jamainternalmedicine/fullarticle/2854601 ✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی https://t.me/balindaroo   💊💊💊®®® @balindaroo

🧠 ☕🥤تازه های علمی: از فنجان قهوه تا نوشیدنی‌های شیرین: نقش الگوی مصرف نوشیدنی‌ها در افسردگی و اضطراب: ✔️ از قهوه و نوشیدنی‌های انرژی‌زا گرفته تا بابل‌تی و نوشیدنی‌های غیرالکلی؛ تحلیل داده‌های مربوط به بیش از ۲ میلیون نفر نشان می‌دهد که میان الگوی مصرف نوشیدنی‌ها و شاخص‌های سلامت روان، رابطه‌ای به‌طور شگفت‌آور پیچیده وجود دارد. ✔️ یک مرور نظام‌مند و فراتحلیل که در ۳۱ اوت ۲۰۲۶ در مجله Depression and Anxiety - مجله علمی و تخصصی در حوزه روان‌پزشکی و سلامت روان - منتشر شده است، نشان داد که مصرف بیشتر برخی از نوشیدنی‌های غیرالکلی با افزایش شانس ابتلا به افسردگی و اضطراب ارتباط دارد. بااین‌حال، شواهد موجود درباره ارتباط میان مصرف این نوشیدنی‌ها و استرس از ثبات و همسویی کمتری برخوردار بود و نتایج مطالعات در این زمینه، یکدست و منسجم نبود. ✔️ پژوهشگران دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه جیلین در چین 🇨🇳، با جست‌وجوی نظام‌مند در پایگاه‌های اطلاعاتی الکترونیکی مختلف، ۵۹ مطالعه مرتبط را شناسایی کردند که در مجموع شامل ۲٬۰۵۰٬۷۱۶ شرکت‌کننده بودند. ارزیابی کیفیت مطالعات نشان داد که بیشتر مطالعات واردشده در این بررسی از کیفیت متوسط برخوردار بودند. در مجموع، این مطالعات در ۲۲ کشور از قاره‌های مختلف انجام شده بودند. ✔️ نتایج فراتحلیل مطالعات واردشده نشان داد که مصرف کلی نوشیدنی‌های غیرالکلی با هر دو مورد افسردگی تشخیص‌داده‌شده از نظر بالینی و علائم افسردگی ارتباط مثبت دارد. در تحلیل‌های اختصاصی بر اساس نوع نوشیدنی، مصرف نوشیدنی‌های شیرین‌شده با شکر، بابل‌تی، نوشیدنی‌های گازدار، نوشیدنی‌های غیرالکلی، نوشیدنی‌های شیرین‌شده با شیرین‌کننده‌های مصنوعی و نوشیدنی‌های انرژی‌زا، با افزایش خطر ابتلا به افسردگی ارتباط مثبت داشت. در مقابل، مصرف بیشتر قهوه با افسردگی رابطه معکوس نشان داد. با این حال، این اثر محافظتی تنها در مورد افسردگی مشاهده شد و به نظر نمی‌رسید که مصرف بیشتر قهوه، تأثیر مشابهی بر اضطراب یا استرس داشته باشد. ✔️ جنیفر پالین، متخصص تغذیه در دانشگاه بریتیش کلمبیا که در این مطالعه مشارکتی نداشت، در ادامه به بررسی سازوکارهای زیستیِ ارتباط میان مصرف بالای قند و سطوح اضطراب پرداخت و اظهار کرد: «یکی از این سازوکارها، التهاب است. مصرف مزمن یک رژیم غذایی سرشار از قند ممکن است موجب افزایش فعالیت التهابی عصبی در نواحی‌ای از مغز شود که در پاسخ‌های اضطرابی نقش دارند. این وضعیت می‌تواند با افزایش نشانگرهای التهابی، از جمله اینترلوکین-۶ (IL-6) و فاکتور نکروز توموری آلفا (TNF-α)، همراه باشد. ✔️ پالین افزود: نوشیدنی‌های شیرین‌شده با قند نیز ممکن است در نوسانات قند خون و مقاومت به انسولین نقش داشته باشند؛ عواملی که می‌توانند بر فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز یا BDNF و انعطاف‌پذیری عصبی (Neuroplasticity)، تأثیر بگذارد. فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF)، پروتئینی حیاتی است که به رشد و حفظ نورون‌ها کمک می‌کند و سطوح پایین آن با افزایش خطر ابتلا به افسردگی مرتبط دانسته شده است. ✔️ رژیم‌های غذایی سرشار از قند همچنین ممکن است ریتم طبیعی کورتیزول را مختل کنند و بر محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال (HPA) که پاسخ بدن به استرس را تنظیم می‌کند، تأثیر بگذارند. استرس اکسیداتیو نیز ممکن است در این فرایند نقش داشته باشد. رژیم‌های غذایی با بار گلایسمی بالا با افزایش سطح پروتئین CRP، که نشانگری از التهاب و استرس اکسیداتیو است، مرتبط دانسته شده‌اند. ✔️ اما قهوه دقیقاً چگونه می‌تواند این اثر محافظتی را ایجاد کند؟ یکی از سازوکارهایی که پژوهشگران برای توضیح این اثر مطرح کرده‌اند، تأثیر کافئین بر انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز است. کافئین با مسدود کردن آدنوزین، یک انتقال‌دهنده عصبی که در احساس خواب‌آلودگی و کُندی عملکرد مغز نقش دارد، باعث افزایش طبیعی سطح دوپامین و سروتونین می‌شود؛ دو انتقال‌دهنده عصبی که برای ایجاد انگیزه، لذت و احساس شادی ضروری هستند. سازوکار احتمالی دیگری نیز می‌تواند به میزان بالای آنتی‌اکسیدان‌های موجود در قهوه مربوط باشد. آنتی‌اکسیدان‌هایی مانند کلروژنیک اسید می‌توانند به کاهش التهاب در مغز کمک کنند؛ التهابی که یکی از عوامل مهم در بروز افسردگی به شمار می‌رود. با این حال، این اثر محافظتی فقط در مورد افسردگی مشاهده شد و به نظر نمی‌رسید که مصرف بیشتر قهوه تأثیر مشابهی بر اضطراب یا استرس داشته باشد. ✅ Ouyang Y. 2026. Nonalcoholic Beverage Consumption and the Risk of Depression, Anxiety, and Stress: A Systematic Review and Meta-Analysis. Depression and Anxiety. https://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1155/da/7404084 ✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی https://t.me/balindaroo   💊💊💊®®® @balindaroo

🔬🍽️ 🧪🧠 تازه های علمی: همراهِ سفره، همراهِ بدن؛ چگونه حضور دیگران بر تنظیم قند خون اثر می‌گذارد؟ ✔️ شام خوردن به‌تنهایی می‌تواند تجربه‌ای همراه با احساس تنهایی باشد. کمبود ارتباط اجتماعی ممکن است نحوه پردازش وعده غذایی توسط بدن را تغییر دهد. یک مطالعه جدید که در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶ توسط پژوهشگران دانشگاه عبری اورشلیم و مرکز پزشکی حییم شِبا در تل هاشومر اسرائیل در مجله Science Advances منتشر شده است، اکنون شواهدی ارائه کرده که نشان می‌دهد غذا خوردن در کنار دیگران می‌تواند به بدن کمک کند تا سطح قند خون خود را متعادل نگه دارد. ✔️ در این آزمایش‌ها، ۱۰۸ شرکت‌کننده کمی بیش از ۱۰۰ گرم نان گندم سفید مصرف کردند. پژوهشگران طی دو ساعت پس از مصرف، پاسخ گلایسمیک افراد را پایش کردند. در یک سناریو، شرکت‌کنندگان نان را به‌تنهایی مصرف کردند؛ در سناریوی دیگر، فردی از نزدیکان و همراهان صمیمی آنان نیز حضور داشت. در سناریوی اجتماعی، افزایش سطح قند خون کمتر بود و سطح گلوکز خون نیز با سرعت بیشتری به مقادیر پایه بازگشت، در مقایسه با سناریویی که افراد به‌تنهایی نان مصرف می‌کردند. نویسندگان پژوهش بر این باورند که این یافته با یک «پدیده نیرومند و پایدار» در انسان‌ها همخوانی دارد. ✔️ شیر آتزیل، پژوهشگر دانشگاه عبری اورشلیم در اسرائیل 🇮🇱، می‌گوید: «تنظیم قند خون تنها به آنچه می‌خوریم وابسته نیست، بلکه افرادی که همراه آن‌ها غذا می‌خوریم نیز می‌توانند در این فرایند نقش داشته باشند. روابط اجتماعی ما نقشی فعال در فرایندهای زیستی مرتبط با سلامت و بهزیستی جسمی ایفا می‌کنند. پژوهشگران، مفهوم «فیزیولوژی اجتماعی» Social Physiology را مطرح می‌کنند: یعنی هومئوستاز بدن ــ حفظ تعادل و ثبات نسبی محیط داخلی بدن ــ ممکن است صرفاً یک فرآیند «فردی» نباشد و روابط اجتماعی بتواند به تنظیم آن کمک کند.» ✔️ آتزیل و همکارانش بر این باورند که یافته‌های آنان در حکم نوعی «اثبات مفهوم» برای اصل «فیزیولوژی اجتماعی» است. فیزیولوژی اجتماعی، چارچوبی زیستی برای درک چگونگی تکامل پیوندهای میان وجوه درونی و بیرونی زندگی ما در طول زمان است. این چارچوب می‌تواند دست‌کم تا حدی توضیح دهد که چرا انسان‌ها، به‌عنوان یک گونه، به همکاری با یکدیگر گرایش دارند: ما موجوداتی به‌هم‌وابسته هستیم که برای بقا در سطحی گسترده‌تر به یکدیگر متکی‌اند. این وابستگی را می‌توان حتی در خون ما مشاهده کرد، آن هم در شرایطی که هیچ تماس فیزیکی مستقیمی با یکدیگر نداریم. ✔️ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که حضور فردی در نزدیکی شما، حتی در صورت فقدان هرگونه تماس فیزیکی، می‌تواند به بهبود کارایی عملکرد فیزیولوژیک بدن کمک کند. بااین‌حال، ماهیت و پیامدهای بلندمدت این آثار همچنان به‌طور کامل مشخص نشده است و نیازمند بررسی‌های بیشتر است. با وجود این، شواهد حاصل از مطالعات جمعیت‌محور به‌طور کلی نشان می‌دهد که تجربه تنهایی با پیامدهای نامطلوبی برای سلامت کلی فرد همراه است. ✔️ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که فیزیولوژی انسان، ذاتاً اجتماعی است. نزدیک بودن به کسی که دوستش دارید، میزان انرژی فیزیکی‌ای را که بدن برای تنظیم و حفظ تعادل خود صرف می‌کند، کاهش می‌دهد. این موضوع نشان می‌دهد که با هم بودن، برای بدن ما یک مزیت متابولیکی مستقیم دارد و یکی از دلایل اصلی تکاملی شکل‌گیری پیوندهای انسانی را آشکار می‌کند: بدن‌های ما در کنار یکدیگر، بهتر عمل می‌کنند و عملکرد مطلوب‌تری دارند. ✅ Social Physiology: Human homeostasis is more efficient in social proximity | Science Advances https://www.science.org/doi/10.1126/sciadv.aeg4937 ✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی https://t.me/balindaroo   💊💊💊®®® @balindaroo