𝘽𝙖𝙡𝙞𝙣 𝘿𝙖𝙧𝙤𝙤
前往频道在 Telegram
این کانال با هدف ارائه مقالات دارویی و بررسی تداخلات دارویی براساس معتبرترین منابع دارویی ایجاد شده است. @shahmirani
显示更多9 896
订阅者
-124 小时
+37 天
-1530 天
帖子存档
9 896
🫁📊 تازه های علمی: داروهای GLP-1 و بیهوشی: شواهدی از افزایش قابلتوجه خطر پسزدن محتویات معده (رگورژیتاسیون) و آسپیراسیون ریوی:
✔️ پژوهشی جدید در بریتانیا از نوع کوهورت آیندهنگر و چندمرکزی که در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶ در مجله Anaesthesia - مجله تخصصی و بینالمللی انجمن متخصصان بیهوشی بریتانیا - منتشر شده، نشان داده است که بیماران تحت درمان با داروهای آگونیست گیرنده پپتید شبهگلوکاگون نوع ۱ (GLP-1 receptor agonists)، از جمله تیرزپاتاید (Mounjaro)، سماگلوتاید (Wegovy و Ozempic)، ممکن است در حین انجام اقدامات پزشکی غیراورژانسی یا اورژانسی، تا ۱۱ برابر بیشتر در معرض بروز رگورژیتاسیون (پسزدن غیرارادی محتویات معده به سمت مری و دهان) نسبت به بیمارانی باشند که این داروها را مصرف نمیکنند.
✔️ اگرچه خطر مطلق بروز این عارضه همچنان پایین گزارش شده است، وقوع رگورژیتاسیون در حین اقدامات پزشکی، بهویژه در شرایطی که سطح هوشیاری بیمار کاهش یافته یا از راه هوایی محافظت کافی وجود ندارد، میتواند با عوارض بالقوه جدی همراه باشد؛ از جمله آسپیراسیون ریوی و ورود محتویات معده به مجاری تنفسی. این یافتهها اهمیت توجه به وضعیت مصرف داروهای GLP-1 و احتمال تأخیر در تخلیه معده را در ارزیابی پیش از انجام اقدامات پزشکی، بهویژه اعمال جراحی و پروسیجرهای نیازمند آرامبخشی یا بیهوشی، برجسته میکند.
✔️ در صورت بازگشت محتویات معده به مری و دهان (رگورژیتاسیون) و همزمانی آن با کاهش یا فقدان توانایی بیمار در کنترل وضعیت بدن، احتمال ورود این مواد به مجاری تنفسی و ریهها افزایش مییابد. این وضعیت میتواند منجر به آسپیراسیون محتویات معده، آسیب ریوی و در موارد شدید، انسداد راههای هوایی شود. ازاینرو، بهمنظور کاهش خطر رگورژیتاسیون و آسپیراسیون حین القای بیهوشی و انجام اعمال جراحی، معمولاً به بیماران توصیه میشود پیش از جراحی برای مدت زمان مشخصی ناشتا باشند.
✔️ با این حال، در بیمارانی که از داروهای آگونیست گیرنده پپتید شبهگلوکاگون-۱ استفاده میکنند، به دلیل تأثیر این داروها بر تخلیه معده و احتمال تأخیر در تخلیه محتویات معده، ممکن است رعایت دوره طولانیتری از پرهیز از مصرف غذاهای جامد پیش از عمل، با هدف کاهش بیشتر خطر آسپیراسیون، مدنظر قرار گیرد. حتی پس از قطع مصرف سماگلوتاید به مدت حداکثر سه هفته، شواهد موجود حاکی از آن است که اختلال در تخلیه معده ممکن است همچنان پایدار بماند. بر این اساس، قطع مصرف دارو برای مدتی کمتر از سه تا چهار هفته احتمالاً برای رفع کامل اثرات آن بر موتیلیتی و تخلیه معده کافی نیست.
✔️ با توجه به نیمهعمر حذف نسبتاً طولانی این داروها، که برای تیرزپاتاید و سماگلوتاید بهترتیب حدود ۵ و ۷ روز گزارش شده است، انتظار میرود برای کاهش غلظت دارو در بدن به سطحی معادل حذف مؤثر آن، حدود پنج نیمهعمر سپری شود. بنابراین، پژوهشگران پیشنهاد میکنند که قطع مصرف تیرزپاتاید به مدت تقریباً ۲۵ روز و سماگلوتاید به مدت تقریباً ۳۵ روز میتواند برای حذف مؤثر دارو از بدن مورد نیاز باشد. این یافتهها بیانگر آن است که اثرات گوارشی ناشی از آگونیستهای گیرنده GLP-1 و داروهای مبتنی بر مسیرهای مشابه ممکن است مدت قابلتوجهی پس از قطع مصرف نیز تداوم داشته باشند و در تصمیمگیریهای بالینی، بهویژه در شرایطی که تخلیه معده اهمیت دارد، مورد توجه قرار گیرند.
✔️ انجمن متخصصان بیهوشی آمریکا، در حال حاضر توصیه میکند که در اغلب بیمارانی که کاندید انجام اعمال جراحی یا پروسیجرهای از پیش برنامهریزیشده یا غیراورژانسی هستند، درمان دارویی مرتبط با کنترل دیابت یا کاهش وزن در دوره پیش از عمل ادامه یابد. بااینحال، در بیمارانی که در معرض خطر بالاتر بروز عوارض گوارشی قرار دارند، این انجمن رعایت رژیم غذایی مایعات به مدت ۲۴ ساعت پیش از انجام پروسیجر را توصیه میکند. هدف از این رویکرد، کاهش احتمال باقیماندن محتویات معده و متعاقباً کاهش خطر عوارض مرتبط با دستگاه گوارش در دوره پیرامون عمل است.
✔️ اگرچه برخی از پزشکان ممکن است بر این باور باشند که قطع موقت داروهای آگونیست گیرنده GLP-1 پیش از انجام جراحی، ایمنترین رویکرد است، اما لازم است با دقت بررسی کنند که آیا خطر تأخیر در تخلیه معده، در مقایسه با خطرات احتمالی ناشی از قطع داروی GLP-1 و تأثیر آن بر بیماری یا شرایطی که دارو برای درمان آن تجویز شده است، بیشتر است یا خیر.
✅ Peri‐operative glucagon‐like peptide‐1 receptor agonist use and outcomes: a national prospective multicentre cohort study - Potter - Anaesthesia - Wiley Online Library
https://associationofanaesthetists-publications.onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/anae.70380
✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی
https://t.me/balindaroo
💊💊💊®®®
@balindaroo
9 896
🧠🔬 تازه های علمی: افسردگی و تغییرات ساختاری مغز؛ شواهد تازه از نقش بار تجمعی افسردگی و کاهش سریعتر حجم ماده خاکستری در هیپوکامپ و قشر پیشپیشانی پشتیجانبی:
✔️ اختلال افسردگی میتواند با تغییراتی در ساختار مغز همراه باشد؛ بااینحال، این تغییرات در تمامی افراد مبتلا به یک شکل بروز نمیکنند.
✔️ یافتههای حاصل از یک مطالعه طولی ۱۰ ساله که در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ در مجله JAMA Network Open منتشر شده، نشان میدهد که آنچه ممکن است از اهمیت بیشتری برخوردار باشد، صرفاً وجود افسردگی نیست، بلکه الگوی سیر و تحول اختلال در طول زمان است. یافتهای که از منظر بالینی و عصبشناختی حائز اهمیت است، آن است که افرادی که افسردگی در آنان سیر مطلوبتر و پایدارتری داشته است، پایداری نسبی بیشتری در ساختار مغز نشان دادهاند.
✔️ این نتایج میتواند مؤید آن باشد که پیامدهای عصبی افسردگی تا حدی با مسیر طولی و چگونگی تداوم یا بهبود علائم در طول زمان ارتباط دارند. این یافتهها این دیدگاه را که افسردگی لزوماً باعث آسیبهای ماندگار میشود، به چالش میکشند. آنها نشان میدهند که مسیر تغییرات مغز ممکن است بسته به مدتزمان افسردگی، دفعات بازگشت آن، و شدت تأثیر آن بر زندگی فرد، متفاوت باشد.
✔️ پژوهشگران «مؤسسه پژوهشهای انتقالی روانپزشکی در دانشگاه مونستر آلمان»، ۲۰۶ نفر را به مدت ۱۰ سال تحت نظر گرفتند. از میان آنها، ۵۷ نفر مبتلا به اختلال افسردگی ماژور بودند — اصطلاح پزشکی برای افسردگی بالینی که آنقدر شدید است که بهطور قابلتوجهی در زندگی روزمره اختلال ایجاد میکند — و ۱۴۹ نفر نیز افراد سالمی بودند که بهعنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند.
✔️ هر فرد بین سه تا شش بار تحت اسکن MRI قرار گرفت؛ این اسکنها تقریباً با فاصله دو سال از یکدیگر انجام شدند. پژوهشگران در مجموع ۷۹۱ اسکن مغزی را بررسی کردند. این بازه زمانی اهمیت زیادی دارد. بیشتر مطالعات تصویربرداری مغزی درباره افسردگی، شبیه گرفتن یک «عکس فوری» هستند. در این مطالعات، مغز افراد مبتلا به افسردگی و افراد بدون افسردگی در یک مقطع زمانی مشخص با یکدیگر مقایسه میشود. اما یک تصویر منفرد نمیتواند نشان دهد که یک تفاوت مغزی از ابتدا وجود داشته، در طول یک دوره دشوار افسردگی ایجاد شده، یا بهتدریج و طی سالها شکل گرفته است.
✔️ این مطالعه بیشتر شبیه یک فیلم بود. پژوهشگران تغییرات مغز هر یک از شرکتکنندگان را در طول زمان زیر نظر گرفتند و همزمان روند بیماری آنها را نیز ثبت کردند. آنها بر سه ناحیه از مغز تمرکز داشتند که اغلب با افسردگی مرتبط دانسته میشوند: هیپوکامپ، اینسولا و قشر پیشپیشانی پشتیجانبی. هیپوکامپ در شکلگیری خاطرات و پردازش احساسات نقش دارد. قشر پیشپیشانی پشتیجانبی از فرایندهایی مانند برنامهریزی، تصمیمگیری، توجه و کنترل هیجانات پشتیبانی میکند. اینسولا نیز به مغز کمک میکند احساسات و سیگنالهایی را که از درون بدن دریافت میشوند، تفسیر کند.
✔️ یافتههای این پژوهش نشان داد هرچه بار تجمعی و طولانیمدت افسردگی بیشتر باشد، کاهش حجم ماده خاکستری در هیپوکامپ و قشر پیشپیشانی پشتیجانبی نیز سریعتر است. در واقع، افرادی که در طول سالها بارِ بیشتری را متحمل شده بودند، تمایل داشتند کاهش سریعتری در حجم مادهٔ خاکستری در هیپوکامپ و قشر پیشپیشانی پشتیجانبی نشان دهند. مادهٔ خاکستری حاوی بخش قابلتوجهی از سلولهای مغزی و اتصالات عصبی است که در فرایند پردازش اطلاعات نقش دارند. بااینحال، تغییر در حجم اندازهگیریشدهٔ مادهٔ خاکستری لزوماً به معنای از بین رفتن سلولهای مغزی یا بروز آسیب برگشتناپذیر مغزی در فرد نیست.
✔️ نکته حائز اهمیت آن است که صرفِ داشتن تشخیص افسردگی، در همه افراد با الگوی یکسانی از تغییرات مغزی همراه نبود. در تحلیل اصلی، علائم حاد افسردگی بهطور معناداری با تغییرات در هیپوکامپ مرتبط بودند؛ بااینحال، این الگوی ناپایدار در تحلیل تکراری مشاهده نشد.
✔️ این نتایج نشان نمیدهند که مغز فرد صرفاً پس از دریافت تشخیص افسردگی، دچار آسیب شده است. بلکه چندین مسیر احتمالی را آشکار میکنند؛ از کاهش سریعتر حجم مادهٔ خاکستری در افرادی که بار بیماری شدیدتر و طولانیتری را تجربه کردهاند، تا ثبات نسبی ساختار مغز در افرادی که سیر بیماری مطلوبتری داشتهاند. افسردگی ممکن است بر مغز تأثیر بگذارد، اما این مطالعه نشان میدهد که سرنوشت فرد در زمان تشخیص بیماری، از پیش تعیینشده نیست.
✅ Illness Severity and Longitudinal Gray Matter Volumes Among People With Major Depressive Disorder | Depressive Disorders | JAMA Network Open | JAMA Network
https://jamanetwork.com/journals/jamanetworkopen/fullarticle/2854031
✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی
https://t.me/balindaroo
💊💊💊®®®
@balindaroo
9 896
💊 ⚕️ اختلال نعوظ ناشی از داروها؛ مروری بر داروهای شایع و ملاحظات بالینی:
🔵 پاسخ کوتاه: دیورتیکهای تیازیدی از جمله شایعترین داروهای ضدفشارخون هستند که میتوانند موجب اختلال عملکرد جنسی، بهویژه اختلال نعوظ شوند. در مقابل، آنتاگونیستهای گیرنده آنژیوتانسین (ARBs)، مهارکنندههای آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACEIs) و برخی از بتابلوکرها، از نظر تأثیر بر عملکرد جنسی گزینههای مناسبتری برای مردان فعال از نظر جنسی محسوب میشوند. آلپروستادیل، دارویی است که برای درمان اختلال نعوظ به کار میرود و برخلاف داروهای ایجادکننده اختلال نعوظ، خود موجب اختلال نعوظ نمیشود.
✔️ اگرچه اختلال نعوظ (Erectile Dysfunction; ED) منشأیی چندعاملی دارد و عوامل عروقی، عصبی، غدد درونریز، روانشناختی و آناتومیک در بروز آن نقش دارند، شواهد فزایندهای نشان میدهند که عوامل دارویی نیز از عوامل مهم و قابلتوجه در ایجاد این اختلال هستند.
✔️ بسیاری از داروهایی که بهطور شایع برای درمان بیماریهای مزمن تجویز میشوند، از جمله داروهای ضد پرفشاری خون، داروهای ضدافسردگی و داروهای ضدروانپریشی، با بروز اختلال نعوظ ارتباط داشتهاند. در برخی موارد، اختلال نعوظ ناشی از دارو میتواند به کاهش پایبندی بیمار به درمان یا قطع خودسرانه داروهای ضروری منجر شود؛ این مسئله بهویژه در بیماران مبتلا به پرفشاری خون یا اختلالات سلامت روان از اهمیت بیشتری برخوردار است. برآوردها نشان میدهند که عوارض جانبی دارویی ممکن است مسئول بروز تا ۲۵ درصد از موارد اختلال نعوظ باشند.
✔️ در میان شایعترین گروههای دارویی مرتبط با اختلال نعوظ میتوان به داروهای ضد پرفشاری خون، داروهای ضدافسردگی و داروهای ضدروانپریشی اشاره کرد؛ این ارتباط بهویژه در سالمندان مبتلا به بیماریهای همراه متعدد بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. اگرچه مکانیسمهای دقیق ایجاد اختلال نعوظ در اثر این داروها بسته به نوع دارو متفاوت بوده و در بسیاری از موارد بهطور کامل شناخته نشدهاند، به نظر میرسد این داروها میتوانند از طریق تأثیر بر مسیرهای عروقی، عصبی یا هورمونیِ دخیل در عملکرد طبیعی نعوظ، موجب اختلال در این فرایند شوند.
✔️ هرگونه داروی مُدر که موجب کاهش قابلتوجه حجم داخل عروقی شود، میتواند از طریق کاهش جریان خون شریانی آلت تناسلی، در ایجاد اختلال عملکرد نعوظ نقش داشته باشد. اسپیرونولاکتون دارای اثرات استروژنی است و بهویژه در دوزهای بالا، با احتمال بیشتری میتواند موجب کاهش میل جنسی و بروز اختلال عملکرد نعوظ شود. بتابلوکرهای نسل اول (نظیر پروپرانولول) و برخی بتابلوکرهای نسل دوم (نظیر آتنولول و متوپرولول) در مقایسه با بتابلوکرهای نسل جدیدتر، از جمله نبیوولول، با شیوع بیشتری از اختلال عملکرد نعوظ همراه هستند. نبیوولول از طریق ایجاد گشادشدگی عروقی، که با مهار گیرندههای آلفا-آدرنرژیک و افزایش آزادسازی نیتریک اکسید (NO) همراه است، اثرات متفاوتی بر عملکرد عروقی دارد. از جمله داروهای ضد پرفشاری خون که از نظر بروز عوارض جنسی، مشخصاً اختلال عملکرد نعوظ، ایمنتر تلقی میشوند، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
🔺مهارکنندههای آنزیم مبدل آنژیوتانسین
🔺آنتاگونیستهای گیرنده آلفا-۱ آدرنرژیک پسسیناپسی مانند ترازوسین و دوکسازوسین
🔺مسدودکنندههای کانال کلسیمی (CCBs)
🔺آنتاگونیستهای گیرنده آنژیوتانسین (ARBs).
✔️ داروهای آنتیکولینرژیک، از جمله آنتیهیستامینها، داروهای ضدپارکینسونی، داروهای ضدافسردگی سهحلقهای و فنوتیازینها، میتوانند با اختلال در عملکرد جنسی و نعوظ همراه باشند. آنتیهیستامینهای نسل دوم با خاصیت آرامبخشی ناچیز یا فاقد اثر آرامبخشی، از جمله لوراتادین، فکسوفنادین و ستیریزین، در مقایسه با آنتیهیستامینهای نسل اول، با شیوع کمتری از اختلال نعوظ همراه هستند.
✔️ داروهای ضدافسردگی از گروه مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) و نیز داروهای ضدافسردگی دارای اثر مهارکنندگی بر بازجذب چندین ناقل عصبی، در مقایسه با داروهای ضدافسردگی سهحلقهای، با میزان کمتری از بروز اختلال نعوظ همراهاند. در میان این داروها، پاروکستین، سرترالین، فلووکسامین و فلوکستین در مقایسه با ونلافاکسین، نفازودون، ترازودون، بوپروپیون، دولوکستین، میرتازاپین، اسسیتالوپرام و ویلازودون، با احتمال بالاتری از بروز اختلال نعوظ همراه هستند.
✅ Dipiro's Pharmacotherapy; A Pathophysiologic Approach 13th Edition.
✅ Czyzewski B, Czyzewska J, Dorota A, Dorota M, Kozlowski K, Zywiec W, Milczarek C, Mariankowska A, Koval I. The Impact of Commonly Used Medications on Erectile Dysfunction: Which Drugs Deserve Particular Attention? Cureus. 2025;17(9):e93259. doi:10.7759/cureus.93259.
✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی
https://t.me/balindaroo
💊💊💊®®®
@balindaroo
9 896
📚🔄⚠️ تازه های علمی: تلقی نادرست عوارض دارویی بهعنوان بیماری جدید؛ مسیری بهسوی تجویزهای غیرضروری و آبشار تجویزی بالقوه نامناسب:
✔️ اگر چندین دارو را بطور همزمان مصرف میکنید، ممکن است بدون آنکه آگاه باشید، دارویی را برای درمان عارضهٔ جانبی ناشی از داروی دیگری مصرف کنید.
✔️ در یک مطالعهٔ کوهورت گذشتهنگر مبتنی بر داده های گسترده سلامت جمعیت در موسسه ICES، انتاریو، کانادا که در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ در "مجلهٔ پزشکی بریتانیا" BMJ منتشر شده است، پژوهشگران با بررسی دادههای مربوط به نسخههای دارویی افراد سالمند در انتاریوی کانادا، ۲۴ ترکیب دارویی شایع را شناسایی کردند که ممکن است در شرایطی ایجاد شوند که در آن، عارضهٔ جانبی یک دارو بهاشتباه بهعنوان یک بیماری یا وضعیت بالینی جدید تفسیر شده و در پی آن، داروی دیگری برای کنترل آن عارضه تجویز شود.
✔️ پائولا روچون، نویسندهٔ اصلی مطالعه و مدیر پژوهش در مرکز سلامت زنان سالمند وستون و اوبورن (Weston and O’Born Centre for Mature Women’s Health) در مرکز سلامت Sinai در تورنتو، در این باره توضیح میدهد: «در چنین شرایطی، عارضهٔ جانبی یک دارو ممکن است بهاشتباه بهعنوان یک بیماری جدید تشخیص داده شود و سپس داروی دیگری برای مدیریت عارضهٔ ناخواسته تجویز شود. پژوهشگران این نوع زنجیرهٔ درمانی را «آبشار تجویزی بالقوه نامناسب» potentially inappropriate prescribing cascade مینامند.»
✔️ ممکن است یک عارضهٔ جانبی، بسیار آسانتر از آنچه تصور میشود، بهصورت یک تشخیص جدید تظاهر کند. این عوارض همیشه به اندازهٔ مواردی مانند بروز بثورات پوستی در روز پس از شروع مصرف یک دارو، آشکار و قابل تشخیص نیستند. روچون اظهار میکند: «این عوارض ممکن است گاهی هفتهها، ماهها یا حتی مدت طولانیتری پس از آغاز مصرف یک دارو بروز کنند؛ بنابراین، افراد همیشه ارتباط میان بروز این علائم و مصرف دارو را تشخیص نمیدهند.»
✔️ برای مثال، در نظر بگیرید که یک پزشک ممکن است برای تسکین کمردرد مزمن، دارویی ضدالتهابی غیراستروئیدی (NSAID) تجویز کند. با گذشت زمان، این دارو ممکن است باعث افزایش فشار خون شود و در نتیجه، بهجای بازنگری در برنامه درمانی اولیه، دارویی برای کاهش فشار خون تجویز شود.
✔️ روچون گفت: برخی عوارض جانبی داروها، مانند افزایش وزن یا یبوست، ممکن است بهسادگی به تغییرات سبک زندگی، از جمله تغییر در الگوی خواب، رژیم غذایی یا میزان فعالیت بدنی، نسبت داده شوند. از سوی دیگر، بسیاری از افراد برای درمان بیماریهای مختلف به پزشکان متفاوتی مراجعه میکنند و اطلاعات مربوط به داروهای مصرفی نیز همواره با جزئیات کافی ثبت نمیشود. در نتیجه، تشخیص اینکه علائم جدید در چه زمانی و تا چه اندازه ممکن است ناشی از عوارض جانبی داروها باشند، میتواند دشوار باشد. افراد سالمند ممکن است بهطور ویژه در معرض خطر تجویز نامناسب داروها قرار داشته باشند؛ زیرا با افزایش سن، افراد معمولاً به بیماریهای مزمن بیشتری مبتلا میشوند و در نتیجه، تعداد داروهای مصرفی آنان نیز افزایش مییابد.
✔️ الکساندر چایتوف، استادیار طب داخلی در دانشکده پزشکی دانشگاه میشیگان و پژوهشگر حوزه ایمنی و اثربخشی داروها در سالمندان، اظهار میکند: «این مطالعه نشان میدهد هرگاه بیماری با علامت جدیدی مراجعه کند که بروز آن، پس از آغاز مصرف یک دارو، از نظر بالینی بتواند بهطور منطقی با آن دارو مرتبط باشد، نخستین گام باید بررسی این احتمال باشد که آیا این علامت در نتیجه مصرف دارو ایجاد شده است یا خیر.»
✔️ عدم تشخیص یک علامت بالینی بهعنوان عارضهٔ ناخواستهٔ دارویی میتواند به انتخاب درمان نامناسب منجر شود. برای مثال، ادم محیطی، بهویژه در ناحیهٔ مچ پا، از عوارض جانبی مسدودکنندههای کانال کلسیمی دیهیدروپیریدینی مانند آملودیپین است. در صورت عدم توجه به ارتباط این عارضه با دارو، ممکن است دیورتیکها بهاشتباه تجویز شوند تا مایعات اضافی از بدن دفع شود. بااینحال، ادم ناشی از این داروها عمدتاً به دلیل افزایش جریان خون/فشار هیدروستاتیک مویرگی ناشی از اتساع آرتریول یا شریانچههای پیشمویرگی ایجاد میشود و نه احتباس سیستمیک مایعات؛ پس مشکل، توزیع مجدد مایع از داخل عروق به فضای بینابینی در بستر مویرگی اندام تحتانی است، نه تجمع بیش از حد مایع در کل بدن. بنابراین، تجویز یک داروی مدر در این شرایط لزوماً به رفع ادم منجر نمیشود و مصرف غیرضروری آن میتواند خطر دهیدراتاسیون و اختلالات الکترولیتی را افزایش دهد.
✅ Some drugs can lead to additional prescriptions, putting older adults at risk - The Washington Post https://www.washingtonpost.com/wellness/2026/09/18/some-drugs-can-lead-additional-prescriptions-putting-older-adults-risk/
✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی
https://t.me/balindaroo
💊💊💊®®®
@balindaroo
9 896
☕🧠 تازه های علمی: پنج دقیقه در مجاورت قهوه؛ آیا عطر آن میتواند حال ما را بهتر کند؟
✔️ در حالی که هنوز در وضعیت نیمهخوابآلود قرار دارید، وارد آشپزخانه میشوید و فرایند دمکردن قهوه را آغاز میکنید. پیش از آنکه حتی نخستین جرعه را بنوشید، مولکولهای معطر قهوه در فضای اتاق منتشر میشوند و از طریق دستگاه بویایی دریافت و پردازش میگردند. در پی این مواجهه بویایی، به نظر میرسد وضعیت ذهنی شما تغییر میکند و سپریکردن ساعات آغازین روز برایتان قابلتحملتر و آسانتر میشود. اما در سطح عصبی، دقیقاً چه فرایندی در مغز رخ داده است؟ هیچ کافئینی وارد جریان خون شما نشده است. قهوه هنوز به لبانتان نخورده است. با این حال، ممکن است مغز شما در حال واکنش باشد. آیا بوی قهوه بهتنهایی میتواند احساس و حالوهوایتان را تغییر دهد؟
✔️ پژوهشگران "دانشگاه علوم دارویی شووا" Showa Pharmaceutical University در ژاپن به بررسی این لحظه پرداختند. این مطالعه اکتشافی قبل–بعد با اندازهگیریهای تکراری درونفردی که نتایج آن در ۹ سپتامبر ۲۰۲۶ در مجله علمی Nutrients منتشر شده است، بر روی ۲۰ دانشجوی ۲۰ تا ۲۹ ساله انجام گرفت.
✔️ پژوهشگران شاخصهای خلقوخو، امواج مغزی، ضربان قلب و تغییرپذیری ضربان قلب (HRV) شرکتکنندگان را در حالی ارزیابی کردند که آنان در مجاورت قهوه تازهدمشده قرار داشتند، بدون آنکه قهوه را مصرف کنند. طی پنج دقیقه، شرکتکنندگان کاهش احساسات منفی را گزارش کردند و در شاخصی مبتنی بر نوار مغزی (EEG) که با میزان آرامش EEG-derived relaxation index مرتبط است، تغییراتی مشاهده شد. با این حال، به نظر میرسید ضربان قلب شرکتکنندگان تغییری قابلتوجه نشان نمیدهد.
✔️ پژوهشگران ۲۰ گرم قهوه آسیابشده را با ۴۰۰ میلیلیتر آب، که تا دمای ۸۵ درجه سانتیگراد (۱۸۵ درجه فارنهایت) گرم شده بود، دم کردند. سپس نوشیدنی حاصل را درون یک ظرف شیشهای، در فاصلهای حدود ۵۰ سانتیمتر (۲۰ اینچ) از هر یک از شرکتکنندگان، قرار دادند. داوطلبان در حالت نشسته و با تنفس طبیعی باقی ماندند تا عطر قهوه در فضای اتاق منتشر شود. پیش و پس از این مرحله از مواجهه با رایحه، شرکتکنندگان پرسشنامهای را تکمیل کردند که مؤلفههایی از جمله تنش و اضطراب، افسردگی و احساس یأس، خشم و خصومت، سرزندگی، خستگی و سردرگمی را ارزیابی میکرد.
✔️ فعالیت مغزی و ضربان قلب با استفاده از یک هدبند قابلحمل ثبت شد، در حالی که تغییرپذیری ضربان قلب (HRV) به کمک یک دستگاه پوشیدنی مجزا اندازهگیری گردید. پس از پنج دقیقه قرار گرفتن در معرض رایحهٔ قهوه، نمرات اختلال خلقی شرکتکنندگان کاهش یافت. آنها کاهش میزان خستگی، تنش و اضطراب، سردرگمی، افسردگی و احساس دلسردی را گزارش کردند. پس از اعمال اصلاحات آماری برای مقایسههای چندگانه، کاهش در خستگی، تنش و اضطراب، سردرگمی، و افسردگی و احساس دلسردی همچنان از نظر آماری معنادار باقی ماند.
✔️ با این حال، سرزندگی بهطور معناداری افزایش نیافت. به نظر میرسید این رایحه کمتر با یک هجوم ناگهانی انرژی مرتبط باشد و بیشتر با کاهش شدت احساسات منفی ارتباط داشته باشد. پژوهشگران افزایش در «شاخص آرامش» بهدستآمده از EEG را شناسایی کردند؛ این شاخص بر اساس سهم نسبی فعالیت امواج مغزی آلفا، بتا و تتا محاسبه شده است.
✔️ بنابراین، این یافتهها نشان میدهد که در یک شاخص محاسبهشده از فعالیت EEG تغییری ایجاد شده است، نه اینکه اثبات کند عطر قهوه باعث آرام شدن مغز شده است. در همین حال، به نظر نمیرسد قلب نیز از این وقفهٔ کوتاه با عطر قهوه تأثیری گرفته باشد؛ نه ضربان قلب و نه تغییرپذیری ضربان قلب، تغییر معناداری نشان ندادند.
✔️ با این حال، نویسندگان خاطرنشان کردند که این یافتهها را نمیتوان بهطور قطعی به اثرات خودِ عطر قهوه نسبت داد. این مطالعه گروه کنترل نداشت؛ بنابراین، تغییرات خلقوخو در شرکتکنندگان ممکن است تحت تأثیر محیط آرام، استراحت، تکرار آزمونها، انتظارات، یا سازگاری با محیط آزمایشگاه قرار گرفته باشد.
✅ Fukatsu, M., Tsuchiya, Y., and Inoue, Y. (2026) Short-Term Psychological and Physiological Changes Following Coffee Aroma Exposure: A Multimodal Assessment. Nutrients. 18(18), 2954. DOI: 10.3390/nu18182954, https://www.mdpi.com/2072-6643/18/18/2954
✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی
https://t.me/balindaroo
💊💊💊®®®
@balindaroo
9 896
⚕️🧠 تازه های علمی: وئوزا چگونه علائم یائسگی را تسکین میدهد؟ نگاهی به مکانیسم اثر آن و تفاوتش با هورموندرمانی:
✔️ گرگرفتگی و تعریق شبانه — که در مجموع «علائم وازوموتور» نامیده میشوند — از شایعترین و آزاردهندهترین علائم دوران یائسگی هستند. این علائم تقریباً ۴۰ درصد زنان را در دورهٔ گذار به یائسگی، که به آن پیرامون یائسگی (پریمنوپاز) گفته میشود، تحت تأثیر قرار میدهند. تا پیش از سال ۲۰۲۴، گزینههای درمانی عمدتاً به هورموندرمانی جایگزین (HRT) محدود میشد. HRT برای بسیاری از زنان بسیار مؤثر است، اما برخی زنان به دلیل تجربهٔ عوارض جانبی قابلتوجه یا داشتن برخی بیماریها و شرایط خاص، نمیتوانند از آن استفاده کنند.
✔️ وئوزا (فزولینتانت) Veoza (fezolinetant)، دارویی است که بهطور اختصاصی برای درمان علائم وازوموتور یائسگی، مانند گرگرفتگی و تعریق شبانه، تأیید شده است. برخلاف درمان جایگزینی هورمونی (HRT)، این دارو هورمونهایی را که بهطور طبیعی در دوران یائسگی کاهش مییابند، جایگزین نمیکند. در عوض، با مسدود کردن سیگنالهایی در سیستم تنظیم دمای مغز عمل میکند؛ سیستمی که در دوران یائسگی بیشفعال میشود.
✔️ استروژن در تنظیم دمای بدن نقش دارد و بهطور معمول موجب کاهش دمای بدن میشود. در دوران گذار به یائسگی، کاهش سطح استروژن موجب فعالشدن گروهی از سلولهای مغزی در هیپوتالاموس، موسوم به سلولهای KNDy میشود. این سلولها در هنگام فعالشدن، مولکول پیامرسانی به نام نوروکینین B ترشح میکنند. افزایش فعالیت این مسیر موجب تحریک بیشازحد سامانه تنظیم دمای بدن در مغز شده و در نتیجه، بروز گرگرفتگی و تعریق شبانه را تحریک میکند. داروی وئوزا با مهار گیرنده نوروکینین ۳ (NK3) عمل میکند. در نتیجه این مهار، نوروکینین B قادر به اتصال به این گیرنده نیست و نمیتواند پیام خود را منتقل کند. بدین ترتیب، فعالیت بیشازحد مسیر تنظیم دمای بدن کاهش یافته و علائمی مانند گرگرفتگی و تعریق شبانه کنترل میشوند.
✔️ این دارو، اولین آنتاگونیست گیرنده نوروکینین ۳ (NK3) است که توسط سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA)، برای درمان گرگرفتگی متوسط تا شدید ناشی از یائسگی تأیید شده است. معرفی یک مولکول جدید برای درمان گرگرفتگیهای متوسط تا شدید دوران یائسگی، گزینه درمانی ایمن و مؤثر دیگری را در اختیار زنان قرار خواهد داد.
✔️ اما یائسگی، بسیار فراتر از گرگرفتگی و تعریق شبانه است. از آنجا که وئوزا، جایگزین هورمونهایی مانند استروژن نمیشود، بیشتر علائم خلقی، خشکی واژن، کاهش تراکم استخوان و سایر پیامدهای ناشی از کمبود استروژن را درمان نمیکند. در زنانی که با این طیف گستردهتر از علائم یائسگی مواجه هستند، درمان جایگزینی هورمونی (HRT) همچنان بهعنوان درمان ارجح در نظر گرفته میشود. درمان جایگزینی هورمونی با جایگزین کردن استروژن از دسترفته در دوران یائسگی و معمولا افزودن پروژسترون، میتواند طیف وسیعی از علائم مرتبط با یائسگی را بهبود بخشد و در عین حال، به حفظ سلامت و استحکام استخوانها نیز کمک کند.
✔️ استفاده از وئوزا همزمان با درمان جایگزینی هورمونی، ممکن است بسته به شرایط فردی بیمار متفاوت باشد و باید در این خصوص با پزشک مشورت شود. شواهد بالینی موجود در حال حاضر عمدتاً اثربخشی و ایمنی وئوزا را بهعنوان گزینهای جایگزین برای درمان جایگزینی هورمونی بررسی کردهاند، نه بهعنوان درمانی که بهصورت همزمان با آن مورد استفاده قرار گیرد.
✔️ وِئوزا برای بسیاری از زنان مؤثر است، اما علائم را بهطور کامل رفع نمیکند. ایمنی و اثربخشی وِئوزا در سه مطالعه که بیش از ۳۰۰۰ زن مبتلا به علائم وازوموتور (گرگرفتگی و تعریق شبانه) متوسط تا شدید در آن شرکت داشتند، مورد ارزیابی قرار گرفته است. در دو کارآزمایی بالینی بزرگ، سه ماه درمان باعث شد تعداد علائم از حدود ۱۰ تا ۱۲ بار گرگرفتگی یا تعریق شبانه متوسط تا شدید در روز، در زنانی که وِئوزا مصرف میکردند، به حدود ۴ تا ۵ بار در روز کاهش یابد. این میزان در زنانی که دارونما (قرص بدون مادهٔ مؤثر) مصرف میکردند، به حدود ۶ تا ۷ بار در روز رسید.
✔️ شایعترین عوارض جانبی گزارششده شامل سردرد، تهوع، درد شکم و بیخوابی هستند. موارد نادری از آسیب کبدی نیز گزارش شده است. نهادهای نظارتی استرالیا و سایر کشورها اکنون توصیه میکنند پیش از شروع درمان، آزمایش عملکرد کبد انجام شود و طی ۹ ماه نخست درمان نیز بهطور منظم عملکرد کبد تحت پایش قرار گیرد.
✅ How does the menopause drug Veoza work? And how is it different to hormone therapy?
https://theconversation.com/how-does-the-menopause-drug-veoza-work-and-how-is-it-different-to-hormone-therapy-285478
✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی
https://t.me/balindaroo
💊💊💊®®®
@balindaroo
9 896
🎽🏃♀️📊 تازه های علمی: ارتباط گنجاندن و تناسب سوتین ورزشی با مشارکت زنان و دختران در فعالیتهای ورزشی:
✔️ ورزش در استرالیا با چالش جدی در زمینه مشارکت مواجه است؛ چالشی که در میان دختران و زنان نمود بیشتری دارد. در سالهای اخیر، دختران و زنان استرالیایی با نرخ نگرانکنندهای از حضور در ورزشهای سازمانیافته کنارهگیری کردهاند. عوامل و موانع متعددی در شکلگیری این روند نقش دارند. با این حال، یکی از موانعی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، مسئله سوتینهای ورزشی و تناسب و راحتی آنهاست. پژوهشگران اخیراً بررسی کردند که تصمیمگیرندگان در مدارس و سازمانهای ورزشی چگونه موانع مرتبط با پستان را در مشارکت افراد در فعالیتهای ورزشی درک میکنند و آیا آنها سوتین ورزشی را بهعنوان بخشی از راهحل این موانع در نظر میگیرند یا خیر.
✔️ سوتینهای ورزشی برای دختران و زنان ضروری هستند، زیرا پستان ها هنگام فعالیتهایی مانند دویدن، پریدن یا تغییر جهتهای سریع، حرکت زیادی دارند. این حرکت میتواند باعث درد، سایش و احساس خجالت یا ناراحتی شود؛ عواملی که ممکن است مشارکت در فعالیتهای ورزشی را کاهش دهند و بر عملکرد تأثیر منفی بگذارند. یک سوتین ورزشی با حمایت بالا و اندازه مناسب میتواند این مشکلات را کاهش داده یا برطرف کند و به دختران و زنان اجازه دهد با راحتی بیشتری ورزش کنند. با این حال، تحقیقات نشان میدهد که تا ۸۸ درصد از دختران از سوتینهای ورزشی با اندازه نامناسب استفاده میکنند و تنها حدود یکسوم آنها در کلاسهای تربیت بدنی یا ورزشهای مدرسه سوتین ورزشی میپوشند.
✔️ نگنجاندن سوتینهای ورزشی در لباسهای رسمی مدارس یا تجهیزات ورزشی و همچنین فقدان آموزش درباره نحوه انتخاب و تناسب صحیح سوتین و سلامت پستان، از جمله خلأهایی هستند که نیازمند توجه و رفع میباشند. بااینحال، خبر امیدوارکننده آن است که میتوان این کاستیها را از طریق اصلاحاتی عملی و قابل اجرا برطرف کرد تا سلامت، آسایش و عملکرد دختران و زنان در فعالیتهای ورزشی ارتقا یابد.
✔️ این تیم پژوهشی با انجام یک مطالعه پیمایشی، دیدگاههای ۲۲۵ نفر از افراد مسئول تصمیمگیری در زمینه انتخاب و تهیه اقلام پوشاک ورزشی را بررسی کرد. شرکتکنندگان شامل مربیان، معلمان، مدیران و هماهنگکنندگان برنامهها بودند و از ۱۵۳ سازمان ورزشی و ۷۲ مدرسه در سراسر استرالیا انتخاب شدند. نتایج این مطالعه چند چالش اساسی را آشکار کرد:
🔺بسیاری از دختران و زنان از مزایای استفاده از سوتینهای ورزشیِ حمایتی و نقش آنها در فعالیتهای ورزشی آگاهی کافی ندارند.
🔺هزینه بالا، دسترسی برخی افراد به سوتین ورزشی را دشوار میکند؛ این مسئله بهویژه در مدارس و ورزشهای جامعهمحور بیشتر مشهود است.
🔺سوتینهای ورزشی در بسیاری از موارد همچنان بهعنوان نوعی پوشاک زیرین تلقی میشوند، نه بهعنوان بخشی از تجهیزات و پوشاک تخصصی موردنیاز برای عملکرد ورزشی.
✔️ اکثریت پاسخدهندگان معتقد بودند مشکلات مرتبط با پستان، مشارکت ورزشی دختران و زنان را محدود کرده، موجب ترک فعالیت و کاهش عملکرد آنان میشود. حدود ۹۵٪ نیز بر این باور بودند که سوتین ورزشی به کاهش درد پستان هنگام ورزش کمک میکند و بیش از ۹۰٪ معتقد بودند که با کاهش حرکت بیشازحد پستان، احساس خجالت را کاهش میدهد. در حالی که دو سوم افراد معتقد بودند سازمان آنها باید این آموزش را ارائه دهد، کمتر از ۱٪ واقعاً آموزشهایی درباره سوتین ورزشی ارائه میکردند. همچنین تنها ۲٪ بهطور رسمی سوتین ورزشی را در لباس یا تجهیزات ورزشی مدارس یا تیمها گنجانده بودند.
✔️ آکادمی ورزش کوئینزلند، آموزش سلامت پستان و جلسات تخصصی تعیین و تنظیم سایز سوتین ورزشی را به خدمات حمایتی خود برای ورزشکاران اضافه کرده است. یک فیزیوتراپیست بهصورت فردی با ورزشکاران جلسه برگزار کرد تا توضیح دهد که طراحی و اندازه مناسب سوتین ورزشی چگونه میتواند عملکرد و راحتی را بهبود بخشد و به پیشگیری از آسیبهای پستان کمک کند.
✅ Poorly fitting sports bras are forcing some women and girls away from sport – new research
https://theconversation.com/poorly-fitting-sports-bras-are-forcing-some-women-and-girls-away-from-sport-new-research-291967
✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی
https://t.me/balindaroo
💊💊💊®®®
@balindaroo
9 896
🧑🔬🔍💅 تازه های علمی: این تغییر ظریف در ناخنها، میتواند نشانهای از یک بیماری پنهان باشد:
✔️ مشکلات زمینهای و کمتر قابلمشاهدهٔ سلامتی گاهی خود را از طریق تغییرات مرتبط و بههمپیوسته در بدن نشان میدهند؛ تغییراتی که ممکن است پیش از بروز هرگونه علامت واقعی ظاهر شوند. این تغییرات میتوانند بهعنوان «علائم هشداردهنده» مفیدی برای انجام تصویربرداریهای پزشکی و آغاز درمانهای لازم مورد توجه قرار گیرند.
✔️ در مروری بر مطالعات موردی منتشرشده در ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ در «مجله علوم پزشکی آمریکا» American Journal of the Medical Sciences، یکی از قدیمیترین و معتبرترین مجلات پزشکی آمریکا، پژوهشگران دانشکده پزشکی راتگرز نیوجرسی، ارتباط میان لونولاهای متمایل به قرمز ــ همان شکلهای نیمهماهمانندی که در قسمت پایینی ناخنها دیده میشوند ــ و طیف گستردهای از بیماریها، از جمله نارسایی قلبی، سیروز کبدی و آرتریت روماتوئید را روشن کردهاند.
✔️ قرمز شدن لُونولا (هلال ناخن) از رنگ سفید طبیعی آنها، پدیدهای نادر است؛ بااینحال، هنگامی که چنین تغییری رخ میدهد، اغلب با یک بیماری زمینهای در سایر بخشهای بدن ارتباط دارد. البته پژوهشگران اذعان دارند که سازوکار دقیق این ارتباط هنوز بهطور کامل مشخص نیست. این مرور علمی در پایان توصیه میکند افرادی که نشانههای قرمز شدن لونولاها را دارند، تحت ارزیابی جامع سلامت قرار گیرند تا احتمال وجود یک بیماری زمینهای یا اختلال دیگری در بدن بررسی شود.
✔️ وظیفهٔ «لُونولا» یا همان قسمت هلالیشکلِ ناخن، تولید سلولهای جدیدی از پروتئین کراتین است. این سلولها به سمت جلو حرکت میکنند و با سفت شدن، بخشهای دیگر ناخن را تشکیل میدهند. لونولاها معمولاً روی انگشتان شست دست و انگشتان بزرگ پا برجستهتر و قابل مشاهدهتر هستند. اگرچه از چندین دهه پیش، وجود لونولاهای قرمز با بیماریهای قلبی و برخی مشکلات دیگر مرتبط دانسته شده است، این بررسی جامعترین مرور انجامشده دربارهٔ موارد و گزارشهای مرتبط با این موضوع تا به امروز است.
✔️ یکی از مطالعات جدیدتر که توسط پژوهشگران مورد بررسی قرار گرفت، نشان داد که این نواحی تغییررنگیافته در ناخنها، برای مثال، با بیماریهای بافت همبند مرتبط بودهاند؛ بااینحال، وجود بیماریهای مذکور لزوماً در همه افراد مبتلا به لُونولای قرمز مشاهده نمیشود و از سوی دیگر، در همه افرادی که دارای لُونولای قرمز هستند نیز در نهایت یک بیماری زمینهای تشخیص داده نمیشود. همچنین، در برخی گزارشهای موردی، مشاهده لُونولای قرمز در افراد مبتلا به آلوپسی آرهآتا alopecia areata و نیز در موارد مسمومیت با مونوکسید کربن گزارش شده است.
✔️ بر اساس یافتههای این مرور، بیماریهای قلبیعروقی، خودایمنی و روماتولوژی بیش از سایر بیماریها در منابع علمی با لُونولای قرمز مرتبط بودهاند. بااینحال، این مرور تأکید میکند که احتمال وجود یک بیماری سیستمیک زمانی بیشتر است که تغییر رنگ قرمز در چندین ناخن مشاهده شود، نه صرفاً در یک ناخن. وقتی تغییر رنگ فقط در یک ناخن دیده میشود، معمولاً احتمال وجود یک مشکل زیر ناخن (ساباونگوال) بیشتر است.
✔️ لُونولا، یعنی بخش هلالیشکل و سفیدرنگ در قاعدهٔ ناخن، ممکن است دچار تغییرات رنگی متعددی شود. برای نمونه، تغییر رنگ به آبی میتواند با دیابت مرتبط باشد، در حالی که تغییر رنگ قهوهای با بیماریهای کلیوی ارتباط داده شده است. با این حال، نکتهٔ اصلی مطرحشده در این مرور آن است که بروز تغییر رنگ قرمز در لُونولا نباید نادیده گرفته شود و میتواند نیازمند بررسی و ارزیابی بالینی بیشتر باشد.
✔️ در ادامه، بررسی سازوکارهای زیستیِ احتمالیِ مرتبط با ارتباط میان تغییرات قرمزرنگ مشاهدهشده در نواحی مختلف ناخن و برخی اختلالات یا وضعیتهای سلامت، میتواند به درک بهتر این پدیده کمک کند. یکی از مکانیسمهای احتمالی مطرحشده در این زمینه، گشادشدگی عروق مویرگی (capillary vasodilation) است. این فرایند به افزایش قطر عروق خونی کوچک واقع در بستر ناخن اشاره دارد که در پی آن، جریان خون موضعی در این ناحیه افزایش مییابد. بنابراین، تغییرات قابل مشاهده در رنگ ناخن ممکن است، دستکم در برخی شرایط، بازتابی از تغییرات در جریان خون و وضعیت عروقی بستر ناخن باشد. با فشار بر لونولاهای قرمز ناخن، اگر این نواحی سفید شوند، احتمال اتساع عروق مویرگی مطرح میشود؛ یافتهای که میتواند نشاندهنده اختلالات عروقی و نیازمند بررسی بیشتر باشد.
✅ Red lunula: A reflection of systemic disease - The American Journal of the Medical Sciences
https://www.amjmedsci.org/article/S0002-9629(26)00277-6/fulltext
✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی
https://t.me/balindaroo
💊💊💊®®®
@balindaroo
9 896
🧬🔬 تازه های علمی: انزال بیشتر، اسپرم باکیفیتتر؟ یافتههای تازه یک مطالعه علمی که توجه پژوهشگران را جلب کرده است:
✔️ وقتی صحبت از تولیدمثل به میان میآید، زیستشناسی زنان اغلب با مفهوم «محدودیت زمانی باروری» توصیف میشود. زنان با بیشترِ ذخیرهٔ تخمکهایی که در طول زندگی خود خواهند داشت، به دنیا میآیند؛ بنابراین، سن یک زن معمولاً با سن تخمکهای او یکسان است. در نتیجه، زنان مسنتر تخمکهای مسنتری تولید میکنند. اما تولیدمثل در مردان متفاوت است. اسپرمها از دوران بلوغ به بعد بهطور مداوم تولید میشوند و میتوانند پیش از انزال در دستگاه تولیدمثل ذخیره شوند. این بدان معناست که سن یک مرد لزوماً با سن اسپرمهای او یکسان نیست. پس در مدتی که اسپرمها منتظر میمانند، چه اتفاقی برای آنها میافتد؟
✔️ به مردانی که قصد بچهدار شدن دارند، اغلب توصیه میشود برای چند روز از رابطهٔ جنسی خودداری کنند تا فرصت کافی برای افزایش تعداد اسپرمها فراهم شود. درست است که پرهیز جنسی میتواند تعداد اسپرمها را افزایش دهد، اما حجم مایع منی تنها عامل تعیینکنندهٔ باروری نیست.
✔️ مطالعهٔ جدید پژوهشگران دانشگاه آکسفورد که در ۲۵ مارس ۲۰۲۶ در مجله Proceedings of the Royal Society B منتشر شده، نشان میدهد که در مردان (و نیز در حیوانات نر)، اسپرمهایی که در طول دورهٔ پرهیز جنسی در دستگاه تولیدمثل ذخیره میشوند، در واقع با گذشت زمان دچار نوعی «پیری» شده و کیفیت خود را از دست میدهند. از پیش میدانستیم که باروری مردان با افزایش سن کاهش مییابد. بااینحال، این پرسش همچنان مطرح بوده است که آیا مدت زمانی که اسپرمها در شرایط ذخیرهشده باقی میمانند نیز در این کاهش باروری نقش دارد یا خیر.
✔️ پاسخ به این پرسش بهویژه در شرایط کنونی اهمیت زیادی دارد. به نظر میرسد فعالیت جنسی، بهخصوص در میان جوانان، در حال کاهش است. این روند، در کنار گرایش جهانی به تأخیر انداختن فرزندآوری، ممکن است کاهش نرخ باروری در جهان را بیش از پیش تشدید کند.
✔️ برای بررسی این موضوع، پژوهشگران دادههای مربوط به مایع منی را از ۱۱۵ مطالعه منتشرشده که در مجموع نزدیک به ۵۵ هزار مرد از ۳۱ کشور را شامل میشدند و نیز ۵۶ مطالعه حیوانی روی ۳۰ گونه مختلف، گردآوری کردند. پژوهشگران دریافتند هنگامی که مردان از انزال خودداری میکنند، کیفیت اسپرم آنها بهطور قابلتوجهی کاهش مییابد. تحرک اسپرم (توانایی آن برای شنا کردن) و زندهمانی آن کاهش پیدا میکند و آسیب به DNA اسپرم نیز افزایش مییابد.
✔️ پژوهشگران، دو علت احتمالی را شناسایی کردهاند. نخستین عامل، استرس اکسیداتیو است؛ نوعی فرایند زیستی مشابه «زنگزدگی» که در اثر آن ترکیبات اکسیدکننده در اسپرم تجمع یافته و میتوانند به ساختار و عملکرد اسپرمها آسیب فیزیکی وارد کنند. عامل دوم، کاهش ذخایر انرژی است. برخلاف بسیاری از سلولهای دیگر، اسپرمها سلولهایی بسیار فعال هستند و ظرفیت محدودی برای بازسازی و تأمین مجدد ذخایر انرژی خود دارند. بنابراین، در صورت نگهداری طولانیمدت، ذخایر انرژی آنها بهتدریج کاهش یافته و در نهایت به اتمام میرسد.
✔️ سازمان جهانی بهداشت (WHO) توصیه میکند که پیش از ارائه نمونه اسپرم برای آزمایش، درمانهای ناباروری یا اقداماتی مانند لقاح آزمایشگاهی (IVF)، فرد به مدت دو تا هفت روز از انزال خودداری کند. با این حال، یافتههای تازه این پژوهش نشان میدهد که اگر هدف، بهبود کیفیت اسپرم موجود در نمونه باشد، دورههای کوتاهتر پرهیز از انزال ممکن است نتیجه بهتری داشته باشند. این موضوع از یک یافتهٔ جدید حمایت میکند که نشان میدهد انزال در فاصلهٔ ۴۸ ساعت پیش از ارائهٔ نمونه، در مقایسه با دورههای طولانیتر پرهیز جنسی، نتایج درمان IVF را بهبود میبخشد. همچنین، این یافته با یک فرضیه در زیستشناسی تکاملی همخوانی دارد.
✔️ میدانیم که در نخستیها، انزال مکرر در پی خودارضایی میتواند موجب بهبود کیفیت انزال شود. در کنار نتایج بهدستآمده از پژوهش حاضر، این یافته حاکی از آن است که خودارضایی در مردان ممکن است دارای یک مزیت سازشی باشد؛ به این معنا که با تخلیه و حذف اسپرمهای آسیبدیده و انباشتهشده، به پاکسازی اسپرمهای نامطلوب ذخیرهشده در دستگاه تولیدمثل کمک میکند. اسپرم تنها در بدن جنس نر دچار کاهش کیفیت و زوال نمیشود، بلکه پس از جفتگیری نیز ممکن است در دستگاه تولیدمثل جنس ماده بهتدریج قابلیت زیستی خود را از دست بدهد. در انسان، اسپرم معمولاً تنها برای چند روز در دستگاه تولیدمثل زن زنده میماند.
✅ Ejaculating more frequently may improve sperm quality – new study
https://theconversation.com/ejaculating-more-frequently-may-improve-sperm-quality-new-study-275373
✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی
https://t.me/balindaroo
💊💊💊®®®
@balindaroo
9 896
🩺📚 تازه های علمی: مواجهه با محدودیت مصرف شکر در اوایل زندگی، با کاهش خطر ابتلا به سرطان در بزرگسالی مرتبط است:
✔️ آیا میزان شکری که پیش از دو سالگی مصرف کردهاید، میتواند بر سلامت شما دههها بعد—حتی در دهه ۷۰ زندگی—تأثیر بگذارد؟ یک مطالعه جدید به سرپرستی پژوهشگران دانشگاه کشاورزی چین و دانشگاه کمبریج که در ۴ اوت ۲۰۲۶ در مجله «مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده» PNAS منتشر شده، نشان میدهد که پاسخ این پرسش ممکن است مثبت باشد.
✔️ افرادی که در سالهای ابتدایی زندگی خود کمتر در معرض شکر قرار داشتند، در سالهای بعدی زندگی احتمال بسیار کمتری برای ابتلا به چندین نوع مختلف سرطان داشتند و همچنین نشانههایی از پیری بیولوژیکی آهستهتر در آنها مشاهده شد. همچنین پژوهشگران دریافتند که حتی در بزرگسالی نیز این افراد همچنان شکر کمتری مصرف میکردند و در مجموع رژیم غذایی سالمتری داشتند.
✔️ پاسخ دادن به این سؤال در دنیای واقعی برای پژوهشگران کار سادهای نیست. پژوهشگران طبیعتاً نمیتوانند چنین آزمایشی را روی نوزادان واقعی انجام دهند؛ یعنی نوزادان را به گروههای مختلف تقسیم کنند، به یک گروه شکر بدهند و بعد ۷۰ سال صبر کنند تا ببینند چه اتفاقی میافتد.
✔️ جیرهبندی شکر در بریتانیا پس از جنگ، یک فرصت نادر و ارزشمند در اختیار پژوهشگران قرار داد. پس از جنگ جهانی دوم، شکر در بریتانیا برای چندین سال همچنان جیرهبندی میشد. اما در سپتامبر ۱۹۵۳، جیرهبندی پایان یافت و مردم شروع به مصرف مقدار بسیار بیشتری شکر کردند. میزان مصرف تقریباً دو برابر شد. این موضوع باعث شد کودکانی که تنها چند ماه با یکدیگر اختلاف سنی داشتند، در دوران جنینی و همچنین سالهای ابتدایی کودکی، میزان مواجهه بسیار متفاوتی با شکر داشته باشند.
✔️ در این مطالعه، از دادههای بیش از ۶۴٬۰۰۰ نفر که در بریتانیا بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۶ متولد شده بودند، استفاده شد. افرادی که در سالهای زودتر متولد شده بودند، بخش بیشتری از ۱۰۰۰ روز نخست زندگی خود را در دورهٔ جیرهبندی شکر سپری کردند؛ در حالی که افراد متولدشده در سالهای بعد، بهتدریج و در مقایسه با نسلهای پیشین، مدت کمتری را تحت تأثیر این محدودیت غذایی قرار داشتند.
✔️ منظور پژوهشگران از ۱۰۰۰ روز نخست زندگی، دورهٔ زمانی از لحظهٔ لقاح تا پایان دو سالگی کودک است. این دوره از اهمیت حیاتی برخوردار است، زیرا بدن در این مرحله با سرعت بسیار زیادی در حال رشد و تکامل است. در این بازه، اندامها در حال شکلگیری و رشد هستند، فرایندهای متابولیک و تنظیم سوختوساز بدن پایهریزی میشوند و سیستم ایمنی نیز بهتدریج تکامل مییابد.
✔️ پژوهشگران برای بررسی و پایش موارد ابتلا به سرطان، از دادههای بانک زیستی بریتانیا UK Biobank استفاده کردند؛ یک پایگاه دادهٔ عظیم سلامت که وضعیت شرکتکنندگان را طی چندین دهه پیگیری میکند و از جمله، اطلاعات مربوط به بروز سرطان و زمان تشخیص آن را ثبت میکند.
✔️ یافتههای پژوهشگران نشان داد افرادی که در ۱۰۰۰ روز نخست زندگی خود، دورههای طولانیتری از جیرهبندی شکر را تجربه کرده بودند، در سالهای بعدی زندگی با بروز پایینتر پنج نوع سرطان مواجه شدند: سرطان پستان، پروستات، کبد، رکتوم و ریه. این ارتباط در مورد سرطان کبد بیشترین شدت را داشت؛ بهطوریکه میزان بروز آن حدود ۶۹ درصد کمتر بود. کمترین کاهش، هرچند همچنان قابلتوجه، مربوط به سرطان پستان بود که حدود ۳۶ درصد کاهش نشان داد. نکتهٔ مهم این بود که این تفاوتها تنها چندین دهه پس از پایان دورهٔ جیرهبندی شکر آشکار شدند.
✔️ همچنین، یافتههای پژوهشگران نشان داد که مواجهه با جیرهبندی شکر با پیری زیستی یا پیری بیولوژیکی ارتباط دارد. سن زیستی یا سن بیولوژیکی، مفهومی متمایز از سن تقویمی است و بیانگر میزان فرسودگی و تغییرات مرتبط با افزایش سن در سطح سلولی، بافتی و فیزیولوژیک است. بهعبارت دیگر، ممکن است دو فرد هر دو ۷۰ سال سن تقویمی داشته باشند، اما از نظر شاخصهای زیستیِ پیری، از جمله وضعیت سلولها و عملکرد دستگاه ایمنی، درجات متفاوتی از پیری را نشان دهند.
✔️ یکی از شاخصهای سنجش پیری زیستی یا پیری بیولوژیکی، بررسی طول تلومرهاست؛ ساختارهای محافظ انتهای کروموزومها که معمولاً با افزایش سن کوتاهتر میشوند. یافتهها نشان داد افرادی که در ۱۰۰۰ روز نخست زندگی مدت طولانیتری با جیرهبندی شکر مواجه بودند، تلومرهای بلندتری داشتند. برآوردها نشان میدهد این تفاوت، معادل حدود ۲٫۲ سال کندتر شدن روند پیری زیستی است.
✅ Babies born under sugar rationing grew into adults with lower cancer risk
https://theconversation.com/babies-born-under-sugar-rationing-grew-into-adults-with-lower-cancer-risk-289873
✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانی
https://t.me/balindaroo
💊💊💊®®®
@balindaroo
