ch
Feedback
دکتر فریبا بشر دوست

دکتر فریبا بشر دوست

前往频道在 Telegram

تهران پارس خ 111 (ملکی)پ22 تلفن 02177889129

显示更多
1 075
订阅者
-124 小时
-27
-530
帖子存档
مغز چگونه با لذت شدید، دزدیده می‌شود؟! انیمیشن فوق‌العاده و کوتاه Nuggets در مورد نحوه‌ی معتاد شدن که در سال ۲۰۱۴ است توسط کارگردان انیمیشن آلمانی آندریاس هیکاد ساخته شده است و در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۴ در کانال YouTube Filmbilder & Friends آپلود شده است. همه‌ی چالش اعتیاد و رفتارهای مشابه مثل خیانت و قمار و اعتیاد به سکس...، بخاطر لحظه‌یِ تجربه‌یِ پیک یا اوجِ ناگهانیِ لذت است که مغز را برای همیشه می‌دزدد (Amygdala hijack). مغز انسان برای تجربه‌ی لذت شدید، تکامل نیافته و با تجربه‌ی آن فرو می‌پاشد؛ مثل پر نور شدنِ کوتاهِ لامپی که به برقی با ولتاژ بالا وصل می‌شود: لحظه‌ای تجربه‌یِ خورشید شدن و بعد تاریکی و ظلمات... https://t.me/DrBashardoost

🎥انواع دلبستگی طبق نظریه روان‌شناختی جان بالبی 📌درباره عشق و روابط اجتماعی https://t.me/DrBashardoost

نام هر درد و رنجی تروما نیست — چطور یک بیماری روانی به مد شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد؟ 🔴 این روزها تروما به واژۀ رایجی تبدیل شده است که خیلی‌ها گمان می‌کنند تجربه‌اش کرده‌اند. اما در گذشته، تروما دایرۀ خیلی محدودتری از آسیب‌ها را در بر می‌گرفت که معمولاً ناشی از جراحات جسمی بود. در اوایل قرن بیستم، روان‌رنجوری‌هایی مانند «موج‌گرفتگی» در سربازانی که از جنگ بازگشته بودند نیز به آن اضافه شد. بعدها روان‌شناسان مجموعۀ پیامدهای تروما را در مفهوم جدیدی به اسم «اختلال استرس پس از سانحه» یا پی‌تی‌اس‌دی دسته‌بندی کردند که دایرۀ بسیار وسیعی داشت و همین باعث شد این کلمه وارد زبان عموم مردم شود.  🔴 پی‌تی‌اس‌دی یکی از شناخته‌شده‌ترین حالاتی است که به دنبال تروما ایجاد می‌شود. علائم آن عبارت‌اند از افکار مزاحم، اجتناب از یادآوری خاطرات مربوط به تروما، و تغییر در احساسات، شناخت، برانگیختگی و واکنش‌های فرد. 🔴 امروزه دانش ما دربارۀ تروما، دلایل به وجود آمدن آن و پیامدهایش، خیلی گسترده‌تر شده است. می‌دانیم تجربیات مختلف از جمله حضور در جنگ، آزار و تجاوز جنسی و هر اتفاق آزاردهنده و مرگبار دیگری می‌تواند منجر به مشکلات پس از سانحه شود. همچنین امروزه می‌دانیم اتفاقاتی که به‌طور مستقیم مرگبار نیستند، ازجمله رفتارهایی همچون سوءاستفادۀ عاطفی یا مالی، قلدری و بی‌توجهی نیز می‌توانند به واکنش‌ها و پاسخ‌های پس از سانحه منجر شوند. بااین‌حال، چنین نیست که هر آسیب یا مشکل روانی‌ای را بشود ناشی از تروما دانست. 🔴 روان‌شناسی به نام آهونا گوها این استفادۀ بیش‌ازحد از واژۀ تروما را «تلۀ تروما» نامیده است. تلۀ تروما وضعیتی است که علی‌الخصوص در بستر شبکه‌های اجتماعی با آن روبه‌روئیم: توصیف رفتارها و عادت‌های نسبتاً بی‌ضرر به‌عنوان نشانۀ تروما. چیز‌هایی مثل تماشای مکرر یک برنامه یا درگیری بیش‌ازحد با یک تصمیم کوچک. 🔴 تلۀ تروما می‌تواند خطراتی جدی به بار بیاورد. اولاً باعث می‌شود تصور نادرستی از این مفهوم مهم نزد عموم مردم ایجاد شود. به‌عنوان نمونه، یکی از مهم‌ترین خصوصیات تروما، اجتناب قربانیان از به زبان آوردن آن است. آن‌ها حتی اگر از آن واقعه حرف بزنند، معمولاً شدتِ آسیبی که دیده‌اند را پنهان می‌کنند. این کاملاً در تقابل است با داستان‌های پراشک چشمی که در شبکه‌های اجتماعی تحت عنوان تروما دست به دست می‌شود. همچنین تلۀ تروما ممکن است باعث شود فرد به‌اشتباه در خودش اختلالی را تشخیص دهد و بر اساس آن تصمیماتی اشتباه بگیرد. 🔴 تلۀ تروما گاهی در شبکه‌های اجتماعی به دست‌آویزی برای جلب توجه بیشتر تبدیل می‌شود، و چه بسا اهدافی اقتصادی برای تبلیغ یک محصول یا ایده، در پشت آن نهفته باشد. 🔴 البته که خوب است آسیب‌های روانی را جدی بگیریم و به دنبال درمان آن‌ها باشیم، اما حتماً لازم نیست برای توجیه درد و رنج خود به آن برچسب تروما بچسبانیم، زیرا بدون این کار هم می‌توانیم به رنج خود توجه کنیم و آن را تسکین دهیم. همچنین، طبیعی است که در زندگی با موقعیت‌های سخت بین‌فردی، برای مثال روابط پرتنش، دعوا با دوستان یا رقابت‌های خواهر و برادری، مواجه شویم. این تجربه‌ها تروما نیستند و حتی ممکن است در رویارویی با آن‌ها، انعطاف‌پذیری و مهارت‌های بین‌فردی را یاد بگیریم و به شناخت بهتری از خودمان برسیم. https://t.me/DrBashardoost

نوروز (Névrose) اصطلاحی است که ویلیام کولِن در سال 1777 وارد کرد و به طور تحت اللفظی به معنای «بیماری اعصاب» است. در روان‌کاوی نِوروز عبارت از تعارضی است نفسانی که از مکانیسم دفع امیال منشأ گرفته است. پسیکونوروز از نوروزهای کنونی که واکنشی بیش نسبت به حرمان های موجود در زندگی فعلی فرد نیستند، متمایز می شود، زیرا منعکس کننده‌ی تعارضاتی قدیمی است که به زندگی گذشته مربوط می‌شوند. نِوروز دارای دو نوع مهم و اصلی است: از یک سو هیستری که از دیرباز ذهن آدمیان را به خود مشغول داشته بود و سرانجام توسط شارکو مورد تجدیدنظر قرار گرفت و از سوی دیگر نوروزِ وسواسی-اجباری که فروید به کشف آن نائل آمد. فروید مطالعات بالینی خود را براساس برداشتی که از نِوروزها داشت، به رشته‌ی تحریر درآورد؛ از آن جمله‌اند مطالعه‌ای راجع به دختر جوانی به نام دُرا ، مطالعاتی چون مرد گرگ آذین، مرد موش آذین و هانسِ کوچک. فروید نوروزهای انتقالی را که در طول روان کاوی در رابطه‌ی بیمار با روان کاو ظاهر می‌شوند و شرایط بهبود او را با تکرار تعارضات گذشته فراهم می‌کنند، از نوروزهای نارسیسیک که منشأ پسیکوز را تشکیل می‌دهند، متمایز می‌سازد. نِوروز حاصل تعارضی میان من و این و آن نفسانی است. در وهله‌ی اول، این و آن نفسانی به نام مقتضیات خارجی دفع و از ضمیر آگاه رانده می‌شود، ولی بلافاصله تقاضای جبران خسارت می‌کند. جبران این خسارت‌ها از طریق عوارض بیماری و فانتسم های مختلف صورت می‌گیرد. نوروز در مقابل پسیکوز قرار دارد و از لحاظ ساختمان و تشکل نفسانی کاملاً از آن متمایز است. در عرف فروید، نِوروز تنها به معنای بیماری نیست بلکه شاهدی است از تعارضاتی که در بطن آرزومندی های فرد به وجود می‌آیند. به قول فروید، «نِوروز پدیداری بی معنی نیست» بلکه «شکلی از وجود نفسانی انسان است». می‌توان آن را بیماری تمنای آدمی دانست یعنی فراورده‌ای پرمعنی از ضمیر ناآگاه. https://t.me/DrBashardoost

چرا باید به جای اهدافتان، ترس‌هایتان را تشریح کنید؟ (۲۰۱۷) انتخاب‌های دشوار — که بیش از همه از انجام دادن، پرسیدن و گفتن آن‌ها واهمه داریم — در اکثر موارد دقیقاً همان کاری هستند که باید بکنیم. چطور می‌توانیم بر خودناتوانی چیره شویم و کاری بکنیم؟ تیم فریس ما را تشویق می‌کند تا ترس‌هایمان را، در تمرینی ساده اما قدرتمند به نام «تنظیم ترس» با جزئیات کامل در نظر بیاوریم و بنویسیم. درباره این‌که این تمرین چطور به رشد شما در محیط‌های پراسترس و جدا کردن چیزهای قابل کنترل از چیزهایی که نمی‌توانید کنترل کنید کمک می‌کند بیشتر یاد بگیرید. https://t.me/DrBashardoost

مادرها ولایت ندارند! دکتر فاطمه علمدار؛ جامعه‌شناس و رئیس هیئت مدیره موسسه مهروماه ۱. با نوزادم رفته ام به یک همایش. مسیر ورودی راهی برای عبور کالسکه ندارد. مرد خوش‌پوشی جلو می‌آید و کمکم می‌کند که کالسکه را از پله‌ها بالا ببرم و با مهربانی می‌گوید که خودش هم نوزاد دارد. ازش نمی‌پرسم بچه را کجا گذاشتی که توانستی بیایی به همایش. بدیهی است که بچه پیش مادرش است. این ولی اولین سوالی است که هرجا که بدون نوزادم می‌روم از من پرسیده می‌شود. من باید قبل از اینکه جایی بروم مشخص کرده باشم که نوزادم کجا می‌ماند در نبود من. چون بدیهی نیست که در نبود مادر، بچه پیش پدر می‌تواند باشد! ۲. جلسه دفاع رساله همسرم است. من در جلسه هستم و از نوزادمان مراقبت می‌کنم. جلسه به خوبی برگزار می‌شود و می‌رویم. هفته بعد، من سخنرانی دارم. همسرم با من می‌آید و مراقب نوزادمان است. جلسه که تمام می‌شود حضار برای همسرم دست می‌زنند به عنوان پدر نمونه‌ای که مراقب نوزاد بود تا مادرش بتواند سخنرانی کند. کسی در پایان جلسه دفاع همسرم ولی برای من دست نزد! ۳. هر دو جلسه داریم. دوستی از نوزادمان مراقبت می‌کند. جلسه همسرم زودتر تمام می‌شود. همزمان، نوزادمان بی‌تاب شده. او به سرعت خودش را به خانه می‌رساند تا نوزادمان را آرام کند. من که می‌رسم، دوستمان می‌گوید: "همسر خیلی خوبی داری. هر مرد دیگری بود عصبانی می‌شد و می‌گفت یعنی چی؟! بمونه خونه بچه‌اش رو بزرگ کنه!" همسر من قطعا مرد خوبی است. نه چون از فعالیت اجتماعی من عصبانی نمی‌شود و به عنوان پدر، از نوزادش مراقبت می‌کند؛ چون توانسته مقهور این نگاه رایج که مراقبت از فرزند را "وظیفه طبیعی و بدیهی" مادر می‌داند و "لطف و بزرگواری" پدر، نشود. نگاهی که هم پشتوانه قانونی دارد و هم فرهنگی. ۴. مادران به اندازه موهای سرشان از همه این توصیه‌ها را می‌شنوند که تا بچه بزرگ شود کارهایت را کم کن و کمتر از خانه بیرون برو و اولویتت باید بچه‌ات باشد.این صدای بلند در یادآوری وظایف مادرانه و تلطیفش با گذاشتن بهشت زیر پای مادران و مقدس کردنشان، وقتی با سکوت کرکننده در مقابل قانونی که هیچ حقی برای مادر قائل نیست، مقایسه می‌شود وضعیت حیرت‌انگیزی را رقم می‌زند. ما در جایی زندگی می‌کنیم که ماده ۱۱۸۰ قانون مدنی‌اش که مصوب سال ۱۳۰۷ است می‌گوید: "طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود می‌باشد" و ماده‌های بعدی این ولایت را توضیح می‌دهند.اینکه پدر و جد پدری همزمان بر بچه‌های زیر ۱۸سال ولایت دارند و حتی می‌توانند برای بعد از فوتشان هم وصی تعیین کنند تا در نگهداری و تربیت مواظبت کرده و اموالش را اداره کند (ماده ۱۱۸۸) و حتی به وصی هم این اختیار را بدهند که برای بعد از وفاتش برای مولی علیه، وصی تعیین کند (ماده۱۱۹۰). مادر در این دنیای اختیارات ولایی پدر و پدرشوهرش کجاست؟ مادر در کنار پدر، حضانت دارد و باید حقوق فرزند را رعایت کند (ماده۱۱۶۸) و سرپرستی فرزند تا ۷ سالگی با اوست (ماده۱۱۶۹). حضانت که می‌گویند یعنی نگهداری. یعنی مراقبت. یعنی همین وظیفه بدیهی که مادران باید انجام دهند و اگر انجام ندهند جامعه شماتتشان می‌کند. ولایت ولی به پدر و اجداد پدری اجازه می‌دهد که فرزند را به قتل برسانند و قصاص نشوند (ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی) چون خودشان ولی دم هستند. اختیار خون فرزند را دارند و اموالش را و... ۵. قانونی که از ولایت قهری پدر و اجداد پدری می‌گوید و حضانتی که می‌شود به مادر داد یا نداد، سال ۱۳۰۷ تصویب شده و هنوز دارد در زندگی روزمره ما؛ وقت پاسپورت گرفتن برای بچه‌هامان، وقت جراحی کردنشان، وقت ثبت نام کردنشان در مدرسه و حساب بانکی باز کردن برایشان و ازدواج دخترانمان و ...کار می‌کند و در دادگاه های خانواده، زنانی را که می‌فهمند هرچه قدر که ادله بیاورند برای دادگاه در توانمندتر بودن خودشان از شوهر و پدرشوهرشان، چیزی به جز حق حضانت و نگهداری و مراقبت کردن از فرزند بهشان داده نمی‌شود، تحقیر می‌کند. ۶. تاریخ گذشت. قبیله‌ها به خاندان تبدیل شدند و خاندان‌ها به خانواده‌های گسترده و خانواده‌های گسترده به خانواده هسته‌ای. عصر کشاورزی گذشت و تقسیم کار اجتماعی عوض شد و مشاغل موروثی که باید از پدر به پسر منتقل می‌شد به خاطره دور تبدیل شد. زنان توانستند درس بخوانند، کار کنند، درآمد داشته باشند. خیلی چیزها در زندگی بشر روی کره زمین تغییر کرد و همین الان که من اینها را می‌نویسم احتمالا پژوهشگرانی نشسته‌اند در کتابخانه‌های شهرهای مختلف این کره خاکی و دارند از متونی که می‌گویند در تمدن بین النهرین، فرزندان به عنوان نیروی انسانی جزو اموال خاندان پدری محسوب می‌شدند و کم کم این منطق، کارکرد خودش را از دست داد، فیش برداری می‌کنند... مادران ایران ولی، زندگی‌اش می‌کنند... https://t.me/DrBashardoost

در سکوت از افسردگی خود رنج نبرید. (۲۰۱۷) نیکی وبر آلن تهیه‌کننده و فعال اجتماعی می‌گوید داشتن احساسات نشانه ضعف نیست — معنی آن این است که ما انسان هستیم. حتی بعد از تشخیص اضطراب و افسردگی، وبر آلن از گفتن آن به دیگران خیلی خجالت می‌کشید.او وضعیت خود را مخفی کرد تا آن‌که یک تراژدی خانوادگی نشان داد که نزدیکان او هم رنج می‌بردند. در این سخنرانی مهم درباره سلامت روان، او گشاده درباره تلاشش صحبت می‌کند — و اینکه چرا جوامع رنگین‌پوست باید قبح صحبت درباره افسردگی را بشکنند چرا که آن را ضعف می‌دانند و این مسئله جلوی کمک گرفتن افراد در رنج را می‌گیرد. https://t.me/DrBashardoost

⭕️ چرا علم ژنتیک با ازدواج های فامیلی موافق نیست؟ 🔻چرا ازدواج_فامیلی خطرناک است ؟   از لحاظ ژنتیکی میزان شباهت هر فرد به پدر ،مادر،خواهر و برادرش ۵۰ درصد است و این شباهت به مادربزرگ، پدربزرگ،خاله ،دایی،عمو و عمه ۲۵درصد و با فرزندان آنها (cousin) ۱۲.۵ درصد می باشد. این ۱۲.۵ درصد بدان معناست که ۱۲.۵ درصد از ژنوم آنها دقیقاً مشابه یکدیگر و نشات گرفته از یک خاستگاه یعنی پدربزرگ و مادربزرگ‌هاست، اما شباهت توالی ژنوم آنها به دلیل وجود دیگر ژن‌های مشترک بین انسان‌ها قطعاً بیشتر از ۱۲.۵ درصد است.   در ازدواج خویشاوندی احتمال هموزایگوت شدن فرزندان افزایش می‌یابد.از آنجا که هر فرزند نصف ژنوم خود را از پدر، (از طریق اسپرم) و نصف دیگر ژنوم خود را از مادر( از طریق تخمک) دریافت می‌کند و در ازدواج فامیلی پدر و مادر با یکدیگر شباهت ژنتیکی دارند، در نتیجه احتمال انتقال ژن‌های یکسان  به فرزندان و هموزایگوت شدن آن‌ها وجود دارد.این احتمال در ژنتیک تحت عنوان ضریب درون زادآوری یا همخونی یا inbreeding بیان می‌شود و با F نشان داده می‌شود، ضریب همخونی نشان دهنده هموزیگوتی برای ژن‌ها با یک منشا و خواستگاه می‌باشد.مقدار ضریب درون زاد آوری صفر تا یک میباشد که در ازدواج غیر خویشاوند این مقدار صفر و در گیاهانی و جانورانی که خود لقاحی دارند تقریبا یک می‌باشد. 🔰هموزیگوت شدن فرزندان یعنی کم شدن تنوع در جایگاه‌های ژنتیکی که مطلوب نیست!   در فرزندان حاصل از ازدواج خویشاوندی احتمال رخداد بیماری‌های تک ژن و چندعاملی افزایش می‌یابد. در ازدواج فامیلی بیماری‌های مغلوب جنسی یا غیر جنسی افزایش پیدا می‌کند.بروز این بیماری‌ها ارتباط مستقیم با هموزایگوت شدن فرزندان دارد. 🔰چگونه ازدواج خویشاوندی سبب بیمار شدن فرزندان می‌شود؟   برای بسیاری از افراد این پرسش مطرح است که چگونه پدر و مادری سالم فرزند بیمار خواهند داشت ؟ همانطور که اشاره شد، در ازدواج خویشاوندی بیماری‌های ژنتیکی مغلوب افزایش پیدا می‌کند در این بیماری‌ها فرد غالب سالم و فرد هتروزیگوت یا ناقل نیز سالم می‌باشد اما فرد مغلوب یا هموزیگوت بیمار می‌باشد. پدر و مادری که ناقل هستند دارای دو آلل(ژن) برای یک بیماری هستند که یکی سالم و دیگری حامل بیماری است، هنگامی که این پدر و مادر هر دو آلل بیماری را به فرزند خود منتقل کنند فرزند هموزیگوت و دارای ژنوتیپ مغلوب خواهد بود و بیماری را نشان می‌دهد/بیولوژیسم https://t.me/DrBashardoost

شب بیداری و …. https://t.me/DrBashardoost

🧠 مشکل در به خاطر سپردن، به یاد آوردن و اختلال در تمرکز، پدیده‌ای است که با عناوین مه مغزی، هوشیاری ابری یا ابری‌شدن هوشیاری (Clouding of consciousness) و یا مه‌آلودگی ذهنی شناخته می‌شود. مشکل حافظه، عدم تمرکز، خستگی و افکار پراکنده برخی از علائم آن است. مه مغزی، معمولاً افراد مبتلا به برخی شرایط پزشکی از جمله   فیبرومیالژیا، تیروئیدیت‌هاشیموتو، سندرم خستگی مزمن، افسردگی، اختلال طیف اوتیسم، بیماری سلیاک و اختلالات عصبی روانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. عوامل بسیاری از جمله کمبود مواد مغذی در ایجاد مه مغزی نقش دارند؛ از همین رو مصرف مکمل‌ها به بهبود این وضعیت کمک می‌کند. بر اساس شواهد علمی، مکمل‌های زیر تاحدودی علائم مه مغزی را مهار می‌کنند: ۱. ویتامین D مطالعات نشان می‌دهد مصرف مکمل‌های ویتامین D سلامت روانی کلی، از جمله خلق و خو، کاهش افکار منفی و علائم اضطراب و افسردگی، را در افراد بهبود می‌بخشد. ویتامین D یک ماده مغذی محلول در چربی است که برای عملکرد سیستم ایمنی، سلامت مغز و... ضروری است. کمبود ویتامین D ممکن است بر سلامت شناختی تأثیر منفی بگذارد و منجر به بروز علائم مه مغزی شود. افرادی که افسردگی یا علائم افسردگی دارند، اغلب علائم مه مغزی مانند ضعف تمرکز و مشکلات حافظه را تجربه می‌کنند. افراد مبتلا به افسردگی بیشتر در معرض کمبود چندین ماده مغذی از جمله ویتامین D هستند. کمبود ویتامین D نیز با افزایش خطر افسردگی مرتبط است. تحقیقات نشان می‌دهد که مکمل‌های ویتامین D می‌توانند به افزایش سطح ویتامین D و بهبود علائم افسردگی از جمله مه مغزی کمک کنند. هم‌چنین، یک مطالعه کوچک روی ۴۲ زن یائسه که کمبود ویتامین D داشتند، نشان داد کسانی که روزانه دوز کافی ویتامین D به مدت یک سال دریافت می‌کردند، در آزمون‌های یادگیری و حافظه عملکرد بهتری داشتند. ۲. امگا ۳ مصرف مکمل‌های امگا ۳ برای سلامت مغز مفید است و علائم خاص مه مغزی، از جمله مشکلات توجه و حافظه، را بهبود می‌بخشد و به ارتقای تمرکز، رفع علائم افسردگی و بهبود خلق و خو کمک می‌کند. علاوه بر این، مکمل‌های امگا ۳ در بهبود علائم اضطراب نیز مؤثرند. افرادی که اضطراب را تجربه می‌کنند، بیشتر در معرض مه مغزی هستند؛ زیرا اضطراب می‌تواند بر خلق و خو، تمرکز و حافظه تأثیر منفی بگذارد. ۳. منیزیم منیزیم یک ماده معدنی ضروری است که در لوبیا، دانه‌ها و اسفناج یافت می‌شود. منیزیم برای بسیاری از عملکرد‌های ضروری بدن، مانند واکنش‌های آنزیمی، تولید انرژی، عملکرد عصبی و تنظیم فشار خون لازم است. سطوح ناکافی منیزیم در بدن، بر سلامت مغز تأثیر منفی می‌گذارد و منجر به علائم مه مغزی مانند اختلال در تمرکز می‌شود. کمبود منیزیم در افرادی که استرس دارند، رایج‌تر است و حتی می‌تواند حساسیت به استرس را افزایش دهد. استرس می‌تواند باعث اختلال حافظه، تضعیف تمرکز و علائم اضطرابی شود. حفظ سطوح کافی منیزیم در بدن از طریق مصرف مکمل‌ها به کاهش حساسیت به استرس و در نتیجه بهبود اختلالات شناختی مرتبط با استرس و علائم مه مغزی کمک می‌کند. ۴. ویتامین C ویتامین C در بسیاری از عملکرد‌های مهم بدن از جمله سلامت مغز نقش دارد. کمبود ویتامین C با افسردگی و اختلال شناختی مرتبط است و ممکن است بر خلق و خو نیز تأثیر منفی بگذارد. مطالعات نشان می‌دهد که مکمل ویتامین C با بهبود خلق و خوی افراد مبتلا به افسردگی، می‌تواند عملکرد شناختی را افزایش و مه مغزی مرتبط با افسردگی را در آنها کاهش دهد. ۵. B کمپلکس مطالعات نشان می‌دهد که سطوح ناکافی یا کمبود برخی ویتامین‌های گروه B می‌تواند منجر به علائم مه مغزی مانند مشکلات حافظه، مشکل در تمرکز و ... شود. سطوح ناکافی یا کمبود سایر ویتامین‌های B، از جمله ویتامین B ۶ و فولات، ممکن است علائم مه مغزی، از جمله مشکلات تمرکز و حافظه را تشدید کند. مصرف مکمل B کمپلکس با کیفیت بالا به کاهش این علائم کمک می‌کند ۶. ال تیانین ال تیانین (L-theanine) ترکیبی است که در چای سبز و سایر گیاهان یافت می‌شود. برخی از مطالعات نشان می‌دهد که مصرف مکمل ال تیانین ممکن است به بهبود هوشیاری ذهنی، واکنش‌های عصبی و حافظه کمک کند، تنش را کاهش و آرامش ذهنی را افزایش دهد. کاهش استرس، بهبود کیفیت خواب و حفظ سلامت شناختی در رفع مه‌آلودگی مغز نقش دارد. https://t.me/DrBashardoost

یونگ می‌گوید: به دنبال هر فروپاشی، نوزایی است؛ این دو همچون شب و روز به دنبال یکدیگر می‌آیند. همان‌طور که وقتی شب فرا می‌رسد، به جای تلاش برای بازگرداندن آن به روز، فعالیت‌هایمان را با شرایط شبانه هماهنگ می‌کنیم، در دوران افسردگی نیز بهتر است ظاهر و سبک زندگی‌مان را با حال درونی خود تطبیق دهیم. اشکالی ندارد اگر حس و حال پوشیدن لباس‌های شاد یا رسیدگی به سر و وضع‌تان را ندارید؛ به خودتان اجازه دهید که راحت باشید. با این کار، جهان درونتان را به رسمیت می‌شناسید و از هدر دادن انرژی برای جنگیدن با جریان طبیعی زندگی پرهیز می‌کنید. شنا کردن در خلاف جهت رودخانه، تنها انرژی‌تان را تحلیل می‌برد. بیشتر تنها بمانید و به گفت‌وگو با صدای درونی خود بپردازید. این دوره، فرصتی بی‌نظیر است تا بشنوید درونتان چه می‌گوید و چه می‌خواهد. به تغییراتی که درونتان رخ می‌دهد توجه کنید و آن‌ها را یادداشت کنید. نیازی نیست نویسنده‌ای برجسته باشید؛ کافی است احساسات و افکارتان را ساده و صادقانه روی کاغذ بیاورید. حتی اگر تصمیم گرفتید بعداً این نوشته‌ها را از بین ببرید، مهم این است که با این کار، به وضوح بیشتری در شناخت احساسات و خواسته‌های واقعی خود دست پیدا کنید. هدف این است که صدای حقیقی خود را که در هیاهوی زندگی روزمره و انتظارات دیگران گم شده، باز یابید. از این سکوت و خلوت شبانه بهره ببرید، چرا که روزی روشن در راه است. دوباره خورشید می‌تابد و جهان برایتان جذاب‌تر خواهد شد. آدم‌ها بار دیگر به چشمتان زیبا می‌آیند و زندگی با طراوت تازه‌ای به جریان می‌افتد. یونگ توصیه می‌کند، وقتی چنین لحظه‌ای فرا رسید، آن را با آیینی خاص جشن بگیرید؛ چرا که این جشن نشانه‌ای از بازگشت انرژی زندگی به شماست. نکته‌ای عمیق از ساموئلز و یونگ ساموئلز معتقد است: «از دیدگاه یونگ، افسردگی به معنای مسدود شدن انرژی است؛ اما همین انرژی، زمانی که آزاد شود، مسیر مثبتی خواهد یافت.» چشم‌انداز شما تنها وقتی شفاف خواهد شد که به درون قلب خود بنگرید. کسی که فقط به جهان بیرون می‌نگرد، در رویاها سرگردان است. اما بیداری، با نگریستن به درون رخ می‌دهد. کارل گوستا یونگ https://t.me/DrBashardoost

سلین دیون : حرفهایی با پدرم ... تقدیم به همه ی پدران❤️❤️❤️

🔰 تأثیر مخرب کلمه " چرا " 🔸هنگامی که مشکلات خود را بررسی و تحلیل می کنید و از خود می پرسید چرا این اتفاق افتاد؟ یا چرا همه چیز آنطور که من می خواستم پیش نرفت؟ 🔸ضمیر ناخوداگاه به طور طبیعی بر روی موارد منفی تمرکز پیدا می کند تا توجیهی برای مشکل پیدا کند و این باعث می شود تا عمیق تر در مشکل فرو روید و از رسیدن به یک راه حل سازنده دور و دورتر شوید. 🔸اما اگر به محض اینکه کلمه "چرا" به ذهن شما خطور کرد سریعا کلمات "چطور" و "چگونه" را جایگزین کنید، ذهن ناخودآگاه به جای پرداختن به موارد منفی به پیداکردن منابع راه حل در درون شما می پردازد و موارد و راهکارهای سازنده حل مشکل را در اختیار شما قرار خواهد داد. ❌ چرا این اتفاق افتاد؟ ✅ چگونه این اتفاق افتاد؟ ✅ چطور باید آن را حل کنم؟ https://t.me/DrBashardoost

🔺چطور همه چیزایی که یاد می گیریم رو بخاطر داشته باشیم؟ https://t.me/DrBashardoost